The first 200 lines.
باور نکردنيه تقريبا نيم ساعته که ما اينجاييم
اگه کارتون بود تا حالا شکل ژامبون شده بوديم
اينم گارسون ببخشيد
سلام خانم - "اين که "فيبيه -
خب، همه ش همين بود؟
صبر کن صبر کن، اينجا چي کار مي کني؟
...خب من اونجا بودم
بعد شما گفتي ببخشيد خانم... بعد من اومدم اينجا
نه! منظورم اينه که چجوريه که اينجا کار ميکني؟
چون اينجا به محل زندگيم نزديکه و پيشبنداش هم خيلي خوشگله
ميشه از اول شروع کنيم؟
خيلي خب عاليه من دوباره ميرم اونجا
ksjvk تنظيم از
نميدونم که داره منو امتحان مي کنه ...يا واقعا رفتارش اينجوري
!ولي ميمون من از کنترل خارج شده...
همش پيغام هاي منشي تلفني رو پاک ميکنه
!ظاهرا تصادفي
منم از اين کارا کردم
و سه روز پشت سر هم ...زود تر از من ميره سراغ روزنامه
و ميشاشه رو قسمت جدول...
از اين کارا تاحالا نکردم
حالا تو هي بگو اين دقيقا شبيه خواهرش نيست من ميگم بينشون تفاوت ميبينم
!اونا دوقلو هستن
"خب که چي؟ "فيبي" "فيبيه اورسلا" سکسيه"
يادته يه وقتايي ميشينيم يه چيزايي با هم ميگيم؟
بيخيال ديگه اين کارو نکنيم - باشه -
هي "فيبي" حدس بزن امروز کيو ديدم
!اوه چه بازي باحالي
ليام نيسون"؟" - نه -
مورلي سيفر"؟"
!اون زنه که موهاي منو کوتاه مي کنه
بيخيال! اين بازي ممکنه خيلي طول بکشه
"خواهرت "اورسلا
اوه جدا؟
...آره تو اون رستوران
ريفز" آره ميدونم"
پس ميدوني؟ خواهرت ميگفت !سالهاست با هم حرف نزديد
خب اون چاق شده بود؟
از اونجا که من وايساده بودم چاق به نظر نميومد
مگه تو کجا وايساده بودي؟
خب پس شما دو تا با هم رابطه نداريد نه؟
از اين دعواهاي احمقانه ي بين خواهراس ميدوني که
همه فکر مي کنن اون خواهر خوشگله ست
...مثلا اون زود تر از من شروع کرد راه رفتن
با اينکه من همون روز ديرتر شروع کردم راه رفتن ولي باز اون اولي بود
وقتي من شروع کردم راه رفتن والدينم گفتن "آره اينو که ديدم جديد چي داري؟"
ببخشيد "فيبز" من بايد برم کلاس زايمان دارم
منم کلاس زمين شناسي دارم ولي تو کلاس ورزش ميبينمت؟
قراره فقط تو و "کارول" اونجا باشيد؟
نه "سوزان" هم هست
بابا ها هستن، لزبين ها هستن !تيم والدين تکميله
يه خرده واست عجيب نيست؟
...اول هاش سخت بود
الان ديگه خودم رو با شرايط سازگار کردم...
راس" اون ژاکت منه"
!ميدونم
ما خانواده "روستن" هستيم
من "جي.سي" هستم اينم "مايکل" هستش
و ما قراره يه پسر داشته باشيم و يه دختر
آفرين به شما خيلي خب، بعدي کيه؟
سلام، من "راس گلر" هستم
و اين پسر منه اين تو
و اينم "کارول ويليک"ه "و اينم "سوزان بانچ
..."سوزان" و "کارول"
نفر بعد کيه؟
ببخشيد من نفميدم چه نسبتي دارن؟
با هم دوستن - شريک زندگيشم -
مثل دو تا دوست نزديک
بيشتر شبيه دو تا عاشق
ميدونيد که زنا چقدر ميتونن به هم نزديک شن
من و "سوزان" با هم زندگي ميکنيم - و من قبلا باهاش ازدواج کرده بودم -
با "کارول"، نه من - يه خرده پيچيده ست -
ولي ما مشکلي نداريم - دقيقا -
!خب، دو قلو
!مثل دو تا پرنده
"زينگ به خودت "هلن
نينا بوکبايندر" ميخواد شما رو ببينه"
خيلي خب بفرستش بياد تو
سلام "نينا" بيا تو - ميخواستيد منو ببينيد؟ -
داشتم داده هاي مربوط به تو رو ميديدم
تو اطلاعات مربوط به جمعه رو پيش پيش برام فرستادي
...و اين بده، چونکه
اينجوري پيش بره "شمبول" من در وضعيت بدي قرار مي گيره
ببخشيد؟
"شمبول"
شاخص ميزان بهره گيري واحدها از ليزلاين
درسته! گرفتم گرفتم
ديگه تکرار نميشه، ديگه هيچ وقت ...کاري نميکنم که
شمبول" تون اذيت بشه"
قضيه اين نيست که اون خوشگله ...قضيه اينه که
اون خيلي خيلي نازه...
مهم نيست! تو حق نداري !قلمت رو تو جوهر سازمان فرو کني
"راس"
اين جونور کوچولوت دوباره کنترل تلويزيون رو برداشته
"مارسل" کنترل رو بده "راسي"
!"مارسل"
!"مارسل"، همين الان کنترل رو ميدي به "راسي"
..."کنترل رو بده "راسي
عالي شد - آروم باش الان درستش مي کنم -
!اوه چه باحال
...ارکل
"به اسپانيايي ميشه همون "ارکل...
چجوري اين کارو کرد؟
...اينکه شما چراغونيه کريسمس رو هنوز جمع نکرديد
به خاطر اينه که ميخواستيد هر روز کريسمس باشه؟...
يکي قرار بود بعد از چشن سال نو !ولي ظاهرا که يکي يادش رفته اونا رو بياره پايين
...خب يکي قرار بود رو يه تيکه کاغذ بنويسه
"راشل چراغها رو جمع کن" ...و بچسبونتش روي يخچا
چند وقت اين اين روئه؟
کجا بودي؟
دوباره رفتم "ريفز" فکر کنم "اورسلا" از من خوشش اومده من فقط يه قهوه سفارش دادم
واسم ساندويچ تن ماهي آورد با 4 تا بشقاب سيب زميني
!زدي تو خال
!خيلي سکسيه
خيلي خب، قبل از اينکه يکي از اون کاراي ...هميشگي "جويي" رو انجام بدي
...بهتره بري باهاش حرف بزني...
فيبز"؟"
اشکالي نداره که از خواهرت بخوام باهام بياد بيرون؟
چرا؟ چرا ميخواي همچين کاري بکني؟ چرا؟
!که وقتي باهم ميريم بيرون اونم اونجا باشه
...خب! من که چيز خواهرم نيستم، ميدوني که
حالا هر چي...
منظورم اينه که درسته که ما يه زماني از يه تخم بوديم
...ولي خب جدا از هم بزرگ شديم
نميدونم! چرا که نه؟
عاليه! مرسي
تو خوبي؟
آره، خوبم
ميخواي " ليورن اي شرلي" رو ببيني؟
ببخشيد
ببخشيد دير کردم، "کارول" کجاست؟
تو مدرسه گير کرده از اين جلسه هاي اوليا مربيان
تو ميتوني بري! من اطلاعات رو ميگيرم
نه من فکر کنم بهتره بمونم بهتره هر دوتا مون بدونيم چه خبره
اوه چه خوب
خوش ميگذره
بهتره از تمرين نفس عميق کشيدن تو گام سوم شروع کنيم
مامان ها دراز بکشيد و همراه ها! بايد مراقب سر مامان ها باشن
چيه؟ - چيه؟ -
من بايد مامان باشم؟
!خيلي خب! من بايد کارت اسپرمم رو يه بار ديگه رو کنم
من نميفهمم چرا بايد موقعيت تمرين همراه زن باردار رو !از دست بدم فقط به خاطر اينکه يه زنم
خب حالا ميگي چي کار کنيم؟
شير يا خط - شير يا خط؟ نه نه -
!شير، شير، شير
!دراز بکش، مامان
خيلي خب! مامان ها يه نفس خوب و عميق بکشيد
!خوبه
حالا تصور کنيد که رحم شما مثل
آقاي "دي" اوضاع چطوره جناب؟
!تعريفي نداره
قضيه "ميزان قابليت عملکرديه داده ها"ست
!خيلي خرابه
از سال 70 تا الان اوضاع "مقعد" به اين بدي نشده بود
خب اين يعني چي؟
خب ما قراره که کارکنان واحد هاي مختلف رو اخراج کنيم
گوش کن، مي دونم هفته ي پيش دير کردم يه جور مسخره اي خوابم برده بود و موهام کج و کوله بود
!کي تو رو گفت
راحت باش
تاحالا مجبور شدي کسي رو اخراج کني؟
..."نينا"
"نينا"
حالتون خوبه؟
آره، آره خوبم
گوش کن، دليل اينکه من خواستم ...امروز بياي اينجا اينه که
!خواهش مي کنم از من بدت نياد
چي شده؟
موافقي با هم شام بريم بيرون؟
خب "فيبز"، واسه تولدت چي ميخواي؟
چيزي که واقعا ميخوام اينه که مامانم زنده باشه و با هم تولدم رو جشن بگيريم
بذار يه جور ديگه ازت بپرسم از مغازه ي "کربتري و ايولين" چيزي ميخواي؟
!سنگ پا خوبه
!خوبه
اينجا ديگه کجاست؟
تو سردته، منم بايد جيش کنم و تازه اينجا قهوه هم داره
ديگه چقدر مي تونه بد باشه؟
فکر کنم واسه سوالت جواب پيدا شد
اون اينجا چي کار مي کنه؟
خدا اينجوري برامون پيغام فرستاده که بريد خونه غذا بخوريد
فکر مي کني از "ريفز" اخراجش کردن؟ - !نه ما ديشب اونجا بوديم -
همچنان برامون اره ماهي مياورد ...ميخواي بري
نه واميستم تا سفارش بديم خودشه مگه نه؟
به نظر مياد خودش باشه
ببخشيد؟ - بله؟ -
سلام! مائيم
!درسته و اينم منم
پس تو اينجا هم هستي
همون قدر که شما هم هستيد
!نوبت توئه
ما ميدونيم چي مي خوايم
!چه خوب
فقط 2 تا شير قهوه ميخوايم - و چند تا بيسکوييت -
انتخاب خوبيه
!خود خودشه
!باورم نميشه
تو هنوز به اون دختر نگفتي که ديگه کار نداره؟
خب شما هم هنوز چراغهاي کريسمس رو جمع نکرديد
تبريک ميگم، فکر کنم کوتاه ترين بحث دنيا رو پيدا کردي
فقط دنبال يه فرصت مناسب مي گردم
حالا که با هم دوست شديد ديگه خيلي هم سخت نيست
No comments yet. Be the first to leave one.