The first 200 lines.
«آنچه در قسمت قبل گذشت»
ميدوني چيه؟ به اندازهي کافي کشيدم
نيازي بهش ندارم
خيله خب، ما توافق کرديم
يه شرط داره. بايد هر هفته نوهام رو ببينم
لازمه تا 48 ساعت ديگه اون قرارداد رو ببينم
نميدونم باهاش چه قراري گذاشتي ولي مواظب باش
اين همه چيزيه که داشتم
اون کبوديها از کجا اومده؟
تو بچهام رو کتک زدي؟
ما ديگه با پدرم کاري نداريم
چيزي شده؟ همه چي خوبه
منظورت چيه که رستوران باز نميشه؟
چيکار داري ميکني؟ چي شده آخه؟
با پدرم دعوام شد
اون تيجي رو کتک زده
چي؟
من رو بدنش کبودي ديدم
...براي همين رفتم خونه بابام و
واي رفيق نه نه. اشتباه متوجه شدي
ببين من کبوديهاي تيجي رو ديروز ديدم
قبل از اينکه بره خونهي بابات
تو مدرسه براي تيجي قلدري ميکنن
چي؟
حقيقتش، شايد بهتر بود قبلا بهت ميگفتم
شايد؟
ببين ميدونستم که بيش از حد واکنش نشون ميدي
من بيش از حد واکنش نشون ندادم فقط واکنش نشون دادم
ببين تو رفتي به سرمايهگذارمون حمله کردي
اونم کسي که رو ويلچر ميشينه
آره خب اگه تو هم دربارهي اون کبوديها بهم ميگفتي
اين اتفاق نمي افتادش
حق باتوئه راست ميگي معذرت ميخوام
پي براي تيجي قلدري ميکنن؟
کي هستش؟ بايد گزارشش کنم
رفيق رفيق خواهش ميکنم بيخيال شو
فقط.. فقط سعي کن آروم باشي خب؟
تيجي ازم خواست که خودش از عهدهاش بر بياد
صبر کن يه دقيقه ببينم پسر من ديگه با تو صحبت ميکنه؟
ببين اينطوري فقط قضيه رو بدتر ميکني
واقعا؟ خب من پدرم فهميدي؟
بايد يه کاري کنم
تي فقط بر گرد به روزاي خودت تومدرسه و بهش فکر کن
باشه؟
ببين اگر اون موقع پدرت مياومدش مدرسه
و ميگفت براي پسرش قلدري ميکنن
فکر ميکني اونوقت چه اتفاقي برات مي افتاد؟
خب.. اينطوري فقط وضعيتت براي اونايي که قلدري ميکردن
بدتر ميشدش
واقعا؟ پس خوش به حال من که پدرم اصلا براش اين چيزا مهم نبود
ببين الان يادت نميادش که عالم بچگي چطوري بودش
اتفاقا دقيقا يادم ميادش که چطوري بودش باشه
عين جهنم بود
تا زماني که يه کسخوله کوچولو يه روز اومدش و يه چاقو گذاشت بيخ گلوشون
ازشون خواست که ديگه دست از سرم بردارن
ببين تيجي دوستي مثل تو نداره
ببين تو ميري از اِيدان معذرت خواهي ميکني مگه نه؟
من هيچ کاري نميکنم
تا زماني که بفهمم قراره سر پسرم چي بياد
من ميتونم بهتون اطمينان بدم که تا حالا
کوچکترين رفتار قلدرياي رو نديديم
کسي ديده که اين اتفاق افتاده؟
نميدونم
تيجي اشاره کرده که اينکار رو کرده؟
نه پس شما از کجا ميدونيد
که اون قلدري توي مدرسه اتفاق افتاده؟
ممکنه توي پارک يا تو خونه
زمين خورده باشه
من ميدونم که قلدري براي بچهاي که کتک ميخوره چه شکلي هستش
شما قلدر بوديد؟
..يا
براي شما هم همچين چيزي وقتي بزرگ ميشديد اتفاق افتاده؟
اين چه ارتباطي داره؟
اين از کجا اومده؟
تو پارک خوردم زمين
چيه؟ اين چيه؟
خب آمار نشون ميده که خشونت تو خونهها
موروثي هستش
اول شما تهديد ميکنيد که بچهي من رو از من ميگيريد
حالا.. حالا هم داريد تهمت ميزنيد که کتکش ميزنم؟
من به شما تهمتي نميزنم
فقط آروم باشيد
به من نگو که آروم باشم
...باشه، پسر من اون بيرون
من هيچ خشونتي تو خونه ندارم
اون کبودي ها از اينجا اومده باشه؟
و منم نميتونم ازش حمايتي کنم
بدون اينکه ثابت بشه منم نميتونم از همه
بچههاي مدرسه سوال بپرسم
باشه پس... پس چيکار ميتونيد کنيد؟
ميتونم بررسيش کنم
اولويت من اينه که از تيجي مراقبت بشه
تا زماني که تو مدرسهاس
در همين زمان هم به شما ويشنهاد ميکنم تکيه به کسي که داره ازش حمايت ميکنه بديد
ديون به نظر خيلي متعهد مياد
خوشحالم که کمي کمک گرفتيد
آره جيمي خودشه
يادت باشه که چهارشنبهاس باشه؟
گوش کن داداش بهت زنگ ميزنم
چي شد خيالت راحت شد؟ الان احساس پدر خوب بودن داري؟
تو بهم بگو دکتر پاتراس
چي؟
کسي که مراقب باشه؟
آهان اون رو ميگي؟
آهان خب اونکار رو براي تو کردم
ميدوني بخاطر اينکه سرت خلوت تر بشه
پس بهش دروغ گفتي
آره باشه
عذر ميخوام
ببين ديدي چقدر راحت بود؟
بيا. بيا بريم پيش آيدان و همين کار رو باهاش کنيم
عمرا
مجبوري. من الانش هم پيمانکار استخدام کردم
با کدوم پول؟
با پولي که وقتي از بابات عذرخواهي کردي دستمون ميادش
اون يارو يه تفنگ سمت من گرفتش
خيله خب باشه
متوجه شدم
هي ميدوني چيه؟
خب بزار ببينيم سرمايهگذار بعدي تو کتاب جادوييت کيه
ميشه؟
بيخيال بزار يه نگاهي بندازيم
خب يه بار ديگه بهم بگو که چطوري اتفاق افتادش
اون يارو روي ويلچر نشسته و تو هم وايستادي
اون 70 سالشه و تو چي؟ هم سن اوني؟
...و اون بازم تونستش
باشه ميشه.. ميشه بس کني؟
ببين من فقط سعي دارم
ببينم چطوري اينطوري شدش
باشه فقط.. فقط تمومش کن
باشه باشه باشه
ببين ولي جدا
اگر دوباره سعي داشت بندازت زمين من کمکت ميکنم داداش
زودباش سريع و بدون درد
هرچي شد زود تمومش کن
چندتا کار واقعي دارم
خب؟
خب ديشب من بيش از حد واکنش نشون دادم
ميدوني چيه؟ اون کاملا بيش از حد واکنش نشون ميده
اون کبوديهاي تيجي بخاطر قلدربازي تو مدرسه بوده
حقيقتي که من ازش خبر نداشتم
چون يه نفر تصميم گرفته بود که بهم نگه
براي چي اينجايي؟
براي عذرخواهي
بخاطر اين سوءتفاهمي که بوده
که شايد باعث تجديدنظر شما براي سرمايهگذاري روي رستوران ما شده باشه
من هيچ وقت نگفتم نميکنم
دعوا کرديم. تو هم باختي
و يه قراردادي داريم که شما هم خوندينش درسته؟
بله دقيقا
خب بريد سر کارتون. تا چهار هفته ديگه رستورانتون رو باز ميکنيد
چهار هفته؟
آره من چندتا سازنده رو دعوت کردم که
که هشت و يک چهارم آپارتمانها رو ساختن
چه بهتر که بيارمشون تو کارم که برام
رستوران جديدم رو بسازن
و هيچکدومشون هم سوسل ماهي خور نيستن
اونا گوشت ميخورن
براي اينکه اگه از جاييشون خون بياد براشون بهتره
همينطوره از کس تو
مشکلي داريد؟
مگه زده به سرت؟ چهار هفته؟
اين... اين نميــ
اين مشلي نيستش
نه نه نه نه ما خوبيم
ميخوام که بشنوم اون يکي نفر هم همين رو ميگه
آره ما خوبيم
خوبه شما خوبيد منم خوبم همه خوبن
وقتي بهت تهمت زدم که پسرم رو زدي
چرا تو چيزي نگفتي؟
ميخواستم ببينم چيکار ميکني؟
اين 75 هزار تا براي شروع کار هستش
هر هفته ميتوني قسمتي ازش رو بگيريد
ممنون آقاي موران
سريع و بدون درد داداش
پسر با اين ميتونم ظروف بخار پز گروآن بگيريم
اجاق نوريه سه ستارهام رو بگيرم
نه ميدوني چيه؟ بکنش دو تا
مبلغ رو ببين عزيزم
زيرنويس از: ميلاد عليزاده Mili.Legolas
«اين قسمت «کون لقت رَندي
هيچ وقت اينجا دربارهي پدرم حرف نزدم
ميدوني آخه نميخواستم نفسهام رو حروم کنم
متاسفانه اون برگشته توي زندگيم
و منم نميدونم چطوري بايد باهاش کنار بيام
اون قراره سرماسهگزار اصلي رستورانمون بشه
که يعني اون حرومزاده در واقع داره شريکم ميشه
و همه اين اتفاقا هم خيلي سريع افتاد
و ما هم هيچ چيز کوفتياي درباره رستوران داري نميدونيم
اين کار قرار بود کلا به عهدهي ري باشه
ديگه قاطي کردم
بزار به کمکي بهت کنم
من ميتونم رستورانت رو مديريت کنم
مثل کاي که براي خواهرم ميکنم
اوه خب اين خيلي خوبه واقعا
اما.. منظورم اينه من شرايط استخدام يه مدير رو ندارم
هر وقت تونستي بهم حقوق بده
واقعا؟؟ منظورم اينه...
ميتوني دو تا رستوران رو از عهدهاش بر بياي؟
سعي ميکنم
No comments yet. Be the first to leave one.