The first 200 lines.
همشون رو درسته قورت میدی؟
اونقد سریع قورتشون میدی که زبونت هم .بهشون نمیخوره
.آره
برای چی تو نمیخوری آنجلا؟
.قبلاً خوردم .وقتی کسی نگاه نمیکرد
.آره،راست میگی
.جیگرم رژیم داره
میخواد واسه روز عروسیمون .یه لباس عروس بچه گانه اندازه اش بشه
برای چی همچین چیزهایی وجود خارجی دارن؟
.مال روزهای بازیگریمه
وقتی 10 سالم بود نقش .عروس کوچولوی دریا رو داشتم
.احتمالا شنیدین
کیک ـه ،آره؟
مکعبهای کلوچه ای تهیه شده از چربی و شکر؟
.نه،ممنون .به همون گوشت خشک شده خودم میچسبم
پس واسه چی اومدی اینجا؟
.برای اجتماعی شدن و آگاهی دادن
!آخ جون کیک .من دوتا بر میدارم
منم میزارمشون توی ظرف و بعدا .وقتی تنهام بخورمشون
.خیلی سالم تره
دوتا بر میداری؟
.آره،ولی یکیشون مال توبیه
آره،چرا براش نمیفرستی کاستاریکا؟
.الان میخوام برم بدم دستش
!باشه،عجیب غریب
واسه چی؟ واسه چی عجیب غریب بود؟
.گفتش میخواد الان بده دستش
.احتمالا همین کارو هم خواهد کرد .چون کنار هم میشینن
.آره،قبلا مینشستن
.توبی دوباره اینجا کار میکنه
!اَه!فکرشو بکن
!وای نه! نمیدونی
نمیدونم.چی رو؟
.احتمالا بهتره اون پشت یه دوری بزنی
.یه نگاهی بکن .ببین بر نگشته
مگه جراتش رو دارم؟
.میدونی چیه؟همین کارو میکنم .به یاد روزهای قدیم
.شوخی جالبی بود جیم .مجبورم کردی برم اتاقش
.سلام مایکل
!نه! خدایا
!نه،خدا،لطفاً،نه !نه! نه
!نه
"اداره" فصل پنجم قسمت هشتم "پاپوش درست کردن برای توبی"
:مترجم سینارجبی..........................King_Sina
.من شما دوتا رو مقصر میدونم .تقصیر شما دوتاست
.مایکل،دوایت و من داشتیم در این مورد صحبت میکردیم
!و جفتمون نفهمیدیم چطوری متوجه نشدی که توبی برگشته
.نگرانم که یه وقت ضربه مغزی نشده باشی
نمیتونی ازم توقع داشته باشی که از همه .کارمندام خبر داشته باشم
.اینجا یه عالمه آدم هستش .در رنگها و اندازه های مختلف
و هیچی وجود نداره که حتی یکم .منو راجع به قیافش علاقه مند کنه
.پس تقصیر من نیستش
شاید گوشِت رو محکم با گوش پاکن .پاک کردی
.میدونم میخوای چی بگی- .....و به لوب حسی مغزت صدمه زدی-
.من بازم از گوش پاکن استفاده میکنم
.برام مهم نیست چقدر صدمه میزنه
.شاید توبی رو توی ذهنم مسدود کنم
.جالب شد! ادامه بده
.مثل یکی که بهش تجاوز شده
.سالها بخاطر نمیارش .بخاطر سندروم شُک سمی
.شایدم سندروم استکهلم
.شاید سندروم چینه
.میتونه هر کدومشون باشه .دنیای خر تو خری شده
.دنیای خر تو خری شده
.ولی دنیای خر تو خره ما ـه
!بیخیال اینو میبینی؟
.حالم بهم خورد
.نگاش کن
.با اون قیافه احمقانه اش
.پوست برنزه احمقانه اش
.آره،خیلی سالم و تجدید قوا شده به نظر میرسه
.نه،بدتر به نظر میرسه
.آره
.دیوید والاس روی خط دو تماس گرفته
.خداروشکر دیوید.سلام .به کمکت نیاز داریم
مایکل حال همه خوبه؟
.متاسفانه نه
توبی فلندرسون از منابع انسانی .یهویی ظاهر شده
.نمیفهمم کسی صدمه دیده؟
.از نظر بیرونی نه .ولی احساس میکنم آشفته اَن دیوید
:مایکل،تو اس ام اس زدی "اورژانسی،باهام تماس بگیر"
.آره- .همشم با حروف بزرگ نوشتی-
میدونی اورژانسی یعنی چی؟
،یه مدت پیش متوجه شدم که اگه ننویسم اورژانسی
.مردم جواب تماسهام رو نمیدن
.ولی الان مردم همیشه جواب تماسهام رو میدن
.چون فکر میکنن یه چیز وحشتناک اتفاق افتاده
.توبی دوباره استخدام شده چون بهتر از بقیه شعبه رو میشناسه
آماده بودش و منم ازش خوشم میاد.باشه؟ .همین که گفتم
با احترام کامل دیوید،فکر نمیکنم .مشغول مذاکره باشیم
.بخاطر اینه که مذاکره نیستش
چیزی که منو متعجب کرده اینه که ...چطوری کل هفته رو
.متوجه نشدی که یکی از کارمندات اونجاست
من نمیخواستم برم توی اتاق کوچیک ها
چون جاییه که هالی کار میکرد .همونی که عاشقش بودم
.همینطور اون پشت خیلی کثیفه
.درسته،مردم میگن کثیفه
.خیلی خُب،باید برم
.دیوید،وایسا .نه-
هیچ راهی نیست از شرش راحت بشیم؟
.بدون دلیل نمیشه مایکل
.من دلیل دارم
.بخاطر اینکه ازش متنفرم
.باید با توبی کنار بیای
،نه .چرا-
.کنار نمیام
.خداحافظ مایکل
.اینکارو نکن
تن ماهیمون چطوره؟ هنوز میخوای خونه مامان و بابات رو بخری؟
.آره،میخوام.وایسا بینم تو از کجا میدونی؟
.من بهت نگفته بودم
.نه .داشتم از بغل میزت رد میشدم
.یه چندتا ایمیل دیدم
.چشمام مثل عقاب تیزه
.کارت اصلا قشنگ نبود
...پس جیم
میخوای توی همون خونه ای زندگی کنی که
قبلاًها جاتو توش خیس میکردی؟
.آره،فکر کنم از لحاظ تکنیکی راست میگی
.امروز روز بزرگیه ...امروز روزیه که
.خونه ای رو که برای خودمون خریدم به پم نشون میدم
.بدون اینکه بهش گفته باشم
.ولی خونه پدر و مادرمه .خونه ای که توش بزرگ شدم
.و آره.یه جورایی از روی انگیزه قبلی خریدم
.منظورم اینه که قیمتش خوب بود .و میخواستم به مامانم کمک کنم
.فرشهاش نمدیه
.تقصیر بابا و مامانم نیستش .دهه هفتاد بوده دیگه
و چرا بری چوبهای واقعی زشت درختها رو بخری
.وقتی میتونی کاغذ دیواری بچسبونی و یه نقاشی از یه دلقک وحشتناک
که ظاهرا به طرز وخیمی نسبت به ساختار خونه مقاومه
.عاشقش میشه
نه؟
میشه یه لطفی بهم بکنین؟
و تا وقتی به پم نگفتم در موردش صحبت نکنین؟
.عالی میشه
به ملکه در مورد قلعه چیزی نگفتی؟
.درکونی رو خوردی رفیقم
،خودم و بانوم .راز بی راز
.جیم،به اندی گوش نکن
.به نظر من خیلی رمانتیکه
.ممنون فیلیس
باب بدون اینکه با من مشورت کنه خونمون رو خرید .و منم عاشقش بودم
آره،برات مهم نبود که انتخواب نکردی؟
.نه،اصلاً
ولی باب از بس غیر منتظره است .که میدونستم بی نظیره
.مثل فیلم "شاینینگ" حیات پشتیش هزارتو داره
خونه تو کجاست؟
.تو خیابون لیندن .کنار معدن
.ایول پسر.منم کنار معدن زندگی میکنم
.باید باهم بریم بگردیم و آشغال بندازیم تو معدن
! آره حتماً
به هر کسی که این کثافت کاری رو تو مایکروفر .راه انداخته
.مایکروفر یه وسیله آشپرخونه همگانیه
...با تمیز نکردنش دارین به نفر بعدیتون میگین
که زمانشون کمتر از شما .اهمیت داره
.در حینی که دارن کثیف کاریهاتون رو تمیز میکنن
."با احترام،"مایوس
.واقعاً نفرت انگیزه
!نه بابا .آره
وایسا بینم،چی؟ کثیف کاریها یا نوشته؟
،نوشته .همینطور ماکروفر
.من خوشم اومد
فکر نمیکنین کسی که کثیف کاری رو راه انداخته
نفرت انگیزه؟
.نه
.نوشته خیلی نفرت انگیز تر از کثیف کاریه
! "با احترام، "مایوس .از اسبت پیاده شو بچه پولدار
بخاطر اینکه یکی از تمیزی خوشش میاد دلیل نمیشه .پولدار باشه
.نه،پولدارن
.آره من نوشته رو نوشتم .خجالت هم نمیکشم ازش
.افتخار هم نمیکنم .همینه که هست
.همه دارن ازم میپرسن که من اون نوشته روی ماکروفر رو نوشتم یا نه
.خیلی متواضع و خودپرستانه و یکم کثیف بود
.کاش من مینوشتمش
. سلام ترسوی ناشناسی که نوشته رو گذاشتی مرد باش.بجای اینکه وقت بزاری نامه بنویسی .وقت میزاشتی ماکروفر رو تمیز میکردی
!چه رویی داره
میخواین یه صحنه خفن فیلم بازی کردن ببینین؟
.خب آقای کورت راسل،الان به خدمتت میرسم
.سلام توبی
.خوشحالم که برگشتی رفیق ....جدی میگم.فقط
.واقعاً کیف داد دوباره دیدمت
.ممنون مایکل
.خواهش میکنم .دلم برات تنگ شده بود
.به عنوان یکی از اعضای خانواده برات دلم تنگ شده بود
.خُب،مرسی .منم دلم برای شماها تنگ شده بود
خُب،کاستاریکا چطور بود؟
خوش گذشت؟ .باید خیلی خوش گذشته باشه
.خُب،فوقالعاده بود.واقعاً بود .ممنون که پرسیدی
.سواحلش دست نخورده بود
.سواحل قشنگ سواحل دست نخورده؟-
آره
.همشون واقعاً آرامش بخش بود
واسه چی برگشتی؟ برای چی نموندی؟
خُب،راستش واسم سخت بود که .با آدمهای جدید آشنا بشم
.شرط میبندم همینجور بوده
.و آره...به علاوه اینکه خیلی گرم بود
....گرم؟واسه چی کولر نگرفتی
.باید واسه خودت کولر میخریدی
حالت خوبه مایکل؟
.آره،آره،خوبم
No comments yet. Be the first to leave one.