The first 200 lines.
!اومدم اینجا تا باهات ازدواج کنم
!که اینطور، پس میخوای باهام ازدواج کنی؟
!ها، چـــــــــــــــی؟
!تو شاهزاده خانم آمیدونیا هستی، مگه نه؟ !اصلاً میدونی داری چی میگی؟
چی دارم میگم؟! خواهر، منم همون کاری !که خودت کردی رو دارم انجام میدم؟
!خـ...خواهر؟
لیشیا، خواهر جون؛ تو نامزد سوما شدی
!تا به حکومتش بر پادشاهی مشروعیت بدی، مگه نه؟
!ا ... از کجا اینارو میدونی؟
.هرگز شبکه اطلاعاتی یه بازرگان رو دست کم نگیر
.به هر حال این وضعیت برای منم صدق میکنه ،با ازدواجم با سوما
اون مشروعیت حکومت .بر امیرنشین آمیدونیا رو به دست میاره
.این یه ایده خوبیه
... ولی
،منم اوایل همین حس رو داشتم
ولی در حال حاضر، واقعاً میخوام .از سلطنت سوما حمایت کنم
حتی حس درونم نسبت بهش به وجود اومده .که هیچ ربطی به قضیه مشروعیت نداره
من و آیشا و جونا به میل خودمون تصمیم .گرفتیم تا کنار سوما بمونیم
ما خیلی خرسندیم که تونستیم .کنار اعلیحضرت بمونیم
.بله، همینطوره
.که اینطور، پس مشکلی نیست .من سوما رو خیلی دوست دارم
اونو بارها و بارهای توی ،برنامههای پخش شده دیده ام
!و به نظرم واقعاً مرد خوبیه
،حالا که حرف از برنامههای پیش اومد
نظرتون چیه که در ازای گرفتت مبلغی !محصولات محلی رو برای فروش تبلیغ کنید؟
شرط میبندم کلی بازرگان بخاطرش .سر و دست میشکونن
.البته
دلم براش تنگ شده بود. هیچوقت فکر نمیکردم کسی تو این دنیا پیدا بشه
.که به فکر حمایت از تبلیغات تجاری باشه
،درسته، اگه این روش جواب بده
!میتونن هزینههای تولید برنامه ها رو جور کنن
سوما، با شناختی که ازت دارم تو میتونی پادشاهی الفریدن
و امیر نشین آمیدونیا رو به طرف .دوران پررنق رهبری کنی
علاوه براین، همیشه دوست داشتم با .یه مرد جذاب ازدواج کنم
... روروآ، از این بابت مطمئنی؟! من
.مردی هستم که مسئول مرگ پدرت، گایوسه
با اینحال ادامه بده
پیوند ما عمیقا به طرف چپ سینهام چسبیده شده
ما از یه شادی زودگذر ،بعد از پشت سر گذاشتن یه مه لذت میبریم
تا وقتی که دیدمون دوباره مبهم بشه
با خیانتی تلخ، از سرنوشت خود بدمون میاد
ولی چرا همچنان سحر میاید؟
چشمانمون رو می بندیم و تلاش میکنیم به یاد بیاریم
لحظه ی توقف آشناییمون رو
از صفر بی کران تا بی نهایت
رویا دیدن ضربان قلب باوره
ما به تنهایی و دوتایی باهم حرکت میکنیم
جا نمونی، قدم های کوچک و خستگی ناپذیر ما
قلمرو های ناشناخته رو برای هرکدوم از ما کشف میکنند
بدون که هیچ وقت نمیذاریم رویاهامون ناکام بمیرن
رده های اشکی که از گونه های ما فرو میریزد ستارگان دنباله دار هستند
ما میخوایم اونا رو بگیریم
استفاده از میگو به عنوان طعمه برای گرفتن ماهی؛ ولی درعوض کوسه به تورمون میفته
اگه قضیه سر اینه، من خودم حکومت رو .از چنگ برادرم در آوردم
!چی؟
من از ارتباطاتم
برای سازماندهی قیامهای همزمان .استفاده کردم
پس اون شورشهای مشکوک !بخشی از برنامههای تو بود؟
!پس تو هم متوجهش نشده بودی؟ !کارم خیلی خوبه، مگه نه؟
.آره
پس لازم نیست در مورد .پدرم نگران باشی
البته اینطورام نیست که هیچ .اهمیتی برام نداشته باشه
،کشتن یا کشته شدن جزئی از جنگه .و کاریشم نمیشه کرد
آمیدونیا کشور فقیری ـه. ما .منابع معدنی زیادی داریم، فقط همین
.توی بخش غذایی هم به خودکفایی نرسیدیم
منو و کولبر به شدت تلاش کردیم .تا پول بیشتری به دست بیاریم
!مگه نه؟
.بله
پولی که شاهزاده خانم و کارمندان دولتی جمع آوری کرده بودن
.صرفه هزینههای نظامی میشد
،با این همه پول
،تعداد دخترانی که تن فروشی میکردن
،و کودکانی که توسط والدینشون فروخته میشد
.اینقدر زیاد نمیشد
!خدایی این وضعیت حسابی رو مخم میرفت
کاش پدر و داداشم بیشتر .از اینا به فکر آینده کشور بودن
چیزی که ما بهش نیاز داشتیم اسحله !نبود ... بلکه شغل و غذا بود
... روروآ
،من نیازی به ترحمت ندارم
تا جایی که بهم مربوط میشه، خانواده ام .پدربزرگ هرمان و برادرم کولبر محسوب میشن
علاوه بر عموها و عمههام .توی امیر نشین آمیدونیاست
اینا افرادی هستن که سعی .میکنم تا ازشون مراقبت کنم
یولیوس، روروآ رو به امون خدا ول کرد، چون ،فکر میکرد ممکن به رقیب سیاسی براش تبدیل بشه
!ولی اون اهمیت خانواده رو درک میکنه
خانواده شما تنها افرادی که .باهاشون رابطه خونی دارین نیست
.یه چیز دیگه هست که میخوام ازت بپرسم
قیامی که در شمال غربی آمیدونیا رخ داد
،و یولیوس سرکوبش کرد !اونم زیر سر تو بود؟
!معلومه که هرگز همچنین کاری رو انجام نمیدم
!همگیمون از اتفاقی که افتاد حسابی شوکه شدیم
!پس اون شورش به خودی خود اتفاق افتاد؟
.اینطور نیست
اون طرف مرزهای شمال غربی !که شورش اتفاق افتاد چیه؟
!هووم؟! دولت پاپ ارتدکس لوناریا؟
از دیدگاه دین مرزها هیچ .معنایی ندارن
افراد زیادی از وفاداران به ارتدکس لوناریا .توی اون منطقه زندگی میکنن
به احتمال زیاد دولت پاپ ارتدکس هوادارانش رو
.با عنوان فرمان الهی تحریک کرده
در واقع احتمال داره اونا قصد داشتن نیروهای نظامیشون رو
.به بهانه محافظت ار پیروانشون بفرستن
.حق با نخست وزیر سیاهپوش ـه .الحق که خیلی باهوشی
ولی قلمروی شمال غربی !سرزمین حاصلخیزی نیست، مگه نه؟
چه فایده داره که دولت پاپ ارتدکس !میخواست اونجا رو تصرف بکنه؟
!سوما، هنوز متوجه نشدی؟ !اون سرزمین هیچ ارزشی براشون نداره
.چیزی که میخوان مردم ... یا به عبارتی پیروان ـه
اگه مردمی که از زندگی دشوار خودشون
زیر نظر اربابان آمیدونیا ناراضی هستن رو
به کشور پاپ ارتدکس لوناریا ببری !میدونی چی میشه؟
هرچقدر وضعیت زندگیشون بدتر بشه .دیگه شکایت نمیکنن
ادعا میکنن این سختی و دشواری .آزمایش الهی ـه
.این وضعیت واقعاً آزار دهندهست
از اینا گذشته، روروآ؛ تو در مورد !کلیسای ارتدکس لوناریا چه احساسی داری؟
.با خود مذهبشون مشکلی ندارم
چیزی که ازش متنفرم افرادی هستین که ،با بازیچه قرار دادن دین فقط به فکر جیب خودشون هستن
.و کارهای بی شرمانه زیادی به اسم دین انجام میدن
.ای کاش مجبور نمیشدم که باهاشون سرشاخ بشم
متاسفانه امکان پذیر نیست. اون ملت .مطمئناً باهات تماس خواهند گرفت
.چرا؟! من که آدم مذهبی نیستم
بخاطر اینکه اونا از رشته کوههای "ستاره اژدها . امپراتوری گران کیئوس " متنفرن
!چی؟! رشته کوههای "ستاره اژدها"رو یجورایی درک میکنم
،اونجا کشور اژدهایان هوشمنده
،و پرستش مذهب اژدهای مادر
به همراه با مذهب ارتدکس لوناریا، یکی !از دو مذهب بزرگ اونجاست، مگه نه؟
!نزاع بین مذاهب واقعاً خیلی افتضاحه
... ولی امپراتوری گران کیئوس - ... اعلیحضرت -
اجازه میدین؟! ملکه ماریا از امپراتوری گران .کیئوس به عنوان یه قدیس شناخته میشه
با این حال، توی ارتدکس لوناریا عنوان قدیس
،صراحتاً مختص پاپ ـه
و کسی بدون اجازه خودش رو قدیس . معرفی کنه جرم بزرگیه
،از دید دولت پاپ ارتدکس
ماریا زن شرور و نابخشودنی که .خودش رو با عنوان قدیسه به همگی معرفی کرده
،ولی مردم این لقب رو روش گذاشتن
.نه خود ماریا
.این موضوع هیچ اهمیتی براشون نداره
اگه اونا اعتراف کن که یه قدیس ،از ناکجا آباد ظاهر شده
.آبرو و شرفی براشون نمی مونه
حتی با این وضعیت؛ بازم متوجه نشدم .که چرا میخوان باهام ارتباط برقرار کنن
سوما به نظر میرسه حتی خودت نمی دونی که !چقدر با ارزشی، مگه نه؟
تو پادشاهی هستی که آمیدونیا .و الفریدن رو متحد کردی
علاوه بر این، تو شخصیت کلیدی پشت .افزایش قدرت خارق العاده پادشاهی هستی
"تصور کن اگه پاپ لقب "پادشاه مقدس .رو بهت بده چه اتفاقی میفته
تو زمان کوتاه، پادشاهی مقدس ،الفریدن متولد میشه
و تبدیل به رقیب قدرتمندی برای .امپراتوری میشه
کلیسا سعی میکنه با دادن القاب مذهبی
به صاحبان قدرت، اقتدار خودش رو .غیر قابل انکار بکنه
.توی تاریخ دنیای خودم همچنین اتفاقاتی هم افتاده
خب، صحبت در مورد دولت پاپ .ارتدکس کافیه
.بیا برگردیم سر موضوع ازدواج خودمون
!سوما منو میخوایی؟! یا نه؟
.میخوام
هر چی نباشه، سود سرشاری درون تو میبینم .که غیر قابل انکاره
ازدواج با اون مشروعیت حکومت بر .آمیدونیا رو بهم میده
علاوه بر این، مهارت های اون به عنوان !منبع انسانی خیلی عالیه
ناگفته نمونه که اون هوش سرشاری .توی اقتصاد و درآمدزایی تبلیغاتی داره
شرط میبندم که اون حتی شبکه بازرگانی .مختص خودش رو داره
اون سعی کرد از پولی که جمع آوری کرده .برای کمک به مردمش استفاده کنه
اون حتی شجاعت قطع کردن .رابطه خواهر و برادری رو داره
!لیشیا، نظرت چیه؟
،سوما، اگه وجودش رو ضروری میدونی .من مشکلی باهاش ندارم
!چرا اینجوری بهم نگاه میکنی؟ !به نظرم این دختر کاملاً شایسته ای ـه
و ارزش دریافت عنوان یکی از .ملکه هات رو داره
،اگه حواست به مسائل جانشینی هم باشه
.هیچ مشکلی باهاش ندارم
!نظر شما دوتا چیه؟
.هرچقدر متحدان بیشتری داشته باشیم، بهتره
من هیچ مخالفتی با تصمیمات !اعلیحضرت ندارم
.ممنونم، بچه ها
فقط حواست باشه که به خوبی .از ما هم مراقبت کنی
کاملاً بديهي ـه
متاسفم که بحث محبت آمیز کوچیک ،شما رو قطع میکنم
ولی لازم نیست نگران مسائل مربوط .جانشینی یا هر چیز دیگه ای باشید
.من هیچ علاقه ای به تاج و تخت ندارم
!واقعاً؟
بله، ولی در عوض یه خواهشی .ازت دارم، عزیزم
!عـ ... عزیزم؟
.ببین، من دلم میخواد کسب و کار خودم رو راه بندازم
چطوری بهتون بگم .... عزیزم سیاست ،تو خیلی رویایی ـه
ولی همیشه نمیتونید از پس !تهیه بودجه بربیاد، مگه نه؟
خب، گمون نکنم. نتایج تحقیقات و توسعه
.همیشه همون لحظه قابل دسترسی نیست
بنابراین، عزیزم، اگه سیاستهات ،با بودجه سازگاری نداره
فقط بهم اطلاع بده و هرچی .که میخوایی رو تحویل بگیر
!چی؟
میخوام ببینم با پولی که بوسیله استعدادهام بدست .میارم، پادشاهی چجوری تغییر میکنه
،شنیدن همچنین حرفایی دلگرم کنندهست !ولی واقعاً مطمئنی؟
بنظرت مردم به ملکه ای که مثل تاجرها !رفتار میکنه با دید تحقیر آمیزی نگاه نمیکنن؟
.قبلاً فکر همه جاش رو کردم .قرار کلاً مخفیانه به کارم ادامه بدم
به سباستین، صاحب مغازه گوزن .نقره ای، اجازه میدم مدیر ظاهری این تجارت بشه
!گوزن نقره ای؟! سباستین؟
نه، نه، اون یکی از فسقلیهای .جذاب و البته حیله گر روزگاره
پس فسقلی جذاب و حیله گر که ازش !حرف میزد تویی؟
!فسقلی حیله گر؟
وقتی سباستین رو ببینم بدون .شک حلق آویزش میکنم
.اگرچه بخش جذاب رو درست گفته
،ببخشید
از اونجایی که قرار بنده مسئول ،خزانه بشم
!میشه یه چیزی بگم؟
چی شده، کولبر؟! تو همین الانشم !وزیر دارایی پادشاهی شدی؟
،ببخشید که میون بحثتون جسارت میکنم ،ولی اگه چنین پولی دارید
.توصیه میکنم توی خزانه قرارش بدید
No comments yet. Be the first to leave one.