Blindspot

Blindspot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Blindspot S03E04 HDTV x264-SVA
Blindspot S03E04 HDTV XviD-AFG
Blindspot S03E04 HDTV XviD-RMX
Blindspot S03E04 480p HDTV x264-mSD
Blindspot S03E04 480p HDTV x264-RMTeam
Blindspot S03E04 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Blindspot S03E04 720p HDTV x264-AVS
Blindspot S03E04 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Naser_69
░▒╠►Sorrow ترجمه از ناصر اسماعیلی و سمیرا | DibaMoviez

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
x265
HEVC
2CH
480p
480
Published on: 2017-11-21
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫خیلی‌خب، از پسش بر میای!

‫بجنب، بزن!

‫- خوبه! ‫عالی بود!

‫آره، منم همینو می‌خواستم!

‫این خوبه

‫آره! من همینو بیشتر از همه دوست دارم!

‫ناجور می‌خواستمش

‫چه بد!

‫بمب‌گذار «پن‌تک» بیانیه‌ی ‫دیگه‌ای رو منتشر کرد

‫که حمله‌ی قریب‌الوقوع دیگه‌ای رو ‫در بخشی از نیویورک وعده میده

‫پلیس میگه اون‌ها بمب‌گذار رو

‫مارکوس دان ساکن ‫روستای «نایاک» شناسایی کردن

‫گرچه، موقعیت کنونی دان نامشخصه

‫نوبت منه، آماده‌این بی‌عرضه‌ها؟

‫سه، دو...

‫آخرین جعبه از انبار

‫پر از آت و آشغاله

‫به جز...

‫فیلم عروسی‌مون؟

‫بله، و با در نظر گرفتن ‫اینکه ارکست آورده بودیم

‫تدارکات اضافی عروسی

‫و حتی یک جایگاه اعلام ‫پیام‌های مهمانان در فیلم عروسی

‫باید ببینیمش

‫رومن دیشب بهم زنگ زد

‫- چی گفت؟ ‫- میخواد بخاطر اینکه تو و تیم رو

‫به اون ترجیح دادم تنبیهم کنه

‫تهدیدت کرد؟

‫نه، فکر میکنم... اون فقط تنها و عصبانیه

‫می‌دونم اینا سخته

‫اون بازم برادرته

‫بخشی از وجودت...

‫هنوز نگرانشه

‫چیزا که من نگرانشم خودمونیم

‫برا این دارم بهت میگم

‫اگه هیچ چیز مخفی‌ای بینمون نباشه ‫پس چیزی نیست که رومن بتونه،

‫باهاش بینمون فاصله بندازه، درسته؟

‫ولی تو کمکم میکنی

‫اگه نکنم؟

‫به جین میگم تو برلین چه اتفاقی افتاد

‫درسته

‫هی، چطوری؟

‫خوبم

‫- خوابیدی؟ ‫- چطوری می‌تونم بخوابم؟

‫استیوارت روزی که کشته شد ‫بدجور رفته بود تو نخ این خالکوبی

‫اگه یه ربطی داشته باشه چی؟ آخه، ‫اگه به حرفش گوش می‌دادم...

‫نه، اینکارو نکن ‫این تقصیر تو نیست

‫خیلی‌خب، چه کمکی از دستم بر میاد؟

‫ایکاش می‌دونستم ‫خودمم موندم

‫خب... می‌دونیم که این خالکوبی

‫اشاره به صاحبان قبلی ‫خودنگاره‌ی ون‌گوگ داره

‫ولی... همه‌ی آدن آدما ‫مدت‌هاست که مُردن

‫پس راستش الان چیز زیادی ازش نمی‌دونم

‫خود نمودار مولکولی چی؟

‫نظری نداری اشاره‌ش به چیه؟

‫بدون دونستن عناصر ویژه

‫که مولکول بیان میکنه، نه

‫خیلی‌خب... بیا یه قدم به عقب برداریم

‫دیگه چی می‌دونیم؟

‫خیلی‌خب...خب، می‌دونیم که اسپیکر ‫هوشمند کینگای استیورات ‫دستکاری شده بود

‫خب، اگه باقی چیزا هم ‫دستکاری شده باشن چی؟

‫خیلی‌خب، مدرک دیگه‌ی ‫قتل استیوارت هم آزمایش میکنم

‫اگه تناقضی دیدم

‫به آزمایشگاه تشخیص جنایی پلیس نیویورک ‫خبر میدم و گزارشات رو مقایسه میکنم

‫فقط بهم قول بده مراقب هستی، باشه؟

‫چون استیوارت کشته شد

‫- چون داشت تو یه چیزی سرک میکشید ‫- هستم هستم

‫ولی کسی که کُشتش رو پیدا میکنم

‫یه کادوی کوچیک براتون دارم

‫یه طرفدار تیم «جورجیا بولداگ» ترجیح میده بمیره

‫تا لباس یه همچین تیم آشغالی رو بپوشه

‫الان چند سالیه یه شرط ثابت داریم

‫تو قوانین رو می‌دونی... یا لباس ‫رو می‌پوشی یا سرت رو می‌تراشی

‫کدومش؟ لباس رو می‌پوشی

‫یا باید برم ماشین اصلاحم رو بیارم؟

‫هول نکن منو

‫تو جلسه‌ی اختصاص بودجه‌م ‫چه آدمایی که با تعجب منو نگاه نکنن

‫یه چیز دیگه

‫ظاهراً رومن دیشب به جین زنگ زده

‫فکر کنم میخواد جین رو بترسونه

‫و ما از داخل نابود کنه

‫هنوز فکر میکنی میخواد رازهایی ‫رو از داخل تیم فاش کنه؟

‫چیزی هست که باید بهم بگی؟

‫منظورت چیه؟

‫اگه اون قراره بیاد سراغ تو و افرادت

‫مطمئن شو همه چیز تو خونه‌ت مرتبه

‫پترسون خالکوبی رو حل کرد

‫رید...

‫من ضمانتت رو کردم تا ‫این کار رو به دست بیاری

‫پشیمونم نکن

‫قدیمیه ولی بدرد بخوره

‫راستش، شاخ جزء اولین خالکوبی‌هایی بود

‫که پایگاه داده‌های من از ‫مجموعه‌ی اصلی رمزگشایی کرد

‫و همینطور، این نمادیه که ‫مارکوس دان، که همینطور به

‫بمب‌گذار پن‌تک مشهوره استفاده میکرد

‫توی کوانتیکو درباره‌ش تحقیق کردیم

‫اولین بمب‌گذاریش در سال 88 ‫15 نفر رو در متروی پِن استیشن کشت

‫و شش بمب‌گذاری دیگه در دهه‌ی 90

‫درسته، و در صبح هر کدوم از حملات

‫یه بیانیه‌ی یک صفحه‌ای ‫به روزنامه‌ی «تایمز» می‌فرستاد

‫و ادعا میکرد که تکنولوژی مدرن ‫بزرگ‌ترین شیطان این دنیاست

‫زن سابقش لوش داد آره؟

‫آره، دستخطش رو تشخیص داد

‫ولی قبل اینکه پلیس بازداشتش کنه

‫در آخرین حمله خودش رو منفجر کرد

‫پس خالکوبی‌ای که اشاره به ‫بمب‌گذاری که 20 ساله مرده داره

‫همچین مهم بنظر نمیاد

‫خب، از زمان مرگش

‫بمب‌گذاری‌های مشابهی بوده

‫که همشون تکنولوژی رو هدف قرار دادن

‫بمب‌هاشون خیلی قوی‌تر از اون بودن

‫ولی بیانیه‌های همشون مشابه هم بودن

‫بنابراین من فکر می‌کردم خالکوبی ‫به یه دنباله‌روی دیگه اشاره داره

‫ولی سرنخ زیادی نداشتم ‫تا الان

‫خالکوبی جدید با قدیمیه ارتباط داره

‫و ما الگوی جدید رو وارد پایگاه داده‌ها کردیم

‫و به یه تصویر ماهواره‌ای رسیدیم

‫این محوطه، داخل منطقه‌ی قرمز

‫تطابق کامل با یه پارکینگ قدیمی

‫اینجا در بروکلین داره

‫پارکینگ آلدر استریت

‫و نه فقط این، چشم پرنده شماره

‫پارک مخصوصی رو مشخص میکنه، 219

‫تو 219 چیه؟

‫دارم به خودرو نزدیک میشم

‫گرماسنج هنوز چیزی رو نشون نمیده

‫در پشتی رو باز میکنم

‫بنظر نمیاد بمبش با ‫باز شدن در فعال بشه

‫اون یکی در هم باز میکنم

‫ولر، چی توشه؟

‫یه نامه

‫پس ون کاملاً خالی بود

‫نه اثر انگشتی، نه مدرک فیزیکی‌ای

‫فقط این نامه

‫گیرنده‌ی نامه قرار بوده،

‫دختر بمب‌گذار پن‌تک، کلیر دان باشه

‫از قرار معلوم دختر بمب‌گذار سریالی

‫خودشم شهروند قانون‌مداری نیست

‫دو بار محکومیت بخاطر مواد مخدر ‫انجام خدمات اجتماعی برای دزدی کوچیک

‫از نامه چیز خاصی نفهمیدیم

‫تا این

‫" کسانی که شعار کاری‌شون ‫جایگزین کردن گوشت و خون

‫با کابل و مادِر بُرد هست

‫رویاهاشون در امپایر سیتی ‫به خاکستر تبدیل خواهد شد"

‫"بابا" امضاش کرده

‫بمب‌گذار پن‌تک 20 سال پیش مرد

‫یا اینطور فکر میکردیم

‫من جوهر رو بررسی کردم

‫و دستخط رو با بیانیه‌های ‫دهه‌ی نود مقایسه کردم

‫اولین مطابقت کامله

‫این نامه در هفته‌ی گذشته ‫توسط مارکوس دان نوشته شده

‫اون بمب‌گذاری‌های دیگه ‫دنباله‌روهای این نبودن

‫بمب‌گذار پن‌تک هنوز زنده‌ست

‫و میخواد یه حمله‌ی دیگه هم انجام بده

‫ترجمه از ناصر اسماعیلی و سمیرا Sorrow

‫تبریک از سمت گذشته

‫عروسی‌تون مبارک کرت و جین

‫امیدواریم این فیلم رو از

‫مزرعه‌ی بزرگ و دنج‌تون در کلرادو ببینین

‫چرا باید تو یه مزرعه زندگی کنن؟

‫نمی‌دونم، تو توی کلرادو چیکار میکنی؟

‫هی هی هی! عکستون رو خراب کردم!

‫داره فیلم می‌گیره پترسون

‫بله، و همینطور بی‌صبرانه منتظریم تا ببینیم

‫چطوری دو تا از خودرای و لجبازترین ‫و بیش از حد رقابت‌طلب‌ترین آدما

‫می‌تونن با هم زندگی کنن

‫بله

‫این ازدواج قراره برای هممون ‫خیلی سرگرم‌کننده باشه

‫و پس...

‫دوست‌تون داریم

‫گند نزنین بهش

‫حتماً باید لباس تیم خنثی‌سازی ‫رو می‌پوشیدی می‌رفتی جلو

‫نمی‌تونستی اینکارو به حرفه‌ای‌ها بسپری؟

‫من حرفه‌ایم!

‫می‌دونی چه مدت زمانی ‫توی تیم خنثی‌سازی تمرین دیدم؟

‫اگه تعلیم ندیده بودی هم ‫بازم می‌رفتی اونجا

‫دیگ به دیگ میگه روت سیاه ‫تعجب کردم که نخواستی

‫به زور اون لباس رو بپوشی و باهاش بری

‫وای

‫هیچی نگو، درباره‌ش حرف نمی‌زنیم

‫وای نه، دراین‌باره حرف نمی‌زنیم

‫که چطور به اصطلاح رئیس ‫کمیته‌ی امنیت تبادلات مالی

‫تو دو دقیقه‌ی گذشته ‫کار رو پیش بردن

‫مارکوس دان رو در تمام کشور ‫تحت تعقیب اعلام کردم

‫ملقب به بمب‌گذار پن‌تک

‫متوجه شدی چطور خودش ‫رو به مردن زده بود؟

‫به رویدادهایی که مرتبط با مرگ دان ‫در سال 94 بودن نگاه انداختم

‫یه جسد در یه ون نابود شده پیدا شده بود ‫کاملاً آتیش گرفته

‫پس یه جسد دیگه گذاشته ‫تا مرگ خودش رو جعل کنه

‫چیز عجیب اینه که،

‫جسد بعنوان مارکوس دان تایید شده

‫هم دی‌ان‌ای هم دندانش تایید شدن

‫پس تو آزمایشات دست بردن

‫چطور میشه کسی که انقدر مخالف ‫تکنولوژیه می‌تونه همچین کاری بکنه؟

‫- حتماً یکی کمکش کرده ‫- دخترش چی؟

‫جی‌پی‌اس ماشینش رو تا خونه‌ی ‫یه دوستش تو جرسی ردیابی کردیم

‫خیلی‌خب، بیاریمش اینجا

‫ببخشید، آقای جیکمن

‫الان دیدم وارد شدین

‫و خواستم خودم رو معرفی کنم

‫ببخشید، من... نمی‌دونم چی بگم

More Farsi Persian subtitles for Blindspot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left