The first 180 lines.
AnimWorld ارائه ای از تیم ترجمه
...حتی اگه سعی هم کنید که توی دستشویی قایم بشید
...مسلماً
.پیداتون میکنم...
انجمن ماوراءطبیعه
به دانشجوی ممتاز سال اولــی، کِیتارو گنتوگا .برای سخنرانی در این مراسم خوشآمد میگیم
برای سخنرانی باید بالاترین نمرهی آزمون ورودی رو بگیری، درست نمیگم؟
!عالیه
.من از ماوراءطبیعه متنفرم
.باید میدونستم که نفرین شده ــست
من خيلی متأسفم! نبايد تو رو ...وارد اين ماجرا میکردم
.اشکالی نداره، اِیکو. تقصیر تو نیست
به معنای واقعی کلمه توی هر .عکسی که ازم بگیری همینطوری میوفتم
.ارواح به طور طبیعی جذبــم میشن
،توی دوران راهنمایی .درگیر یه روح شیطانی شده بودم
،و پای یکی از دوستای خوبــمم .به قضیه باز شد
تا دو سال بعد از اون اتفاق
،از ترس اینکه فرد دیگهای صدمه ببینه .پامــو از اتاقــم بیرون نمیزاشتم
،ولی با کمک دوست قدیمیــم اِیکو خانواده و اطرافیانــم
از پارسال، تلاشم رو برای داشتن .یه زندگیـه عادی توی جامعه شروع کردم
حتی تونستم عقبموندگیهای درسیـم .رو توی مدرسه جبران کنم
اوه، راستی، از استخدام معلم خصوصی خبری گرفتی؟
اوه، منظورت همونيه که پيشنهاد کردی؟ .آره نگرانش نباش
ایول! من این ایدهی استخدام !معلم خصوصی رو از دختر عموم گرفتم
.اونجا بهش درس میدن
واقعاً؟ پس برای همین بهم پیشنهاد دادی؟
.یه دانشجوی سال اولی ممتاز و معلم خصوصی
هردوی اینا یه گام بزرگ، برای .برگشت به زندگی اجتماعیـه
...علاوه بر این
!ما میتونیم دوباره بریم مدرسه
!قراره خيلی عالی بشه
...آره
سال ها زندگی منزوی، واقعاً مهارت های .اجتماعیـم رو فلج کرده بود
ناگفته نمونه، چونکه مدام ارواح به سمتم .کشیده میشن، این شغل برام مناسب تر بود
!اما قراره یه زندگی عادی داشته باشم
خیلی خب، این دختریه که باید بهش درس بدی
!چــ چشم، آقا
...یکم آرامشــتو حفظ کن
...بله، آقا
اما بهت حق میدم. .این دختر آینده دارترین دانش آموزمونه
.اون یه اعجوبه ی واقعیــه
بیا بیرون، بیا بیرون
...بیا بیرون
،با توجه به اینکه تو یه دانشجوی ممتاز بودی .تأکید کردن که تو معلمش باشی
.میدونیم کارتو عالی انجام میدی
،فکر میکردم که باید ...نامخانوادگیــش تصادفی باشه
کِی-کون؟ اینجا چیکار میکنی؟
اوه، برای کارم اینجام یعنی آدرسو اشتباهی اومدم؟
تو که خواهر کوچیکتر نداری، نه؟
اوه! یه دختر عموی کوچیک دارم که !یه سالی میشه که باهم زندگی میکنیم
وایسا ببینم، پس یعنی اون کسیه که من معلمش شدم؟
!بدون شک خودشه! چه تصادفی
باورم نمیشه که تو میخوای !بهش درس بدی، کِی-کون
!هی، معلمت اینجاست
!ایکو! داری با چه موجودی زندگی میکنی؟
ها؟ چه موجودی؟
.اون دخترعموی کوچیکم، یایوئی-چانــه
اون توی هر کدوم از چشمهاش ...دو تا مردمک داره
.یه بزرگش توی دست راستتـه
!او-اون میتونه ببیندـش
...این
...حس وحشتناک
از اون میاد؟...
!تو... تو باید از اون عروسک دور شی
.بابتش متأسفم
.برات خفهـش میکنم
شکی درش نیست که اونم .مثل من، میتونه ارواح رو ببینه
!درواقع، ممکنه حتی از منم حساس تر باشه
کِی-کون، چیزی شده؟
...درسته
!بیخیال
.اسم من کیتارو گنتوگاـست .من قراره معلم خصوصیت باشم
.از آشنایی باهات خوشوقتم
.کیتارو-سنسه
.بیا بریم یه جای متروکه
!چی؟
وایسا ببینم! من اومدم اینجا تا !توی درسهات بهت کمک کنم
.میدونم
،اما ارواح، خیلی دوستت دارن اگه بریم یه همچین جاهایی ممکنه یکی ببینیم
!اون قطعاً انسان نیست
!نه، ما بجاش واقعاً باید درس بخونیم
الو، مرکز استخدام معلم خصوصی؟
،گنتوگا-سنسه از منِ کوچولوی ناز میپرسه: "هه هه چه جور لباس زیری پوشیدی دختر خانوم"؟
!نپرسیدم! بخدا قسم نپرسیدم
!ایکو، باید کمکم کنی
!آمادهـم بزنید بریم
!بیخیال
...بزن بریــــــــم
شبح!...
این شغلی نیست که !من براش درخواست داده بودم
!باید فلنگو ببندم
!ایکو، داری چه غلطی میکنی؟
!میدونی که این اصلاً امن نیست
یایوئی-چان همیشه خواهش میکنه که بریم
.اما من همیشه میگم نه
!پس بازم بگو نه
اما فکر کردم، اگه کسی به !باتجربگیـه تو باهامون بیاد خوب میشه
اما من فقط میتونم اونا رو حس کنم، نه اینکه !اونارو ببینم، و ضمناً نمیتونم جن گیری کنم
!خب، اگه اوضاع قاراشمیش شد، برمیگردیم
.شاید به یه رانندگیـه سرگرم کننده تبدیل بشه
.خب... من که از الان داره مو به تنم سیخ میشه
.چی؟ اما هنوز یک کیلومتر کامل پیش رو داریم
،اگه از الان میتونم حسش کنم .پس یعنی این اطراف یه خبرایی هست
تو یه سوسولی، کیتارو؟
!سنسهـم" چی شد پس؟"
!ایکو
.طوری نیست
!این دختره چه مرگشه؟
!بالاخره رسیدیم
!باجه تلفن تسخیر شدهی شهر H
راستی، داستان پشت این قضیه رو بهت نگفتهـم، نه؟
...نمیخوام بشنومش
.ظاهراً توسط روح یه زن جوون، تسخیر شده
!همین حالا بهت گفتم که، نمیخوام بشنومش
،با همین فرمون برو جلو .داری جو رو عوض میکنی
،طبق گفتهی یکی از داستان های معروف، یه میزبان محبوب .در اینجا مورد حمله قراره گرفته و به قتل رسیده
میزبان مشتریهاشو وادار به خریدن کلی هدیه میکرد
،و وقتی که پولشون تموم میشد .دورشون خط میکشید
بخاطر همین یه شب چند تا از مشتریهاش اونو تعقیب کردن
،و وقتی توی این باجه تلفن گرفتار شد ...جایی برای فرار نداشت
...همون موقع بود که
حالا، اون کینه به دل گرفته
و اون سوگند یاد کرده که اون تنها کسی نخواهد .بود که اینجوری به قتل میرسه
هرکسی که جرات کنه وارد ...این باجه تلفن بشه یا حتی زنگ بزنه
!به همون سرنوشت وحشتناک دچار خواهد شد...
وایسا ببینم، چطوری کسی میتونه شماره باجهی تلفن سر خیابون رو بدونه؟
.یکی بصورت آنلاین منتشرش کرد
!بابا
هی، داری چه غلطی میکنی؟! مگه نشنیدی چی !گفت؟ رفتن به اونجا اتفاقات بدی رو در پی داره
!تو خوبی؟ طوریـت که نشده؟
.چیزی ندیدم
.داستانش خیلی پیچیده بود .شاید از خودش دراورده باشه
...این احمقانهـست
.اما لرزی که تو تنم افتاده داره بیشتر میشه
.پس میریم سراغ نقشهی دوم
!الو؟
!همین الان بهت گفتم نه
.برش گردون
!چطور اینقدر زورت زیاده؟
!من میتونم زنگ بزنم
!اصلاً کسی بهم گوش میده؟
!میدونستی که اینجا خطرناکه، نه؟
حقیقتش، نه، چیز ماوراءطبیعهای .رو اینجا حس نمیکنم
!ایکو، برو
!اگه اتفاقی براشون بیوفته چی؟
!لعنتی
!بــ باشه، خودم زنگ میزنم
!و اگه اتفاقی نیوفتاد، برمیگردیم خونه
...کمک
...عجله کنید
...کمکم کنید
...عجله کنید
...عجله کنید
دا-داری چیکار می...؟
!یا خدا، یا خــدا، یا خــــدا! الان مارو میکشه
.نه
.یه چیز دیگرو کشت
!این دختره عشق روح چشه؟
!اون فقط فکر میکنه روح ها باحالــن
.من فقط باحالــم، ختم کلام
!نباید اینــجور جاهای خطرناک بری !مامان و بابات چه فکری میکنن؟
!وقتــشه درس خوندنــو شروع کنیم
!کـ کِی-کون
بعد از اینــکه درس خوندنــتون تموم شد، میشه صحبت کنیم؟
...ها، باشه
بهش یه سری سوال از امتحان ورودی سخت .یه مدرسه راهنمایی دادم، و همشو درست حل کرد
،اگه انقدر بااستعداده ...نباید فرض کنم که یه پیچ درهم نشده داره
یایوئی-چان، تو میتونی اون ارواحــو ببینی؟
.تازه با کیفیت 4000 پیکسلیــم میتونم ببینمــشون
و ازشون خوشــت میاد؟
.به اندازه ای که از عروسک مخملی خوشم میاد
.تموم شد
.اوه، عالیــه، ممنونــم
،وقتی رفتــیم سروقت اون تلفن عمومی
،روح به خاطر من بیرون نیومد .ولی همون لحظه ای که تو زنگ زدی اومد
معمولاً چقدر ارواحــو جذب خودت میکنی؟
،اگه مکانــش قرار باشه تسخیر شده باشه .صد درصد مواقع
!خب! بیا ببینیم چه کارایی میتونی بکنی
.کِیتارو، ریدی که
.ببخشید که تا دیروقت نگهــت داشتم
No comments yet. Be the first to leave one.