The first 200 lines.
ردش را نگاه کن
دیدی؟ نگاه کن
جت سبز رنگ، روسی هست
خالد ، قبلش یه جت مشکی دیدیم
امروز صبح از همین طرف رفت - این همون جت هست -
اون بشار مادر... داره دائما ما رو از آسمون دید میزنه
آماده باش ، احمد عجله کن
زودباشید بچه ها . یالا
فورا سوار ماشین بشید
نجیب، صدامو می شنوی ؟
آخرین مردان در حلب
قیام مسالمت آمیز مردم سوریه در سال 2011 پس از سرکوب شدن توسط رژیم بشار اسد به مبارزه ای مسلحانه تبدیل شد
در شهر حلب ، شورشیان کنترل قسمت های مهم شهر را در اختیار گرفتند و بشار اسد با بمب های خوشه ای و حملات هوایی غیرنظامیان را هدف قرار می داد
هواپیماهای جنگی روسیه در سال 2015 شروع به بمباران شهر حلب کردند و کلاه سفیدها مدافعان مدنی سوریه) را در خطر بیشتری قرار دادند)
با گسترده شدن محاصره حلب داوطلبان و 250 هزار شهروند دیگر با کمبود منابع و محدودیت انتخاب مواجه شدند
در سال 2013، گروه هایی از شهروندان برای کمک به مردم و خدمت به جامعه داوطلب شدند آنها "مدافعان مدنی سوریه" را بوجود آوردند که در دنیا به "کلاه سفیدها" مشهورند
قبل از جنگ ، اکثر آنها شغل های عادی داشتند بعضی کارگر ساختمانی و بعضی دانشجو بودند
کلاس چندمی بتول ؟
در کلاس خانم فاطمه کلاس اول ، کلاس هزارپا
کلاس هزارپا
نگاه کن - این چیه ؟ -
دارن یه بچه را بیرون می کشند
این کلیپ قدیمی را از کجا پیدا کردی؟
بچه را نگاه کن
بچه بیچاره
! بابا - اون کیه ؟ -
بابا ئه - بابا -
تو کشیدیش بیرون . این تویی
بابا و دوستاش
انگشت هاش را ببین می بینی چقدر تاندون هاش ضعیفه؟
بخاطر سوء تغذيه است
بخاطر شرایط، مواد غذایی لازم بهش نمی رسه
خودت که میدونی ، کاملا در محاصره ایم
شش تا داروخونه رفتیم
هیچکدام ویتامین هایی که قبلا می گرفتیم را نداشتند
حتی دکترها هم تمام کرده بودند - بله، دارو الان معضل شده
میخوام ببرمش ترکیه چون اینجا هیچ دارویی گیرم نمیاد
چه کار میشه کرد؟
یه بچه این زیره
گریه نکن پسر . آروم باش
اون درست اینجاست
اون زنده س
گریه نکن پسر . داریم بهت می رسیم
بکشید بالا.. بکشید بالا
همینجا نگهش دارید
بیارش بیرون
یه نفر دیگه هم اینجاست
وای خدای من - مواظب باش -
بدش به من . مراقب باش
اون مرده
یکی دیگه هم هست - محمود کمک کن بکشمش بالا -
با بیل سنگ ها را بزن کنار
اون زنده س . بچه ها زنده س
سنگ را بشکن . زودباش
نترس پسر . الان میارمت بیرون
اومد بیرون . حالا آروم
تا حالا چند نفر مردن؟
سه نفر
اونها کنار هم افتاده بودند همه خواهر و برادر
چند تا زنده موندن ؟
یه دختر کوچولو مرد اما برادرش زنده س
خدا را شکر مادرشون هم زنده س
یکی شون در بیمارستان فوت کرد
اونی که صورتش خونی بود؟ جدی میگی؟
آره بخدا. دو تا کشته بود که حالا شد سه تا
خالد ، میتونی ببینیش؟
نه نمیتونم
ابوعمر ، داری از حلب میری؟ - آره -
کجا میری؟
به قبرستان
اگه قرار شد برم، میرم قبرستان
:عمر مختار همیشه می گفت ما هرگز تسلیم نمیشیم یا پیروز میشیم یا می میریم
بله همینطور خواهد بود
گوش کن برادر، من در حلب می مانم مهم نیست چی میشه
هرگز اینجا را ترک نمی کنم
خالد ، یادته وقتی که 3 تا جت اومدن؟
اینجا بمب های بشکه ای ریختند اینجا، اینجا و اون وسط
بخدا قسم نمیدونستیم کجا فرار کنیم
اوناهاش. اون بالا - درست میگی. اونجاست -
موتور دوباره جوش آورده
محکم بشین ابوحسین
واقعا داغ کرده لعنتی -
عجله کن . دارن بمباران می کنند
باید ترموستات را چک کنم
ابراهیم ، آچار 12 را بده
حالا لوله را بگیر
رادیاتور خراب شده - پس عوضش کن -
فقط سریع تر یه جا بمباران شده
میدونی هلیکوپتر داره کجا میره؟
میره به شمال
نگاه کن. خیلی پایین پرواز می کنه
موفق باشید - هزینه ش چقدر شد ؟
هیچی خدا به همراهتون - ممنونم -
زود باشید سوار شید
کجا بمب خورده؟ - آخر خیابان -
تلفات هم داده؟ - بردنشون بیمارستان -
آقایون . یه جا جمع نشید ممکنه دوباره حمله کنند
بچه ها را ببرید داخل ممکنه دوباره بمب بریزن
این تقدیر ماست ما هم مثل همه قراره بمیریم
تا حالا به رفتن فکر کردی؟ - هرگز . تا آخرش می مونم -
خودمون هیچی، مشکل اصلی بچه هامون هستند
سلام حسون
الان چطوری؟- الحمدلله -
سرت چطوره ؟ - خیلی بهتره -
شما ما را نجات دادید . درسته ؟ - بله -
اجرتون با خدا - این وظیفه ماست
چند تا بچه از دست دادید؟ - سه تا -
دختر کوچکم فاطمه. 6 سالش بود
و دو تا نوزاد
دو قلو بودن . درسته ؟ بله -
آقا چطوری منو آوردی بیرون؟
چطوری منو آوردی بیرون؟ - بعدا برات میگم -
چطوری منو از خونه بیرون آوردی؟
با کمک خدا تو مثل گل هستی و باید زندگی کنی
باید بزرگ شی و بری مدرسه. درسته؟
خونه مون کاملا خراب شد - شکر خدا . پسرم
وقتی منو کشیدی بیرون سرم لای خرده سنگ ها گیر کرده بود؟
تو هنوز یه پسر کوچولویی . درسته؟ - آره -
خدا خواست که تو زنده بمونی و بزرگ شی و مثل ما مرد بشی
درسته؟
تو زنده می مونی و مرد قوی میشی شجاع و دلاور
من خیلی خسته بودم وقتی منو بیرون آوردی
می دونم. ما هم خسته بودیم
اما خدا را شکر آوردیمت بیرون
فقط شماها بودید ؟
فقط شما 3 نفر ؟
ما 2 تا و 2 نفر دیگه
پس 4 تا بودید - آره -
قهوه می خورید ؟ - خدا عوضت بده -
... اما ما باید بریم. هواپیماها فقط یه فنجون قهوه -
پسرم دوستت داره - شرمنده ام . باید بریم -
اما قهوه حاضره - قهوه حاضره . نرو -
وقتی هواپیماها میان ما نگران میشیم
امیدوارم . همه ما در امان باشیم - انشالله -
احمد. واحد 1 - امیدوارم مجبور نباشی بری -
عذرخواهی ما را بپذیرید - اما قهوه حاضره -
واقعا باید بریم - فقط چند دقیقه -
قهوه آماده شده
!قهوه را بیارید زودتر
نمیتونم دوباره چنین ملاقاتی داشته باشم - میدونی چرا امروز اومدم؟ -
میخواستم راجع به بچه هایی که مردن بدونم
اما به خدا برام سخت بود
این حس را داشتم که انگار برای ریا و نمایش اونجاییم
نمیدونم برادر . سخته
خبری نیست ؟
دو مرکز کلاه سفیدها ویران شده
و به مرکز سوم بمب خورده همه ماشین هاشون را هم از دست دادن
خب حالا باید بشینیم و گریه کنیم ؟
تمام مراکزمون در شمال بمباران و تخریب شده
حالا باید بشینیم و گریه کنیم؟
کلاه سفیدها را ول کنید دیگه تمام شده
می بینمتون
میخوام فوتبال بازی کنم
یالا ابو ولید
توپ را بده من زود باش
ابوعمر! ببخشید. واقعا عذر میخوام
بی خیال. گفتم که ببخشید - میدونستم توپ را میزنی به من -
برو اونور - بی خیال . سخت نگیر -
توپ لعنتیت را چاک میدم با چاقو می زنمش
چقدر عصبانی
چرا توپشون را پاره کردی؟
چون چرند می گفتن - برا همین پارش کردی؟ -
می دونستم این کارو می کنی
وای. بنظر خیلی خوشمزه س - ما آشپزهای خوبی هستیم -
یه کم همش بزنم؟ - آره یه کم هم بزن -
مُرده ، ساکت و سرد*
اوه . خدای بزرگ
مردم بسیاری توسط رژیم سوریه دستگیر و پس از شکنجه، گرسنگی و تشنگی به سلول ها منتقل شدند
! بر اسد درود بفرست
بشار ، با جان و خونمان ازت انتقام می گیریم
پس دنیا کجاست ؟ اعراب کجا هستند؟
دیگه هیچکس به فکر کسی نیست - شرافت مُرده -
اعراب از همه بدترند چرا که ما هم عرب هستیم
چرا همسایه های عرب ما از مردم ما حمایت نمی کنند؟
پس انسانیت کجاست؟ - ول کن مرد . فراموشش کن -
تو چت شده مرد؟ ول کن . تمومش کن
حالا یه کم بخند ! بخند دیگه
ولم کن - خب بخند مرد -
خیلی بد بود؟ آدمای عوضی بودن آره عوضی بودن -
ولش کن. دیگه فکرشو نکن
نمیدونی بخندی یا گریه کنی. درسته ؟
اما جدا . فقط یه لحظه بهش فکر کن
همشون میخوان قدرت را به دست بگیرن
اما شرم بر رهبران عرب ..شرم بر اونها
وزیر امور خارجه ترکیه تایید کرد که 55 هزار آواره سوری به سمت مرزهای ترکیه در حرکتند
آنها از بمباران روس ها فرار کرده اند و حالا در مرزهای ترکیه هستند
ترکیه اجازه ورود به آنها را نمی دهد و برایشان چادر فرستاده است
ما بخاطر جت های روسی ، ایرانی ها و اون بشار جنایتکار فرار کردیم ... بمب ها و موشک ها
لعنت به این محاصره
قصد داری خانواده ات را بفرستی برن؟
راستش نمیدونم
ببخشید ؟ - دارم فکر می کنم -
میخوای چکار کنی؟ - نمیدونم -
اما اگه خواستم بفرستمشون می برمشون به منطقه کردستان
اونجا از اینجا هم بدتره - حداقل اونجا بمباران نمیشه -
یه بیل مکانیکی بیار . زودباش لُعی، کمکش کن .برو
ابو ولید بیا اینجا
خیابون را تخلیه کنید
کیسه جسد میخوام تیکه های اجساد اینجا هست
کمک کنید این را بردارم همه چیز را جمع کنید
No comments yet. Be the first to leave one.