The first 200 lines.
.نلا
.سلام توما ميرم شام درست كنم،باشه؟
.شام
اره،سوسيس و سيب زميني
بابا،پيدا كردم
.اومدم تا پيشنهاد رو قبول كنم
.بيا داخل
اره
...اگهي هاي مسكن فقط براي اينه كه ملكها
براي يه مدت كوتاه به وضع .مناسبي در بيان
.باعث تلاش بيشتر از طرف مستاجر ميشه
تو نميخواي نگاه كني؟
نگهش ميدارم
.باشه
!لعنتي،لعنتي
خالكوبي ها ميتونن كاري كنن كه فقط يك ماه بتونيم از جادو ها استفاده كنيم
ليام بجاي من حرف ميزنه
بعد از گرفتن اجازه از لايرد ،ليام .ايينها رو بهت نشون ميده
.كدال- بله؟-
اين نيروها رو فقط براي شكار و كشتن .بچه ميتوني ازشون استفاده كني
براي چيز ديگه اي نيست
.بله
باشه؟
بله،از كجا شروع ميكنيم؟
بوني اسكاتلند،لوديان
تولدت مبارك
.ممنون مامان
..:"PrivatE :ترجمه و زيرنويس ":..
اينجا پايان راهه
زود باش بيا
نترس ،گازت نميگيره ميخواي نوازشش كني؟
.سگ
.سلام سگ كوچولو .تو چقدر با مزه اي
بگيرش،توما
با مزه
سگ خيلي قشنگيه،اسمش چيه؟ .بران-
.سلام بران
تازه اومديد،نه؟
تو يه محل هستيم
.من پترونلا هستم
.بسيار خب
منم،فرگال هستم
.بيا- چي؟-
سگت رو به يك گردش درست و حسابي ببريم
دور اطراف رو بهت نشون بدم
.با يكي پيش تاب قرار دارم
.يالا
چرا اونطوري ميكني؟
.انگار زياد اهل حرف زدن نيستي
يكم منو هل نميدي؟
ببخشيد؟
.هل بده منو،يالا
محكمتر،عينه دخترها هل ميدي
!نلا
.سلام،الي
ليزا مور برنميگرده
از تاگ حامله شده .ميخواد بدنيا بياره
تاگ برنميگرده .اره،اون پانزده سالشه
خيلي داغون به نظر مياد اما،ميشه گفت برادرش .هواشو داره و مواظبشه
.نلا
بچه ها؟
فكر ميكني داري چيكار ميكني؟
از بچه ها گفتن هم دست بردار
يعني چه اين كارت؟
فكر ميكني بعد اينكه اينجا و اونجا ...نشستي و در مورد من
حرفهاي مفت زدي كه من دختره سبكي هستم باز فكر ميكني ميتوني برگردي طرف من ؟
در مورد من چي فكر ميكني؟ منظورت چيه؟
منظورت چيه؟منظورت چيه؟
فقط همين رو داري بگي
فقط هميني،اشغال؟
داري به چي نگاه ميكني؟
.ربطي به اون نداره از پرسيدم؟
بهت گفتم به چي داري نگاه ميكني؟
ارع،چشمهاتو از من بدزد .كارت تمومه ديگه اشغال
.نه .تنها اشغال اينجا توئي
،اروم باش رفيق !به حرفهاش گوش نده
بيخيال،يالا
،يالا بچه ها !بريم،ادامه بازي
!ايندفعه ديگه مفتي بازي نميكنيم
!به خاطر خدا پترونلا
خوبه كه از ادمهايي نيست كه دخترها رو ميزنن
چي؟به نظرت نميتونم بزنمش؟
بله بچه ها،چي ميخواييد؟
پيشكشيه يه مشروب براي لرد عزيزم .براي من افتخار بزرگيه
لردم،پدرم سلام و احترامات .زيادي براتون فرستاد
براي يه خواهش و البته كسب اجازه ازتون اينجا هستم
يه شكار به سرزمينهاتون مياريم
.خوب ميدونم دنبال چي هستي
.وجودش رو اينجا حس ميكنم
ما براي كمك كردن اينجاييم شكارمون منصفه
فكر ميكني من بچه هستم كه به كمك تو محتاج باشم؟
منصفه،تو چي ميدوني كه چي منصفه يا نيست
.قلاده ميمونت رو محكم نگهدار
.براي پدرت حترام قائلم
.مطمئنم كه يه دليلي داره
اما اصلا خوشم نمياد ...كه اين دلقك با صورتك جديدش
همه جا بگرده و تمام توجهات رو به طرف ما جلب كنه
وضعيت به اندازه كافي بد هست
قانون طبيعته،اون كسيه كه اين كارو ميكنه من هدايتش ميكنم
.يعني ضمانتش رو ميكني
.ضامنشم
بسيار خب مد نظر قرار ميدم موضوع رو
تصميم رو فردا صبح بهت ميگم
اين ديگه چي بود؟ دارم سعي ميكنم كار درست رو انجام بدم
.اروم باش
.بايد خرگوش رو نشون سگ بديم .به اجازت نياز داريم
به من ميمون گفت
ميتونست بدتر از اين هم بكنه هنوز يكپارچه هستي ،مگه نه ؟
ببينيم چه خبري ميشه؟
.نياز به مشروب دارم ميگفتي كه نميخورم؟-
،نميخورم فقط ميخوام يكم رها شم
فكر خوبي نيست،كدال
گوش كن ليام،من كاملا براي اين شكا اماده ام
به خاطر اينهمه نيرو .پوست و تمام بدنم ميخاره
اون پيرمرد بخاطر اينكه بودنه ... از پس كار بر ميام يا نه
...داره منو به سمت فنا ميفرسته... . و من همينطوري فقط ايستادم
البته كه ميخورم .اين منو اروم ميكنه
بسيار خب ،باشه
ببينم ،امروز چيكارا كردي؟
گشتي همين اطراف زدم
با كسي اشنا شدي؟
با يه چندتا بچه
بچه ها دختر بودن يا پسر؟
...مامان
يا قاطي دخترا شده بودي
اره؟
اگه قرار من مثل ادهاي عادي زندگي كنم .بايد با دخترها هم آشنا بشم
اشنايي داريم ،تا اشنايي
.ميدوني دارم راجع به چي حرف ميزنم
!ميتونم ببينم فرگال
!چيزي كه درونت هست رو ميتونم ببينم
!خواسته ها
!تغيير
تو نميتوني اونطوري باشي
.جيمز- چيه؟-
.مارو ميبينن- خب؟-
كسي نيستم كه بين همه انجام بدم
! (يه سر مزاج ديگه(از لحاظ جنسي همون چيزي كه ميخواستم
خواهش ميكنم اينطوري نكن
به خاطر خدا،تو هم مثل اون پاكستاني لعنتي هستي
.ممنونم
اگه به خاطر اوضاع ديشبت ...خودت رو خوب حس نميكني
.تنها علاجت يه غذاي خوبه...
باور كن
وقتي اينو ميخوري با خودت رو مثا ادمها احساس ميكني
زياد گرسنم نيست،باشه؟
.شكار ماله خودته
اجازه رو براي تعقيب و ايينها ميدم
.اجازه اي براي حرف زدن نداري
.پدرم قدرت حرف زدن رو بهش عطا كرده
پوست تمام اثر و نيروي جادويي ...رو بهش بخشيده
من هم اون رو هدايت ميكنم
.اجازه اين رو ندارم
با مرده ها صحبت كردم تو منطقه شون نميخوان
منو تو منطقه شون نميخوان ؟
نميتونم اونها رو مقصر بدونم
.منم تو رو تو منطقه ام نميخوام
فكر ميكني از ديشب خبر ندارم؟
فكر كردي مواظبت نيستم؟
.متاسفم ليارد
.ممنونم
خب،پس بريم،بجنب
باز هم تو،اين دفعه چيه؟
مادرت الان اينجاست؟
.نميدونم
ببخشيد؟
"بهت گفتم "نميدونم
فكر ميكني اگه بهزيستي بدونه كه تو تنهايي بهش رسيدگي ميكنه چيكار ميكنه ؟
.هنوز تو سن مدرسه اي
.تو برو
نميدونم،اما مطمئنم كه به تو لعنتي ربطي نداره،
با چه حقي با من اينطوري صحبت ميكني؟
.يادت رفته كه تهديدمون ميكني
.من كسي رو تهديد نميكنم
لطفا اين پيام رو به مادرت برسون
خوبي؟- .بله-
تو پيدا كردن خونه يكي موندم
جدا؟اينو تو مدرسه ملك و املاك ياد نميدن؟
ممكن خونه اي كه خانواده ني-كارايق ميشينن رو بلد باشي؟
مري و فرگال
متاسفم
سلام،فرگال
اين ديگه چه كوفتيه؟
نشانه هاي محافظ
.اعتقادات مادرم يكمي متفاوته
پس اينطور؟
منظورت چيه،يعني اون يه نوع جادوگره؟
.اره .فكر كنم اينطوري هم بشه گفت
.عجيبه
گوش كن،مادرم دوست نداره با چيزها ارتباط اشته باشم...دخترها
.ميوه ممنوعه
.نگران نباش
.به مادرت نميگم
بعد از غذا اطراف تاب هستم
عزيزم امروزت چطور بود؟
ببين جيمز فقط گمشو ،باشه؟
جيمز،پسر انگار هنوز .دلش پيشته
گوش كنيد،ديشب الي رو ديديد؟
چي؟
.الي،خونه نيومد
No comments yet. Be the first to leave one.