The first 200 lines.
.طرف من منتظر است برگردم خونه - .یعنی بگا رفتیم -
.نه اگه این یکی رو بجای من بفرستیم خونه
.آزمایش مواد مخدر مثبتـه
.میدونی که قضیه اینطوری نیست
.بابا! میدونم داخلی .در رو بازکن
.تلفنت تمام روز خاموش بود .مامان بیمارستانـه
.باید بریم. یالا - مامان؟ -
.شاید سادهتر باشه اگه خودمون رو معرفی کنیم
.من امیلیام
.تو از اون بهتری
،دوست قاتلت .میخوان حذف بشه
.بهم اعتماد داره - ..شاید وقتشه که -
.از موقعیت به نفع خودت استفاده کنی
چیزی از این گروهی که
پاپ باهاشون کارمیکنه میدونی؟
،یکسری متعصب .درون ادارهی خودمون
.خیلی وقته داره بهشون کمک میکنه قاچاق کنند
.میخوان مهمانانمون رو زودتر از موعد بیارند
،اتفاقی در شرف وقوعه !اتفاقی بزرگ
.بعدی
.نفر بعد بیاد جلو
هدف از مسافرت؟
.نگهداری از سفارت
.از اقامتتون لذت ببرید - .ممنون -
.بکشش
.حالم بهم خورد
.بستههاتون دیشب رسید
!نمیدونم چیه! نمیخوام هم بدونم
..هرروز سی دقیقه آب گرم دارین
.و یک منظرهی خوب از خیابون
..روشن کنم که کاری که شما
.اینجا انجام میدهید به من ربطی نداره
چیزی که به من ربط داره اینه که .تا سه روز دیگه از اینجا برید
پس مطمئن بشید افرادتون .تا اونموقع خونهی جدید پیدا کنند
.این اطراف کسی مزاحمتون نمیشه
.ملت سوال نمیپرسند
..اما اگر برام دردسر درست کنید
.براتون دردسر درست میکنم
گرفتی؟
ترجمه و زیرنویس از سـجاد مـارول
.هاوارد
کلاس رفتی؟
.ممکنه امروز اولین پیروزیت رو بدست بیاری
.دوماه بیشتر طول نکشید
.داری برنده میشی
.اونجا گیر افتادم
.متاسفانه اشتباه کردی
.ایندفعه خیلی به پیروزی نزدیک بودی
دلیلی داره که
از اتاق بیرون نمیرید؟
نمیتونستی یهکم اطلاعات داخل یک صندوق بذاری
یا یک کد ساده مثل بقیهی آدمها برام بفرستی؟
..این نامهها رو بدون تو
.متوجه نمیشم
..مثل
."این کتاب شعر "ریلکه
!اصلاَ هم نمیفهمم چی میگه
همهی این سالها در کنار تو
.هنوز هم هیچی نمیدونم
.صبحبخیر
.الان میام
...چیکار میتونیم
.لطفا بشین
.دو مرد اخیراَ اومدن پیشت
.اینجا مشتری زیاد میاد
!نه از این نوع
.یکیشون مامور همینطرفـه
.اون یکی از دنیای خودمونـه
.اسمش هاوارد سیلکـه
.میخوام بدونم چی ازت پرسیدن
.یادم نیست
..برات عادیـه
که به همنوعان خودت خیانت کنی؟
تو باید برای کسانی کار کنی
.که پاپ باهاشون کار میکنه
چی بهش میگن؟
"مدرسه"
.شایعاتی راجع به اونجا شنیدم
به هاوارد سیلک چی گفتی؟
بازهم منو میکشین، درسته؟
اگه به هرطریقی من یا همکارانم رو ،درخطر قرار دادی
.چیزهایی هست که باید راستوریست بشه
..وقتی بهت بگم
چه اتفاقی میافته؟
.تو طرفت رو انتخاب کردی
..یک دههست اینجام
میدونی چی فهمیدم؟
.طرفی وجود نداره
!همه به یک جهنم میریم
..ببخشید، دنبال
انگلیسی بلدین؟
دنبال آنا میگردی؟
..بله. بله
میدونی من کیام؟ - .آره -
.از روی عکسهات شناختمت
و تو.. دوستپسرشـی؟
باهم زندگی میکنید؟
...چه مدته - .آنا داره از اینجا اسبابکشی میکنه -
.خب
میشه بگی داره کجا میره؟
.میخوام باهاش صحبت کنم
!شاید باید تنهاش بذاری
.من پدرشـم
!اینطور که ازت تعریف نمیکنه
.باشه
میشه بهش بگی اومدم؟
.آره
نظرت راجب منظره چیه؟
.فکرمیکنم با دنیای تو فرق داره
.لازم نیست برای من فیلم بازی کنی، هاوارد
.من خیلی ازت میدونم
.میدونم اونیکیت تو رو بجای خودش فرستاده
..چون خودش
.توسط سفارت از سفر منع شده
چیزی از من بهت نگفته، نه؟
!نه
،اسم من الکساندر پاپـه
..و تو پسرجان
.اصلاَ شبیه دوست مشترکمون نیستی
..تو
برای اداره کارمیکنی؟
.به من میگن گرداننده
!نمیدونم یعنی چی
یعنی چند سال پیش من یکی رو مثل تو گرفتم و
.تبدیلش کردم به انسانی مثل هاوارد سیلک
..خب
چی باید بگم؟
!خسته نباشی
فهمیدم مدتی رو با
خانوادهش گذروندی؟
.درسته
.بذار حدس بزنم
راجب خانوادهش هم چیزی بهت نگفته بود؟
.توی ذاتشـه
.شاید نمیخواسته توی کارهاش دخالت کنی
در این مورد
،اگه اجازه بدی بهت نصیحتی بکنم
.نباید اصلا به اون زن اعتماد کنی
امیلی؟
!نمیدونم طرف شما اون چهشکلیـه
اما اینطرف، اون هاوارد رو نابود کرد
و نمیخوام همچین اتفاقی !برای تو هم بیوفته
.شاید چون تو نمیشناسیش
نه؟
.شاید حق با توئه
.فقط میخواستم بهت دوستانه هشدار بدم
.خجالت نکش، هاوارد
اگه چیزی نیاز داشتی .فقط نامه بزار روی تیرچراغبرق
،اصلاَ نمیدونی چی دارم میگم
نه؟
.حق با اون بود
.تو خیلی سادهای
چرا راجب نقشهی سیگنالیِ من !از امیلی نمیپرسی
شاید از چیزهایی که راجب .اون زن نمیدونی شگفتزده بشی
جمعههم کارمیکنید جناب کویل؟
.فقط یکسری اشیاء ممنوعه پیدا کردیم
.چیز خاصی نیست
مطمئنی؟
خیلی بهتر بود اگه بهم میگفتی
دقیقاَ دنبال چی هستیم؟
قبل از اینکه سیلک بره .ازم خواستم دنبال یه چیزی رو بگیرم
،پس با یک منبعـی ملاقات کردم
.کسی که راجب سرکردههای بالدوین میدونه
و چی گفت؟
.از یک نفوذی حرف زد
اینجا؟
!طبقهی سوم
!با رتبهی بالا
من این اداره رو مثل کف دستم میشناسم
،اگه نشتیای وجود داره .کنترل شده است
.گفت رده بالاست
.ممکن نیست چندنفر بیشتر باشند
تو، من
!یا یکی از افرادت
منبعت نگفت چند وقته اینجاست؟
!چندین ساله
.با من بیا، با ماشین میریم
میدونی چندتا بیمارستان سر زدم؟
اسم شما در لیست من نیست؟
کدوم؟ کدوم لیست؟
چرا یهو منتقلش کردن اینجا؟
.متاسفانه باید ازتون بخوام اینجارو ترک کنید
نه تا وقتی که بفهمم ماجرا از چه قراره
.برید
!نه، لعنتی، چه خبره چرا نمیتونم امیلی سیلک رو ببینم؟
.برید، حالا
!کارت آشغالـه
!واقعا آشغالـه
.تاحالا همچین چیزی نشنیدم !چرا نمیتونم برم داخل
!بقیه میرن داخل
!بخورش
!مزخرفـه
همهچیز روبرارهه؟
.ببخشید یهویی اومدم
.امروز مردی به اسم الکساندرپاپ رو دیدم
جدی؟ چی میخواست؟
.گفت نباید به تو اعتماد کنم
!خودش هم همچین تعریفی نداره
..ببین
،راستش رو بگم ..نمیدونم
No comments yet. Be the first to leave one.