The first 200 lines.
سلام، جان. سلام، بیل.
بعداً میبینمت. باشه، خداحافظ.
کنت مارلو. قتل غیرعمد. محکوم به ده سال.
بار اولته زندان؟ بله.
قربان، به من.
بله قربان.
چند سالته؟ بیست و چهار، قربان.
تا حالا تو ارتش، نیروی دریایی یا تفنگداران دریایی خدمت کردی؟
خیر قربان.
سیگار میکشی؟ بله قربان.
مرفین، تریاک، کوکائین؟
خیر قربان.
بگردیدش.
میتونی سیگارهات رو داشته باشی.
متاهلی؟ خیر قربان.
ایشون خواهرمه.
میتونی عکسها رو نگه داری. ممنون، قربان.
بقیهاش رو وقتی از زندان رفتی پس میگیری.
از حالا به بعد تو شماره ۴۸۶۴۲ هستی.
کاراش رو انجام بدین.
بهش ۲۴ بدید.
دو تا پتو. دو تا پتو.
کت ۳۶. کت ۳۶.
لباس زیر ۴. لباس زیر ۴.
شلوار ۵. شلوار ۵.
پیراهن ۱۶. پیراهن ۱۶.
کلاه ۷. کلاه ۷.
کفش ۸ و نیم. کفش ۸ و نیم.
اونجا لباسات رو عوض کن.
طول بازو، ۳۵ و نیم اینچ. ۳۵ و نیم.
جای زخم روی انگشت چهارم چپ. انگشت چهارم چپ.
از این طرف بیرون.
دلم نمیخواد یه جوون مثل تو رو برای قتل غیرعمد اینجا ببینم.
یه تصادف بود، قربان.
بله، من پروندهات رو خیلی خوب یادمه.
با ماشینت یه مرد رو زیر گرفتی... بله قربان، شب سال نو بود.
مست بودی.
بله قربان. حالا اینجایی تا تقاص اون جرم رو بدی.
با ده سال از عمرت.
این رو میفهمی؟
بله قربان.
حکمت میتونه با رفتار خوب کاهش پیدا کنه.
و رعایت دقیق قوانین زندان.
در حالی که به معنای عام کلمه جنایتکار نیستی،
میخوام بهت در مورد تأثیراتی که اینجا باهاشون روبرو میشی هشدار بدم.
یا در هر زندان دیگه.
بله قربان.
پس مراقب رفتارت باش.
و روابطت.
بله قربان.
و این رو به خاطر داشته باش:
زندان به یه مرد بزدلی نمیبخشه،
اما اگه داشته باشه، اون رو آشکار میکنه.
همین.
خب، رگارت، چیه؟
میدونی این پسره رو با کی میندازن تو سلول؟
نه. کی؟
مورگان. زیرکترین خلافکاری که تا حالا اینجا داشتیم.
و بوچِ مسلسل.
بله؟
یه بچه ضعیف مثل اون رو با یه قاتل و یه گانگستر تو یه سلول بندازن؟
حالا، حالا، بابا، دوباره ترسو نشو.
شاید اگه تو یه سلول تنها باشه شانس داشته باشه.
بله، من در آخرین جلسه شورای فرمانداری بهشون هشدار دادم.
ما اینجا ۳۰۰۰ نفر داریم و جا برای ۱۸۰۰ نفر تو سلولها.
همهشون میخوان مردم رو بندازن زندان،
اما نمیخوان بعد از اینکه افتادن توش، براشون امکانات فراهم کنن.
و حرف منو یادت باشه، بابا.
یه روزی بابت این کوتهبینی تاوان پس میدیم.
مطمئناً، کل سیستم زندان بینظم و آشفتست.
آره؟ اینم یه مورد خوب برای تو، سندی.
میره سلول ۲۶۵ پیش بوچ و مورگان. باشه.
بیا بریم، پسر.
بالا، سمت چپ.
ما اینجاییم.
سلام، جیم.
گوشبنداتو دربیار.
گفتم سلام.
سلام.
راحت باش. اون بالا جای خواب توئه.
ممنون.
اسمت چیه؟
گفتم اسمت چیه؟
کنت مارلو.
اسم من اشمیت.
من تو کل دنیا به بوچِ مسلسل معروفم.
حتماً اسممو شنیدی. معلومه.
نشنیدی که باند دلانسی نابود شد؟
خب، من نابودشون کردم.
۵۰۰ دلار برای کشتن سه نفر.
زیاد نیست، ارزونه.
کار و بارت چیه؟ واسه چی افتادی اینجا؟
قتل غیرعمد. قتل غیرعمد!
خب، بالاخره که تو هم بیگناه نیستی.
دست بده. کیو کلهپا کردی؟
یه تصادف بود. یه تصادف؟
آره، داشتم رانندگی میکردم.
آه، تو که هنوز دهنت بو شیر میده.
منظورت چیه؟ نشونت میدم منظورم چیه، بچه.
قبل از اینکه اینجا باهات تموم کنیم، خیلی چیزا یادت میدم.
مورگ، مهمون داریم.
اسم من مورگانه.
اسم منم کنته.
حالت چطوره؟
اینجا هیچوقت هوا نداره؟
آره، زیاده. همهش هم داغ.
چند وقته اینجایی؟
سه سال.
واسه چی؟ سرقت.
من از دزد جماعت بدم میاد.
هی، سیگارهای من. چی؟
تو سیگارهای منو برداشتی.
وای، دروغگوی کثیف کوچولو، تو که سیگار نداشتی.
چرا داشتم، تو دزدیدیشون.
انقدر غر نزن تا یه دونه نخوابوندم زیر گوشت.
یالا، سیگارامو پس بده.
تو دیوونهای، سیگار که نداشتی. سیگارو بده من!
اه، گمشو! بهتون نشون میدم دزدای کثیف.
من اینجور رفتارو تحمل نمیکنم. هی، نگهبانا!
انقدر جیغ جیغ نکن. دزدیم مثلاً؟
خب، آقای از خود راضی، بهت نشون می... ولم کن!
ساکت شید، ساکت.
هی، هی، اینجا چه خبره؟
اون سیگارهای منو برداشت. مورگان، اون برداشته؟
نمیدونم آقا. خواب بودم.
سیگارهای این بچه رو تو برداشتی؟ نه آقا.
جفتشون دروغ میگن!
سر و صدا کمتر، وگرنه شب اولتو تو سیاهچال میگذرونی.
آخ، این بچه رو تو انفرادی نندازید. اون بیگناهه.
فقط از کوره در رفت. دیگه این کارو نمیکنه.
خب، مواظب وسایلت باش، فهمیدی؟
خب، آقای بزدل، قراره اولین درسو همین الان بگیری.
اینجا نمیشه هم خبرچین باشی هم زندانی.
همین.
حالا بیخیال اون کارا شو، بوچ، میشنوی؟
آخ، فقط گیج شده. زیاد محکم نزدمش.
بذاریدش تو تختش. آره؟
آره.
باشه.
حالا سیگاراشو بهش پس بده.
چی؟ شنیدی چی گفتم.
وای، من که اون علفهای قدیمیشو ندارم.
به من دروغ نگو، بوچ.
ببین، من آدما رو واسه اینکه بهم گفتن دروغگو کشتم.
آره، و ببین الان کجایی.
من؟ آره تو.
خب، تو هم ببین کجایی.
درسته، بوچ، هر دوتامون.
زنده و مرده، باهوش و احمق.
چی؟
میدونی، از گردن به پایین یه آدم حسابی هستی، بوچ.
حالا سیگارهای بچه رو بهش پس بده.
من؟ آره تو.
باشه.
فقط شوخی میکردم.
فقط شوخی بود، همین. البته، من از اول میدونستم.
حالا بذارشون تو جیبش.
گفتم بذارشون تو جیبش.
وای!
منو یاد سِیدی میندازه.
وای، سِیدی یه دختر خوب بود.
نباید بهش اون سم مورچه رو میدادم.
باید فقط چند بار میکوبیدم تو فکش.
از سرم کم شو، ها؟ برو سر جات وایسا.
همهچیز ردیفه؟ آره، این بار.
شنیدیم قراره به زودی آزاد بشی.
منظورت چیه؟ کی بهت گفته؟
جیم، اون زندانی معتمد اداره رئیس زندان. اون از همه چی خبر داره.
و اون در مورد من چیزی شنیده؟
آره، رئیس زندان گفت تو زیادی بچه خوبی هستی که اینجا نگهت دارن.
میخوان منو آزاد کنن؟ آره، حتماً.
چقدر زود؟
به محض اینکه رئیس زندان از فرماندار تأییدیه بگیره.
وای، تو یه مرد خوششانسی. تو کِنت مارلو هستی؟
آره. والاس میخواد ببینتت.
واسه چی میخواد منو ببینه؟
که خبر خوب آزادیتو بهت بگه.
وای، عالیه.
یه دقیقه صبر کن. نمیخوای خداحافظی کنی؟
حتماً، خداحافظ. خوب باش، کنت. خداحافظ، بچه.
هی، کجا داری میری؟
کاپیتان والاس میخواد منو ببینه. نمیتونی بری اونجا. برگرد.
اینجا چه خبره؟
گفتن شما میخواستین منو ببینین، آقا، در مورد آزادی مشروطم.
کی اینو گفت؟
اونا گفتن، اون زندانی معتمد اونجا.
درسته، نه؟ اونا که باهام شوخی نمیکردن، نه؟
آره، دارن باهات شوخی میکنن، کنت.
پس من آزاد نمیشم.
نه، قراره مدت زیادی اینجا با ما باشی.
یالا، گمشو.
عصبانی هستی؟ چی شده، پسر؟
داری میری خونه؟
هی، شما. اینجا نباید جمع شید. یالا، اینجا رو خلوت کنید.
متفرق شید.
هی، آقا، نامهای واسه من اومده؟
یالا، برو. اگه هم بود بهت نمیدادم.
آخ، یالا، مرد باش دیگه.
نامهای واسه مورگان نیست؟
میدونی، بابا، اگه همه نگهبانا مثل شما بودن...
No comments yet. Be the first to leave one.