The first 24 lines.
اگه میتونستم قلبت رو ببینم
شاید این پایانش نمیشد
اگه میتونستی چیزی که من میبینم رو ببینی
الان اینقدر پوچ و تهی این راه رو طی میکردم؟
نمیدونم چرا دارم تنها میرم
...گرمای روی صندلی
چرا الان پیشم نیستی؟
بعد از مدت ها هنوز هم مثل همیشه ست
اینجا منتظرم بمون اره
من اونیم که به زمین داغ خوردم
کلمات بی حسم ، قلب بی احساسم
لحظاتی که فقط بهت آسیب رسوندم
نوک یک پرگار من رو به سمت خاطرات میکشونه
وقتی توی خاطرات قرار میگیرم انگار که
درون یک دایره میچرخم
میچرخم میچرخم میچرخم
وقتی بهت نگاه میکنم نمیتونم چیزی بگم
با پشیمونی ای که دیره به تصویرت خیره میشم
همه ی روزم رو اینطوری میگذرونم
بازهم یک شب پر از حسرت داشتم
نشونه هایی از تو (اینجاست) که همه چیز رو برای من سخت تر میکنه
تو مال من بودی
...ای کاش مال من بودی
...گرمای روی صندلی
No comments yet. Be the first to leave one.