The first 193 lines.
سس باربیکیو لوناستار، بهترین همراه برای مرغ شما
لی، میشه فقط چند بار دیگه هم اجراش کنی؟
سس باربیکیو لوناستار، بهترین همراه برای مرغ شما
سس باربیکیو لوناستار، بهترین همراه برای مرغ شما
سس باربیکیو لوناستار، بهترین همراه برای مرغ شما
گرفتی؟
یه دونه دیگه هم میتونی انجام بدی؟
یه چیز متفاوت میخوای؟
فقط یه دونه دیگه انجام بده
سس باربیکیو لوناستار، بهترین همراه برای مرغ شما
آره؟
و یه دونه دیگه انجام میدی؟
سس باربیکیو لوناستار
هی، پیتر
هی، لی، چطوری؟
چه خبر؟
...تا حالا اسم یه گروهی به اسم
انجمن قدردانی و حفظ غرب رو شنیدی؟
نه
خب، همین الان ازشون بهم زنگ زدن
میخوان بهت جایزه یک عمر دستاورد بدن
باشه
یک عمر، هان؟
آره
چیز دیگه ای هم هست؟
نمیدونم، یه جور مراسم اهدای جایزه هم هست
...اونو که فهمیدم. منظورم اینه که چیز دیگه ای هست؟ مثلاً
اِم، نمیدونم. یه پیشنهاد کاری؟ یه فیلمنامه؟
فعلاً نه
اما لی، به زودی یه چیزایی انتظار داریم
باشه
لی. ببخشید معطلت کردم
مشکلی نیست
میدونم همه امیدوار بودیم خبرای خوبی از این بیوپسی بگیریم
اما... متاسفانه خبر خوبی ندارم
لعنتی
گندش بزنن
لی
لعنتی. میخوای سکتهم بدی؟
دارم سعی میکنم کاری کنم اون در لعنتی رو باز کنی
اون یه تقتق پلیسی بود
میدونی، مثل اینکه یه پلیس در میزنه. پلیسا اینطوری در میزنن
میخوای یه کمی گل بکشیم؟
آره
حالت خوبه؟
...یه کمی انگار
ناراحتی
...راستش
یه خبری دارم
چه خبری؟
میخوام یه فیلم بسازم
اوه، آره؟ اِمهم
دیشب یه خوابی دیدم
اِم... همینجا وایسا
چرا؟
یه سؤال؟
تو از شنیدن خوابای بقیه خوشت میاد؟
نمیدونم
آره خب
واقعا؟ آره
...آخه واسه من
...شنیدن خوابای بقیه
داری بهم میگی نمیخوای خواب منو بشنوی؟
آره
گمشو بابا
فقط بهم علاقه نداره، رفیق
فکر کن، منظورم اینه که این خواب توئه
فیلم چی؟
اونا علاقه تو رو جلب میکنن؟
آره. عاشق فیلمم
فیلما خوابای بقیه هستن
خب
یه اُنس از این کوفتیا داری، یا چی؟
بهش نیاز دارم
یه اُنس؟
آره
یه اُنس از کاهوی شیطانی
اون که حسابی خالی جیبم میکنه، مرد
نمیدونم چرا مثل بقیه نمیتونی بری از مغازه بخری
من دوست دارم بیام اینجا
آره؟
اگه کسی باشه که به عادتهاش چسبیده، تویی
اسمش "پلاتینیوم کوکیز"ه
یه ترکیبه، واقعا چیز خوبیه
پلاتینیوم کوکیز
پلاتینیوم کوکیز، اون چیزای واقعا خوب
اینو بگو، فقط... فقط اونو
پلاتینیوم کوکیز
اون چیزای واقعا خوب
اوه، خدای من
اون صدا میتونه یه عالمه گل بفروشه، رفیق
این چیه؟
قارچای جادویی
در مواقع اضطراری بشکنیدش
اون کیه؟
اوه، سلام
.شارلوت، بیا تو
.سلام مرد. هی
.خدایا، اینجا بوی ماهی میده
.آره، داشتیم یه میانوعدهی کوچیک بعدازظهر میخوردیم
.لی، شارلوت. شارلوت، لی
.سلام
.سلام
.الان برمیگردم. نگران نباش، اون باحاله
.داری بهم خیره میشی
.ببخشید
من نگفتم باهاش مشکل دارم، فقط داشتم
.اشاره میکردم
.دوست دارم آدمها رو بشناسم
.فکر میکنم با نگاه کردن به آدما میشه خیلی چیزا دربارهشون فهمید
.باشه
خب، دربارهی من چی فهمیدی؟
.هیچی
من تو رو از کجا میشناسم؟
.من تو رو از جایی میشناسم
.اگه اینطوره
تو بازیگری؟
.آره
.تمام بازیگرایی که من میشناسم خودشیفته و دیوونهان
.همینطوره
حالا تو داری به من خیره میشی؟
.آره
.ببینم میتونم... بشناسمت
میتونی؟
.غمگین به نظر میای
.ببین
.ممنون
.همش اینجاست، ولی... بشمارش
.زیاد با اینا مصرف نکن
.ممنون
.ای بابا! یه کم آفتاب بگیر، رفیق
...از آشنایی باهات خوشوقتم، اِم
.ببخشید، اسمتو فراموش کردم
.لی. درسته. لی
.میگن حافظه دومین چیزیه که از دست میره
و اولیش چیه؟
.یادم نمیاد
شما دو تا چطور همدیگه رو میشناسید؟
.ما با هم تو یه سریال تلویزیونی بودیم
.چیزی که هیچوقت اسمشو نشنیدی
.اسمش "کتل درایو" بود. سیزده قسمت پخش شد
.لی نقش اصلی بود
.بن هورن، یه هفتتیرکش
.وای
.من یه بچهی گستاخ بودم که اسب آدم اشتباهی رو دزدید
.یعنی یه زمانی شغل واقعی داشتی؟ آره
.منم زن داشتم، اونم همینطور
.حالا فقط همدیگه رو داریم
.خب
.از آشنایی باهات خوشبختم، لی
.این یکی، و این یکی
.چه سورپرایز خوبی
یه سورپرایز خوب؟
.خوشحالم میبینمت، ول
.معلومه که هست
داری برای یه نمایش دیگه آماده میشی؟
.بله، آخر ماه
لوسی رو تازگیها دیدی؟
.آره، برای شام اومده بود پیشم، یکشنبه با هم تلویزیون دیدیم
چی دیدید؟
میخوای بدونی ما تو تلویزیون چی دیدیم؟
.خیلی وقته لوسی رو ندیدم
.بهش زنگ بزن
.اون نمیخواد من بهش زنگ بزنم
.این حرفو نزن
.سرزنشش نمیکنم
.باید بهش زنگ بزنی
.یه چیزی هست که میخوام بهت بگم
.من قراره یه فیلم بسازم
.دفتر پیتر کوهن
.سلام چلسی، لی هستم، برای پیتر
.سلام لی، بذار ببینم پیداش میکنم. ممنون
لی، چه خبر؟
اون مراسم دوباره کی بود گفتی؟
.جایزهی وسترن؟ آره
.بابا
.اونجا خوب به نظر میای
یادته قبلاً بازی میکردیم؟
تو اینجا چیکار میکنی؟
آخه از کجا میدونستی من اینجام؟
.مادرت بهم گفت
...این حوالی بودم، همینجوری
کار و بار چطوره؟
هنوزم تو اون استیکخونه گارسونی میکنی؟
.من اونجا رو دوست داشتم
.من برای گوگل کار میکنم
.اوه
.آره، فضای تبلیغاتی براشون میفروشم
!چه باحال
.آره
چی شده؟
.اوه
فکر کنم خیلی وقته همو ندیدیم، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.