The first 200 lines.
آرومم، آرومم مطمئنی؟
اون سعی کرد فرار کنه
توام عصبی شدی
بشین
درستش میکنیم
شما منو میشناسی، پرخاشگر نیستم همچین چیزی تا حالا برام اتفاق نیافتاده بود
الان راجبش فکر نکن ولی میخوام بدونی
مشکل اینجاست که وکیله میخواد شکایت کنه
شکایت؟ بخاطر شرایطی که موکلشو قرار دادی
میخواد بندازه تقصیر من؟ من؟
راجب سوءاستفاده پلیس بحث میکنه تا پیش داوری ایجاد کنه
و نمیخوایم اون اتفاق بیافته، درسته؟
نه، معلومه که نه
پس مجبوری یک اظهار نامه بنویسی و توضیح بدی چه اتفاقی افتاد
باشه
اون در برابر دستیگر شدن مقاومت کرد خیلی خوب
درگیری هم وجود داشت؟
بله ، البته همکارم اونجا بود، شاهده
آیا از هرلحاظی احساس تهدید کردی؟
تهدید، تهدید...م
عجله نکن
راجب این فکر کن...م این که ترسوندت؟
احساس ترس کردی؟
بزار ببینم
اون خیلی نئشه بود مثل دیوونهها داد میزد و تف مینداخت
مواد فروشه، میدونید که؟
معتاده معتاده
نمیخوام یک آدم مثل این رو من تف کنه
اون ممکن به من .. نمیدونم.. هپاتیت
یا ایدز
یا ایدز
و شاید عجیب باشه اما، هنگام کشمکش سعی نکرد اسلحه ات و بگیره؟
غافلگیریت کرد
و اسلحتو از جاش درآورد
سخته به یاد بیاری
بله، بله منم همین فکرو میکنم نه تو خوب فکر نمیکنی
اون اسلحه رو درآورد و به سمتت گرفت حتی شلیک کرد
اما از اونجایی که روی ضامنش بود
شلیک نشد شلیک نشد
ولی تو واقعا ترسیده بودی
ترس از مردن
دوتا بچه دارم، بزرگه 7 سالشه
یتیم میشدن
حتی نمیخوام راجبش فکرکنم ولی فکر کردی، یکدفعه ای
باعث شد با عصبانیت زیاد واکنش نشون بدی
خیلی، بازرس
میدونی که الان به چی نیاز داریم؟
چی؟
به بازرس بگیم
بازرس؟ اونم میخواد کمکت کنه
ازت سوال میپرسه و تا همه اینها را کتبی کنیم
میتونی این کار و انجام بدی؟
این همه چیز و درست میکنه؟ درسته؟
همه چی و درست میکنه
خب چرا بهم زنگ زدی؟
میخواستم ببینمت
نه، نمیخواستی منو ببینی میخواستی با من باشی، فقط همین
کارلوس داره میشنوه
تو فکر میکنی اون نمیدونه؟
این حقیقت نداره
چی حقیقت نداره این که فقط میخواستم باهات باشم
پس قضیه چیه؟
قضیه چیه؟ بله، قضیه چیه؟
سه شنبه به من میگی بهتره که تمومش کنیم
سه روز بعد دم خونم پیدات میشه که با هم باشیم
من 20 سال ازت بزرگترم، ری اصلا برام مهم نیست
خیلی پیچیده است
تو فقط میترسی
ترس؟ بله
تو میترسی که اون قدمو برداری
من همینطوری که هستم خوبم نه خوب نیستی
منو نمیشناسی، ری
پس ادا در میاوردی؟
بخاطر این که یک چیزایی هست که میتونی بگی، میتونی حس کنی
بهتره که باهم رابطه نداشته باشیم، باشه؟
این بار قول میدم که دیگه بهت زنگ نمیزم
ری، من میخوام باهات کار کردنم و ادامه بدم
بخاطر این که خوبی نه بخاطر این که باهات باشم
این هیچ ربطی به اون نداره این به همه چیز ربط داره
و در آخر من باید انتخاب کنم
ترجیح میدم همه چی روشن باشه ماریا
همکار؟
بدون هیچگونه احساسی
تمام شد
مطمئنی؟ میخواد به برای اقدام کشتن متهمش کنه
بگید بیاد داخل
لئو
همه چی خوبه؟
متاسفم بابت اتفاقی که افتاد
هیچی نیست که بابتش عذرخواهی کنی یک دستگیری عالی انجام دادی
میدونی چند سال دنبال کارملو بودیم؟
بله بازرس بهم گفتند
اون یه آدم کشه سعی کرد اسلحه ام رو بگیره
ممکن بود بکشتت، درسته کارلوس؟ هیچ شکی ندارم
حالا باید کتبی بنویسی
اونا دارند متهم و میارن
عالیه، خورخه
مشکلی نداره با لئو بری داخل دفتر و اظهارنامه اش و بگیری؟
مشکلی نیست
وقتی آماده شد امضاش کن و برام بیار
و اسنادی که گفتم حتماً، بازرس
همه چی درست میشه
خب من میرم اتاق مشاهده
برای بازجویی نمیمونی؟
برای چی؟ به من نیاز نداری
خیلی سال منتظر این بودی پرونده توئه
ماریا د لوس انجلس تورانزو
این خانم اصلاً پیر نمیشه، نه؟
ببین اگر نمیشناختمت میگفتم یک کاری انجام دادی
اما با این اخلاق گندت کسی جرات نمیکنه
روی تخت اتاق عمل بزارتت صورتتو برش بده
چه خبر کارلوس؟ کارملو
ریه هات چطوره؟ مثل قبل
اما اینجا هنوز داری سخت کار میکنی از 8 صبح تا 5 بعد از ظهر
نگو که سیگار و با سیگار الکترونیکی عوض کردی اونا برای دخترهاست
این رفیقه منه، کارلوس
خب، میخوای این مسخره بازی و ادامه بدی؟
متاسفم. شما در برابر دستگیر شدن مقاومت کردید
چی؟ مقاومت؟ حرف مفته
خواکین کجاست؟ اینجا نیست
چی؟... چی بهش گفتید؟ سرپرست برای این چیزا نمیاد
اه، لعنتی، پس الان خواکین سرپرسته و من مسئول واحد هستم
تبریک میگم، مطمئنم که لیاقتش و داری
خیلی زیاد خب، کارلوس، البته
خوشم میاد که می بینم مردم پیشرفت میکنن
نه مثل تو، درسته؟
تو بدبین تر از همیشه ای و مطمئنم با کارورزها میخوابی
یا دیگه اینجا کارورزی نداری؟ نه دیگه
حیف شد بزار یک سیگار بکشم قبل از این که شروع کنیم
نمیتونی اینجا سیگار بکشی داری شوخی میکنی، ماریا
بالاخره همونجور که میخواستی من و آوردی اینجا، گند زدم
بذار سیگار بکشم
چه خبر؟
عصر به خیر
عصر به خیر
برای ضبط جلسه اظهارنامه کتبی میخوام
توسط دکتر دیده شده
اگر میخوای میتونی عکس بگیری و به عنوان مدرک ارائه بدی
میشه شروع کنیم؟
در ساعت 20.44 دقیقه،روز 28آگوست ، 2018
در حضور رئیس بازرسی، ماریا دِ لوس انجلس تورانزو پویگ
شماره نشان 56787
و بازرس "کارلوس سردنیو وارونا" شماره نشان 78323
سیولین کارملو ال حزینی (حسینی)ر
ال حزینی شماره شناسایی 425031890تی
محل زادگاه مراکش پسر حامد و ماریا
لعنتی
نام خانوادگیم
اونا واقعا برای گرفتنش افراط کردند، نه؟
سعی کرده فرار کنه، فکر کنم
با چقدر گرفتیمش؟ یک کیلو کوکایین
مردم دیوونه میشن
دیگه این بار نمیتونه قصر در بره
هیجان زده شد
کارملو برای هیچی، کاری نمیکنه
این تبعیضه نژادیه
اگه میخواد اظهار نامه بنویسه حتماً یه نقشه ای داره
نقشه؟ برای خوندن
کی و قراره لو بده؟ هرکسی و که نیاز داره
همه این سالها تا خرخره تو این کار بوده همه پست فطرت های مادرید و میشناسه
داریم راجب فلسفه عرب بحث میکنیم؟
اون مصونیت میخواد و یک معامله با شاکی
من میخوام راجب فتح گرانادا صحبت کنم
وقتی خواست لو بده منو خبر کن، باشه؟
درباره متوقف کردن خوردن گوشت
تو واقعا با اون درگیر شدی؟ نشدی؟
شما متهم هستی شما انتخاب میکنی که میخوای راجب چی حرف بزنی
قرار نبود با ماریا بازجویی کنی؟
نه
بهت میاد نقش پلیس خوب و با اون بازی کنی
امروز نیازی نیست
تو عوض کردی...؟
عروسی بودم
معلومه
بزار بیینیم... اولین چیزی که میخوام بگم اینه که من تروریست نیستم
این و میگم بخاطر حمله صبح در الیکانته
حتی با این که نام خانوادگیم عربیه من هیچ کاری با جهاد ندارم
نه الان نه هیچ وقت
من کاتالانیم
مراکش به دنیا اومدی
اما مادرم کاتالانیه و من در بادالونا بزرگ شدم
بخاطر همین این لحجه رو دارم، میدونید
میفهمی؟
مادرم همیشه میخواست تو خونه ما کاتالانی صحبت کنیم
باشه، فهمیدیم
خب، منو میشناسی
هیچ استخون بنیاد گرایی تو بدن من نیست
ما میدونیم که تو الکلی، زن باز و بی مذهبی
و خیلی کاتالانی
مراقب باش من طرفدار استقلال هم نیستم، درست؟
نگو
نهضت استقلال و نمیتونی بفهمی
از دیدگاه یک دورگه، من دورگه ام
نه خیلی عرب، درسته
بخاطر اینکه ژن های مادرم غالب هستند اون از قوم "پلافروجل" بود
بزار بریم سر حقایق
همونطور که جبران خلیل جبران میگفت
مادرت و بهم نشون بده و من بهت میگم چجور آدمی هستی
حقایق زیباست
باشه، این ها حقایق هستند
No comments yet. Be the first to leave one.