The first 200 lines.
تو چه غلطي کردي وحشي؟
دخترم بچشو فقط با يک چشم مي بينه
پسر تو هم با دوتا چشمش بچشو نمي بينه
ما نتونستيم بچه هامونو از جنايت، دور نگه داريم
بايد بهتر کارمونو انجام بديم
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
اه
شما به مقصد رسيديد
عزيزم، رسيديم
اينجا يک جورايي شبيه خونه توئه
خوش اومديد، آليس، ورا
مرسي، خيلي ممنونم
اينجا، خيلي قشنگه
لطف داري
اين ملک نسل هاست که مال خانوادمه
اين يک نعمته
و مي فهمم که يک خرپشته براي تدفين يک جايي همين نزديکي هاست؟
بله، تو به يک مکان مقدس اومدي
خيلي ساکته
به سکون گوش کن
بگذار باهات صحبت کنه
مي تونه برات آرامش بخش باشه
من ميرم کيف هامونو بيارم
بعد يک گردش باشکوه برات رو به راه مي کنم
ما مهمونامونو تشويق به گرفتن ماهي از تالاب مي کنيم
اين کاملا آماده است
فقط بايد صيدتو بخوري
يا اونو به تالاب برگردوني
اين ماهي ها واسه تکثير شدن نيستند
اون گفت اين ماهي ها براي تکثير شدن نيستند
خانومي ما ، شوخ طبعه
مثل يک پسربچه هشت ساله
تکثير شدن، مثل سکس
سکس کردن با يک ماهي
خوب، تاکسيدرمي يک اصطلاح بالينيه
هوم
اون کيه؟
اوه، اين سنديه
اون نگهبان اين ملکه
اين دور و برها مي بينيش
اون يک ذره غيرعاديه
اما يک مدته پيش منه
اون ديگه الان ،جزو خانواده است
و اون اينجا زندگي مي کنه؟
آره، هميشه داشتن يک نفر
که مراقب باشه، خوبه
تشويقتون مي کنم که اين جنگلها رو بگرديد
اما حفاري مجاز نيست حتي براي باستان شناسان
البته
استخوان مردگانمون هنوز با خاک در آميخته است
و در مورد اين واقعيت ما تا حد مرگ، جدي هستيم
اوه
تو ما رو داري
عيبي نداره ؟
ابسيديان، اين يک تقويت کننده حقيقته
گفته شده
خالص ترين صورت انسان رو به سطح مياره
زيباست
ممنونم
خوب، تنهاتون مي گذارم تا لذت ببريد
اگر چيزي نياز داشتي شمارمو داري
ممنونم
ببخشيد، يادم رفته بود و خيلي مهمه
لطفا حواستون به مرز اين ملک باشه
همسايه هامون شديدا احساس مالکيت دارند
به اين زمين ها همون طوري که خودشون ميگن
فکر کنم حد و مرزها، به وضوح نشونه گذاري شده اند
با سيم خاردار
هيچ کدوم از اين مجله ها
از عامل عجيب و غربي اينجا اسم نبردند
خوب، پشت تلفن اون قدرها عجيب نبود
و هرچي که بود
استخوان هاي مردگانمون هنوز با خاک درآميخته
يعني، بي خيال
خوب، اين سيستم باوري اونه
نمي دونم چرا اين قدر بايد در اين باره قضاوت گر باشي
منظورت هوشياريه
نه،نه، منظورم قضاوت کردنه
من کارم، مطالعه روي اين مردمه
و تو داري اونها رو قضاوت مي کني
اون، انرژي عجيبي داشت
خوب، من هم مي خوام همينو بگم
اما من هم سعي داشتم همينو بگم
مجبور نيستي اين قدر از دستم عصباني بشي، باشه؟
هي، من نمي خوام سر يک گه احمقانه دعوا کنم
ما به اين خاطر اينجا نيستيم
نه، اين طور نيست
تا سر يک گه احمقانه دعوا نکنيم
و کارهايي بيشتر از اين
اميدوارم
ساعت چنده؟
ديره؟
هي، مي دوني ساعت چنده؟
الي- هي-
الي- چيه؟-
اون مرد، اينجا کار مي کنه يک استراحتي بهش بده
خوب، من فقط دارم سعي مي کنم به سکوت گوش بدم، وي
مزاحمتون نيستم که، خانم هاي جوان هستم؟
يک ذره، چرا هستي
خوب، خيلي متاسفم
مي بينيد، کلي ملک دارم که روشون کار کنم
امشب خيلي خنک تره، مي دونيد؟
مردي به سن من بايد حواسش
به سلامتيش توي اين گرماي تند و تيز باشه
اين گرما از پا درتون مياره
بله خانم
اوه، من بايد حواسم به خلوت شما هم باشه
منو به جهنم بفرستيد
اشکالي نداره
پس، شماها، دوست دختر همديگه هستيد؟
يعني، مي دوني، شما
خيلي رمانتيک همديگه رو بغل کرده بوديد
اين واقعا به شما ربطي نداره
ما ازدواج کرديم
نه، من مشکلي با اين موضوع ندارم نچ
من يک.... چي بهش ميگن؟
ترقي خواه
من ماري جوانا کشيدم، ازش لذت بردم
به اعتقاد من مردم عاشق کسي اند که عاشقشونند
تو با اين حس به دنيا اومدي، من به اين باور دارم
آره، بهش باور دارم
خوب، فکر کنم برم
دوباره تراکتورو زير اين آلونک بندازم
و با تريلي قديميم، اون طرفها گشت بزنم
بله، خانم
اگر چيزي نياز داشتيد فقط جيغ و داد کنيد
فقط مي خواستم بگن هاي- دي -دو
خيلي خوب، پس
مرسِي
بله خانم، باعث افتخارمه
شب بخير
نفس بکش، نفس بکش فقط نفس بکش
آره، يک نفس عجيب بکش
هيس
مي تونستي توي پوشش بعدي باشي
درش بيار
بهت گفتم از شر من خلاص نميشي
کار لعنتيمون تمام نشده
بس کن، بس کن، بس کن
اوه، من خيلي توي اين کار، بدم
نه، نيستي
چرا خودت مي دوني که هستم
آزادش کن، آزادش کن
سعي مي کنم
بيشتر سعي کن
فقط امشب با من باش
من، من، من متاسفم فقط فکر نمي کنم آماده باشم، الي
ببين، شايد به زودي، باشه، اميدوارم
اما فقط، بگذار امشب با هم حرف بزنيم
اما در حال رقصيدن مي تونيم حرف بزنيم
لازم نيست براي حرف زدن، ده پا فاصله داشته باشيم
ميتونيم همديگه رو لمس کنيم و حرف بزنيم
الي، بي خيال، مي دوني منظورم چيه
تو، تو مي خواي با من سکس کني
و نمي خواي در حال رقصيدن،فقط حرف بزنيم
بي خيال
خوب، اين سفر اينجوريه؟
حرف بزنيم؟
خوب، ارتباط برقرار کردنه، آره
که براي ارتباط برقرار کردن، مجبور نيستي حرف بزني
مي خوام بگامت
اين برقرار کردن ارتباطه
...طوري، طوري که، آره
وي، از سرت بيرونش کن
خواهش مي کنم، فقط از نظر احساسي
که من عاشقش شدم، ارتباط داشته باش
و اين روشن فکر عصباني تحليل گرو
توي دانشگاه، تنها بگذار
اما من هم هستم
متوجه نميشي؟
و ، و احساساتي
نمي دونم چي احساسي تر از خيانته
اونم با يک مرد
...مي دوني اين چقدر به گند کشيده است، براي
براي چي، براي يک همجنس گرا؟
اما من همجنس گرا نيستم
من هميشه دوجنس گرا بودم
هر روز، از روزي که منو ديدي
در حالي که، به هرحال با يک مرد قرار مي گذاشتم
من يک دوجنس گرا هستم، چه اجتماع شما
اينو بپذيره، چه نپذيره
مسئله اين نيست
اين لعنتي قسمتي از همينه و خودت اينو مي دوني
ببين، بعد
بعد از اين که
از نظر احساسي، يک روح شدم
خيلي قبل از اين ها تو يک روح بودي، وي
فکر کردم مجبور نيستم برات تظاهر کنم
تا فقط يک الگوي رمانتيک باشم
فکر کردم فراتر از اين حرفا هستيم الي
حالا تو، من حق زمين داري خودمو داشتم
اوه، بزن بريم لعنتي حق زمين داري
مجبوريم؟- آره-
به حرف زدن ادامه بده، آره من هم همين طور
درباره دانشگاه؟- فقط خفه شو-
فقط خفه شو
مي دوني چيه؟ فقط
کاش براي حداقل يک دقيقه
مي تونستم بهت بفهمونم
همجنس گرا بزرگ شدن زير يوغ مسيحيت چطوريه
No comments yet. Be the first to leave one.