The Lost Tomb

The Lost Tomb

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Lost Tomb E04
A Commentary by KOreanFaTeaM
کاری از تیم ترجمه کره فا مترجم : nora

Tags

other
Published on: 2016-03-04
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

معبد گمشده تنظیم شده بر اساس رمان " گمشدگان معبد " توسط عموسه قسمت4

تو می‌تونی متن‌های باستانی رو بفهمی ، درسته؟ ببین چی نوشته.

وو زی ، لطفا تکون نخور تا نوشته رو اسکن کنم.

این باید در مورد تجربه های زندگی صاحب تابوت سنگ باشه.

اون کی بوده؟

به نظر می‌رسه تابع لرد از ایالت لو باشه .

او با یک زندگی پس از مرگ مهر و موم کرده متولد شد

با این که اون می تونه مرده ها رو زنده کنه و نیروی اونها رو قرض بگیره. وقتی که او نشون بده زندگی مهر و موم پس از مرگشو در میدان جنگ ،

بسیاری از نیروهای زامبی بیرون می یاند از زمین و روح مردمو احاطه میکنن

اون همیشه پیروزی به دست میاره

و به نام لرد "لو شانگ " توسط دوک لو

یه روز اون به طور ناگهانی خواست برای دیدن دوک لو بره.

اون گفت، که نیروهایی از جهنم قرض کرده

اما در حال حاضر برخی از ارواح در جهنم شورش کردند،

پس اون باید برگرده به جهنم تا کمک کنه.

دوک لو موافقت کرد . لرد شانگ لو پس از زانو زدن قبل از دوک درگذشت .

دوک لو که انتظار بازگشتنش رو داشت

کاخ زیرزمینی رو ساخت و بدنش رو محفوظ کرد.

به امید اینکه روزی برگرده و به کار خود ادامه بده .

خوشبختانه، اون زود مرد

یا اون درایالت لو که شش ایالات متحده بودند ، بوده.

مطمئن نیستم. مردم باستان خوب لاف میزنند.

لرد لوشانگ می گه که میتونسته نیروهای زامبی رو قرض بگیره،

در حالیکه کسی که در دولت تعیین شده نمی‌توانسته بگه قادر به قرض گرفتن نیروهای نظامی از سوی آسمانه.

من به یاد دارم یک ژنرال بود که می‌تونست پرواز کنه.

آیا شما " کوه ها و دریاهای کلایک" رو خوندید؟

به هر حال، الان ما می‌دونیم که قبر سرقت شده .

اما اینجا تابوتهای زیادی وجود داره

کدوم یکی مال اونه؟

اینجا مجموعا هفت تابوت وجود داره. آنها با توجه به شکل گیریه دب اکبر چیده شدند

بیایید تقسیم کنیم بررسی کتیبه ها و جزئیات تابوتها رو، و ببینیم که چه چیزی می توانیم پیدا کنیم.

این نوشته‌های به نظر شبیه همند .

عمو سه ، این یه تفنگه

باید از خارجی‌ها جا مونده باشه. برش دار.

این تابوت سنگی بازه

روی اون آثار کاوش با بیلچه به جا مانده . جای اونها تازه ست.

پان زی

چرا یه خارجی اون توئه؟

وایسا . صاحب تابوت زیرِ اونه

وو زی ، عمو سه ، ارباب کوچک ، پان زی. پس اون کیه؟

اونجاست

من اهمیت نمیدم که تو یه انسانی یا یه روح

نه، ما نمی تونیم به اون اجازه بدیم که به اتاق تابوت بره.

این خیلی بده اگه اون به تابوت دست بزنه . پان زی، دنبالشون نرو.

وو زی، چه خبره؟ اون کجا رفت؟

ما خوبیم. اون به اتاق تابوت رفت ما الان اونجا بودیم .

صورت پوکری دنبالش رفت

او باید یکی از اعضای گروه سارقان قبر باشه.

اگه اونو گرفتیم، باید به او اجازه بدیم هر چیزی که می دونه به ما بگه.

ما درمورد اون مطمئن نیستیم

اونها دوست دارند گروهی کار کنند.این مرد تنهاست.

شاید اون یه دزد قبره دیگست

دوتا اتاق‌ اینجاست. بیایید اول این یکیو چک کنیم .

مراقب باش

تابوت هفت ستارۀ مرموز؟

به نظر می‌رسه که اونو در دفترچه یادداشت پدربزرگ دیدم

عمو سه؟ عمو سه؟

عمو سه؟

پان زی؟

عمو سه؟

پان زی؟

عمو سه؟

وو زی، چه اتفاقی افتاده؟

عمو سه ؟ پان زی؟

عمو سه؟

های جر ، میتونی صدامو بشنوی؟

آره. چه اتفاقی افتاده؟

نمی دونم. عمو سه و پان زی یدفعه ناپدید شدند.

ناپدید شدند؟ چطور می‌تونستند یدفعه ناپدید بشن ؟

هیچ نظری ندارم.

فکر نکنم اونها منو اینجا تنها گذاشته باشند.

بعدشم ، من صدای مبارزه ای نشنیدم

به نظر می‌رسه که در هوا ناپدید شدند .

نگران نباش. سخت نگیر .

چطور می تونم نگران نباشم

هفت تا تابوت وجود داره و جسد یه غریبه .

عمو سه؟

پان زی؟ عمو...

وو زی؟ وو زی؟

های جر؟

چی شد؟

بذار ببینم

وو زی ،وو زی، صدامو میشنوی؟

یه چیزی بگو

چی بگم؟

هر چیزی. من فقط می‌خوام یه صدایی بشنوم .

من در این مقبره تنهام. من ، من می‌ترسم.

نترس. ما اینجائیم

این تابوت هفت ستاره مرموزه.

در مورد اون در دفترچه ی یادداشت پدربزرگم خونده بودم .

تابوت هفت ستاره مرموز مراجعه کن به تابوت هفتم در اتاق تابوت.

فقط یکی از اونها واقعیه. بقیشون پر از تله اند.

اگر هر کدوم از اونها رو به اشتباه باز کنی، مردی.

منظورت اینه که فردِ خارجی توسط یک تله به دام افتاده.

من این‌طور فکر می‌کنم.

آنها فکر می کردند گنجینه در هر تابوتی وجود داره.

اما اون به تابوت اشتباه کشیده شد.

اینجا یه سوراخه.

شاید بتونم بیام بیرون .

های جر، صدامو میشنوی؟

آره

من به یه دوراهی رسیدم.

من نمی‌تونم اونو واضح ببینم . اونو برام توضیح بده .

فراموشش کن. من فقط شانسمو امتحان می کنم.

یه سوراخ اونجاست

احساس نمیکنی این مکان آشناست؟

آیا این راهرو همونی نیست که ازش عبور کردیم و داخل قبر شدیم؟

چرا من به اینجا برگشتم ؟

چه رقت انگیزم!

این اولین باره که وارد یه مقبره شدم اما از همه جا داره مومیایی در میاد،

شوکه شدم ، حفظ ظاهر می کردم.

فقط امیدوارم زودتر آثار فرهنگی رو پیدا کنم

و عمو سه منو پیدا کنه تا بتونیم با آثار فرهنگی به خانه بریم .

وو زی ، خودتو نباز

میدونم

شاید سرنخ در این تصویر باشه

حرکت نکن . بذار ببینم چه شخصیت‌هایی روی آن نوشته شدند.

شخصیت‌ نیستند ، اما علامتهای عجیب و غریب اند. .

اینجا یه نقشه ست

اون طرح اولیه ی مقبرست؟

این راهروِ مقبره ست

اونها تابوت هفت ستاره مرموزند. در کنار آنها باید ...

اتاق تابوتی که من ازش پایین اومدم روی آن کشیده نشده.

شاید آنها آنجا نبودن.

این سوراخیه که من ازش رد شدم.

این دوراهیه.

وو زی، ببین چیزی از شاخه ی دیگه ی دوراهی نوشته؟

خط خورده. نگاه کن،

اینجا جاییه که الان توشم،

اما یه اتاق دیگه هم در کنار من کشیده شده.

آره. خط نقطه چین به اون میرسه.

پس، یه راه مخفی پشت دیواره.

من ساختار درهای سنگی مخفی رو مطالعه کردم.

ماشه نشون دهنده ی راه مخفی معمولا یه سنگِ مسطحه.

در صورتی که یه درِ مخفی اینجا باشه، باید یه سنگ اینجا باشه

و متحرک

وو زی !وو زی ! وو زی!

وو زی ، حالت خوبه؟

مردم سقوط میکنند، اما کامپیوتر تو خراب میشه .

صبر کن . در زیرزمین هیچ سیگنالی نیست. من نمی تونم براش کاری انجام بدم.

واقعا داری به پایین رفتن فکرمی کنی؟

وقتی که وو زی داخل اون تله افتاد، دیگه چیزی ازش نشنیدیم. شاید اتفاقی برای اون افتاده باشه، می دونی.

عمو سه اجازه نمی ده پایین بری

درسته،

اما عمو سه تو رو از پایین رفتن منع نکرده

این عدد ها چیند؟

عمو سه

پان زی، منم

چیکار می کنی؟ اومدند

من فکر کردم میخوای منو بکشی- الان زمان مناسبی برای توضیح دادن نیست-

دستتو بده

آقای سه جر، خوبی؟

خوبم. بریم.اگه اونها بالا بیان ، کارمون تمومه

این راهرو باید توسط صنعتگران برای آخرین راه فرار ساخته شده باشه

زمانی که طول راهرو رو تموم کردیم .، باید بتونیم از اینجا بیرون بریم

صبر کن. من اونو چندین بار طی کردم.

هیچ خروجیی وجود نداره. یه پیچ و خمِ سادست.

اما ما نمی تونیم فقط اینجا بمونیم.

این چه نوع دریه، از بالا به پایین باز میشه؟

تکون نخور

دوباره تویی.

وو زی ! اون دوستته؟

ازش بخواه تفنگشو بیاره پایین. منم. فتی وانگ

فتی وانگ؟

خیلی وقته اینجایی؟

آقای سه جر ، میشناسیش؟

پس، تو همون هیولایی هستی که تو اتاق تابوت اصلی ما رو ترسوند

هیولاها در جهان وجود ندارد. از آخرین باری که همدیگه رو دیدیم خیلی وقته میگذره

وو زی ، چرا هنوز آنقدر ساده لوحی؟

به هر حال، موضوعه تو و دوستت چیه؟

من فقط به شما خوش آمد گویی گفتم ،

اما شما یدفعه منو به ضرب گلوله دعوت میکنید. چقدر بی رحمید!

تو اول ادای هیولا در اوردی.

شما زیاده روی کردین.

نگاه کن، لاشه خوارها.

لاشه خوارها اینجا هم هستند؟ چرا زودتر به من نگفتی؟

آتیش .. آتیش.. کسی آتش نداره؟ به من یه مشعل بدین.

به من یه مشعل بدین

به من یه مشعل بدید

پرتابش کن. بیا کمکم کن.

الان به خاکستر تبدیلتون میکنم . بیاین.

آتش تموم شد. بیشتر ندارید؟ باز هم میخوام. آتیش ، آتیش!

صبر کن.

زود پرتابش کن!

پان زی !

بیا

ممنونم. ممنونم. عاشقتم

وو زی ، دوستت تیرانداز ضعیفیه

اما اون شجاع تر از توئه

یکی دیگه بده، یکی دیگه بده یکی رو گردنمه. یکی رو گردنمه

کمک ، کمک

پشتت

فقط بمیرند. برام مهم نیست

من اومدم

وو زی، توهم پایین اومدی. هنوز هم دوست منی.

فتی وانگ زندگی سختی داشته، و هیچ وقت فکر نمیکرد با دو تا مرد بمیره.

خجالت آوره!

فتی ، الان ، صحبت کردن بی معنیه.

ما داریم میمیریم. نمی تونم هر چی دوست دارم بگم ؟

اونها رو بده به من . از آقای سه جرمحافظت کن، برید.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left