The first 177 lines.
SANDS Movie
آروم باش!
خانم، میتونم کمکتون کنم؟
خانم، خواهش میکنم، شما نمیتونید همینطوری...
پلیس.
!به دستور من !آماده شلیک
...اوه، این
فوق العادهست.
خیلی خوبه.
آره، میدونم.
من توی این کار خیلی خوبم.
تو هم بد نیستی.
ممنونم.
خدایا، محشر نمیشد یه بار که شده بیای پاریس و توی ریتز مهمونت کنن؟
غروب آفتاب، شهر رو ببینی که داره کم کم جون میگیره؟
من از منظرهم راضی ام.
یا مثلاً، نمیدونم، هتل آرتِمید توی رُم یا گریتی پالاس توی ونیز.
اتفاقاً بدم نمیاد.
منظورم اینه، یه شغله، خودت که میدونی.
ما که واسه پولدار شدن نیومدیم توی این کار.
تازه، بار "وافلِ خودت رو درست کن"، بی نظیره.
- وافل؟ - وافل.
یه فندک بده.
قضاوت نکن. من توی پاریسم.
من چیزی نگفتم.
اوم.
موهات رو یه جور دیگه درست کردی؟
نمیدونم درباره چی حرف میزنی.
- اونا. - اونا؟
- اونا. آره. - آره، سینه جدید گرفتم.
وای.
میشه بپرسم چرا؟
نمیدونم. خیلی ازشون خجالت میکشیدم.
توی مدرسه بهم لقب میدادن.
"انجمن سینه های خیلی کوچیک."
دوست نداشتم توی لباس چه شکلی بودن.
حالا...
حالا کاملاً خودم رو دوست دارم.
درد داشت؟
نابرده رنج گنج میسر نمیشود، دوست من.
بیا ایمپلنت ها رو ببینیم، و ببینیم تا کجا میخوای بری بالا.
باید از احوالاتت باخبر بشم.
هفته پیش رفتی سر قرار، و یه کلمه هم بهم نگفتی.
زود باش، میخوام همه جزئیات رو بدونم.
تک تک جزئیات آبدار، هوس انگیز و کثیفش رو.
چی میخوای بدونی؟
همه چی.
بگو کارِ رایا نبوده.
نه بابا، گریندر بود.
آهان. درسته.
دختر خوبی بود.
سرِ لیوان دوم شراب، داشتم داستان معروف غواصی با کوسه هام توی مالدیو رو براش تعریف میکردم.
نه، کوپ، تو که اون داستان رو نگفتی. نه اون داستان رو.
- داستان خیلی خوبیه. - اگه میخوای مخ بزنی، نه.
انگار حواسش پرت بود و یهو گفت...
توی بچگی آنتی بیوتیک تتراسایکلین مصرف کردی؟
مریض بودی یا چیزی؟
.آه
آخه دندون هات یه کوچولو خاکستریه.
فقط یه ذره.
میشه درستش کرد.
اوم.
- اون که این رو نگفت. - گفت.
بی رحمانه بود.
قرار گذاشتن خیلی سخته.
آره، سخته، جردن.
تا حالا دقت نکرده بودم. بذار ببینم.
آره، داغونن.
به نظر من دندون هات کاملاً خوبن.
- واقعاً؟ - آره.
چه خوب.
خیلی تحسین برانگیزه.
یکی میتونه یه همچین چیزی بهت بگه...
و روی اعتماد به نفست تاثیری نذاره...
یا نیازی نباشه بری بیرون، لمینت کنی یا هر چی.
همینی که هستی.
به نظرت چرا اینطوریه؟
چطوری این رو توضیح بدم؟
اوم... یه سخنرانی فلسفی توی راهه، حس میکنم.
و نه، نه، طبق معمول، من...
دارم براش زندگی میکنم.
باشه.
وقتی توی ژاپن خدمت میکردم...
- شروع شد. آره. - سال ها پیش.
- یه دهه لعنتی پیش. - آره.
اتفاقی سر از یه جایی در آوردم، و یه سفالگر اونجا بود.
داشت هنرش رو تمرین میکرد، و اسم هنرش "کینتسوگی" بود.
ببین، اگه یه نفر یه لیوان یا یه کاسه یا یه چیزی رو بشکنه، به جای اینکه بندازتش دور...
میبرنش پیش این سفالگرِ دانای دهکده که دوباره جوشش میده.
ولی ببین، این سفالگر ترک ها رو با طلا جوش میده.
- اوه. - اوه.
و ایده اینه که پذیرفتن نقص ها...
میتونه چیزی قوی تر و حتی زیباتر از قبل خلق کنه.
نمیفهمم.
شوخی کردم. فهمیدم.
تو کلاً اهل ترک و شکافی.
فکر میکنی کاری که داریم میکنیم اشتباهه؟
چی؟ سکس؟
چون با هم کار میکنیم؟ نه، اینطور فکر نمیکنم.
به نظرم هر دومون توی یه مسیر شغلی هستیم...
- اوهوم. - و نمیخوایم رابطهمون خیلی جدی بشه.
و سکس مغز رو پر از "اکسی توسین" میکنه و برای رفع "جت لگ" خیلی مفیده.
مطالعاتی در این مورد انجام شده.
کیرت مثل "پروویجیل" من میمونه. باهاش کنار بیا.
شکایتی ندارم.
بزن بریم.
- کجا میری؟ - بیرون.
- چی؟ - آره.
- آره. - نه، جردن. اوه، اوه.
فقط دلت نمیخواد توی تخت بمونی، و بعدش همینجا لخت دراز بکشی...
و بعد استیک سیب زمینی سرخ کرده یا حلزون و کره سفارش بدی، یه همچین کوفتی، و بیهوش بشی؟
ما باید خیلی زود سر صحنه باشیم.
نه، به طرز وحشتناکی خسته کننده به نظر میرسه.
بیا دیگه، داریم میریم بیرون.
لعنتی. اه.
بگیرش، بگیرش، بگیرش.
آه.
سلام.
ممنون.
نمیدونم. حتماً به خاطر سینه های جدیده.
.اوه
چرا به فکر خودم نرسید؟
آخ.
من چه غلطی کردم؟
ممنون. هی!
کوپر، جردن، به جهنمِ من خوش اومدید.
یه نفس عمیق بکش رفیق. توپخونه اینجاست.
لوران داره گزارشش رو به رئیس جمهور تموم میکنه.
"سازمان امنیت داخلی" و "سازمان امنیت برون مرزی"؟
اطلاعات نظامی، اینترپل...
و ما.
شماها از سال ۲۰۱۸ تا حالا اینطوری شیپور جنگ نزده بودید.
یه روز خیلی خیلی وحشتناک. ولی این... این خیلی بدتره.
دارن بهش میگن قتل عام کت واک.
اوف.
دو روز پیش، حدوداً ساعت ۴ بعد از ظهر...
یه سوپر مدل توی شوی بالنسیاگا، رفتار عجیب و خشن از خودش نشون داد.
این تازه شروع ماجرا بود.
- چی کوفت کرده بود؟ - جدی میگی، هنوزم حموم نمک مده؟
منتظر جواب آزمایش سم شناسی هستیم، ولی هیچ عوارض جانبی دیگه ای گزارش نشده.
در مجموع، پنج نفر کشته و هفت نفر دیگه زخمی داریم.
در حال حاضر، فکر نمیکنیم تروریستی باشه.
به زندگی دیجیتالش دسترسی پیدا کردید؟
پلیس داره همین الان خونهش رو میگرده.
گرگ تنها. ترسناک ترین نوع.
حرفت رو بزن.
لندن. شش ماه پیش.
یه حادثه مشابه مربوط به احتراق با یه مدل اتفاق افتاد.
بعد یه مورد دیگه یه ماه بعدش توی برلین.
جزئیاتش محدوده. ویدیویی ازش نداریم.
چطور ممکنه تازه الان داری اینا رو بهمون میگی؟
جدی میگی؟
این اولین باره که تونستیم ارتباطی بین اینا پیدا کنیم.
وایسا.
برگرد.
چیه، داره واسه استراحت آب میخوره؟
شاهدها گفتن مدام آب میخواسته، خیلی تشنه بوده.
اینجا منفجر میشه.
خدای من...
یکم زیادی از تِیزرها استفاده نکردید، اینطور فکر نمیکنید؟
هیچکدوم استفاده نشد.
اوه. "کیر قدرت ۶۹ ۶۹".
میخوای عشقت ممه های بزرگ شیطونش رو نشونت بده؟
خب، اگه میخوای ممه های من رو ببینی، پس بهم یکم توکن بده.
.عشقت به ۲۰ دلار نیاز داره
ببین، ببخشید، ارزون خر.
همین الان ۷۵ دلار برای یه خصوصی پیشنهاد شد.
.خیلی خب، باشه
ممنون. باید بعد از هر وعده غذایی این رو بگم؟
چون اگه این قانون جدیده، من فقط اوبر ایتس میگیرم، مامان.
آره. این هفته دنبال کار گشتم.
هیچکدومشون برام جالب نیستن. همه چی خسته کنندهست.
نمیخوام برگردم به مدرسه. از مدرسه متنفر بودم، مامان.
من... من نمیخوام حرف بزنم.
گفتم نمیخوام حرف بزنم.
خفه شو لعنتی!
تنهام بذار!
No comments yet. Be the first to leave one.