The first 200 lines.
اعتصاب غذا؟ از کي وضع اينطوره؟
ديروز و امروز هيچي نخورده
غذاشو طبق معمول فرستادين؟ - بله، قربان -
پس چرا بهزور ندادين بخوره؟
به اين آسوني نيست، جناب اندروز
آه... خودم باهاش حرف ميزنم کمي غذا براش بياريد
بله، قربان
تا وقتي نذاري از اين قايق برم، لب به غذا نميزنم
بيخيال، الي تو که ميدوني من کار خودمو ميکنم
اين دفعه ديگه نه من با اون ازدواج کردم
اما هيچوقت با اون زير يک سقف زندگي نخواهي کرد حالا ميبيني
نميتوني اينو توي مغزت فرو کني؟ کينگ وستلي" و من، ازدواج کرديم"
يقيناً، قانوناً، عملاً ازدواج کرديم
همهچي تموم شده ديگه هيچکاري نميتوني بکني
من بيش از بيست و يک سالمه، همينطور اون
... شايد برات جالب باشه بدوني که
در حاليکه توي کشتي بودي کارهاي لغو ازدواجتون رو انجام دادم
لغو! من هم حرفهايي واسه گفتن دارم همينطور کينگ
همچين توقعي هم ازش ميره
آها... اين هم غذا بياييد تو، بياييد
فکر کنم بهتون گفته بودم که هيچ غذايي اينجا نيارين
يه لحظه صبر کن. اينها براي تو نيستن بذاريدش اينجا
باهوشي، نه؟ خيلي هم زيرک
اين استراتژيه... عزيزم
پس فرستادن اون گوريلها هم استراتژي بود تا جلوي رفتنم به دادگاه براي شکايت رو بگيرن؟
تصور تو از استراتژي، وقوع يک "بايد"ه
من با "بايد"هام خيلي از مجادلهها رو پيروز شدم
به غير از اينکه دوستش نداري هيچ نقطه ضعفي از کينگ نداري
اون يه فريبکاره - اون يکي از بهترين خلبانهاي کشوره -
اون آدم درستي نيست و خودت هم ميدوني تو باهاش ازدواج کردي چون من گفته بودم نکن
تا اونجايي که يادم مياد، تو هميشه منو منع ميکني
چون تو هميشه يه آدم خيرهسر احمق بودي - !از اجدادم خيرهسري و حماقت رو به ارث بردم -
پس داد نزن. شايد اشتهات رو هم تحريک کني
هر وقت دلم خواست داد ميزنم هر وقت دلم خواست جيغ ميکشم
باشه، جيغ بزن - ... اگه نذاري از اين قايق برم -
همهي وسايل اتاقو ميشکونم
گوش کن، گوش کن يه تيکه از اين استيک لذيذ بردار
مجبور نيستي بخوريش فقط بوش کن
يه شعره
الي... الي
الـــي... الی
قايقها رو ببريد پايين - قايقها رو ببريد پايين -
!بگيرينش !بگيرينش
زود باشيد بچهها، سریع
از دستمون فرار کرد، قربان - البته که فرار ميکرد، در مقابل شما زيادي باهوشه -
يه تلگراف به "آژانس کارآگاهي لاوينگتون" بفرستيد
دختره دوباره فرار کرد ... حواستان به تمام جادهها
فرودگاهها و ايستگاههاي قطار ميامي باشد
تابلو: اتوبوس شبانه به نيويورک
همه سوار شيد، پام بيچ، ساوانا، جکسونويل
... نيويورک، فيلادلفيا
داريم وقتمونو تلف ميکنيم ميتوني تصور کني "الي اندروز" سوار اتوبوس بشه؟
منم به پيرمرده گفتم با عقل جور در نمياد
بليط براي نيويورک، لطفاً
اين هم بليط شما - خيلي ازتون ممنونم -
اوه... ممنونم، ممنون
هي ... اينجا چه خبره؟ ميخوام از اون تلفن استفاده کنم
هيس ... برو اونور اينجا تاريخ در حال شکلگيريه
چي؟ - اونجا يه مرد داره يه سگو گاز ميگيره -
لهش کن، پسر
ديگه بيشتر از اين نميتونم تحمل کنم و نشنوم
آره... کور خوندي - آره ... جوابشو بده -
... هي، گوش کن ميمون، وقتي اخراجم کردي
بهترين روزنامهنگاري رو اخراج کردي که تا حالا اون روزنامهي کثيف رسوات داشته
ببين ... اگه پر و بال تو نميگرفتيم حتي نميفهميدي يه گزارش چه شکليه
آره، حتماً، حتماً. تمام نوشتههات رو دارم
چرا بهم نگفتي که قراره به زبان يوناني بنويسيشون؟
!يه بخش تازه برات ميزدم اون يه شعر بيقافيه و بيرديف بود، اي ابله بوگندو
بيرديف؟ ما که يه رديف کامل روزنامه رو بهش اختصاص داديم
و بهت بگم، ديگه هيچ رديف و خرجي برامون نخواهي داشت
آقای گوردون، ميدوني که هزينهي اين تماسو به عهدهي ما گذاشته؟
... چي؟ چرا تو
... هي گوش کن، وقتي برگشتي نيويورک
خودتو کاملاً از اين دفتر دور نگه ميداري
تو اخراجي. ديگه اينجا کار نميکني و کار نخواهي کرد
چي ميگه؟
اوه ... پس داري لحنتو عوض ميکني، آره؟
يهکم واسه معذرت خواستن ديره
من ديگه هيچوقت برنميگردم واست کار کنم حتي اگه به زانو بيافتي و التماس کني
و اميدوارم اين، درسي بشه برات
ديگه صداي مزخرفشو نميشنويم - کلکشو کندي، پيت -
فکر کنم الان ميدونه چه حسي نسبت به کارش دارم
آره حتماً فهميده - ارابهي من حاضره؟ -
ارابه انتظارتان را ميکشد، اي پادشاه بزرگ
بفرماييد جلو، اعليحضرت
راه را براي پادشاه باز کنيد - راه را براي پادشاه باز کنيد -
زنده باد پادشاه
راه را برای پادشاه باز کنید
فيلادلفيا، نيويورک، همه سوار شن
مواظب چمدون پادشاه باش
صندلي رديف آخر ارابهي خداحافظي شماست
بدرود، بدرود
با بالشهاي نرممون، راحتي رو تجربه کنيد
بالش، قربان؟
هي راننده
اگه لطف کني و اون روزنامهها رو جابهجا کني، منم ميشينم
هي، صبر کن ببينم
با خودت چي فکر کردي که اين کارو ميکني؟ - ها؟ -
روزنامهها رو ميگم. براي چي ميندازيشون بيرون؟
آه، روزنامهها؟ داستانش طولانيه، دوست من
من هيچوقت اين ايدهي نشستن روي روزنامهها رو دوست نداشتم
يهبار اين کارو کردم و تمام تيترها افتاد روي شلوار سفيدم
به جان خودم، واقعاً اين اتفاق افتاد اون روز هيچکس روزنامه نخريد
مردم، تمام شهر دنبالم ميکردن و خبرها رو از پشت شلوارم ميخوندن
خيلي باحالي، نه؟ گويا لازمه که با يه مشت حسابي کوبيد تو دماغت
... ببين رفيق
شايد از دماغم خوشت نياد، ولي من دوسش دارم
... اين که نميپوشونمش واسه اين نيست
که اگه کسي دلش خواست، بزنه تو دماغم
نه بابا؟
عجب جواب شگفتانگيزي چرا به ذهن خودم نرسيد؟
مکالمهمون گويا زودتر از اينها بايد تموم ميشد
نه بابا؟
اگه هي اينو بگي، به نتيجهاي نميرسيما
نه بابا؟
کم آوردم: آررررره بابا
... ببخشيد خانم
اوني که روش نشستيد، صندلي منه
معذرت ميخوام؟ - ... گوش کن -
... من حسابي سر اون صندلي دعوا کردم
پس با تو هم به مشکل ميخورما. بزن به چاک
آقاي راننده، اين صندليها رزرو شده؟
نه، هرکي زودتر بياد مال اونه
ممنون - هي راننده -
اين صندليها دو نفره است. مگه نه؟
شايد آره، شايد هم نه
مرسي
برو اونور
حالا شد همون "شايد آره"ش
اگه ازم مؤدبانه درخواست کني شايد اون کيفو برات بذارم بالا
دفعهي بعد که خواستي بري گردش، همراهات هم بيار
استراحتگاه، پونزده دقيقه
فقط پونزده دقيقه نگه ميداريما
درست اونجاست
قهوهي قرمز داغ ببريد؛ هات داگ بخريد
اگه چيزي نخوريد از سفر لذت نميبريد
فرار کرد يهو ديدم وسط علفزارم و از اون مرتيکه هم خبري نيست.
نميدونم دربارهي چي حرف ميزنيد، آقا ضمناً علاقهاي هم ندارم که بدونم
اگه بدوني کيفت نيست، شايد علاقهمند بشي
ايداد! نيستش! - ميدونستم بالاخره دو هزاريت ميفته -
آه، الان بايد چيکار کنم؟
نگو که بليطت هم اون تو بود
نه، اون پيش خودمه. اما پولي نموند برام الان فقط چهار دلار دارم
ميتوني توي جکسونويل، تلگراف بزني و بگي برات پول بفرستن
... نه، نميتو آره، احتمالاً اين کارو بکنم
به راننده ميگم که کيفتو زدن - نه. ممنون، ترجيح ميدم که نگي -
احمق نباش! کيفتو گم کردي شرکت (اتوبوسراني) بايد پولشو بده
اسمت چيه؟ - نميخوام که اين اتفاق گزارش بشه -
مسخره است ... شرکت بهش رسيدگي ميکنه
هي، انگليسي ميفهمي؟
ميشه توي کارهاي من دخالت نکني؟
ميخوام تنها باشم
بچهي بداخلاق ناسپاس
سوار شيد
همگي سوار شيد
سوار شيد
جکسونويل، نيمساعت براي صبحانه، ملت
فقط نيمساعت واسه صبحونه نگه ميداريم
فقط نيمساعت همش همين، نه بيشتر
فقط نيمساعت واسه صبحونه نگه ميداريم، ملت
فقط نيمساعت واسه صبحونه
آه... خيلي ببخشيد
احمقانه است، نه؟
چرا همه رفتن؟
خيلي خيلي ممنون
رسيديم جکسونويل، نه؟
آره
عجب حماقتي کردم
چرا ... بيدارم نکردي؟
دوست نداشتم بيدارت کنم
موقع خواب، خوشگل بهنظر مياي
نظرت چيه يه صبحونه بخوريم؟
نه، نه، ممنون. نه
"ميخوام برم "هتل وينزر
وينزر؟ توي اين وقت نميشه بري اونجا نيمساعته حرکت ميکنيم
اوه... نه، به خاطر من صبر ميکنن
آقاي راننده، من چند دقيقهاي دير ميام
حتما صبر کنيد تا بيام - نه بابا؟ -
بله
اتوبوسي که به نيويورک ميرفت کجاست؟ - بيست دقيقه پيش حرکت کرد -
مسخره است
من مسافر اون اتوبوس بودم گفته بودم که صبر کنن
معذرت ميخوام خانم، رفتن ديگه
صبح بخير
منو يادت مياد؟ همونيام که ديشب روش خوابيدي
فکر کنم به خاطرش ازتون تشکر کردم
اتوبوس بعدي کي میره؟ - هشت امشب -
ساعت هشت؟ دوازده ساعت مونده که
متاسفم، خانم
چي شده؟ اون بدجنسهاي پير منتظرت نموندن؟
تو چرا اينقدر ذوق کردي؟ تو هم جا موندي که
آره، من هم جا موندم
نگو که به خاطر من اين کارو کردي
اميدوارم فکر نکني اتفاقي که ... ديشب افتاد از
ببينيد آقا نيازي نيست که به خاطر من نگران باشيد
من ميتونم از خودم مراقبت کنم - اما اين کارو درست انجام نميدي -
بليطت
بليطم؟ - روي صندلي پيداش کردم -
ممنون
حتماً از کيفم افتاده
No comments yet. Be the first to leave one.