The first 200 lines.
صبح بخير آقاي بانتي حال چطوره؟
عمو بايد بگي حالت چطوره نه حال چطوره *به زبان انگليسي*
!!خيلي خب شما خيلي بامزه ايد-
بيا، بيا بريم ناوين
صبح بخير داداش ناوين
حمل و نقل بوچي در خدمت شماست
اگه دوست نداره با ريکشا بره با ماشين بفرستش
اول صبحي راننده از کجا پيدا کنم؟
حتي اتوبوس مدرسه هم به اين محله نمياد
قربان، موتي جيل دو کيلومتر با مدرسه فاصله داره
و اتوبوس به اينجا نمياد
اما شما اصلا نگران نباشيد
چندين ساله که من بچههاي اين محله رو به سپاير ميبرم
عمو بوچي، امروز آواز نميخوني؟
آره، آره...آواز
کدوم رو بخونم؟ انگليسيه رو بخونم؟
بله آره، آره-
بع، بع ببعي سياه" "...برامون آب داري؟
همينه، درسته؟
بع بع، ببعي سياه" "رفت بالاي تپه
"بالاي تپه آب داري؟"
صبح بخير خانم صبح بخير-
صبحتون بخير خانم دسوزا سلام
صبح بخير بوچي
فقط سوبهاش کومار غايبـه بقيه همه حاضرن
باشه، ممنون بوچي
ساعت چهار ديگه؟
به موقع ميام
پسرت بلبل چطوره؟
مدرسه ميره خانم بلبل هر روز ميره مدرسه
اما خانم، مدرسهي دولتي ميره ديگه
بعضي وقتها معلمها ميان بعضي وقتها ميرن
اما بلبل ما خيلي بچهي خاصيه خيلي باهوش و درس خونه
...اما
فرصت خوبي نداره بالاخره اون مدرسه که مثل مدرسهي سپاير نيست
خبر، خبر، خبر
امروز خانوادهي آقاي ورما بيمار هستن
ما ميريم به کلاس خانم شانتي
اما خانم شانتي که رفته
آره، رفته پول قبض برق رو بده
چند دقيقهي ديگه مياد
هي، آقاي درس خون
بلبل کومار، نميشنوي؟ کلاس لغو شده
بيا بريم سامبو بريم-
عمو عثمان
بيايد، بيايد، بيايد
آروم
وايسيد...پارک کنيد
مراقب باشيد، نبايد کيسه پاره بشه
بذارش روي اين
بگير، يه کم شکلات بگير بخوريد
يه روز ديگه شکلات ميگيرم
امروز اين کتاب رو بده بهم عمو عثمان
...اين رو هم بگير
تو هم بايد شکلات بخوري
و گوش کن پسرم بلبل مسئوليت نگهداري از اين کتاب به عهدهي توئه
بايد همينطور برش گردوني
بله عمو
من ميرم
بايد يه نصف شيفت ديگه کار کنيد
هيچکس جايي نميره
راديکا، نميتوني بري
رئيس دستور داده امشب بايد پکيجها ارسال بشن
من کارم تموم شده، شما هم ميدونيد
پسرم اين موقع از مدرسه برميگرده
بابا بچه شيرخواره که نيست
ببين، فقط امروز رو بمون بيست و پنج درصد اضافه کاري ميگيري
اين موقعها گرسنهش ميشه
ببين، اگه اين سفارش دير فرستاده بشه حقوقتون هم دير پرداخت ميشه
بعدا ديگه اعتراض نکني
چي شده؟
معلم نيومده بود به خاطر همين کلاسمون زود تعطيل شد
تو هم بايد ميرفتي خريد ديگه اومدم کمک کنم
بريم
آقاي پاندي، ناتو قسط ماه قبل رو پرداخت نکرده
دوباره بهونه مياره
ريکشاو گوساله رو بگير و پيش خودت نگه دار
باشه قربان
پولم آمادهست آقاي پاندي
اما الان وقت نامبارکي هستش
چي فکر کردي پيش خودت؟ قرارداد اين پارکينگ رايگانه؟
مگه پول از درخت سبز ميشه تا مخارج ريکشاو اينجا رو پرداخت کنه؟
مگه اين کرايه گاراژ و هزينههاش رو خيريه ميده؟
آقاي ناتولال، ديگه خيلي طولش دادي
*مراسم دعا*
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سانابينگ
عه، رفت؟
بدون صبحانه؟ حتي ناهارش رو هم نبرده
هي بلبل بله مامان؟-
ببين
تب داري مامان
يه کم گرمه
يه دونه قرص بهم بده ديگه بايد برم کارخونه
نميخواد جايي بري
مجبورم پسرم
اگه امروز نرم، سرپرست حقوق يک هفتهم رو با تاخير ميده
نميخواد جايي بري
داروت رو بخور و استراحت کن
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
هي
قربان، مادرش بيماره خودش به جاش اومده
خيلي...خيلي باهوشه قربان
...کار خودش رو تموم کرده و کار تو رو هم همينطور-
...نه قربان، اون فقط
چرا خودت به جاي مادرت نمياي اينجا کار کني؟
حقوق بهتري هم بهت ميدم
چرا نرفتي مدرسه؟
انقدر عصباني نشو
من حالم خوب نبود
و تازه معلمشون هم که هميشه نمياد
و اگه امروز اومده باشه چي؟
از درسش جا نميمونه؟
...من صبح تا شب مثل سگ جون ميکنم
تا تو بري توي کارخونه کارگري کني؟
تقصير اون نيست من بهش گفتم
تو ساکت شو
حالت بد بود، خب اگه يه روز غيبت ميکردي که قيامت نميشد
حالا خوب گوش کن تو بايد درس بخوني، همين
اين تنها راه خارج شدنمون از اين جهنمه
هر کاري ميکنم تا هزينهش رو جور کنم هر کاري
اما نبايد حواست جاي ديگهاي پرت باشه ميفهمي؟
هر اتفاقي افتاد بذار بياُفته
...راديکا، تو هم براي آخرين بار گوش کن
بلبل کومار ديگه هرگز به جاي تو به اون کارخونه نميره
...وقتش فقط بايد صرف درس خوندن بشه-
آره بايد صرف درس خوندن بشه تموم شد و رفت-
ديگه هرگز براي يه ليوان آب هم صداش نميکنم، باشه؟
حالا دست و صورتت رو بشور و براي خودت غذا بيار
من سردرد بدي دارم
برو از داروخونه يه پماد بگير
تا روي پيشونيش ماساژ بدم
بلبل هيچ جايي نميره
اون بايد درس بخونه...بخون
اشکال نداره
خودم ميرم
باباي بلبل کجا ميرفت؟
غذا خورده؟
تبت اومده پايين
باهاش حرف زدي؟
داداش ناتو چي ميگه؟
آمادگي شنيدن هيچ چيزي رو نداره
ميگه مُردن خيلي بهتر از اينطوري زندگي کردنه
سلام خانم
خداحافظ
خداحافظ خداحافظ-
داداش پراديپ
هي داداش پراديپ
اين کتابها خراب ميشن چيکار ميکني؟
عمو، امتحانها تموم شده ديگه کتابها رو نميخوام
پس حالا اين کتابها چي ميشن؟
عمو، اين کتابها ديگه استفادهاي ندارن
ميرن توي سطل زباله
خداحافظ
امتحان چطور بود؟ خوب بود-
خانم -بله؟ ميتونم اين کتابها رو ببرم براي بلبل؟-
بلبل کلاس نهمـه همه رو ميخونه
البته...ببرشون
خداحافظ
پراديپ، کيفت کيف رو بردار عمو-
من براي تعطيلات سنگاپور ميرم
از اونجا يدونه جديدش رو ميخرم
ممنونم، دستت درد نکنه از طرف بلبل هم تشکر ميکنم
همين؟ فقط تشکر خشک و خالي؟
اوه البته...بياييد ممنون عمو-
يکي ديگه بردار
بوچي -بله؟ امروز امتحانها تموم شدن-
بله
حالا يک ماه تعطيلاته و هفتم ماه بعد مدرسه باز ميشه
خداحافظ
ميدونم خانم
روز سوم راس ساعت 8:30 با بچهها اينجا هستم
خداحافظ خانم خداحافظ، خداحافظ-
سريع بشينيد خداحافظ-
سير و سفر بوچي به سرعت در حال پيش رفتنه
هي بلبل
چيه؟
ببين ديگه
کتابه
اين چيه؟
بچهها داشتن پرتشون ميکردن من هم براي بلبل آوردمشون
دارم اين رو ميپرسم
اين...مال منه
ميبرمش و پيراهن و شلوار ميدوزم
دوباره قمار کردي؟
مشروب هم خوردي؟
...نه بابا
اون ناتو من به زور مجبورم کرد
من نميخوام
...عذر ميخوام عزيزم
...اون
خيلي خوبه...ببين
خيلي خب ببين، دو برابر متاسفم
اين کتابها به درد من نميخورن بابا
چرا؟
به زبون انگليسي هستن ديگه؟ خيلي هم سختن
نه، نه موضوع اين نيست
پس چيه؟
اينها کتابهاي فيزيک و شيمي هستن اما مال دورهي سيبياساي اند
اما اين کتابها اورجينال هستن ديگه
بچههاي مدرسهي ساپاير همين کتابها رو ميخونن که دکتر و مهندس
No comments yet. Be the first to leave one.