Asura

Asura (アシュラ)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Asura
A Commentary by mani_donte
mani_donte ترجمه و زیرنویس از

Tags

other
Published on: 2013-04-03
Downloads: 44
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. زمانی آشفته بار

... چمن های آتشین پاها را میسوزاند

. و زندگی های زیادی رو در تاریکی فرو میبرد

هیچ چیزی در این سرزمین باقی نمانده . و تنها چیزی که به چشم میخوره خرابه هاست

با اینکه هیچ چیزی به چشم نمیخورد . در تعجب بودم که میتوانم در زمین وظایف ـم رو انجام بدم

. تا وقتی که اونجا رو دیدم

سرزمینی که سال ها پیش با دستان خودمون ساختیم . با کارهای بدمون از بین بردیمش

. نادانی بر ما وارد شده ، این وضعیت واقعاً مایه تاسفه

. هزینه های زندگیشون رو برای بازسازی اونچه که از دست رفته دادن

. نامو - آمیدا - باتسو

. درد میکنه

. درد میکنه

. درد میکنه

. داره دنیا میاد

. خیلی خب ، چیزی نیست

. بخور تا سالم بزرگ بشی

! آب

! خودم اول پیداش کردم

! گمشو کنار

... گشنمه

... گشنمه

... گوشت

... گوشت

... گشـ ... ـنمه

... گشنـ

... ـمه

... گشنمه

... گشنمه

... گشنمه

... گشنمه

آسورا

هشت سال بعد

. این آخرین چیزی ـه که باقی مونده ، آروم آروم بخورش

... سایو

. شرمنده ، اگه فقط اینجوری نشده بودم

. با خشکسالی که اومده ، همه جا همین وضعیت ـه

... کی اینکارو

! کی یه همچین کاری تونسته انجام بده

! وحشتناکه

! اون آدما مُردن

! یه نفر کشتتشون

! گِلوشون رو بریدن

! بارون میاد

! بالاخره

! همش به لطف خدای باران ـه

تو مردم رو میخوری ، درسته ؟

. پس میخوای منم بخوری

. که اینطور

... تو بلد نیستی حرف بزنی

! باید به درونت یه نگاهی بندازم

! نامو آمیدا باتسو

! نامو آمیدا باتسو

... این باید یجورای بهش ربط داشته باشه

بیدار شدی ...؟

... برای تو ، هر چیزی که زنده باشه دشمن به حساب میاد هاه

. خیلی خب

. من تو رو و نمیکشم و نمیخورم

. خب ، هرچی

. میزارمش اینجا

... تو یه انسانی ، ولی رفتارت شبیه انسانها نیست

. و فقط یه مخلوق غمگینی که نمیتونی بدون جنگیدن زندگی کنی

خوشمزست ؟

. تو میکشی تا از خودت محافظت کنی

اگه اینطور نبود که نمیتونستی به زندگیت ادامه بدی ، درسته ؟

ولی باید بدونی . انسان ها موجوداتی هستن که با کمک همدیگه به زندگی ادامه میدن

! نامو آمیدا باتسو

. تو هم بگو

! نامو آمیدا باتسو

. خوبه ، برای بار اول خوب بود

. خشم ، اندوه ، زخم و کشتن

. تو درد و رنج زیادی رو دوشت ـه

. آسورا

. از الان به بعد این اسم توئه

. مهم نیست که اون نمیتونه الان چیزی رو درک کنه

... فقط باید براش دعا کنم

. تا اون به یه انسان تبدیل بشه

! هی

. دیگه بیشتر از این نمیشه ازش استفاده کرد

. یه نفر بیاد این رو بندازه تو دره

... صبر کن رئیس ، اون فقط ضعیف شده

... اگه فقط بهش غذا بدیم

. واسه خودت تصمیم نگیر

. ما کاری برای ضعیف ها نداریم

فهمیدی ؟

. فقط باید مطمئن بشید که قبل از طلوع آفتاب اینا رو تحویل بدید

. اون میخواست سائورو رو بخوره

! این دیگه چجورشه

... هنوزم میخواد بخورتش

! بیا ، بگیر بخور

. شبیه سگ هاست

برای چی داره دنبالمون میاد ؟

میخواد سابورو رو بخوره ؟

! چیزی برای خوردن نداریم ، برو گم شو

! آخ

! هی

. اینجا جایی نیست که همینطور بدون اجازه سرتو بندازی رد بشی

! راست میگه

! همین الان برگردید به همونجایی که ازش اومدید

. آشغالا

. راه رو بند آوردین

. از سر راه برید کنار

. اگه نتونم این رو ببرم اون طرف ، نمیتونم بهشون غذا بدم

. لطفاً بزارید رد شیم

. جوابم رو نده

. جایگاهت رو بدون

چرا اینجوری داری بهم نیگا میکنی ، مشکلی چیزی داری !؟

! کوتارو ساما

چیکار کنیم ؟

... ارباب کوتارو

! اوضاع خراب ـه

چی ؟

کوتارو کشته شده ؟

! کوتارو

! جیتو ساما

! کو - کوتارو

! تنها پسرم

کی بوده ؟ کی اینکارو کرده !؟

! کی بوده ، حرف بزنید

! جیتو ساما

! کار اون ـه

! اون اینکارو کرده

! چی

! حرومزاده ! میکشمت

! بچه جون

! فکر کردی میتونی از دستم فرار کنی

! بمیر

! حرومزاده

خب ، الان میخوای چیکار کنی ؟

چرا سعی نمیکنی دوباره منو بزنی !؟

یعنی اون رو کشته ؟

. البته که کشته شده ، اون جلوی جیتو ساما واییستاد

. اون دیگه چه پسری بود

. داغ بود نه ، شرمنده

. چیزی نیست

. نترس

. نترس

. خیلی خب ، پسر خوبی باش

باید جلو خون ریزی رو بگیرم ، سریع تموم میشه ، باشه ؟

. خوب از پسش بر اومدی

. پسر خوب

. فهمیدم

. حتماً باید گرسنه هم باشی

. بیا

. آسورا

. آسورا

آسورا ؟

... فهمیدم

. با این اسم صدات میکنم

. صبح بخیر ، آسورا

. آسورا

. بیا اینجا

. نامو آمیدا باتسو

. نامو آمیدا باتسو

تو میتونی حرف بزنی ؟

! خیلی خوبه

. اسم من واکاسا ـست

. از آشنایی باهات خوشبختم

. آسورا ، این چشم ـه

. بگو

. چشم

... اینم گوش ـه

... پس سعی کن بگی

! وا - کا - سا

! وا - کا - سا

! درسته

. آفرین

. امیدوارم امسال برنج خوبی رو برداشت کنیم

. مشکلی پیش نمیاد

. آره ، خدا کنه همینطور بشه

. آسورا ، نمیتونی اینجا بمونی ، باید تو سبد قایم بشی

. گرسنه ای ، درسته

... راستش ، تو نباید اینجا میومدی

. خیلی بد میشد اگه روستایی ها پیدات میکردن

این برای خانوادشون خیلی بده ، از اون طرف بچه هاش همه مردن . بخاطر همینم اون تنها دخترش رو نمیفروشه

. خیلی خب

. این برای امروز

. بعد از اینکه غذامون رو خوردیم ، میتونیم برگردیم

. ممنون پدر

. آسورا

. ای خدا ، انگار نمیشه کاریش کرد

. چه غروب قشنگی ، حس خوبی به آدم میده

. مرسی که منو آوردی اینجا ، آسورا

. فکر نکنم روستایی ها هیچوقت اینجا اومده باشن

. جای خیلی خوبی ـه

. اینجا امن ترین جا برای توئه

. بیا اینجا آسورا

. بـ - بله

. بعضیا میگن که شهر پشت اون کوه هاست

. شهر

. دوست دارم یه روز برم اونجا

. با اون

! صبر کن

... شهر

اگه کسی رو میخوای باید حتماً کاری باشه پس باید بهمون بگی که اون شخصی که میگی چطوریاست ؟

درمورد اینجور چیزار نباید اینجوری صحبت کنی ، درست میگم واکاسا ؟

... بـ - بله

. مردای واقعی کسایی ان که کار میکنن

. امسال مطمئنن قراره سخت بهمون مالیات بخوره

. آره ، اصلاً خیالشون هم نیست که ما غذا داشته باشیم یا نه

! آسورا

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left