The first 200 lines.
بازنويسي :kiyavash62
حالا که وظيفه من اينجا تموم شده ميخوام همه چيزو فراموش کنم
مي توني پارش کني ،بندازيش دور يا هر کاري دلت ميخواد باهاش بکني
خانوم بوک نيو ،دارين ميگين رئيس جانگ رو به باباي من ترجيح ميدين ؟
بله
چي تو سرتونه ؟ يعني دارين ميگين ميخواين باهاش قرار بذارين ؟
رئيس جانگ ؟
آره ،ميخوام از حالا به بعد با جانگ دو يونگ قرار بذارم
قسمت 5
اون يه يونيفورمه ؟ تو هر روز ميپوشيش
شايد من تنها کسي باشم که فکر مي کنه اين يه قراره
آره ،اين يه قراره
اين اولين قرار ...بين منو توئه
اگه نميخواي بخوريش بدش من
ما توي رستورانيم يا سينما ؟
اون چيه ؟
مگه بوک نيو با باباي هه گيول ازدواج نکرده ؟
پس چرا داره با اون مرد فيلم تماشا مي کنه ؟
يعني با دو نفر قرار ميذاره ؟
اون زن از اينجور زنها نيست
اونجا رو نگاه کن از فيلم هم جالب تره
ميدونم ،درسته ولي ما خيلي به هم نزديکيم
ميشه چشاتو براي يه لحظه ببندي ؟
ايشون کتشونو در نميارن به سرما حساسن
بله قربان
لطفا صبر کن
چرا فکر کردي که من کتمو در نميارم ؟
من امروز تو رو متفاوت از روزاي ديگه ميبينم کارايي ازت سر ميزنه که هيچوقت انجام ندادي
چون من الان سر کار نيستم من اينجا ديگه يه خدمتکار نيستم
پس ميخواي خندت رو به من نشون بدي ؟
من ...نميتونم اين کارو بکنم
چرا نميتوني ؟ يعني هنوزم به من علاقه نداري ؟
شايد خيلي سبک به نظر برسم
اگه تو اولين قرارم بخندم
پس اونوقت تو قرار بعدي خنده هاتو نشونم ميدي ؟
...اين
به تو بستگي داره ...جانگ دويونگ
توي دومين قرارت بله رو گفتي ؟
قرارت خوب پيش رفت ؟ آره
اون وقت چي کار کردين ؟
فيلم تماشا کرديم
چه فيلمي ؟
بايد چاپ استيکاتو درست نگهداري
اينطوري نگهش دار باشه
باهاش شامم خوردي ؟
تا اونجايي که يادم مياد تو امتحان لغات انگليسي داشتي
همه لغاتو حفظ کردي ؟
...خوب
آآآآم...ميخواي دوباره ببينيش ؟
ميشه لطفا درباره زندگي شخصي من سوالي نپرسي ؟
ميخوام از هر جور دخالت غير ضروري خلاص شم
...بوک نيو
من مطمئن نيستم که تو چطور مي خواي اين قضيه رو تحمل کني
شايد فکر کني که من بهش حسوديم ميشه
اما من بايد يه چيزي بهت بگم
من نميتونم اينو درک کنم که وقتي ديدمت که براي اولين بار رئيس جانگ رو ديدي تو ناراحت شدي
اما اون ناراحتي چطور به يه احساسا خوب تبديل شد؟ من فقط نميتونم اينو درک کنم
ناگهان از چيه رئيس خوشت اومد؟
چون اون سوال ميپرسه؟ چي؟
درباره لباسام
درباره کلاهم
درباره اينکه دوست دارم چيکار کنم يا چي دوست دارم بخورم
دوست دارم کجا برم تا جزئياتش
من اشتياق اونو به خودم احساس کردم
اين جواب سوالت بود؟
بله
خانوم بوک نيو
چه چيزي به طور ناگهاني ذهن شما رو تغيير داد؟
من ميدونم که اون مرد خوبيه ولي تو تو اولين برخورد ازش خوشت نيومد
اون توي زندگيش بيشتر از ايني که نشون ميده بدبختي کشيده
رئيس جانگ؟
بله
اگه بگم که ميخوام به بدبختي اون خاتمه بدم درک مي کني؟
البته
تو ميدوني ما درباره تو چه احساسي داريم،مگه نه؟ ما نميخوايم که تو سختي بکشي
اگه تو واقعا بهش علاقه داري
ما دوست داريم ازت حمايت کنيم
ممنونم
اتفاق خوبي واست افتاده؟
تو به من خيلي کمک کردي
که باهاش اشتي کنم
پس،ما با هم سر قرار رفتيم
من دارم درباره بوک نيو حرف مي زنم منظورم پارک يون سو
تو به دستورات خوب عمل مي کني
فکر کنم خوب بهت هشدار دادم تو درباره من به بوک نيو چيزي نگفتي
ولي شبيه اين نيست که من دوتا زندگي دارم
به هر حال چاره ديگه اي نيست
اگه تو فاش کني که من سيو جي هونم
همه چيزتو از دست ميدي
هيچي هم گيرت نمياد
مگه نه ؟
تو مي دوني چه بلايي سر طوطي اي که حرفاي صاحبشو بدون فکر کردن تکرار مي کنه مياد ،مگه نه ؟
بوک نيو
چرا ميخواستي منو ببيني ؟
بچه ها گفتن که تو با رئيس جانگ قرار گذاشتي فقط نتونستم باور کنم
واقعيت داره؟ واقعيت داره
تو واقعا باهاش قرار گذاشتي ؟
بله
من نميتونم اينجوري زندگي کنم تحمل کينه نسبت به سيو جي هونو ندارم
تو واقعا جدي هستي ؟ خوشحالم ميشنوم
وقتي بزرگنر ميشي ،نسبت به چيزاي بي فايده حساسو نگران ميشي ،مگه نه
به نظر ميرسه پدر بچه ها علاقه اي بهت نداره
مردي که تو دوسش داري بهتره
من خيلي نگران بودم که تو هنوزم به اينکه رئيس جانگ ،سيو جي هون باشه مشکوکي
ديگه درباره من نگران نباش
و درباره اون مرد پيچيده اي که اينجا مياد نگران باش
به چي فکر مي کني ؟
چرا الان داري داد مي زني ؟
بچه ها گفتن که تو داري به اون لعنتي خيانت مي کني
چي؟...اون داره چيکار مي کنه ؟
اورابوني ،لبو لوچت که هنوز کج نشده پس چرا داري اين حرفا رو مي زني ؟
بايد يه چيزي بين اين زن و پدر بچه ها باشه که خيانت کرده باشه
اون گفت که ميخواد مادربچه ها بشه
اما الان اون دنبال يه مرد ديگه است ؟
حقيقت داره؟
آره
ميدونستم
يه شبه با داستان ناراحت کنندش دل بچه ها رو تکون داد تو هيچ حس مسئوليتي نسبت به اين قضيه نداري ؟
ببخشيد اورابوني ولي با يه دست نميشه کف زد
اون نميتونه واسه هميشه سيريش يه مرد شه
باباشون گفت نميخوادش خودش تنهايي چي کار ميتونست بکنه؟
اما اگه اون تصميم گرفته باشه که اين کارو بکنه بايد خيلي صبر کنه
تا کي ؟ يعني اون بايد 48 سال مثل بعضيا صبر کنه ؟
چرا الان داري درباره 48 سال حرف مي زني ؟
يه مرد فرار کرده چون زنه رو نميخواسته چرا بايد اون زن به مدت طولاني صبر کنه؟
اصلا اون ميدونه کي اون مرده بر ميگرده؟ اون فقط با اون مثل خدمتکارش رفتار ميکنه
تو چت شده؟
تو فکر مي کني يه خدمتکار غرور نداره؟
يعني داري مي گي آدمايي مثل ما بايد تنهايي با خودمون زندگي کنيم ؟
در حاليکه آدمايي مثل تو بايد ازدواج کنن،بچه دار بشن و رئيس بشن ؟
تو چت شده نامي ؟
تو با سنجاق سينه چيکار کردي ؟
اون کجاست ؟
شما دوتا ديگه پير تر از اوني هستين که بخواين واسه رسيدن به هدفتون سخت تلاش کنين
نگران يونگ نباش . فقط نگران برنامه هاي آينده خودت باش
...پس
اين اطلاعات براي مشاوره است
ميفهمم
فقط ميخواستي واسه همين منو ببيني ؟
حقيقتش من ديدمش
تو روز مناقصه
تو با رئيس جانگ بودي
من ميدونم اون سيو جي هونه
پس ،با اينکه تو اينو مي دونستي ولي باهاش قرار گذاشتي ؟
آره به خاطر همين باهاش قرار گذاشتم
چون اون سيو جي هونه
بوک نيو ،اون مرد نورمالي نيست
بايد سرت خورده باشه جايي چرا باهاش قرار گذاشتي ؟
تو چي فکر کردي ؟
من ميدونم نگراني تو از چيه
بخاطر همين اومدم اينجا تا بهت بگم
من ميدونم اون سيو جي هونه پس هيچ کاري نکن
هر کاري لازم باشه خودم انجام ميدم
لطفا فقط کاري رو بکن که اون ميگه
تا زمانيکه اون چيزي که احتياج دارم ازش بشنومو بهم بگه
تو چي ميخواي ازش بشنوي ؟
داري ميگي ميخواي اعترافش رو بشنوي ؟
دارم ازت در خواست مي کنم . تا زمانيکه آماده بشم خواهش مي کنم اينو از يون سانگ چول مخفي نگه دار
و هرگز به پليس گزارش نده
...بوک نيو
حالت چطوره؟راستش نميتونم اين روزا به تو فکر نکنم
تو به من فکر مي کني؟
گاهي وقتا
درباره امروز چه فکري کردي ؟
اون چه لباسي ميپوشه باهام ميخواد کجا بره
چه سوالايي ازم ميپرسه
تو زياد فکر مي کني خوشحالم که اينو ميشنوم
فکر کردن به علاقه تبديل ميشه و علاقه به عشق
اين فقط يه فکر کردنه
راستي ،چرا روزا جواب تلفناتو نميدي ؟
ديوونم مي کنه وقتي سر کارم جواب تلفنارو نميدم
ميدوني چند وقت از پست صوتي که برام فرستادي مي گذره؟
...پست صوتي
بخاطر اون احساس کردم که صداي خوبي داري
پيام جديد
منم ،جانگ دويونگ فکر کنم ميخوام واست بميرم
اگه باهات قرار نذارم من واقعا ميميرم
ميخواي شنبه باهام بري به شهر چيني ها ؟
شنبه ها من اشپزم
دو گيول ،ميخواي چي درست کني ؟
کاري
يادت مياد مامان عادت داشت هر شنبه اينو واسمون درست کنه ؟
واااي . انگار قراره خوشمزه بشه
زودي درستش کن اين يه دستوره ؟
از دستورتون اطاعت مي کنم
فکر کنم هيچ راه ديگه اي نيست کسي که خيلي مشتاقه بايد يه لباس مناسب بپوشه
چرا ؟تو دوسش نداري ؟
با نمک تر شدي
چي؟ هواسشونو پرت کنم؟
واقعا ميخواي بذاري اون با رئيس قرار بذاره؟
سه گيول ،منم ميخوام کمک کنم منم ميخوام هواسشونو پرت کنم
تو قبلا هم اينجا بودي ؟
من مجبور بودم مليت چيني خودمو حفظ کنم چون پدرم هرگز نتونست رهاش کنه
اما اينجا بزرگ شدم
لطفا حرف بزن
خانوم بوک نيو ،گوشتي واسه کاري هست ؟
ما نميتونيم از گوشت شکم خوک واسه کاري استفاده کنيم درسته؟
توي فريزر سومين ظرف سمت چيه
باشه فهميدم
اذيت نميشي اگه آخر هفته ها بهت زنگ بزنن؟
No comments yet. Be the first to leave one.