The first 69 lines.
دوچرخه سوار ها و پیدا ها فقط برای استفاده
. توکو - سنپای ، هم میخونی هم راه میری
توکو
. احساس خوبی درموردش ندارم
. من ندیدمش
Bungaku Shoujo
بوی ... رنگ میاد ؟
. دیر کردی ، کونوها - کون
... امروز تو کلاس سر وظیفم
. شیکمم داشت مثه دیوونه ها غار میزد
. زود باش برام اسنک بنویس
. باشه
اسنک امروز
~ عشق اول ~
. امروز ، دوست دارم یه اسنک شیرین و رومانتیک سفارش بدم
... سبکش هم
. قایق اسباب بازی برگ بابمبو ای
. نامه عاشقانه
. گروه پرش
چطوره ؟
... حتی برای نوشتنش هم از سه رنگ مختلف استفاده کردی
... چطور بگم والا
. راستش انتظار همیچین ترکیبی رو نداشتم
! بزار تصورت پرواز کنه
. مطمئنم اگه از این ترکیب ها استفاده کنی اسنک خوشمزه ای میسازی
. 50دیقه وقت داری کاملش کنی
... آماده
! شروع
. خوشمزه بود
. پس دیگه لازم نیست برات اسنک بسازم
. نه بابا ، اینو و اون فرق داره
. عضو کلوپ شدن کارات رو جدی تر می کنه
میگم ، " عشق اول " توروگنو رو خوندی ؟
... همم ، گمونم
. ایوان سرگویچ تورگنیو یه نویسنده روسیه
. اولین عشق " که سال 1860 منتشر شد ، یه مدل از کارای بود که بهشون میگن شرح حال خود "
. من تجربه تلخیه عشق یه داستان کوچیک رو تو قلبم دارم
. اسیرش شدم
. آه ، که اینطور
. آره ، دقیقاً مثه یه سیب پُخته که روش سُس کارامل ریختن
. گرم و شیرین ، مثه یه خورده هم تلخ
تو همچین روز گرمی سیب پخته میخوری ؟
. داستان روز های زندگی شخصیت اصلی ، ولادمیر رو میگه
. و مال سال 1866 ئه زمانی که ولادمیر 16 سالش بوده
. اون با یه همسایه جدید که تازه اومده اونجا آشنا میشه
... نه بسه ، ای خدا
. ولادمیر خُشکش میزنه و همونجا یخ میزنه
. اون زمانی بود که مخصوص اون بود
. اون با نگاه اول عاشق ژینایدا شُد
. ژینایدا معصوم و سر زنده بود
. مردم دورش رو گرفته بودن و میشد گفت یه ملکست
، این یعنی من دیگه یه بچه یا جوون نیستم "
" . فقط کسیم که توی دریای عشق غرق شده
... چهره ولادمیر ، کسی که عاشق اون زن بود
. خیلی زیبا بود ، و کاری میکرد که قلت تُند بزنه ...
... درست مثه سیب پخته داغ
. داغ
، شیرین و یکمی نمکی و شهدش هم توش هست
. با فرکانس قشنگی از شیرینی ها
داری حرف میزنی یا غذا می خوری ؟
... پس داری غذا میخوری
... بعد از اون
... چهره اون وقتی عشقش رو به پدرش گفت ، پُر از ترس و احترام بود
. بیشتر شبیه سگ کوچولو بودش
. اگه تحریک نشیم نمی تونیم بلند بشیم
... وقتی از اینکه ژیندیا قبولش می کنه دودل بود
، می بینیم که خیلی عصبانی میشه
، عصبانی
. و دِپرس
No comments yet. Be the first to leave one.