The first 200 lines.
"پسر ژوزِف" فیلمی از: اوژن گرین
"قرباني ابراهيم"
،گرفتيمت حالا بايد فاتحهت رو بخوني
آروم آروم
داره ميله رو ميجوه
دندوناشو ميشکوني
يه چشمش رو در بيار
نميتونم. خيلي زبله
ونسان" کجاست؟"
انگار فلنگو بسته
مطمئنم تحملش رو نداره
عجيب غريبه
"پدر و پسر"
"ابزارفروشي"
!ونسان
"سلام "دين - سلام -
.برات پيام گذاشتم - آره -
.جواب ندادي - نه -
مهم نيست - ميدونم -
بايد باهات صحبت کنم
در موردِ؟
يه پيشنهادي برات دارم
گوشم با توئه
بريم کافه
پولش رو ندارم
مهم نيست. من دارم
.من هيچوقت کافه نميرم از آدماش خوشم نمياد
بايد يه جاي آروم با هم صحيت کتيم کارم محرمانهست
(بريم "پاله رويال" (باغ و کاخ جنب لوور - دوره خب -
.پنج دقيقهست پياده روي برات خوبه
خب؟ در مورد چي ميخواستي صحبت کني؟
.يه کاري رو شروع کردم ميخوام تو شريکم باشي
چي هست کارت؟
.با اينترنت اسپرم ميفروشم
.کلي مشتري زن دارم. و حتي چندتا مرد نميدونم باهاش چيکار ميکنن
ساقيت کيه؟
فقط خودمم. براي همين جنس محدوده
تو هم ميتوني شرکت کني
ما رو اسکل کردي؟
،اصلاً. يه تجارت مدرن، دست ساخت و بوميه
.علاقه ندارم
.هميشه گفتي که پول نداري کاسبي خيلي پرسوديه
.علاقه ندارم
فعلاً
اين يارو مخ کاسبي رو نداره
ونسان؟
بيا تو
"سلام "ونسان
سلام مامان
نخوابيدي؟
نه
ميشه چراغ رو روشن کتم؟ هوا تقريبا تاريکه
آره
امروز خوش گذشت؟
معمولي بود
تو چي؟
روز منم عادي بود
خلاصه خسته کننده
خودت کارت رو انتخاب کردي
پيشمون نيستم
،پرستار که باشم به کسايي که درد دارن کمک ميکنم
سعي ميکنم بهشون جرأت بدم
ولي گاهي وقتاً خستهت ميکنه
.من هيچوقت نميتوتم پرستار باشم
يه جور ديگهاي به مردم کمک ميکني
دوست ندارم به کسي کمک کنم
،چون که مردمو دوست داريم دوست داريم کمکشون کنيم
ولي من کسي رو دوست ندارم
به نظرم داري
گفتم که دوست ندارم
کسي منو دوست نداره که من کسي رو دوست داشته باشم
،ولي کسايي هم هستن که دوست دارن ونسان
يه سوال ازت داشتم
بله
پدرم کيه؟
خودت جوابش رو ميدوني
!هيچوقت بهم جواب ندادي
و هميشه هم هيمنطور خواهد بود
تا وقتي که جوابم رو ندي .هر وقت بخوام ازت سوال ميپرسم
من هم هميشه همين جواب رو بهت ميدم
تو پدر نداري
من برم شام رو آماده کنم
.ولي من الان ميرم درس بخونم
صبرکن
.يه کيک باسکي خريدم دسر مورد علاقهي توئه
ميرم درس بخونم
ونسان؟
ميشه بيام تو؟
بله
.ظرفا رو شستم ميرم يکم قدم بزنم
احساس ميکنم هوا هنوز خوبه
ميخواي تو هم باهام بياي؟
نميبيني دارم درس ميخونم؟
پس من ميرم
خوب بخون
"سلام "مدلِن
شما کي هستين، خانم؟
پرستارم
پرستار؟
.ما مراقبتيم حالت خوب ميشه
اينجا کجاست؟
بيمارستانه
تو تصادف کردي
.با بابا تو ماشين بودم
آره
بعد تصادف کردين
بابا کجاست؟
مادرت الان مياد
همهچي ررو برات توضيح ميده
بابا کجاست؟
ميخوام اون برام توضيح بده
"برگشت به فرستنده" "گيرنده: "آقاي اُسکار پارمونور
"انتشارات آپوئا"
"اسکار"
تو ازم خواستي که دنبالت نيام
.به خواستهت احترام گذاشتم
و هميشه همين کارو کردم
به خودم اجازه دادم اين نامه رو برات بنويسم
چون چيز مهمي رو ميخوام بهت بگم
،بخاطر خودم نيست در مورد کس ديگهايه
دو روزه که بچهم متولد شده
پسره
"و اسمش رو گذاشتم "ونسان
...اين بچه
مال ماست
دوسش دارم
،و مطمئنم اگه تو هم ببينيش دوستش خواهي داشت
ميخوام تنهايي بزرگش کنم
و هيچ کمکي از تو نميخوام
...تنها خواستهاي که ازت دارم
اينه که اين پسرو به عنوان پسرت قبول کني
...تا حداقل با فاميليش معلوم بشه
که پدر داره
اسکار پارمونور" کيه؟"
اين اسمو از کجا پيدا کردي؟
دو سال بيشتر بود باهاش بودم .که ازش حامله شدم
بهم گفت سقطت کنم وگرنه منو ترک ميکنه
.منم ترجيح دادم نگهت دارم
بعدش سعي کردم از اين اندوه بي مورد دورت کنم
تو هيچ احترامي رو طلبکار من نيستي
ولي لايق اين نبودم که بري تو وسايلم سرک بکشي
(گوسالهي طلا" (داستان ديني بني اسرائيل"
"جايزهي کونلوگ به متيو اورفره اعطا شد"
"جايزهي اصلي به نويسندهي "مادر غارتگر داده شد
.روزخوش آقا - عصرخوش -
حتماً دعوتنامه دارين
گمش کردم
،من رو ميبخشيد قربان ...ولي بدون کارت دعوت
اسکار پارمونور" من رو دعوت کرده"
،خواهش ميکنم قربان بفرماييد
ممنون
سلام مرد جوان
سلام خانم
چطوري ميشه که شما مشروب ندارين؟
امکان نداره
يه ليوان شامپاين براي آقا بيار
ممنون
من "ويولت ترفوي" هستم
تو "آسانسور ادبي" نقد مينويسم
حتماً خونيدن؟
.نه خانم
پس مطمئنم بين کل افراد حاضر در اينجا شما تنها نفرين که نخوندين
هميشه نويسندههاي تکرو رو تحسين کردم
کي بودين؟
"ونسان"
.فکر کنم يه جايي شما رو ديدم
،ولي با اين همه آدم که هر روز ميبينم ...ميدونين که
ونسان چي؟
"ونسان دوماره"
!البته
ونسان دوماره
اسکار پورمونور" د رمورد شما صحبت کرده"
اولين رمان شما رو اون چاپ کرد
انگار خيلي زيبا بوده
اين افتخار خيلي بزرگيه براي ما که شاهکار "مادر غارتگر" رو چاپ کرديم
که به تازگي جايزهي معتبر کونلون" رو دريافت کرد"
و اثر نويسندهي نابغه، "متيو اورفره"ـست که الان در کنار من حضور دارن
به خودم ميبالم که .اين استعداد اصيل رو کشف کردم
،اثري که تابو ها رو در هم ميشکنه و حوزههاي جديدي رو به رومون باز ميکنه
"زندهباد "مادر غارتگر
ويولت"؟"
معرفي ميکنم
،"ايشان "ونسان دوماره يک نويسندهي نابغه هستن
که اوسکار اولين رمانش رو چاپ کرد
"شارلوت سانتومبو"
از بزرگترين نويسندگان زن لوکزامبورگي
گرامر فرانسه شما رو مجبور کرد که من رو فقط با زنها مقايسه کنيد
ولي عزيزم، لازم نيست که من رو فقط با زنهاي لوکزامبورگ مقايسه کنيد
درسته
شارلوت بزرگترين نويسندهي فرانسه زبانه
دومين نويسندهي بزرگ
"مقام اول رو براي "مارگريت دوراس نگه داشتم
منظورم زندهها بود
اکنون از جلسهي شوراي کليساي "ساد" ميام
در حال شروع يک پروژهي عالي هستيم
"24 مي، روزِ "سن دوناسين
اطراف کليساي نوتردام گردهمايياي بسيار بزرگ خواهيم داشت
،به طرز خوش گواري واژگونگر خواهد بود
کل هنر ويرانگره عزيزم
برم به متيو تبريک بگم
No comments yet. Be the first to leave one.