Brickleberry

Brickleberry

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

Brickleberry S02E01 Miracle Lake Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-21
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 184 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏به‌به!‏

‏همین؟ انگار باید‏ ‏سلاح سنگینم رو رو کنم‏

‏هی! فکر کردی‏ ‏داری چه غلطی می‌کنی؟‏

‏ها؟ ماهی می‌گیرم، خنگول!‏ ‏من جیم ترقه‌ام، لعنتی!‏

‏ماهی‌گیری؟ با دینامیت؟‏

‏آره، خودت اون مجوز لعنتی رو امضا کردی‏

‏باید از این به بعد این چیزها رو بخونم‏

‏نگران نباش، متخصص مواد منفجره‌ام‏

‏اوپس‏

‏گندش بزنن!‏

‏یا خدا! معجزه‌ست!‏

‏معلومه که هست!‏ ‏حالا می‌تونم به پیترم دست بزنم!‏

‏همه‌مون دلمون برای ادیث تنگ می‌شه‏

‏خیلی خوش‌شانسم که تونستم‏ ‏مادربزرگِ مادربزرگم رو بشناسم‏

‏ممنون که اومدین. می‌دونم...‏

‏صبر کنین، صبر کنین‏ ‏می‌خوام چند کلمه‌ای حرف بزنم‏

‏ادیث برای من خیلی خاص بود‏

‏هر بار که عاشقانه با هم سکس می‌کردیم،‏ ‏حداقل برای اون انگار بار اول بود‏

‏ـ آلزایمر داشت‏ ‏ـ این دیگه کیه؟‏

‏شعرهام رو خیلی دوست داشت‏

‏این یکی هم تقدیم به تو، ادیث‏

‏ادیث یه‌کم نژادپرست بود‏

‏می‌گفت از صورت سیاه‌ها خوشش نمیاد‏

‏ولی من یه جای سیاه داشتم‏ ‏که از ته دل عاشقش بود‏

‏و همون‌جا لگنش رو‏ ‏از پنج نقطه شکست‏

‏چه قشنگ... واقعاً قشنگ بود‏

‏متأسفم، دنزل‏

‏انگار مرگ ادیث خیلی‏ ‏بهت فشار آورده، نه؟‏

‏چی؟ نه، ۱۱۲ سالش بود‏

‏اون عوضی باید‏ ‏سی سال پیش می‌مرد‏

‏ناراحتم چون با پیرترین زن دنیا سکس کردم‏

‏دیگه همه‌کاری کردم‏ ‏از اینجا به بعد کجا برم؟‏

‏جهنم؟‏

‏خب، این خبر خیلی مهم چیه؟‏

‏آره، وودی، قراره چی کار... اوه!‏

‏آره!‏

‏یا خدا، کاملاً خوب شده‏

‏جوش‌های منم خوب شدن‏

‏ببینم «عوضی‌بازی» رو هم درمان می‌کنه؟‏

‏فکر کنم پردهٔ بکارتم دوباره دراومد‏

‏نگران نباش، بعد از هَپی‌آور‏ ‏دوباره از بین می‌ره‏

‏محیط‌بان‌ها، وودی پیر‏ ‏یه معجزه کشف کرده‏

‏همون‌طور که می‌بینین، این دریاچه هر مرضی رو‏ ‏از سرماخوردگی تا سرطان درمان می‌کنه‏

‏می‌تونستی همین رو بهمون بگی‏

‏آره، ولی این‌طوری بیشتر کیف داد‏

‏از کجا مطمئن بودی جواب می‌ده؟‏

‏ممکن بود کانی... اوه!‏

‏می‌تونم به این وضعیت عادت کنم‏

‏حتماً یه توضیح علمی داره‏

‏آره، احمق، داره‏

‏خدا من رو برای شفای مریض‌ها برگزیده‏

‏یه دلیل دیگه برای‏ ‏ایمان نداشتن به خدا‏

‏پروردگار کارهاش حکمت داره،‏ ‏و الآن حکمتش اینه که من پولدار بشم‏

‏مریض‌ها، گمراه‌ها، جیب‌های پُر،‏ ‏فلان و بهمان‏

‏مذهب یعنی پول! حالا‏ ‏کلی کار داریم‏

‏کار؟ قرار بود امروز‏ ‏من رو ببری اسنوبورد‏

‏ببخشید، وقت ندارم، خرسکِ بابا‏

‏بابایی حالا پیامبر خداست‏ ‏و قصد داره ازش حسابی سود ببره‏

‏آره، یه کلاه‌برداری دیگه‏ ‏که توی صورتت منفجر می‌شه‏

‏می‌خوام مثل شان وایت‏ ‏توی شیب‌ها جولان بدم‏

‏برای یه زن زشت، خیلی هم زن‌باز موفقیه‏

‏اسنوبورد؟ تو حتی برف هم ندیدی‏

‏صبر کن، تا حالا برف ندیدی؟‏

‏یکی برای سهمیهٔ تنوع نژادی توضیح بده‏ ‏که خرس‌ها زمستون می‌خوابن‏

‏یعنی مدت زیادی می‌خوابن، دنزل؛‏ ‏کاری که خوب بلدی‏

‏زیاد به دنزل گیر نده‏

‏روز سختی داشته... اوه!‏

‏چی شده، دنزل؟‏

‏از وقتی بچه بودم، یه رؤیا داشتم‏

‏بعد اون رؤیا رو به واقعیت تبدیل کردم‏

‏و حالا...‏

‏گندش بزنن!‏

‏ببخشید، دیگه نمی‌تونستم گوش بدم‏

‏خدایا، اگه اون دریاچه نبود‏ ‏این کار خیلی بیشتر می‌چسبید‏

‏کانی، استیو، برین هر مریضِ زودباور،‏

‏محتاجِ توجه، احمق و تنهای‏ ‏پول‌داری رو که هست جمع کنین‏

‏دنزل، اثل، مالوی رو‏ ‏ببرین بالای کوه اسنوبورد‏

‏ـ فوری!‏ ‏ـ یعنی همین؟‏

‏می‌خوای از این دریاچه سوءاستفاده کنی؟‏

‏از دریاچه سوءاستفاده کنم‏ ‏و به مریض‌ها و معلول‌ها کمک کنم‏

‏فکر کن با این فرصت دوبارهٔ زندگی‏ ‏چه کارهایی می‌تونن بکنن‏

‏یا خدا!‏

‏عزیزم، از وقتی دست‌وپام منفجر شد،‏ ‏برای این لحظه جون می‌دادم‏

‏اوه! پروردگارا!‏

‏ـ اوه! آره، خدایا!‏ ‏ـ هوم! اوه!‏

‏اوه! جیم! پروردگارا!‏

‏اوه! جیم! اوه!‏

‏لعنتی، مالوی، واقعاً می‌خوای‏ ‏همهٔ این خرت‌وپرت‌ها رو استفاده کنی؟‏

‏تو هم واقعاً می‌خوای‏ ‏تا بالای کوه غر بزنی؟‏

‏خیلی خب، تقریباً رسیدیم...‏

‏بچه‌پرروی ننر‏

‏ـ گفتی چی؟‏ ‏ـ گفتم «چه کلاه قشنگی»‏

‏اوه، ممنون‏

‏خب، رسیدیم‏

‏این رو ببین‏

‏باشه، من اسنوبورد بلد نیستم‏

‏و از این چیز سفید و سرد هم متنفرم‏

‏اوه، اسمش برفه‏

‏این برفه؟ باید بهم می‌گفتی!‏

‏افتضاحه! بریم‏

‏همین؟ پنج ساعت پیاده اومدیم برای همین؟‏

‏نه، هیچ‌جا نمی‌ریم تا‏ ‏یه آدم‌برفی یا یه کوفتی بسازی‏

‏بچه‌ها، طناب پیدا کردم‏

‏احتمالاً قبل از اینکه یخ بزنین،‏ ‏دلتون می‌خواد خودتون رو دار بزنین‏

‏خیلی خب، این‌قدرها هم سخت نیست‏

‏ستایش بر عیسی، صبح‌تون بخیر!‏

‏می‌خوایم دربارهٔ دریاچهٔ معجزه‏ ‏با شما حرف بزنیم‏

‏ستایش بر عی...‏

‏ستایش... ستا...‏

‏ـ ستایش بر عیسی و صبح‌تون...‏ ‏ـ همین‌جا نگه دار‏

‏ما ساینتولوژیستیم‏

‏بیاین تو تا براتون توضیح بدیم‏

‏نه، ساینتولوژی مال آدم‌های سست‌مغزه‏

‏گولش رو نمی‌خوریم‏

‏باورم نمی‌شه حالا ساینتولوژیست شدیم‏

‏نگران نباش، حتماً هر وقت بخوایم‏ ‏می‌تونیم ولش کنیم‏

‏شما اینجا چه غلطی می‌کنین؟‏

‏اومدیم پیام صلح و عشق‌مون رو پخش کنیم‏

‏کور خوندین!‏

‏ این ماییم که پیام صلح و عشق رو‏ ‏پخش می‌کنیم، پدرسوخته‌ها! ‏

‏«ابراهیم، اسحاق را آورد‏ ‏و اسحاق، یعقوب را»‏

‏این همه «آورد» داره‏ ‏برای وودی سردرد میاره!‏

‏خدایا! چرا این مزخرفات رو نوشتی؟‏

‏اوه، سلام مالوی‏ ‏اثل و دنزل کجان؟‏

‏توی یه غار یخی دارن یخ می‌زنن‏

‏آره، آره، آره‏ ‏غار یخی، چه خوب‏

‏صبح بخیر، برادران و خواهران!‏

‏ـ گند زدی!‏ ‏ـ خیلی خب‏

‏به کلیسای دریاچهٔ معجزهٔ خدا،‏

‏معشوقهٔ مقدسش مریم و بچهٔ نامشروع‌شون،‏ ‏عیسیِ نوزاد، خوش اومدین‏

‏دست‌هاتون رو به نشانهٔ دعا به هم بزنین!‏

‏و حالا روی صحنه، رفیق فابریک خدا...‏

‏کشیش وودی!‏

‏آمین! هللویا!‏

‏معجزه؟ ای برادران و خواهران،‏ ‏من چه معجزه‌ها که ندیدم!‏

‏مثلاً وقتی که... لعنتی...‏ ‏وقتی موسی ماهی رو به شراب تبدیل کرد‏

‏یا وقتی روح‌القدس‏ ‏آدم و حوا رو به دنیا آورد‏

‏کی با منه؟‏

‏هی، من این چرندیات رو ننوشتم، باشه؟‏

‏حرفم اینه که این دریاچهٔ روبه‌روتون‏ ‏بزرگ‌ترین معجزهٔ دنیاست‏

‏خب، اینجا چی داریم؟‏

‏ـ من کورم‏ ‏ـ خودم می‌بینم‏

‏من که کور نیستم‏

‏خب، چه خدمتی ازم برمیاد؟‏ ‏زانوی خراب یا همچین چیزی؟‏

‏باشه، باشه‏ ‏لازم نیست شاکی بشی‏

‏به قدرت گری‌اسکال، اجی‌مجی‌لاترجی!‏ ‏پوم!‏

‏معجزه‌ست! می‌بینم! می‌بینم!‏

‏ولی شنا بلد نیستم‏

‏یا خدا، از این به بعد‏ ‏باید پول رو پیشاپیش بگیرم‏

‏خیلی خب، من هستم‏

‏عیسی نجات می‌ده، ولی به بانک‌ها اعتماد نداره‏

‏فقط پول نقد، جماعت!‏

‏این با فاصله بهترین فکریه‏ ‏که تا حالا به سرم زده‏

‏ چی؟ فکر تو؟ ‏

‏ولی این پول‌خرده‌ست‏ ‏مبلّغ‌های واقعی پول پارو می‌کنن‏

‏یه واعظ درست‌وحسابی ازت می‌سازم‏

‏در آغاز، خدا آسمان و آسمان را آفرید‏

‏آخ!‏

‏زمین! مکث کردی‏

‏واعظ واقعی کتاب مقدس رو از اول...‏

‏تا آخر بلده‏

‏یا عیسی مسیح!‏

‏خوبه، گریهٔ سفارشی‏ ‏این درس دومه‏

‏حالا بریم سراغ نمایش‌دادن‏

‏برقص!‏

‏تندتر!‏

‏بسه! حتی خدا هم روز چهارم استراحت کرد!‏

‏آخ! روز هفتم!‏

‏کجاییم؟‏

‏افتادیم توی یه جور غار یخی‏

‏این احتمالاً یه یخچال طبیعی بوده‏ ‏که سال‌ها پیش یخ زده‏

‏یا خدا‏

‏انگار یه زن نئاندرتاله‏ ‏که توی یخ گیر کرده‏

‏باید حداقل چهارصد هزار سالش باشه‏

‏اوه، از ۱۱۲ بیشتره، درسته؟‏

‏آره، اول از همه باید... هی!‏

‏داری چی کار می‌کنی؟‏

‏می‌خوام این عوضی رو بکنم‏

‏چراغ‌ها روشن‏

‏موسیقی پخش‏

‏سیاه‌ها بیان روی صحنه‏

‏پرخوری عصبی؟ «آمفیزمی»؟‏

‏ولش کن! فقط بپر تو!‏

More Farsi/persian subtitles for Brickleberry

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left