The first 200 lines.
" لرزه خون آشام ها "
گوش کنید ، اکنون اماده میشم تا با شکوه به استقبال مرگ برم
ولی اول میخوام یه فرصت دیگه برای نجات جون خودتون به شما بدم
و حتی یه شانس دیگه برای نجات روح خودم
امشب بزودی مرگ من در آغوش میگیره
ازتون میخوام که به گورستان برید
عجله کنید قبل از اینکه خیلی دیر بشه
... به آرامگاه اون خون آشام ها برید
و این میخ چوبی رو در قلب اونا فرو کنید اینجوری برای همیشه از بین میرن
این میخ چوبی رو از قلب من در بیارید و باهاش اونارو بکشید
گوش کنید ، اگر خیلی دیر کنید
قسم میخورم که به اونها خدمت خواهید کرد
و اینجوری تمام زندگی خودتون به اونا می بخشید
اونها در زندگی به دستیارانی نیاز دارن که برای انها قربانی تهیه کنند
حالا بگذارید نور به من حمله ور بشه و نابودم کنه
مطمئنی قراره ماه عسلمون اونجا باشیم
اونجا قلعه خیلی زیبائی عزیزم ، خواهی دید
واقعا دلم میخواد یه بار دیگه دو تا پسر عموهام ببینم
فقط وقتی خیلی کوچیک بودم اونارو دیدم
و خاطرات فوق العاده از اون زمان دارم
اونا کاملا ادمای عجیبی هستن
ولی بچه ها همیشه مجذوب چیزهای غیر عادی میشن
از نظر من اشکالی نداره
فقط امیدوارم سفرمون به ایتالیا رو به تاخیر نندازه
قلعه در انتهای اون راه هست
ولی اونجا خالیه کسی رو پیدا نمی کنید
خالی ؟
هر دوی اونا دیروز مردن
شما فقط قادرین دو تا خدمتکار اونارو ببینید
چیز های عجیبی اینجا اتفاق میوفته
از وقتی اونا دیگه برای محافظت از ما اینجا نمیان
ولی ... شما به قلعه برید ! فرمائید برید دیگه
ایزل
میدونی چی میخوام بهت بگم ؟
امیدوارم خیلی ناراحت نشی
چیه ؟ - !پسر عموهات هر دو مُردن -
مردن ؟ - بله -
اونارو به خاک سپردن
خیلی عجیبه ، مطمئنی ؟ - بله -
باورم نمیشه
سلام
پسر عموهای من منتظرمون بودن
ما به تازگی ازدواج کردیم
این دلیل لباس های نامناسب مارو توجیح میکنه ولی هیچ راهی برای فهمیدن این موضوع نبود
ساکنین اینجا با خوشحالی به شما خوش امد میگن
اتاق های شما اماده هستن اگر اشکالی نداره دنبالمون بیایید
مکان خیلی بخصوصیه
انتونی ، نمیتونم اروم بگیرم اونم درحالی که برای اخرین بار پسر عموهای خودم ندیدم
قصد دارم به ارامگاه اونا برم جدا باید اینکارو بکنم
حس میکنم اینکارو بهشون بدهکارم
خودم به تنهائی میرم - ولی چرا ؟ -
!خواهش میکنم عزیزم
من ایزابل هستم
چرا توی این ارامگاه در حال دعا کردن هستی ؟
دو تا مرد اینجا دفن شدن - خودم میدونم -
اونا آخرین بستگان من بودن
لباست تازه هست
لباس من مال مادرم بود وقتی که پدرم فوت کرد
مادرم مدت کوتاهی بعد از پدرم فوت کرد
الانم خودم لباس بیوه ه عزادار پوشیدم
برای کی ؟ - بخاطر اونا -
اونا ؟
ما قرار بود ازدواج کنیم ولی به هر حال من عروسشون بودم
عروس کدوم یکیشون ؟
کی میدونه !؟ شاید عروس هر دوی اونا
فعلا برای هردوی اونا عزاداری میکنم
من دوباره بیوه شدم
آنتونی ، لطفا اجازه بده امشب تنها بخوابم
ببخشید ولی مرگ عمو زاده هام واقعا باعث ناراحتیم شده
خواهش میکنم درک کن ، آنتونی از دستم عصبانی نشو ، شب بخیر
شب بخیر
تو کی هستی ؟
ایزولده هستم
وتو هم ایزل هستی
من دوستت هستم
باید بعضی چیزهارو بهت بگم ، و درموردش توضیح بدم و همینطور بهت نشون بدم
اینجا جائیه که زنده ها برای ادای احترام به مردگانشون دعا میکنن
اینجا جائیکه مره ها برای مراقبت از زندگانشون ائین مذهبی به جا میارن
چرا ، اراباب ؟ - چاره ای نبود باید انجام میشد -
این نفرین وحشتناک از ان ماست و نباید به کس دیگه ای منتقل بشه
اون نمیتونست زندگی کنه ، ارباب ؟
اون می تونست ولی به عنوان یک مرده متحرک
اون میتونست در جاودانگی ما سهیم بشه
اون هرگز نباید وارد این سردابه شیطانی میشد
این هزینه ای هست که برای ایمنی خودمون پرداخت میکنیم
شرارت ما نباید به همه جا سرایت کنه وگرنه باعث نابودی خودمون میشه
حالا برید و مطمئن بشید که مهمونای ما استراحت کنند
الان قراره چه اتفاقی براتون بیوفته ؟
وقتی نزدیک اربابای خودمون باشیم تنهائی مارو عذاب نمیده
خوب الان که اونا ترکتون کردن چی ؟ - اونا مارو ترک نکردن -
اونا هیچ چیز و هیچکس رو رها نمیکنند
خوب الان مجبورید اونارو درک کنید
دلیلشم اینه که اونا دیگه بر نمیگردن
اونارو وقتی که کارشون تموم بشه خواهید دید
الان توی کتابخونه هستن - منظورت چیه ؟ -
چه کتابخونه ای ؟
واقعا نمیدونم چه خبره
این وقت روز اونا معمولا سرگرم کار هستن
وقتی کارشون تموم بشه به دیدن شما خواهند اومد
پس اونا زنده هستن - ولی به ما گفتن که اونا مردن -
ایزل همین الان از ارامگاه اونا برگشت
اونا میتونستن حداقل با ما دیداری بکنند
ایزابلا چطور ؟ اونم فکر می کرد اونا مردن
این چیزیه که ادمای اون روستا می گن
نباید به شایعات توجهی کنید
پس معلومه اونائی که دیشب دیدم خودشون بودن
تو اونارو دیشب دیدی ؟ - یادت نمیاد ؟ -
من خواب بودم - گوش کن -
تو توی اتاق خوابت نبودی ، بخاطر همین منم برای پیدا کردنت به داخل باغ اومدم
خودم اون تو تا مرد توی کلیسا دیدم
دو تا خدمتکارا هم اونجا بودن
یک نوع مراسم اونجا انجام شد یه جور قربانی کردن انسان
اون دو مرد آغشته به خون بودن
یکدفعه بدجوری نگرانت شدم و با عجله برگشتم
و توی انگار خوابیده بودی
فکر کردم این توهم بوده
حالا که اربابا زنده هستن ، تو فکر رفتم
میخوام سعی کنم اونارو پیدا کنم
اونا در طول روز در کتابخانه خودشون کار میکنن
چه بلائی سرت اومده ؟ کجا بودی ؟
رفتم که نگاهی به کتابخانه بندازم
اینا همون مردائی هستن که دیدی ؟ - بله ، خودشون هستن -
پس ایشون دختر عموی عزیز ماست
و اخرین عمو زاده ما
لطفا بخاظر دیر رسیدن مارو عفو کنید
اوه ، این ایزل کوچولوست
الان خیلی فرق کرده
و ایشونم باید آنتوان باشه
آنتوان عزیز ، چه بلائی سرت اومده !؟
متاسفانه یه حادثه بد بود
قلعه های قدیمی خیلی خطرناک هستن
پر از تله و مخفیگاه هستن
شما باید خیلی مراقب باشید
خیلی مراقب
از شنیدن مردن شما غافلگیر شده بودیم
و از ظاهر شدن شما حتی خیلی بیشتر غافلگیر شدیم
ما هیچوقت ناپدید نشده بودیم
اون فقط یه داستانه ، یه شوخی
که مردم محلی اون از خودشون در اوردن
باور کردنی نیست این دیگه چه جور زندگی که دارید ؟
این روزا همه چیز باور نکردنیه دوست من
ما زندگی خودمون همونجوری که قراره باشه ادامه میدیم
خود تو چطور ، چگونگی زندگی کردن انتخاب کردی ؟
بله
در هر صورت مال خودم زیاد به نظر عجیب نمیاد
ظواهر خیلی فریبنده هستن - کارت چیه ؟ -
مهندس الکترونیک هستم
جایگزین کردن یه مغز الکترونیکی برای ادم باور نکردنیست
این بیشتر از باور نکردنی بودن !خطرناکه
زندگی ما حاصل کار ماست - این دیگه به خودمون مربوطه -
چه کاری ؟ - یک کار خیلی مهم -
ما ریشه های تاریخی خانواده ...خودمون بررسی کردیم ، و ائینی را
مطالعه کردیم که خانواده ما در طول قرنها اون را تمرین میکردن
هر چه بیشتر جلو میرفتیم - کمتر بدست میاوردیم -
ما در یافتیم که اصل و ریشه خانواده ما داره به عقب بر میگرده
به یک اصول مذهبی خیلی دقیق
کسانی که علاقه مند به علوم بزرگ بودن
ببخشید ولی انگار به سختی میشه گفت پیشرفت علمیه
اگر به جای حرف زدن غذا بخوری حداقل در این وعده غذائی پیشرف به دست اوردی
خودتون چطور ؟ انگار زیاد غذا نمیخورید
در واقع موندم که ممکنه اصلا غذا بخورید - آنتوان ، خواهش میکنم -
در واقع غذامون خوردیم - همین یکم پیش از این -
... ولی قبل از این - همه چیز متفاوت بو د-
خوب در باره تحقیقاتی که دنبال میکنید بگید ؟
باید چیزای زیادی در مورد اصل و نصب خودتون یاد گرفته باشید
یاد گرفتیم خانواده مون - کسانی رد اونها در گذشته پیداست -
به طور قابل ملاحظه ای به برخی ادیان کمک کردن که در پایان قرون وسطی به حیات خودشون ادامه بدن
پرستش الهه ایزیس )
اطلاعاتی در باره مصر باستان دارید ؟ - مصر شناس -
نه ،منظورم ادیان کسانی که در ...اروپا پیرروانی داره و علارغم ازار و اذیت
از طرف کلیسای کاتولیک هنوزه هم ادامه داره و پا برجاست
و به همین دلیل تمام چیزها از ادیان خارجی گرفته شده
مثل الهه ایزیس - همون کسی که قبلا ذکر شد -
مسیحیان خصمانه اونارو شکار کردن
اونها دین باستانی خدای ...شاخدار را پذیرفته بودن و برخی از فرقه های مرتبط با نئوپانیسم وجود دارد)
کسی که قبل از میلاد مسیح هم پرستش میشده
خشونت و ازار و اذیتی که به پیروان این ادیان کردند به دست فراموشی سپرده شده
چرا که اونا مدعی بودن ایزیس را پرستش میکنند
در واقع اونها خدای مردانگی و ...منشا طبیعت و بقا را پرستش میکردن
که در حقیقت در قالب نمای زنانگی بوده
پس اونائی که با مسیحت مخالف بودن
به دو دلیل به عنوان مجرم مورد ازار قرار گرفتند
اونا گفتن
ما مرتکب گناه نمیشیم اونم بخاطر پرستش خداوند شاخ دار
اونم در حالی که اون یک زنه
یا اینکه اون یک زنه و ما قصد نداریم بت پرستی را دوباره احیا کنیم
در جائی که مریم باکره هم یک زن بوده
همانطور که گفتیم همش بخاطر عداوت بوده چرا که اونا به کلیسا ضربه میزدن
در واقع تمامش بخاطر بی حرمتی به مریم باکره بوده
با تفکری معکوس تمسخر کردن و توهین به مقدسات
و بعد از ان ما مراسم را برعکس دریافت کردیم
کسانی که بعدها به ما لقب توده سیاه دادند
پرستش ایزوس عزیز
در اون زمان در اعماق قلب های ادمها بوده
الانم درون قلبهاست ،عمیقا درون قلب - تحقیق ما این بوده -
و در نهایت تنها شدیم
آنتونی ، امشب هم دست از سرم بردار و من به حال خودم بذار
ما تنهائیم
پسر عموهات ادمای مرموزی هستن اونا رو زیاد جدی نگیر
خواهش میکنم راحتم بذار
No comments yet. Be the first to leave one.