The first 190 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
وقتی رفتم خونه، یه کفش غریب هم اونجا بود
سریع فهمیدم که مال یوری سانه
اون موقع برام مهم نبود بقیه چی بهم میگن
رفتم اتاق داداشم و
بدون در زدن در رو باز کردم
...و بعد
و بعد...؟
...و بعد
...یوری سان کنار برادرم بود و
داشت بوسش میکرد
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
قضیه اینه
ایچینوس سان نمیتونه با برادرش روبهرو بشه
و حس کرده باید بهخاطر شرایط پیش اومده یه کاری بکنه
حالا اومده توی کتاب فروشی دست دوم کار کنه
میخواد با داداشش رابطهی صمیمی داشته باشه اما چون اون دوست دختر داره، نمیتونه
پس چارهای نداره جز اینکه از داداشش فاصله بگیره
و بهخاطر اینکه میخواد مستقل بشه
نمیتونه استعفا بده کل قضیه همینه
حالا فهمیدم
ایچینوس سان تو تصمیمت رو گرفتی
پس بیا تموم تلاشمون رو بکنیم باشه؟
باش
از اون روز به بعد رفتار ایچینوس سان ..با مشتریها
واقعا عالی بوده
شاید اتفاق دیروز باعث شده ایچینوس سان انگیزه پیدا کنه
و عزمش رو جزم کنه
خوبه
طبیعیه که بخواد با کار کردن خلاء زندگیش رو پر کنه
البته من فقط تو مانگا و فیلم همچین چیزی دیدم
من انجامش میدم
ممنون
حس میکنم ایچینوس سان تصميمش رو گرفته و خودش رو آماده کرده
...تنها چیزی که مونده
سر و کله زدن با مشتریه؟
سر و کله زدن با مشتریه؟
بلند گفتم؟
اگر مشتری خاصی اومد من باهاش حرف میزنم تو هم تماشا کن باشه؟
..مشتری
چی؟
..خوش او
..او
خوش اومدی ساساکی سان
ایچینوس سان این ساساکی سانه
شاید باورت نشه اما میره راهنمایی
ها؟ راهنمایی؟
ساساکی سان این ایچینوس سانه
پاره وقت اینجا کار میکنه و همکلاسی منه
همکلاسی ساجو سانی؟
خوش وقتم ایچینوس سنپای
خوش...وقتم
ها؟
چون ساساکی سان چند وقته نیومده اینجا دوست دارم باهاش حرف بزنم
اما راستش الان باید روی ایچینوس سان تمرکز کنم
صبر کن ببینم
ساساکی سان مطمئنم با ایچینوس سان زودی صمیمی میشی
ایچینوس سان هم خیلی کتاب میخونه
چی؟
واقعا؟ اطرافم کسی که کتاب زیاد بخونه نیست، خیلی خوشحالم
امیدوارم دوستهای خوبی بشیم
..من کتاب میخونم اما
ساساکی سان خیلی خوشحاله شاید شرایط خیلی معذب کننده نشه
..اما الان دارم کار میکنم و
ببخشید
نه، اشکالی نداره
میتونی وقتی که یه مشتری اومد دوباره برگردی سر کار
ایچینوس سنپای چه جور کتابهایی میخونی؟
موضوع مورد علاقه ندارم
اگر از اسم یا جلد کتاب خوشم بیاد
عالیه پس واقعا عاشق کتابی نه؟
چه باحال
نویسندهی مورد علاقهات کیه؟ ژانر مورد علاقهات چیه؟
..گفتی موضوع مورد علاقه نداری
من میرم کتابها رو مرتب کنم
مثلا چه مدل اسمی جذبت میکنه؟
ایچینوس سنپای چه قدر طول میکشه یه کتاب رو تموم کنی؟
..بستگی به کتاب داره
میفهمم چی میگه خوبه که کتاب رو توی چند روز بخونی
یا اینکه در موردش کنجکاو باشی و یه روز تمومش کنی
کتابی نداری که بهم پیشنهاد بدی؟
اینکه کسی که عاشق کتابه بهت کتاب معرفی کنه حس خوبی داره، نه؟
خب درسته
خوشحالم ..ایچینوس سان خجالتیه اما داره حرف میزنه
این کتابه
قبلا خوندمش و خیلی جالبه بهخاطر همین به بقیه توصیهاش میکنم
اما هیچ مشتری نمیاد و اینجوری ایچینوس سان ..نمیتونه تمرین کنه
باشه! ممنونم
بیا نقش بازی کنیم تا یادگیری چهطوری با مشتریها رفتار کنی
موفق باشی ایچینوس سنپای
اینجا مجله نداره؟
نه، نداریم
ها؟ چرا ندارین؟
چرا..؟
میرم از صاحب اینجا بپرسم
خب اینجوری هم میشه جواب داد ..اما تو شرایط
کجا رفت؟
امکان نداره واقعا رفت از پیری سوال کنه؟
آفرین
ادامه بده
..ببخشید
اشکالی نداره تازه پیری هم خندید
..این کار پاره وقت..
بعدی نوبت ساساکی سانه میشه ادای مشتریهای بدقلق رو دربیاری؟
اره، اینم بخشی از بزرگ شدن و وارد !!دنیای واقعی شدنه
..خوش به حالش
نگران نباش تفاوت بین ادمها چیز خوبیه
شروع میکنم
هی! عوضی
ممنون
یه مشتری بدقلق با سلیقهی خاص
خیلی ممنونم
بازم میام
ایچینوس سنپای تا دفعه بعدی که بخوام بیام اینجا کتابی که بهم معرفی کردی رو میخونم
..ها؟ لازم نیست
مثل یه گل توی صحرا آزاد و شاده
امروز فقط ساساکی سان اومد
همچین روزایی هم پیش میاد
باشه
دختر پر جنب و جوشیه اما امیدوارم دوستهای خوبی بشین
خوشحالم که بعد از رفتنم تو میتونی باهاش حرف بزنی
چی؟
میخوای بری؟
چی؟ چون من میخوام برم آگهی زدن که یه کارگر پاره وقت جدید استخدام میکنن. نمیدونستی؟
...اره
اینجا دوتا آدم لازم نداره، خودت که میبینی
ایچینوس سان نمیدونم میتونم کمکی بهت بکنم یا نه
اما امیدوارم تا وقتی که استعفا بدم من رو به چشم سنپای ببینی
خیلی ممنونم
من میرم قفسهها رو بچینم
ها؟ باشه
دیگه وقت رفتنه نه؟
وقتی تعطیلات تابستونی تموم بشه
دوباره برای ایچینوس سان تبدیل به یه غریبه میشم
اما چرا ایچینوس سان در مورد همچین چیزی باهام حرف زد؟
ها؟
اینجایی؟
قهوه، با نسبت شیر ۸ به ۲ یه قاشق شکر و پودر کارامل لطفا
یه لحظه صبر میکنی
اینقدر طول میکشه؟
خیلی زود میرم سراغش
ها؟
باشه
فهمیدم، ایچینوس سان باهام حرف زد چون کس دیگهای نیست که باهاش حرف بزنه
..تو مدرسه همیشه تنهاست و
تو خونه هم تنهاست
حتی اگر ایچینوس سان یه دوست دختر داشت
هیچ وقت با من در مورد شرایطش حرف نمیزد
آماده شد؟
اره، الان میارمش
نباید مشتری رو منتظر نگه دارین
ببخشید که منتظر موندین
..خدایا
چیزی شده؟
ها؟ نه چیز خاصی نیست
ها؟
دیگه نمیخوری؟
اه
ها؟
لازم نیست همون قدری برداری که من برمیدارم
بیا آروم پیش بریم
خیلی ممنونم
بیا
باشه
از نظر من که انگار یه بچه داره تموم تلاشش رو میکنه
خوش اومدین
اره، خیلی خوب بود
داداش
سلام
یوری چان میگه برامون اُمرایس درست میکنه
مینا چان میخوای تو هم با ما غذا بخوری؟
ها؟
یوری چان خیلی دوست دارم دستپختت رو بخورم
بسپرش به من بهترین غذایه که میتونم درست کنم
خیلی براش هیجان دارم
مال من روش قلب داره
اره! موفق شدم مزهاش چهطوره؟
مینا؟
ها؟
..برای اینا
..برای این
اینجوری میکنی و بعدم اینجوری
یه امتحانی میکنم
..اینجوری و بعدش
اینجوری
عالیه، ایچینوس سان خیلی با مراقبت با کتابها رفتار میکنی
چی؟
میدونی من اولش
نمیتونستم آروم و با دقت با وسایل برخورد کنم
No comments yet. Be the first to leave one.