劇場版 NARUTO -ナルト- 大激突!幻の地底遺跡だってばよ
The first 200 lines.
توخوبي؟
اونا چي هستن ، فنا ناپذيرن؟
! اين خيلي بده ، همه از اينجا دور بشيد
!خاک سپاري بيابان
دير کردي گارا
اونا ديگه کي هستن؟
من نمي دونم
زماني که ما داشتيم ارود براي شب ميزديم اونا در دريا بيرون اومدن
من دستور ندادم که تعقيبشون کنيد
! وايسيد ! اونارو تعقيب نکنيد
تو دريا ، ما به طور کامل بي فايده ايم
روشنايي هارو پرتاپ کنيد
!چشم
اون چيه؟
من شبيه اونو قبلا نديده بودم
اين بده
فيلم سينمايي ناروتو قسمت دوم برخورد بزرگ ، شبح نابودي در عمق زمين
خيلي خوب ، بريم ، بريم
هي ! اين خيلي مهمه که ساکت باشي
.... واي
!گرفتيمش
!ما موفق شديم
هي، هي ، تو پسر خوبي هستي مگه نه؟
اون روي خزش سياهي داره و همينطور پاهاش
بسيار خوب ، به نظر مي آد اشتباه نکرديم
! ناروتو ، قفس
... اون خيلي احمقه که گير افتاده توي همچين تله احمقانه اي
هان؟
اون چشه؟
هي ناروتو ، ميدوني چه غلطي داري ميکني؟
من چکار دارم ميکنم؟ .... من فقط دارم قفسو
هـــي ، اوووووووي
! تو احمقي ناروتو نذار فرار کنه
من ميکشمت اگه اون فرار کنه
! توي احمق
لعنتي ، من نميدونم براي چي يه نفر پول براي همچين کار احمقانه اي ميده
که يه گربه وحشيو نگهداري کنه
خيلي خوب ، انقدر بد اخلاقي نکن
مأموريت ما براي پيدا کردن و تحويل دادن اون به صاحبش تموم شد
در ضمن اون گربه نيست ، اون راسوئه
به دقت به اون نگاه کن اون خيلي جذاب و قشنگه
به هر حال ، بريم اونو تحويل صاحبش بديم و برگرديم به روستامون
.... اگه ما روي اون پل علامت
! ايول
!هي ، ناروتو صبر کن
!...... باييد سريع بريم تا اين مأموريت تمـــ
داري چه غلطي ميکني, ديونه
اون داشت ميگفت که اين پل خطرناکه
من نميتونم هميشه مواظب تو باشم
حالا خودت به درک ، بهم بگو ببينم اگه اتفاقي براي اون راسو مي افتاد چي غلطي ميکردي؟
...... ساکورا جان ، بي خيال
شيکامارو؟
چيزي شده؟
والا .... اونطرفه روستاي مشتريمون وصل شده به صحرا
به نظرت يه چيزي عجيب نيست؟
عجيب؟
با اينکه بعد از ظهره ولي هيچکس اينجا نيست
.... فکر ميکني که
تو هم اينجوري فکر ميکني؟
از اينجا ماموريت به شناسايي تغيير ميکنه
من به غرب جنگل ميرم
ناروتو و ساکورا شما سمت مخالف بريد
- مفهومه گرفتم
....اميدوارم دردسري پيش نياد
اون طرف جنگله
هي!ساکت باش
نميدونم اين ديگه چه مرگش شده
اين چيه؟
...هي
هي !چي شده؟
شما ديگه کي هستيد؟
ناروتو
...اونا دشمناي عجيبين
من تو راهم
اونا چين؟
تو اين مورد...
اينــــــه
او..... زو....ما.....کي
رگبار ناروتو
پس تو رئيسي
تو
ساکورا
ناروتو
هي ! ولم کن
.... لعنتي
! گروگان گيري نامرديه
همين الان ولش کن
تکنيک کپي سايه
ناروتو ، اينارو ول کن واسه من
!باشه
برام مهم نيست شما کي هستين
با يه ضربه کار همتونو تموم ميکنم
تکنيک توليد تعداد زياد سايه
! من اومدم
! راسنگــــــــان
قيام رعدوبرق
ناروتو
..... لعنتي
... ناروتو
ساکورا !از اين طرف
اون چيه؟
وااااااااااااااااي
حالا که بيدار شدي بهتره که زياد حرکت نکني
.... فکر نميکردم که ديگه پاشي ، اما
تو کي هستي پيره مرد؟
من کاهيکو هستم ريش سفيد کاروان
کاروان؟
درستــــه
مردم روستهاي ديگه به ما قوم ناشناس ميگن
هر فصلي که ميآد به جاهاي مختلف کوچ ميکنيم
اوووووه ؟
شما دوتا خيلي خوش شانس بوديد
اگه ما از اونجا رد نميشديم شما غرق شده بوديد
هي ! اين همون ياروئه
اووووه؟
اون هم به هوش اومد
هي ، هي تو
براي چي اونجوري به حمله کردي؟
.... خوبه ، خوبه که پر انرژي هستي اما
به هر حال نبايد با هم بجنگيد
شما نجات پيدا کرديد و با هم همسفريد
...... اما اين يارو
!هــــــــي ، تـــــــــو
من ميتونم زخمامو توي يه روز بازسازي کنم
...... خيلي هم راحتـــــــه
...... اما اون پسره هم جالبه
زمان بازسازي اون هم مثل توئه
! هان؟ اون ، اونم
من خيلي بهتون حسوديم ميشه ، ها؟
پير مرد مواظب باش اون خيلي وحشيه
نروگويي آدمارو خوب ميشناسه پس منو اذيت نميکنه
ميشناسيش؟
تاحالا هيچوقت قبيله رو ول نکرده بود
به نظرت جالب نيست تو هم راه برگشت به خونتو پيدا کردي ، نروگويي؟
اين گنجه کوچولومونه
من بودم که از کنوواها خواستم اونو برام پيدا کنن
...... فهميدم ، پس تو بودي
ما تمام سال جابجا ميشيم
به اون احتياج داريم تا مارو به مرز روستا ببره
پس ، چطوري برگشته اينجا؟
....... براي اينکه يدفعه
هي ، نروگويي
اون واقعا آدم شناس خوبيه؟
........ قرار بود اينجوري باشه
گروه دشمنامون توي اين منطقه هستن
آره
نميدونم اونا چي هستن؟
کي ميدونه ؟ ساکورا دنبال ناروتو بگرد
اگه پيداش کردي با بيسيم بهم خبر بده
باشه ! پس تو چي؟
..... يه کاري هست که من بايد بکنم
...... بيا اينجا
..... استاد هايدو
!هي ، هي ، هي ، هي
اين کاروان هميشه اينطوري سفر ميکنه؟
درسته ، ما از وقتي که کشورمون خراب شده در سفريم
از وقتي که کشورتون خراب شده؟
اين يه افسانه قديميه که توي قبيلمون تعريف شده
که يه کشور داشتيم اما از بين رفته
هووووم....چرا؟
به نظر ميرسه که مدتها پيش يه فاجعه اي رخ داده
ما کشورمونو از دست داديم و قبيله ما تارومار شد
..... و تبديل شديم به آدماي ناشناخته
و به نظر مي آد بعضي از ماها از دريا گذشتن
دريا؟
درسته؟
نروگويي راسوييه که در کاخ اجداد ما نگهداري ميشده
زنده بودنش ثابت ميکنه که ما قديما يه کشور داشتيم
پير مرد داري شوخي ميکني مگه نه؟
اين به اين معنيه که اين اينقدر عمر کرده
آره ، اين واقعا مدت زيادي عمر کرده
هان؟
نروگويي حتي از پدربزرگ هم پيرتره
......... مسخرس
جالبه ، نــــــه؟
مردم ما مواظب اون هستن
به خاطر همينه که نروگويي با آدمايي غير اين قبيله نميمونه
..... دوباره اشتباه کردم
دوباره رفت پيش اون؟
نروگويي چت شده؟
هي هي ، الان به حرفم گوش ميدي ديگه؟
چرا يدفعه به من حمله کردي ؟
هي ! منو نپيچون
قدرت عجيب تو چيه؟
ها ؟ قدرت ؟ منظورت چاکرائه؟
چاکرا؟
در واقع اون يه عکس العمل جله نبود
هي ، هي جواب منو بده تو ديگه کي هستي؟
من اومدم تا يه کشور ايده آل بسازم
چي ..... ؟
تو قدرت خيلي جالبي داري با من بيا
هان؟
من نميدونم تو در مورد چي صحبت ميکني
در موردش فکر کن
اصلا راه نداره
چرا من بايد با تو بيام؟
دارم ازت ميپرسم واسه چي به من حمله کردي؟
! ......من ميخوام ببرمت به روستاي برگ !هووووووي
صبر کن ! کجا داري ميري؟
زود باش ! زود باش
No comments yet. Be the first to leave one.