The first 200 lines.
...خیالتون راحت باشه
.جناب راهبۀ اعظم
شما رو مثل اینا .توی همچین زندانی قرار نمیدیم
لطفاً در اتاق دیگهای که براتون تدارک دیدیم ...در آرامش استراحت کنید
.تا زمان اجرای مجازاتـتون
...ویشوس
.امیدوارم خدا تو رو ببخشه
!اون رو از اینجا ببرید
.اطاعت
...جناب راهبۀ اعظم
.من هرگز از خدا طلب بخشش نمیکنم
چون به زودی خود خدا !توی دستهای منه
!باید فرار کنم
،باید قبل از رسیدن سربازها !از اینجا فرار کنم
بچهها، ارباب همراهشونه .مشکلی براشون پیش نمیاد
!مشکلی براشون پیش نمیاد
این چیزیه که .از اتاق گنج ارباب برداشته بودم
اون واقعاً مثل .یه ماجراجویی رویایی بود
...فوقالعاده بود
...ولی اونا
!دوستای من هستن
میخوای نجاتـشون بدی؟
!خب معلومه
!کی... کی بود؟
!من اینجام! اینجا
!سلام
قسمت 9
توفان کلیسا
!تو دیگه کی هستی؟
!اوه
.چه بیادب
تو الان مقابل الهۀ افزایش لول هستی ...که توی این جام مقدس زندگی میکنه
.من بابالون ساما هستم
!ها؟
!این یه جام مقدسه؟
!بله
تو الان گفتی الهۀ افزایش لول؟
.آره گفتم
لول تو... بذار ببینم... 20ی، ها؟
.چه پایین
با این لول پایینی که داری .راحت میتونم لولت رو بالا ببرم
!ها؟! جدی میگی؟
پس یعنی میتونم بقیه رو نجات بدم؟
!یالا! یالا انجامش بده
وقتی اینجوری تقاضا میکنی .حس انجام دادنش نمیاد
!مـ... متوجه شدم
...خواهش
!خواهش میکنم
!صـ... صبر کن
!اینجوری دردت نمیگیره؟
...اگه بقیه رو ول کنم و فرار کنم
!از این بیشتر درد داره
!درد میگیره! ولی نه سرم، قلبم
!متوجه شدم چه حسی داری
راست میگی؟
.درضمن، پیشکشت رو هم قبلاً دریافت کردم
پیشکش؟
...برای حفظ این زیبایی
.به خون تازۀ دخترهای باکره نیازه
یه مقدار طعمش عجیب بود .ولی گرم و لذیذ بود
.همۀ اینا وسایل کمیابی هستن
...باشه
.خیلی ممنون
...ببخشید
میشه بگی دستشویی کجاست؟
.چه سؤال احمقانهای
...اینجا قلعۀ ارباب شیاطینه
معلومه که چنین چیز ناپاکی !اینجا جایی... نداره
!چه جای وحشتناکی
چی شده هورن؟
!آه! چیزی خاصی نیست
!این بده! خیلی بده
ها؟
...برای همین یهویی
.ظرف خالی شد
...پس همین الان عوض خونی که دادی
!برات معجزه میکنم
!جـ... جدی میگی؟
هیچوقت بهش نمیگم !اون خون نبود که خورد
!بابا بابا... بابابا با... بابالـون
یعنی الان لولم بالا رفت؟ همین جوری؟
!به نظر میاد نتونستم
!منظورت چیه؟! سرم کلاه گذاشتی؟
!یعنی چرا؟ خودمم نمیدونم
یعنی واقعاً گند زدم؟
!آخه چرا؟
آه! یعنی به خاطر این بود که بهش خون ندادم، ها؟
.خب راههای دیگهای هم هست
راه دیگهای؟
توی اتاق بغلی یه وسیلۀ فوقالعاده !که میتونه لولت رو خیلی بالا ببره رو حس میکنم
اگه گنج رز سان رو ...دور گردنم بذارم
بین من و ارباب، پیمان ارباب و بندگی !برقرار میشه و لولم بالا میره
!پیداش کردم
!همینه
این یه وسیلۀ فوقالعاده .برای افزایش لوله
...هرچند
.تنظیمات ناجوری روش قرار دادن
مگه توی این پیمان، وقتی ارباب بمیره بندهاش هم همراهش نمیمیره؟
!کی به طول عمر اهمیت میده؟
!انجامش دادم
خب حالا باید چیکار کنیم؟
دیابلو؟
ارباب، هر وقت دستور بدید .درب زندان رو نابود میکنم
.این چیزی نیست که لوماکینا میخواد
باورم نمیشه تو همچین شبی .دارم نگهبانی میدم
.شانس نداریم
ببخشید، یه لحظه وقت دارید؟
...خب میدونید
واقعاً جواب میده؟
!خیالت راحت، یام یام
...هوی! تو
یکی از افراد راهبۀ اعظمی، ها؟
!ها؟
...خانم کوچولو
!چه نازی
!جریان چیه؟
...خب این قدرت جدید توئه
!"طلسم "دلربایی
!هورن چان، حسابی محبوب شدی
!ایـ... این دیگه چه جور قدرتیه؟
میگم... میشه جای لوماکینا سان و دوستام که دستگیر شدن رو نشونم بدید؟
ها؟
!یه کم نازتر درخواست کن
اگه تصویر ضعیفی از خودت نشون بدی !اثرش سریع از بین میره
...و... ولی
...به خاطر بقیه
عموها، میشه جای بقیه رو بهم بگید؟
خـ... خـ... خب اونا توی اتاقهای !اعترافگیری کاردینال ارشد هستن
درسته، دوستات .توی اتاق شمارۀ 13 هستن
!ممنونم
.دلم میخواد بمیرم
پس... لوماکینا سان کجاست؟
...اون رو بدن به یه محل دیگه
.ولی ما نمیدونیم به کجا
...که اینطور
.دلم میخواد بمیرم
پس، میخوام بدون اینکه .کسی بفهمه برم اونجا
به کسی چیزی نگید، باشه؟
...لطفاً
!بوس
!ای ول، هورن چان
!بهت لقب "پیری کش" رو میدم
!لازم نکرده
...دیابلو ساما
...از این راهرو رد بشم
بعدش در انتها به راست بپیچم ...و بعد از راهپلهها بالا برم
ها؟
چطور نقشۀ اینجا رو بلدم؟
...اینکه معلومه
.چون تو الان لول 80 هستی
!چی؟
!لول 80؟
!جدی میگی؟
قویترین جنگجوی شهرمون !لولش 80 بود، ها
!هورا! پس بهش رسیدی
...خیلی ساده گرفتیش
!کی هستی؟
...تو
عموها، اجازه میدید از اینجا رد بشم؟
.بفرما
.رد شو
!ای ول
.دلم میخواد بمیرم
.شکم داره قار و قور میکنه
از دست تو، حداقل وانمود کن !کمی استرس داری، اِلف پرخور
!ارباب! بچهها
هورن!؟
!آره، خودمم
!هورن چان
پس حالت خوبه، ها؟
...تو
...ارباب، بچهها
.الان در رو باز میکنم
کتاب هلنا، فصل 3 .آیۀ 4، پنجههای بیرحم
!هورن چان
...نمیخوام بمیرم
!هورن
!هورن چان
...لطفاً منو مقصر ندون
با تو مشکلی ندارم .ولی این دستور ویشوسه
کتاب هلنا، فصل 5 .آیۀ 2، گرگ گرستنه
!هورن چان! هورن چان
!دیابلو
!برید کنار
!بپوس! گسترش پوسیدگی
اوه؟
بهت اجازه نمیدم به داراییهای من !بیشتر از این آسیب برسونی
!شوالیۀ مقدس فسقلی
به کی میگی فسقلی؟
.من امسال 60 سالم میشه، جوانک
چی شد؟
پس بدون کمک منم ...میتونستید از تو بیرون
.یه لحظه صبر کن
بلایی سرت میارم !که از کردۀ خودت پشیمون بشی
!هورن چان رو نجات بده
!چی گفتی؟
به نظر میاد، هنوز نفهمیدی !تو چه موقعیتی هستی
!ظاهر شو، ببر سابر
!اجازه نمیدم مزاحم دیابلو بشی
فکر کردی میتونی حریف من بشی؟
No comments yet. Be the first to leave one.