The first 200 lines.
آقای شیائو
حالا باید چیکار کنیم؟
آره، چیکار باید بکنیم؟
همه اهالی شهر آقای شیائو رو قبول دارن
آقای شیائو رو قبول دارن
هیچ کسی نمیتونه مثل ایشون باشه
تنها کسی که میتونه بخشدار بشه ایشونه
اگه ایشون بخشدار بشن
مردم می تونن راحت زندگی کنن
نه، نه، امکان نداره
آقایون
من نمیتونl اینو قبول کنم
آقای شیائو، لطفا حرف ما رو زمین نندازین
آره- آره، قبول کنین
نه اینکه نخوام ، ولی خودتون می دونین که من مأمور چین بودم
ولی مجبور شدم با شما شورش کنم
اگه اوضاع خوب بود ، چرا باید شورش می کردیم؟
ژانگ چو شورش کرد ، ما هم باید به خاطرش شورش میکردیم
الان هم تکلیفمون معلوم نیست
اگه موفق بشیم که شدیم
ولی اگه شکست بخوریم، کل خانواده مون اعدام میشن
قوانین چین بیرحمانه است، همه مون میدونیم
من از مرگ نمی ترسم
اما پدر و فرزند دارم، یه خانواده پر جمعیت هست
اونا بی گناهن
چیکار میتونم بکنم اونا تو امنیت باشن؟
درسته
حالا که بخشدار مرده
همه مون اینجا جمع شدیم
مهم ترین مسئله مون اینه یه رهبر تعیین کنیم
آره- درسته-
دوستان
تو این شرایط
چاره ای نداریم، باید لیو جی رو رهبر خودمون انتخاب کنیم
لیو جی؟- چی؟ نه، نه، نه-
اون خیلی عجوله. اصلا رهبر خوبی نمیشه
نه- نه، مطمئنا نه-
دوستان، مگه نشنیدین؟
همه جا میگن که لیو جی پسر امپراطور سرخه
درباره چی حرف میزنی؟
گوش کنین
وقتی اونا تو که مانگ دانگ بودن، یه مار پیتون سفید جلوشون درمیاد
مردم میگن پیتون سفید بد شانسی میاره
درسته- ولی میدونین چی شده؟-
لیو جی با شمشیر اونو کشته
اون پیتونو از وسط نصفش کرده
تازه
اون پست پیتونو کنده
بعدم زهرآبه شو خورده
درسته؟
آره درسته. خودم با چشمای خودم دیدم
ببین- ولی-
لیو جی، این موقع شب چی داری برامون بگی؟
جی- جی، جی-
یکم شراب بیارین
جی- بشین-
همه مون اومدیم. بهمون بگو چه فکری داری؟
واضحه
کی باید بخشدار بشه؟
همه مون باید درک کنیم
این همه راه رو
چون هیچ چاره ای نداشتیم و نا امید شده بودیم اومدیم
ولی همه چی داره تموم میشه
مردم ازم میخوان بخشدار بشم
این برای من که یه شخص پایین رده ام افتخار بزرگیه
ولی اگه خدا مجازاتم کنه چی؟
قبلا هم آقای شیائو گفت این برام یه فرصته
یه فرصت برای همه مون
چون همه تون منو میخواین
باید بهتون بگم من هیچ علاقه ای به این پست ندارم
این کارو فقط به خاطر شما می کنم
برای همین
این پست رو قبول میکنم
عالیه- عالیه، عالیه
ولی اول از همه
میخوام یه چیزایی رو براتون روشن کنم
چه ببریم چه ببازیم
هر اتفاقی هم که بیفته، ولتون نمی کنم
با این حال، برادران
اگه یه روز
دیدین که من دیگه صلاحیت رهبری شما رو ندارم
یا یکی بهتر از من رو پیدا کردین
من خودم از پستم استعفا میدم
قبول میکنم
وقتی زمانش رسید جلومو نگیرین
نگران نباش جی- تو عالی هستی، نگران نباش-
نگران نباش- ما بهت ایمان داریم-
هی، هی. حالا باید اعتماد مردم رو جلب کنیم
باید یه زندگی آروم رو براشون تضمین کنیم
بله، آقای شیائو درست میگه
نباید یکی رو بکشیم یا بهش آسیب بزنیم
اگه از مردم چیزی بدزدین، تنبیه میشین
بله
آقای شیائو- بله؟-
به نظرم باید تصمیامت و قوانینو به مردم بگیم
بله، باید این کارو بکنیم
حالا که لیو جی قبول کرد رهبر ما بشه
و شهر پی رو هم گرفتیم
پیشنهاد میدم اونو ارباب پی صدا کنیم
درسته، اسم خوبیه- بهش میگیم ارباب پی، ارباب پی-
فردا، دو تا خواهر شوهراتو بگو بیان اینجا
و براشون غذا و نوشیدنی درست کن
حالا که شورشمون پیروز شده
باید یه آشپز هم داشته باشیم
آره باید یه آشپز بیاریم
آره، چند تا آشپز میخوایم
لیو جی، بذار بهت بگم
تو میدونی میخوای چیکار کنی
ولی من نمیخوام بیوه بشم
ولی اون بیوه میشه
چون همه شون میخوان تو رهبرشون باشی
فکر میکنم باید قبول کنی
بیا- بیا بشین اینجا-
مال من نیست. من نمیخوام بخشدار بشم
میخوام اونجا بشینم- نه، نه-
جی، همه چی عوض شده
ت شهر و مردمشو نجات دادی
باید بالای مجلس بشینی
نمیتونم
بشین، بشین- بشین، بشین-
من میخوام اینجا بشینم
بشینین
شراب، شراب
آقای شیائو، منظورت اینه شورش ما پیروز شده؟
آره
خب پس
نباید یه مراسم یادبود بگیریم؟
جی
برای تشکر از خدا، امپراطور ژو پیشنهاد داد گاو قربانی کنن
پادشاهان واسال هم خوک قربانی میکردن
به نظرم پی خیلی کوچیکه
تا یه حیوون قربانی کنیم
چطوره که پرچم هامونو بزنیم
چی یو رو هم بپرستیم و شهرو محاصره کنیم
به مردم هم بگیم
در مقابل چین از اونا محافت می کنیم. نظرت چیه؟
عالیه. همون کاری که آقای شیائو گفت میکنیم
بنوشین، زود باشین، بخورین- باشه، به سلامتی-
به سلامتی
لیو جی نباید رهبر ما بشه
لیو جی، تو صلاحیت نداری
یانگ چی، چی شده؟
اول بگم، برام مهم نیست که رهبر میشه
هر کسی میتونه رهبر بشه
ولی لیو جی اصلا مناسب نیست
وقتی به شهر حمله کردیم، تو خودتو قایم کردی
تو با حیله تو جنگ پیروز شدی در حالی که ما جلوی اونا بودیم و میجنگیدیم
این طور پیروزی یه پیروزی نیست که بهش افتخار کنی
برادران، ما یه رهبر میخوایم
ولی لیو جی، تو کی هستی؟
کی توسط امپراطور انتخاب شدی؟
مهر رسمی داری؟ سرباز داری؟
چی داری که بهش افتخار کنی؟
به نظر من کسی
به اندازه آقای شیائو لیاقت رهبری رو نداره
مزخرفه
یانگ چی احمق، برای چی میخوای غوغا کنی؟
حرفات مزخرف بود
چشماتو باز کن و خوب ببین
ما برادران خونی از فنگ شیان هستیم
کشتن تو آسانتر از کشتن یه سگه
فکر میکنی چون تعداد شما بیشتر از منه، میترسم؟
میدونین؟ یه ببر میتونه حاکم کوهستان بشه
ولی چند تا سگ فقط میتونن بشینن و نگاهش کنن
موافق نیستی؟ پس بیا منو بزن
یانگ چی- بس کنین-
بذار دعوا کنن- بس کنین-
جی جی- سرگرمی خوبیه همراه نوشیدنی هامون-
بنوشین
بنوشین
به سلامتی
بنوشین- بنوشین-
یانگ چی، میکشمت
برو به جهنم
دوستان
حالا که جی رو رهبر خودمون کردیم
باید همه سعی خودمون بکنیم و بهش کمک کنیم
اگه نمیخواین، میتونین برین
ولی اگه موندین، باید وفادار باشین
هر که فکر های دیگه ای تو سرش باشه خدا مجازاتش میکنه
موافقین؟
حتما- بله، موافقیم، موافقیم-
لیو جی، من هرگز از تو اطاعت نمی کنم
هرگز
یانگ چی
ازت حمایت نمیکنم. ازت حمایت نمیکنم
یانگ چی- لیو جی-
کافیه- لیو جی-
کافیه- ازت حمایت نمیکنم-
میدونم منظورت چیه
حق با توئه
منو امپراطور تعیین نکرده
و مهر رسمی هم ندارم
درست میگی سرباز هم ندارم
من هیچی نیستم
ولی همه اینجا منو انتخاب کردن
منم قبول کردم
یبار دیگه هم میگم، این مقام مال منه
من میتونم
غذای مردمو تامین کنم و دیگه گرسنه نداشته باشیم
No comments yet. Be the first to leave one.