The first 200 lines.
: مــــتــــرجــــمــــيــــن روحالله کيارش
!کمکم کن بذارمش توي ماشين ري
!باشه ولي اين لعنتي خيلي سنگينه، پسرخاله
!دستت رو از زير کونش بردار کاکاسياه
!بذار انگشتم رو بکنم توش
فقط کمک کن ببرمش بيرون - !باشه، فقط يه انگشت ديگه -
بسيار خب، ولي ما داخل نميريم
...ميريم جلوي اورژانس يه دوري ميزنيم
، اوضاع روبراه بود مثله بقيه ميندازيمش پايين
تخته گاز ميکنيم ميريم
چرا دست از کونش بر نميداري ؟
بدنش رو لازم دارم، پسرخاله
!اون تسخير شده ري - تسخير شده ؟ -
تسخير شده مثلِ وقتي که پشتِ سر هم همهجا بالا مياري ؟
يا تسخير شده مثلِ زماني که از کايني عکسي ميگيري ؟
رانندگي کن و اينقدر بدونِ مدرک !حرف نزن خواهشاً
!بيا کاکاسياه، اينم مدرک !ببين
!اين از اين !جريمه شدن براي رفتن به ورود ممنوع
جريمه براي !خوردنِ انگور توي فروشگاه بدونِ اينکه پول بدي
!زدنِ پشمهاي تخمـه سگم توي جاي عمومي
بدون دست هم ميتونم رانندگي کنم، پسرخاله
من روح سوارم، پسرخاله اينکارو دوست دارم
!با مامانم دعوا کردم، چون منو عصباني کرده پسرخاله
ري، ري، گمونم داره بيدار ميشه - ...بسيارخب، بيا! اينو بگير -
و با دستهش بزن توي صورتش
!من چنين کاري با دوست دخترم نميکنم
بسيار خب کاکاسياه تو بيا رانندگي کن تا !من يه حالي به صورتِ اين جنده بدم
!کيشا، دووم بيار - !تو نتونستي دووم بيار -
بهم ثابت شد تو خيلي کونياي، مالکوم
در موردِ چي داره صحبت ميکنه داداش ؟ - غنيمتِ دزدان دريايي -
هيچي، اون تسخير شده، رفيق - حرفم درست بود کُسکش -
!اون خودش روحـه مرد
يکم قضيه مشکوک شده رفيق
تا حالا توي زندان بودي ؟
اگه توش گريه نکني به هيچجا نميرسي پسرخاله
، من گريه نکردم چيزيم نشد پسرخاله
يکي به من قدرتي داده
تا بتونم اينکارو بکنم
تو ديگه کي هستي ؟ - پدر ويليامه ديگه، مرد -
ميخواد منظورش رو بگه کاکاسياه
منظورم پيش خدمته نگاه کن
، من براي رييس اينجا هستم" "براي خدمت کردن به رييس اينجا هستم
تو کي هستي ؟ - من فارست ويتاکر هستم داداش -
...از فيلمي که مثلِ خدمت کار هستش ولي
اين يه چيزِ ديگهـست داداش
!ري، دارم با تو حرف نميزنم !دارم با کيشا حرف ميزنم، ري
يعني به همين راحتي ميذاري اون ضعيفه تورو بزنه، پسرخاله ؟
...تو يه کونياي
!ولم کن - !کيشا! کيشا -
لعنتي، با اون بوي دهنش حالم داشت بهم ميخورد داداش
آنفولانزاي مرغي ميگيرم، اين ...بيماري واگير داره
بيهوش شد، ري
!عجله کن، ما وقت نداريم برسونمون بيمارستان
!زودباش
ري ؟ ري ؟
!اوه، لعنتي
!اوه، خداي من
کيشا ؟
!کيشا
!ري ؟ ري
فکر کنم بهتر زودتر برم مست کنم
!نميتونم چيزي رو حس کنم
به گونم کيشا مُرد - !خوبه -
!بيا از اينجا بزنيم بيرون داداش
گوش کن، ما هيچوقت اينجا نبوديم
من با توأم پسرخاله - بسيار خب نکبت -
!ما شکارچيـه روح هستيم
اطلاعاتي در موردِ اينجا ندارم عزيزم
خودت در مورد تموم خونههايي که ديديم نظر دادي
...يه چيز اين خونه چندش آوره، مثلِ
...يه ترس و لرزي توي وجودم راه ميندازه
انگاري اتفاقهاي بدي اينجا رخ داده
خب، من عاشق اينجا و توأم
همينه، با اون کُسـت بهم حال بده
هر کاري که باشه ميکنم - خب يکم من حال ندارم -
چقدر حال بهم زن
، اوه، وقتي ما داريم اينکارو ميکنيم حال بهم زنه
، ولي وقتي تو داري تمام بنده و بساتِ
يه سال دومي رو ميبوسي باحاله، آره ؟
!ردش کن دوربينو بياد حشره کوچولو
انگشتِ فاک، ابتکاره خوبي بود - يکم ديگه بايد دامنش رو ببرم -
اون دوران بلوغش رو داره سپري ميکنه
.آره، بلوغ !به اينکار ميگن جندگي
نگاه کن، آخراشه - تمومش کن مالکوم -
نه،ببين اين دورانِ بلوغه
، ببين، اون دوست داره دوست خياليه خودش رو ببينه اين عاديه
اينجا چيکار ميکني رفيق ؟ دلت ميخواد توي بردن کارتونها کمکم کني ؟
!ايولا - !اينم از اين رفيق من -
شرمنده مالکوم، نميتونم - چرا ؟ -
"!توني ميگه " اوه نکن! من بردهي تو نيستم
با من بود يا دوستِ خياليش رو سياه پوست صدا کرد ؟
پيشرفتِ خوبي داره
چرا نميري با رفيقت بازي کني ؟
، باشه !اين بازي به نظر جالب مياد
اينجور بازيه بپر بپر دوست ندارم، توني
، ببين چقدر سکسيـه بيا اينجا ببينم
يه بوس خفن بده تا چشِ جَدت در بياد
مالکوم سالِ 2013ـست
ارتباط سفيد پوست و سياهپوست چيز خاصي نيست
نبابا، ميتوني اينو به بقيه هم بگي ؟
، ميدوني چيه، شبيه اين ميمونه "!اوه، ميدونم اون اينکارو نکرد"
اون کونِ رنگ پريدهي اون" "سفيد پوست رو ماچي نکرد
رنگ پريده ؟
آره، ممکن نيست لبم رو " به اين لبهاي نافُرم بزنم
" !نگاه کن، شبيه يه تيکه سوسيس ميمونه
اوه، اوه" "ببين، به درد هيچي نميخوره
بيا اينجا شايلون کوچولو پسر خوبه من
هنوز نميتونم باور کنم اسم سگمون شايلون کوچولوـه
خب، من ميخواستم اسمش رو بزارم شايلونِ دو يا ...شايلون ادامه دار
، اما اينا بهش نميخورد منم گذاشتم شايلونِ کوچولو
يالا! هي، بجنب شايلون کوچولو
اينو ميگيري عزيزم ؟
درک نميکنم چرا اين دوربين هميشه باهاتـه
هي، نميتوني دوربينهاي بيشتري داشته باشي، باشه ؟
!هي، شايلون يالا عزيزم
آمادهاي خونهي جديدت رو ببيني، شايلون کوچولو ؟
يالا شايلون کوچولو !شايلون کوچولو
هي، برو تو
!نذار صدام رو ببرم بالا، هي
!شايلون
!خدايا، نميدونم چه مرگشه
!لعنتي !نفس بکش
!بايد به 119 زنگ بزنم
!زنگ بزن 199 بگو يه سگِ سفيد
!بهشون بگو يه سگِ سفيد
اوه خدايا، دارم نبض ميگيرم ...نفس بکش! شايلون، اينطوري
!لعنتي! اوه کمرم !اوه کمرِ لعنتيـم
!خواهش ميکنم کمکم کن
!سگ لعنتي من خيار شده
!يه تلمبه بهم بديد
!داره کار ميکنه !يالا
!توي بيمارستان منو پيدا ميکني
!بيمارستان از اينوره
، خيلي جوون بود فرصت اينو پيدا نکرد به توپش ضربه بزنه
من خوبم، من روبراهم، هيچيم نيست
...ميدوني، خيلي خوشحال بودم وقتي وقتم رو با شاي
...هميشهي خدا سعي ميکردم اسمش رو شــــاي
!شايلون
!خدايا، سخته !خداي من
!اينجا مورمور ميکنه، خداي من
!منم باهات ميام !خداي من
وقته رفتنه، خدافظ
!شــــــــايـــــلــــون
کوچولو
صد درصد کلي کاندوم اونتو داري
از ته قلبم ازت متنفرم
اين چيزي بود که به بابات گفت و همين باعث شد که بره
چي اين تو داري ؟
داخل يه جعبهي قديمي توي زيرزمين پيداش کردم
فکر نميکني بايد برگردونيمش به صاحب قبليش ؟
اگه اونا ميخواستنش ميومدن برميداشتنش
، خيليخب، ببين بکي من پدرت نيستم
...فقط يه آدمي هستم که با مامانت
باهات يه معاملهاي ميکنم ...به شرطي ميذارم اين جعبه رو داشته باشي که
قول بدي همهچيز بين منو تو خوب بشه، باشه ؟
حداقل بهخاطر مامانت - باشه -
گمونم بايد بريم يهجاي ديگه
وقتي دارم با يه سياهپوست صحبت ميکنم اينکارو ميکنم همهچيز روبراهه
اون الان منو سياهپوست خطاب کرد ؟ - چه خبرا داداش ؟ -
...من با دوستدخترم نقل مکان کرديم اومديم اينجا
و خيلي ممنون ميشيم يه دستي روي باغچهي ما هم بکشي
داري منو دست ميندازي رفيق ؟ !من اينجا زندگي ميکنم مرد
!اين خونهي منه - گندش بزنن! شرمنده -
ظاهر نشون ميداد... دستکش، کلاه
ماشين چمنزني و يه نيسانِ اينکارو هم داري
!واسه اينکه من يه مکزيکي هستم و بايد خوزه باشم
خودتي ؟
!نه احمق جان! اسم من ميگلـه - نيسانِ توئه ؟ -
آره، نيسانِ منه - پس خوزه کيه ؟ -
، وسطه اسم منه دلت ميخواد فاميليـه منو حدس بزني ؟
نه، نه، نه - شماها اينجاييد و ميدونم از پسش بر مياين -
نميدونم رودريگز ؟
اين نژاد پرستانه بود داداش - ...تو ازم -
اون ازم خواست اينکارو بکنم يا نه ؟ - !دارم دستت ميندازم بابا -
براي ضبط کردن اگه بخواي اسم من ...ميگل خوزه
خسوس گونزالز اسميتـه
درست شنيدم، وايستا، وايستا ببينم فاميليت اسميتـه ؟
آره، من از مادرم مکزيکي هستم
پس چرا روي نيسانـت گونزالز نوشته ؟
لعنتي، تو به باغباني که اسمش اسميتـه اعتماد ميکني ؟
، درسته. درسته اسم من مالکومـه داداش
شرط ميبندم فاميليت جانسنـه - ديدي، اين خيلي نژادپرستانه بود -
درست گفتم ؟ - !متاسفانه بايد بگم درست بود -
خوشبختم مرد
!از ملاقات باهات لذت بردم
ميتونم چمنهاتو سهشنبه کوتاه کنم
چي بکنيم ديگه، يه باغبان نژادپرستيم
!موفق باشي سياهپوست! مراقب باش
چي؟ داري سعي ميکني سر يه سرم بذاري ؟
ميخواي وسوسهـم کني ؟ بيا اينجا ببينم، بيا سريع انجامش بديم
يک، دو، آبم اومد
اين چيه ؟ - چي؟ اوه! اين آبيگلـه -
توي اين کمدِ سمتِ چپي پيداش کردم
، که اينطور، ببرش عقب !هي، تمومش کن
!اون چندش آوره
ما عينـه هميم - آره، چشمهاتون و موـي دم اسبيتون عينـه همه -
!وايستا، نه، نه، نندازش روي تخت
هي، چيکار داري ميکني ؟
اوه، گفتي نميخواي کاري کني، آره ؟
پس خيلي احمقي دختر
No comments yet. Be the first to leave one.