Release info

[AnimWorld] Saikin Yatotta Maid ga Ayashii - 06
A Commentary by Yasin_Max
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه Amiru

Tags

other
Published on: 2023-01-04
Downloads: 33
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 195 lines.

Amiru & Yasin

که تازگی‌ها استخدام کردم خدمتکاری مشکوکه

خدمتکاری که تازگی‌ها استخدام کردم عجیبه!؟ قسمت ششم

کلم ناپا

،این کلم ناپا خوبه . مقرون به صرفه هم هست

فکرکنم امشب .مرغ با کلم ناپا درست کنم

!امروز هویج می‌خورم

واقعا؟

بابا بهم قول داده اگه این کارو بکنم .برام یه قلک خوک می‌خره

اوه، واقعا؟

.خوش به حالت

.لیلیث یکی از اعضای با ارزش خانواده‌ منه

.بارون میاد

اون، راستی لیلیث برای خرید رفته بود بیرون؟

.برگشتم

.غروب یهو بارون گرفت

.حسابی خیس شدم

حوله میخوای دیگه؟

.برات حوله میارم

.ممنونم

.باید بری حمام

.یه‌وقت سرما می‌خوری ها

دوست دارین با من بیاین حمام؟

!تا وقتی ازدواج نکنیم نمی‌تونیم این کارو بکنیم

.از دست تو، واقعا سر به هوایی

ارباب جوان، چای میل دارید؟

.آره، ممنون

.بفرمایید

!خیلی شوره !این دیگه چیه؟

نمک

.نمک ریختم

...هی

.ببخشید

.الان براتون عوضش می‌کنم

لیلیث چش شده؟

اینجور اشتباهات .ازش بعیده

.یه چیزی درست نیست

حالت خوبه؟

!یه صدای بلندی شنیدم

...ارباب جوان

مشکلی پیش اومده؟

!خون! از دماغت داره خون میاد

...ها؟ اوه

.معذرت می‌خوام

.الان بهترم

.باید لباس هامو عوض کنم

،همیشه کاراش مشکوکه ...اما امروز بیشتر شبیه

!لیلیث

.یه اتفاقی برات افتاده، لیلیث

،فقط یکم .سرم گیج رفت

.تب داری

.هوا امروز یکم گرمه

یعنی باید یکم از لباس هامو در بیارم؟

.شوخی کردم

!داری تو تب می‌سوزی، احمق

!امروز مرخصی، برو استراحت کن

فهمیدی؟

.بله

واقعا متوجه شد؟

.بده ببینم

.تب داری

سرما خورده؟

باید چیکار کنم؟

پیشونیش رو خنک کنم یا یه چیز گرم بدم بخوره؟

.نه، اون فعلا به دارو نیاز داره

توی این عمارت دارو پیدا میشه؟

باید دکتر خبر کنم؟

...ارباب جوان

نباید توی اتاق یه خانم .سرک بکشین

!ا-اینطور نیست

به خاطر این بوی خوبه ...که یکم دست پاچه شدم، اما

وایسا ببینم، نکنه یه چیزی داری که نمی‌خوای من ببینم؟

!این چیزا حالا اهمیت نداره. بگیر بخواب

.نه

.زیادی نگران هستین، ارباب جوان

.من خوبم

.هنوز کلی کار دارم

.فعلا نمی‌تونم استراحت کنم

چ-چی داری میگی؟

!معلومه که حالت خوب نیست

.استراحت کن

...دکتر خبر میکنم

.من خوبم

...ل-لیلیث

.من یه خدمتکارم

.وظیفه‌ام اینه که ازتون محافظت کنم

...اما اگه اینطوری بشه .دیگه نمیتونم کنارتون باشم

.من خوبم

.لطفا بذارید کارمو بکنم

!نه

...اما

.نگرانش نباش

.برای چنین چیزایی اخراجت نمیکنم

.خیلی نگرانی، لیلیث

استراحت کن .تا بهتر بشی

.چشم

بهتری؟

.بله، ممنون

.به خاطر دیشب معذرت می‌خوام

.مشکلی نیست

،وقتی تو خوب نباشی .منم خوب نیستم

...ارباب جوان

تعجب می‌کنم که اینطور میبینمت

.ها؟ صورتت سرخ شده

هنوز تب داری؟

...نه

.بهتره دیگه به خودت فشار نیاری

.من خوبم

چرا بهم نگاه نمیکنی؟

مطمئنی نیازی به دکتر نداری؟

!چرا فرار می‌کنی؟

!لیلیث

استخدام کردم که تازگی‌ها خدمتکاری مشکوکه

.خدمتکاری که تازگی‌ها استخدام کردم مشکوکه

باید امروز به جای دیروز .حسابی کار کنم

!ارباب جوان؟

چیکار می‌کنی؟

.پنجره هارو تمیز می‌کنم

.با خودم گفتم بهت کمک کنم

_اما شما نباید

بعدش نوبت جارو کردنه، درسته؟ پس بریم شروع کنیم؟

...آم

،ازتون ممنونم .اما اینا وظیفه منه

.لطفا استراحت کنید، ارباب جوان

.هرکاری داشته باشید انجام میدم

باشه؟

.با هم انجام بدیم سریع‌تر میشه

...درسته، اما

به هرحال این موقع از روز .بی کارم

نمی‌خوام بعد اینکه مریض شدی .خیلی به خودت فشار بیاری

...ارباب جوان

تازشم، می‌خوام تا جایی که میشه .بیشتر باهات وقت بگذرونم

.می‌خوام هر ثانیه که می‌تونم با تو باشم

مشکلی داره؟

.نه

فقط ورودی مونده، درسته؟

.بله

،بعد از جارو کردن .شما درست می‌کنیم

.درسته

.منم کمک می‌کنم

حالتون خوبه؟

از من سرما خوردین؟

.نه

.فقط یکم هوا سرده

.یه لحظه وایسین

چطوره؟

گرمتون شد؟

.آره

...اما

اون سردش نیست؟

...همیشه چنین لباس هایی می‌پوشه

!واقعا مشکوکه

چرا همیشه اینجوری لباس می‌پوشی؟

!برای چی؟

یعنی معلوم نیست؟

به خاطر اینکه .متوجه جذابیت های زنانه بشید، ارباب جوان

!ارباب جوان

!تو هم سردته

.باید مواظب خودت باشی

اگه دوباره سرما بخوری چیکار کنم؟

.تو عضو با ارزش خانواده‌می

.خیلی ممنون

.شاید سرما خوردن اونقدراهم بد نباشه

چیزی گفتی؟

...آم، نه

.چیزی نیست

.خب، بریم سراغ ادامه تمیزکاری

!چی؟! چقدر مشکوک

!لیلیث

.پس اینطوره

.آره

.فکرکنم بتونیم به موقع انجامش بدیم

.خیلی خوب

.بهت اعتماد می‌کنم، لیلیث

.و حکیم میشم

.روی من حساب کنید

قبل از هالووین .لباس رو کامل می‌کنم

.آره

می‌خوام یه لباس بپوشم .تا گوجوئین رو غافلگیر کنم

با دعوت گوجوئین ساما ...به مهمونیشون

فکرکنم شما دوتا خیلی بهم نزدیک تر میشین، درسته؟

اینطور فکر می‌کنی؟

.بله

.به نظرم دوستای خوبی برای هم میشین

.ت-تو حرف نداری، لیلیث

هم آشپزی میکنی و کارای خونه رو انجام میدی .و هم توی خیاطی خوبی

.اینطوری‌ها هم نیست

...توی عمارتی که قبلا بودم این کارهارو می‌کردم

.که اینطور

هرجا میرفتی خدمتکار قابل اعتمادی بودی، مگه نه؟

.اوه، راستی

سنگ بالای عصا چه رنگی باشه؟

.فکر کنم قرمز یا آبی خوب باشه

...بذار ببینم

.فکر کنم می‌خوام رنگی باشه که دوستش داری

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left