The first 200 lines.
چستر میل" هم یه شهر، مثل شهرهای دیگهست"
حداقل قبلاً اینطوری بود
تا موقعی که از بقیه ی دنیا توسط
یه گنبد مرموز جدا بشیم
،نامرئی، آسیب ناپذیر
و بدون هیچ راه فراری
ما گیر افتادیم
ما نمیدونیم از کجا اومده و یا ،چرا روی شهر ماست
ولی حالا که هممون زیر این گنبد ،با همدیگه گیر افتادیم
هیچکدوم از رازهای ما ناگفته نمیمونه
دیل باربارا" متهم به"
"تلاش برای قتل "جولیا شاموی
و متهم به قتل
مکسین" و "اگتا سیگریو" شده"
من شهرمون رو به حالت نظامی در نمیارم
اونم فقط به خاطر حرفای تو
،"حرف من نیست، "لیندا حرف مردمه
یکی از هواپیما ها دیده که رنی" داره کشیش شهر رو"
توی راهبندهای پل، به قتل میرسونه
این گنبد نمیتونه برداشته بشه
الان نمیشه
تو یه حرومزاده ی... مریضی
وقتی بمیری همه لبخند میزنن
چرا باید این کارو بکنه؟
باربی" نمیتونه قسر در بره"
،برای اتهاماتی که علیه شما هست چه پاسخی دارین؟
من گناهکار نیستم
ستارههای صورتی
معنیش چیه؟
اون تخم
ما فکر میکنیم منبع نیروی کل گنبده
به بابات اعتماد داری؟
معلومه که دارم - همیشه اینطوری نبود -
،هممون جلوی گنبد بزرگه "یه تصویر مشابه رو دیدم "جونیور
جیم گنده" باید بمیره"
...وقتی پروانه بیرون بیاد
پادشاه تاجگذاری میشه
سلام رفیق
منتظرت بودیم
واقعا داره اتفاق میفته
چه اتفاقی میفته؟
برو کنار
... "لیندا" - !برید عقب -
چند وقته شما در مورد این میدونستید؟
تو چند وقته میدونی؟
،فقط چند روز ،"اما، "لیندا
کار عجولانه ای نکن
،این بچهها
فکر میکنن این تخم، منبع نیروئه
منبع نیروی چی؟
گنبد
مولد نیروی گنبده
ما میتونیم یه جورایی باهاش حرف بزنیم
: بهمون گفت "پادشاه تاجگذاری میشه"
معنیش چیه؟
هنوز نمیدونیم
اما این پروانهی ملکهست
،فکر میکنیم که مهم باشه
واسه همین باید قبل از اینکه به خودش صدمه بزنه، از اونجا بیاریمش بیرون
یا اتفاق بدتر از اون
میدونم چطور به نظر میرسه
اما من باورشون دارم
گناهکار نیستی؟
چیه، دیوونه شدی؟
فکر میکنی بازیه؟
تو فعلا داری تاس میندازی
چون "جولیا" هنوز اون بیرونه
و حقیقت رو میدونه
من قبلا حقیقت رو به مردم گفتم
،تو، "مکس"
مادرش و محافظش رو کُشتی
کسی نمیتونه الان اینو تغییر بده
خواهیم دید
دادخواست خودت رو ارائه کردی
حالا به حقت میرسی
! بهم بگو
چرا میخوای پدرم رو بکُشم؟
"هی، آروم باش، "جولیا
،ازت به خاطر تمام کارایی که کردی ممنونم
اما نمیتونم اینجا قایم بشم
اون بیرون در امان نیستی
من تنها کسی ام که میتونه باربی" رو تبرئه کنه"
،"دقیقا به همین خاطره که "جیم گنده قبل از اینکه
،بتونی به کسی بگی تو رو میکُشه
پس تا سر حد مرگ تلاشم رو میکنم
انجی"، خواهش میکنم"
،مجبور نیستی باهام بیای
اما نمیتونی جلومو بگیری
هیچی در مورد این نمیدونید
منظورم اینه که، ممکنه رادیواکتیو باشه
گنبد بزرگه که اینطور نیست
خب، این مال شما نیست
الان دیگه جزو اموال پلیسه
این چیه؟
فکر نمیکردی
انکار کنم، مگه نه؟
کارو برات راحت کنم؟
نه، در قبال تو هیچی راحت نیست
میدونم آخرش میخوای دخلمو در بیاری
راه دیگه ای بلد نیستی
اما حداقلش میتونم تورو با خودم زیر بکشم
فکر نکنم درک کنی چه اتفاقی داره اینجا میفته
،میتونم با یه تیر تو مغزت همه چیزو الان تموم کنم
اوه، آره
میتونی
اما نمیکنی
این کارو نمیکنی
چون مردم اینجا نیستن
پروانه به گنبد برخورد میکنه
یه چیزایی از خودش به جا میذاره
اوه خدای من
باید یه کاری بکنیم
بچهها؟
من دیوونه شدم یا اون بیرون داره تاریک میشه؟
"گوش کن، "جیم
موضوع فقط کُشتن من نیست
موضوع اینه که مطمئن شی
،کل شهر بدونن که تو قاضی
هیئت منصفه و جلاد هستی
چه خبره؟
چی میخوای بهم بگی؟
: ترجــمه و تنظيـــــم "ايـــمـــان" و "مـيــثــاق"
« قســـمت سـیـزدهـم (پایانی) فصــــل اول »
جداً داره منو میترسونه
،وسط روزه
اما انگار بیرون نصفه شب شده
ماه نیست
ستارهها هم نیستن
"داره میمیره، "نوری
میبینید؟
گنبد داره سعی میکنه با ما صحبت کنه
شاید یه هشداری چیزی باشه
،گنبد داره بهمون میگه ،قبل از اینکه پروانه بمیره
باید اونو از اونجا بیاریم بیرون
اما به بقیه افراد نیاز داریم
خیلیخب، بسه دیگه
تمامی نیروهای در دسترس؟ - این کارو نکن -
تمامی نیروهای در دسترس
به خونه "بن دریک" بیان - بهشون گوش کن -
خواهش میکنم
یه گنبد دیگه پیدا کردم
و یه چیزی مثل ... تخم
تو دردسر افتادیم
لیندا"؟"
گنبد
کلاً سیاه شده
"میدونم، "جونیور
فقط پاشو بیا اینجا
،خیلیخب، من اینو توقیف میکنم
تا وقتی ببینیم چی میشه
لیندا"، پیداش کردی؟"
جیم"، باید اینو ببینی"
10-4 منم دارم میام
!قطعش کن - نمیدونیم چطوری قطع میشه -
چرا، یه جورایی بلدیم
یادته؟
اوه، آره
اون بار که بهش دست زدیم
نه، بهتون گفتم
این جزو اموال پلیسه
،اگه کسی بخواد بهش دست بزنه
اون منم
باید بریم پیش اون تخم
این کارم میکنیم
بعد از اینکه به "باربی" کمک کردیم
"نه، نمیشه صبر کرد، "جولیا
،اگه "لیندا" گنبد کوچیکه رو ببره
...و دست افراد بد بیفته
باربی" به کمک من نیاز داره"
به کمک ما
ممکنه این تنها فرصت ما
برای نجات اون باشه
باهام هستی؟
خوب میشه
این تنها راه بود
حالا چه کنیم؟
شماها چی کار کردید؟
به گنبد دست زد
پرت شد
"مثل "دودی
"پروانه داره میمیره، "جونیور
به "انجی" نیاز داریم - "گور بابای "انجی -
چی؟ - با "جولیا" فرار کرد -
جولیا" تحت نظر پلیس بود"
تحت نظر من
کاری که لازم بود رو انجام داد
با کمک کردن به "باربی"؟
اون به "جولیا" شلیک کرد
نه، من دیدم که جونش رو نجات داد
"اتفاقاتی داره میفته، "جونیور
اتفاقاتی مهمتر از ما
موضوع همیشه تو نیستی
! بچه ها
جیم گنده" داره میاد"
مامان، باید از اینجا بری
"تو هم همینطور "بن
این کار ماست
هر 3 تامون
درسته "جونیور"؟
یا اینکه میخوای بابات این گنبد رو
No comments yet. Be the first to leave one.