The first 200 lines.
فیلم اول : یوروزی یاستورا - تنها تو
! بیا ، از این ور
! زود باش ، بیا دنبالم
! صبر کن ، بزار منم بیام
!اها ! گرفتمت
چی ؟! واقعا داری راست میگی ؟
! اره ، درسته ! من هیچ وقت دروغ نمیگم
توی سیاره من سایه بازی ! یجورایی درخواست ازدواج از طرف مقابل
! واقعیتش من اهل زمین نیستم ! از سیاره ی دیگه ای اومد
! چون من توی بازی شکست خوردم ! حالا این حق تو که با من ازدواج کنی
! باشه ، مشکلی نیست
من یازده سال بعد که بزرگتر شدم بر میگردم منتظرم بمون ، باشه ؟
! توی یازده سال بعد ، 17 سالم میشه ... ! این واسه من خیلی زیاده
! با این که من , من , من , من دوست دارم
چرا تو ، تو ، تو ، تو همیشه ناراحتی ؟
از دست دادن تو واسه من ، من ، من ، من ! خیلی سخته
برای اطمینان هم شده میخوام ! تورو ، تورو ، تورو ، تورو مال خودم کنم
! جهان با وجود من و تو شروع میشه
! زنی که از صبر کرد خسته بشه ! اون زن خوبی نیست
! زنی که از صبر کرد خسته بشه ! اون زن خوبی نیست
! دوستم داشته باش , عزیز مخ زن من
! منو بغل کن , عزیز خجالتی من
! منو ببوس , عزیز شگفت انگیز من
من همیشه اماده ی عشق بازی ! با تو هستم
! با این که من , من , من , من دوست دارم
چرا تو ، تو ، تو ، تو همیشه ناراحتی ؟
هی ، شما هم شنیدین ؟
هی ، شما هم شنیدین ؟ ! اره ، منم شنیدم، منم شنیدم
! اره ، منم شنیدم، منم شنیدم
در مورد ازدواج اتارو ؟ ! اره ، منم شنیدم، منم شنیدم
در مورد ازدواج اتارو ؟
در مورد ازدواج اتارو ؟ ازدواج ؟ اونم اتارو ؟
شنیدم که مندو، شینوبو ، عینکی ! و خیلی های دیگه دعوت نامه بدستشون رسیده
! قبلا میگفت که نمی خواد با لوم ازدواج کنه
حالا چرا یهویی میخواد با لوم ازدواج کنه من تو اینش موندم ؟
! چی ؟
! بچه شدی
! بچه شدی پس اون کی میتونه باشه ؟
پس اون کی میتونه باشه ؟
معلومه شینوبو دیگه پس اون کی میتونه باشه ؟
معلومه شینوبو دیگه ؟
معلومه شینوبو دیگه ؟ ! امکان نداره
! امکان نداره
! امکان نداره که اون باشه
امکان نداره که اون باشه شاید خانوم ساکورا باشه ؟
امکان نداره ساکورا سنسه باشه ؟
! معلومه که نه اصلا امکان نداره
! دعوت نامه از طرف مروبوشی اتارو و ال
ال ؟
ال ؟ ال دیگه چجور اسمیه ؟
ال دیگه چجور اسمیه ؟
! اون اسم یه دختره ال دیگه چجور اسمیه ؟
واقعا فکر میکنین اون اتارو میتونه حتی با یه سگ ازدواج کنه ؟
! اونوقت اون دو همسری میشه
دو همسری دیگه چیه ؟ یجور انحراف جنسی ؟
! احتمالا لوم ازش خبری نداره
! معلومه دیگه .اگه خبر داشت ! تا الان اتارو با برق جزقاله شده بود
فکر نمیکنید ، کسی باید بره بهش بگه؟
تو میتونی بصورت لوم نگاه ! کنی و اینارو بهش بگی
! واسه لوم احساس تاسف میکنم
اون حتی روحش از ! این چیزا خبردار نیست
! با این حال ، اتارو الان باید عصبی باشه
اون نمیتونه براحتی از !زیر این کارش فرار کنه
الان یه شایعاتی در مورد مگانه هست که ! داره توی دادگاه های زیر زمینی
تلاش میکنه حکم اعدام ! اتارو رو بدست بیاره
! فکر کنم که
مدعی اصلی مندو خودش ! واسه این یه کارایی بکنه
اما از این گذشته نمیدونم برای چی ! دو روزه به مدرسه نیومده
.... در هر صورت ، این به این معنی که
! درسته حتما میخواد اونو قیمه قیمه کنه
.... اما ، میدونین که
اه ، چی ؟
! راستی ، حالا این ال کیه
همممم ، ال ؟
ال ؟
! اووچ
! یه کاری ضروری باهات دارم ! میخوام یه کیس خوبی رو بهت معرفی کنم
وقتی کلاس تموم شد بیا پشت ! ساختمان ساعت قدیمی
به لوم سان هم چیزی نگو - مگانه
! این حتما یه شوخیه ! حتما کسی میخواد منو خراب کنه
اه ؟ که این طور یه شوخیه؟
! خفه شو
! اتارو ، تو میدونی چرا ما از وقتمون میزنیم
... و این کارها رو میکنیم و
! این گروه رو تشکیل میدیم
همش بخاطر لوم سان ! فقط برای شاد ی اون
این همه کار رو بخاطر این انجام میدم چون میدونم ! لوم با بودن پیش تو داره عذاب میکشه
میخوام که لوم ! منو بیشتر بشناسه
! میخوام که عاقوشش رو واسه من باز کنه
میدونی که بیشتر کم خوابی های شبانم ! فقط واسه حسادت بهت گذشته
... مگانه
! ترحمت رو نمیخوام ! نه از تو
اصلا میدونی که چقدر احساسات زیبای ! منو زیر اون پاهای کثیفت گذاشتی
! اتارو ، اصلا میفهمی چی داره میگه
! الان دیگه با گذشته فرق میکنه
برای ما اصلا مهم نیست که یه صندلی ! پشت لوم واسه نشستنمون بیفته ، حتی اینم واسه ما کافیه
! لطفا بهمون بگو که این ال کیه
! متاسف بچه ها ! حتی خودمم نمیشناسمش
! شکنجه رو ادامه بده
! این کارو نکن
حالا مرحله ی بعد درمان سه مرحله ی ! ماساژ الکتریکی رو شروع میکنم
! این کارو نکن ! متوقفش کن ! دارم میمیرم
! اتارو
! شینوبو ! شینوبو نجاتم بده ! شینوبو منو از دست اینا نجاتم بده
تو تنها کسی هستی که منو میشناسه، نه ؟
! اینم مثل دفعه ی قبل نه
حالا از این گذشته این ال کیه ؟!؟
ک.. کم ... کمکم کنین ، نجاتم بدین ! یکی کمکم کنه
! لوم ! لوم ! لوم
لوم ! مگانه و شینوبو داشتن منو ! شکنجه میدادن ، خیلی ترسیده بودم
... عزیزم ، عزیرم
این ال کیه ... ؟
! دقیقا این ال کی باشه
! چطور در مورد این چیزا خبر دار شدی
! این چند دقیقه پیش به خونه رسید ! اینطور شد که واسه لوم اوردمش ، اتارو
فرستادن نامه اونم واسه لوم ! یا واقعا اونقدر شجاع هستی
! یا اونقدر که نشون نمیدی نادونی
..... عزیزم
! اتارو از اینجا گمشو برو کنار
! برو اونور اتارو
! بچه ها این کارو نکنین ! مگه ما دوست نیستیم
اجازه بده برم ! نمی خوام که با تو اعدام ! عاشقانه داشته باشم
! بهت باور داشتم
فکر کردم که منو توی ! عماق وجودت دوسم داری
البته که درست ! تمام این وقت ! عاشقانه دوست داشتم
.... عزیزم ، تو
احمق ....
اون دیگه چی بود؟
اون دیگه چی بود؟ چه اتفاقی افتاده ؟
.... هی ... اونجارو
! مندو اومد ! اون با تیپ زرهیش اینجا اومده
! بلاخره مندو وارد عمل شد
! اوضاع داره جالبتر میشه
زودباش ، عزیزم بهم بگو این ال کیه ؟
! من نمیدونم ! واقعا هیچی نمیدونم
موروبوشی ! نه تنها تو بارها و بارها ! به خانوم لوم خیانت کردی
! این کارتم هی تکرار کردی
اما این کارت اخرت دیگه مثل یه تاجی .... ! از خار بود که روی سر لوم گذاشتی
! و از مهربونی اون سوء استفاده کردی
! دیگه صبرم به اخر خودش رسیده حالا دیگه وقتش رسیده که تو رو ! با شمشیرم به دو نیم کنم
! اگه به عزیزم اسیب برسونی ! هرگز نمی بخشمت
لوم با این که این کارها رو باهات ! کرده بازم ازش دفاع میکنی
! این یه چیزی بین من و اون
! از این کارات اصلا پشیمون نیستی
! قربان هیچ کدوم از بیسم ها کار نمیکنن
یک میدان مغناطیسی قوی ! یهویی اینجا داره ظاهر میشه
!چی ؟
همه ی دانش اموزا لطفا ! زود به ساختمان مدرسه برگردین
! هر چه سریعتر به ساختمان مدرسه برگردین
همه ی دانش اموزا لطفا ! زود به ساختمان مدرسه برگردین
! همه ی تانک ها اماده ی جنگ باشین
لوم جان اون یه سفینه ی فضایی درسته نه ؟
! اصلا تا حالا از این مدلیش رو ندیده بودم
! نگاه کنین ، یکی داره بیرون میاد
! داره اینور میاد
اقای مروبوشی اتارو ، من از سیاره ال برای بردن ! شما اینجا اومدم لطفا از این ور بیاین
سیاره ال ؟
یعنی اون ال ؟
! عزیزم ! داری کجا میری ! هی تو عزیز منو از راه بدر کردی
شما کی باشین ؟
! من همسرش هستم
! این چیزیه که فقط خودش فکر میکنه
اصلا شما کی هستین که میخواین ! بین منو و همسرم رو خراب کنین
! ها ! من هیچی در مورد زن و شوهر چیزی نمیدونم
اما چیزی که باید بدونین اون یازده سال پیش قول ازدواج رو داده ... ! بعدشم به شما اجازه ی دخالت رو نمیدم
! قول ازدواج ، اونم یازده سال پیش
عزیزم ! چیزی که گفت درسته ؟
!اه ! فکر کنم توی همین مایه هاست
شرم بر تو ، حالا باید معلوم بشه تو ! یازده سال با یکی دیگه رابطه داری
! خانوم لوم ، لطفا اروم باشین ... ! اروم
! خفه شین
! من اومدم
! هاه ؟ هی ؟ عزیزم صبر کن ! عزیزم صبر کن
! اه ، ببخشید که نتونستم یازده سال ببینمت ! واقعا ، از دیدنت خوشحالم
... اما
! همینطور که مقابلت ایستادم ! داره خاطرات گذشته یادم میاد
درست نمیگم ، ال جان ؟
! من خانوم ال نیستم
! اون کاپیتان این سفینه است
اه ، اون دیگه کیه ؟
... بله ، ایشون خانوم ال
هاه ، خیلی وقته که شما رو ندیدم چطورین ، حالتون خوبه ؟
! صورتت خیلی چین و چروک شده ! اصلا نشناختمت
هاه ، من و تو اولین باره ! که همدیگرو داریم میبینیم
! درسته ! درسته ! این مال خیلی وقت پیشه ! فکر کنم اشتباهی گرفته بودمت
! خوب ، درست میگی ! این مال خیلی وقت پیش
من اینجا اومدم که اقای داماد رو ! تا سیارمون همراهی کنم
اما فکر کنم که ایشون ! کار های ناتمومی اینجا دارن
پس من فردا برای بردن ! شما دوباره بر میگردم
! اه ، واقعا که دیگه راهی برام نزاشتی
! دوباره میبینمت
! تا بعد
! درسته
هی ، عزیزم ! زیاد به اون زن ! و اون پیر زن نزدیک نشو
! اه ، تو هنوزم اینجایی
! اینو بگیر که اومد
با این قدر قدرت حتی نمیتونی ! روی ما خراش بندازی
قبل از عروسی داماد ! وظیفه ی ماست که ازش محافظت کنیم
پس روش یه محافظ بسیار قوی گذاشتیم که ! هیچ کسی نمیتونه بهش اسیب برسون
! پس تا فردا
No comments yet. Be the first to leave one.