The first 200 lines.
پارک يونگ ته اينو فرستاده
اين در مورد گذشته زن برادر
حقیقت داره؟
خيلي وقته تهديدت ميکنه؟از کي؟
اين تنها به تو ربط نداره
اين يه تهديد واسه ژنرال چون هم هست
از کجا پارک يونگ ته اينا رو داره؟
کيا رفتن داخل؟
...مشاور ويژه هان کوانگ هون
.و وکيل سو اين ائه
همونطوري که انتظار داشتم
،خوبه .حالا ديگه ميتوني بري
بله قربان
احتمالا صورت پرنسس به صورت وحشتناکي رنگ پريده شده
نردباني که به آسمون ميرسیده اونو به زير کشيده
.مراقب باش
رقيب تو ژنرال چونِ
تو معاوني و ژنرال چون رئيس
.اگه شامپاين رو زودتر از موعدش باز کني درد ميکشي
نگرانش نباش
...ببين پيش نويس بيانيه نخست وزير
خوب پيش ميره يا نه
.از کاری که ممکنِ اين پيرمرد مجنون انجام بده ميترسم
منظورت چيه؟
...ببخشيد اينو ميگم ولي به نظر من، براي نخست وزير
.وقت مرگ سياسيشِ
چي؟
.دلايل زيادي هست که سیاستمدارا میمیرن
...سن زياد، يه حادثه، به قتل رسیدن
.يا خودکشي
اينطور که من ميبينم .مورد نخست وزير خودکشي
منو مسخره ميکني؟
اون چيزي بيشتر از يه پيرمرد ديوونه نيست که .داره سو اين ائه رو يه قهرمان ميکنه
...هوه جون سوپ و تيمش که منتظر برگشتنشونن
داره به اين فکر ميکنن که طرفشون رو فردا بعد از
.شنيدن محتواي بيانيه عوض کنن
تا اين حد ديوونه شده
...غروب خورشيد رو ميبيني
يا طلوعش رو؟
وقتش که اون محاسبات ترسناک رو درست کني
خانوم مين هه رين
.::: کليه حقوق مادي و معنوي آثار تيم ترجمه متعلق:::. .:::ميباشيد انتشار فايل هاي ترجمه بدون"opus-sub"به تیم ترجمه:::. .:::تگ هاي اختصاصي مجاز نميباشد:::.
ته کيونگ چطوري تصادف کردي؟
.بيمارستان گفت بايد بازم استراحت کني
چرا اينقدر زود مرخص شدي؟
من خوبم
بابا چطوره؟
داره بيانيه اي که فردا قراره پخش بشه رو مينويسه
.سو اين ائه هميشه دردسرسازِ
مامان
ميدوني مشکل بزرگتر چيه؟
...اوپا صدمه میبینه
.سه کیونگ
حواست به رانندگيت باشه .مراقب باش
.ميتونست بدتر از اینا بشه
...کِي
رسيدي؟
بابا
ته کيونگ
چي کار میخوای بکنی؟
...پدرت
.يه آدم دو روئه
نه
من يه گناهکار بزرگم که گناهي غیر قابل بازگشت .مرتکب شدم
...گناهي که مرتکب شدم
.آسمونا رو سوراخ ميکنه
بابا
نميدونم خيلي ديره يا نه
...اما از قدرت يا
.هر چي که دارم دست ميکشم
يعني چي؟
.پيش خودت بمونه
...بابا
...سو
...سو اين ائه
بله بابا؟
...سو اين ائه
.هم خونِ توئه
...اون دختر من
.و خواهر بزرگتر توئه
بابا
...اون زني که مادرت هميشه تحقيرش ميکرد
.اون دختر اون زنه
چرا فرستادنش واسه تو؟
بلايي سر پارک يونگ ته اومده؟
...داره بهم هشدار ميده که
.به تو و ژنرال چون تکيه نکنم
کوانگ چول احتمالا حسابي رفتي رو اعصاب پارک يونگ ته
...و اين
تهديدي که نشون ميده اگه دوباره کاري باهاش داشته باشي
.هيونگش رو ول نميکنه
.مراقب باش
...و
،همه اینا تقصير منه .ببخشيد
.اين ائه رو ببر خونه
.بايد برم
...زندگي خيلي سخت
.و رمزآلودِ
...به اندازه تو نه
.اما حتما هيونگ هم عذاب کشيده
کمکت ميکنم انتقام
.بگيري
...کاري ميکنم بهاي
.هر قدر خونی که ريخته رو پس بده
،يه دادخواهي بنويس
.کمکت ميکنم
...پس
بايد باهات دست به یکی کنم؟
به خاطر صورت بي تزويرت نظرم رو عوض کردم
.ميذارم بري
داروهات رو بخور
.بايد قبل از برگشتن چو ائه خوب شي
.مامان
بله؟
واقعا من بچه اتم؟
خدايا
يهويي اين چه حرفيه ميزني؟
!من واقعا پسرتم؟
ته کيونگ
چت شده؟چي شده؟
...خانواده مون
.حتي يه بارم خوشحال نبوده
،غیر از روياي پدر براي قدرت !ما چيزي نداشتيم
چرا بايد اينطوري زندگي ميکرديم؟
همه اينطوري زندگي ميکنن
همه از بيرون شادن
...اما اگه درونشون رو ببيني
.دارن يه ضعف بزرگ رو پنهان ميکنن
اين ضعف بزرگ ما چيه؟
.اينکه پدرت منو دوست نداره
.اينکه هيچوقت پروانه فولادي عشق شوهرش رو دريافت نکرده
...کي توي اين دنيا
اينو ميفهمه؟
...پس
تو کس ديگه اي رو دوست داشتي؟
چي؟
مثل بابا
...چیزایی که یادت میاد
.از وقتي کوچک بودم به اندازه کافي شنيدم
اگه پدرت فقط اختيارات بالاتري رو به دست بياره
.همه چيز تموم ميشه
اگه به این رویا نرسید؟
نرسیم؟
ميدوني چقدر واسش تلاش کرديم؟
تلاش کردیم که بهش نرسیم؟
مزخرفِ
معتاداي قدرت بايد ترسناکتر از معتاداي مواد باشن
مثل اينکه يه شيطان مامان رو تسخير کرده
.تقصير پارک يونگ ته است
يه شيطان به اسم پارک يونگ ته مامان رو !تحت نفوذش داره
...پارک يونگ ته
.رو خودم حواسم بهش هست
.من اين کار رو ميکنم اوپا
من به جات اين کار رو ميکنم .دستات رو کثيف نکن
خواهش ميکنم
سه کيونگ
برگشتم
خوبه خسته نباشي
...وکيل سو اين ائه
.همونطوري که انتظار ميرفت باهوشِ
...با این وجود
.نگرانم زیادی پیش برید
توي هر دپارتمان
.لازم که تعدادي آدم جوان و باهوش باشه
من پوشش ميدم
با رئيس جمهور تنهايي حرف زديد؟
.خواسته فردا حرف بزنيم
...پشت تلفن بهم گفت
.که تجديد روحيه کنم
چي؟
...فردا
.جانشينش رو مشخص ميکنه
...پس
.نگفت منم
...راستش
.منم جاه طلبي داشتم
.راستش نگرانم فقط من باشم
توي يه ملت سخت اين
.بدترين سناريوئه
...واقعا فکرش رو نميکردم
.تو و هيونگ باهم بيايد
...فکر کنم داره
.تقاص خيانت به تو رو پس ميده
چطوري اون عکسا به دست پارک يونگ ته رسيدن؟
هنوزم داری به این فکر میکنی؟
.اين روش پارک يونگ ته براي کنترل و تهديد آدماست
.کوانگ چول نذار گيرت بندازه
...امروز
.من بيانيه ام رو ميدم
...به عنوان نخست وزير
.اين ممکنه آخرين بيانيه ام باشه
بابا
بابا
اگه مادرت بفهمه
ممکنه بخواد خودکشي کنه
...اما
.حس ميکنم به خاطر بخشش ديگران زيادي روي اين موضع نشستم
عزيزم
طبق حرف هاي همسر رئيس
.امشب يه قرار شامِ مهمِ
No comments yet. Be the first to leave one.