The first 200 lines.
"توی عشق همیشه یکمی جنون وجود داره"
معنی اینکه کسی رو دوست داشته باشی
یعنی به روش خودت از شخص مقابلت بد برداشت میکنی
چیزی که دارم سعی میکنم بگم
اینه که تونستی فرمینا دازای یکی دیگه باشی
و این یک برداشت بد نیست
فرمینا دازا؟
اون قهرمان یکی از کتابای قدیمیه
"براي اون خيلي زيبا و اغوا کننده بنظر ميومد"
"خيلي با مردم عادي فرق داشت"
"اونقدر که نميتونست درک کنه"
"...چرا هيچ کسی به اندازه اون با"
با برخورد پاشنه هاش روی سنگ فرش" "درمونده نمیشد؟
"...چرا قلب هيچکس با نسیمی که"
آه های حجابش برانگیخته بود" "وحشی نشده بود؟
"چرا هیچکس با حرکت های اون دیوونه نشد؟"
"پرواز دستاش"
"و درخشندگی لبخنداش"
"اون نتونسته بفهمه"
"چرا هیچکی دیگه عاشقش نشده"
= Dawnguin_Elmira_Rezvaneh_Nilofar_May_Kiana_Atena مترجمین =
Editor : Asra
زمانو ببین
باید دیگه بریم
آره، درسته. بریم
چقدر گرمه
ببخشین. تو فکر بودم که تب داری یا نه
نه من خیلی خوبم. تب ندارم. خوبم
بچهها گوش کنین
این داستان دوستمه
مال خودشه- داستان خودته-
قلبش یهو شروع به تپیدن میکنه
اوضاع سختی برای نفس کشیدن داشت
پس حس کرد که داره رو ابرا راه میره. حالا چه معنیای میده؟
بینظمیِ ضربان قلب؟
جه جین، اینقد بازیگوشی نکن
این موقعیت که دام عاشق شه فقط یکبار تو زندگی پیش میاد
من...متأسفم
کِی تو...نه صبر کن
کِی دوستت این احساساتش رو داشته؟
خب، وقتی که با یکی بودش
از نظر من
فکر میکنم که دوستت عاشق یکی شده
نه این نمیتونه باشه
تو که گفتی دوستته. از کجا میدونی پس؟
...چون
جه جین
خیلیخب
ببینید
من این مکانو میسوزونم تا قسم بخورم که در دریا خواهم مرد
اگر دنبال زندگی کردن باشم باید بمیرم
اما اگه دنبال مردن باشم باید زندگی کنم
این حرفش هر دفعه منو جذب میکنه
پس ممکنه قبلم بخاطر شنیدن نقلقولای قشنگی از کتاب شروع به تپش کنه
قلبم همیشه به لرزه میفته وقتی حرفای معرکه فیلمارو میشنوم
همه چی خوبه؟
خب آره
خدایا چقدر خوابم میاد
چیکار میکنه؟ تبلیغ تلویزیونیه یا چیز دیگه؟
میگم ممکنه بخاطر این جذبش شدم که
به شکل نفسگیرانهای زیباست
اگه قلب نداشتم مشکلی نبود
ولی هر کی قلب داره جذبش میشه
مطمئنا همینه. نه منظورم اینه که
دارم برمیگردم
خانم دام
خب. من فقط طرفدار دو آتیشهی حرفای معرکهام که نقطه ضعفش مردای جذابن
امکان نداره عاشقش بشم. عمرا
چش شده؟
چی فکر میکنی؟ چیزی برا همدیگه دارن
دام، سونوو رو دوست داره و سونوو هم دام رو
قسمت پنجم
چی؟
پیامی که دیروز برامون فرستاد راجع به سونوو بوده
چرا اینقد کند ذهنی؟
تویی که کند ذهنی
من میگم صددرصد اون سونوو سونبه نیست
من میگم صددرصد خودشه
بخوام رک بگم یکمی بخاطر شهرتش نگرانم
ولی الان اون حمایت منو داره
حالا باید بشناسمش، به نظر اونقدرام بد نمیاد
علاوه بر اینا، دام هم خیلی دوستش داره
هیچوقت راجع به اینکه اونو خیلی دوست داره چیزی نگفته
جوریکه رفتار میکنه کاملا نشون میده عاشقش شده
نمیدونی چی دوست داره؟
دوست داری با هم چیزی بخوریم؟
نه، تنها خوردنو دوست دارم
اونجوری میتونم همه غذاهارو خودم بخورم
میگم اگه چتر نداری، دوست داری بیای زیر چتر من؟
نه مطمئنم چتر خودم بزرگتره
خدایا ولی این واقعیه که
رفتار سردش میتونه سه درجه دمای هوا رو کاهش بده
اما ما زندهایم که بتونیم این لحظه رو ببینیم
من واقعا عاشق رابطهاشونم. واقعنا
عاشق چی؟- ...رابطهی بین تو-
اون عاشق دوکبوکیاست
توئم اومدی؟- خب معلومه-
بریم
بیا دیگه- اِی بابا-
کارت عالی بود- تو جلسهی بعدی میبینمت-
ببخشین آقای شین
خب میدونین که
ما باید هر چه زودتر برای مطالعات میدانی بریم بیرون
پس چرا زمانش رو تصمیم نمیگیریم
بعد شام یکم باهام میمونی؟
باشه برا دفعهی بعد
خب من دوست دارم زمان دقیق
ملاقات بعدی رو مشخص کنیم
فکر کردم طفره رفتن نشون دهندهی ادبمه
ولی انگار باید خودمو به وضوح نشون میدادم
من علاقهای به خوردن شام با تو ندارم- جان؟-
وقتی با یکی دیگه غذا میخورم حس خوبی ندارم
دردناک بودش
سلام
خدایا چقدر خوابم میاد
مطمئنا همینه. نه منظورم اینه که
دارم برمیگردم
خانم دام
دام، چرا چیزی نمیخوری؟ بهت نمیادش
حتی هنوز بین رامن و رشتهفرنگی
چیزی انتخاب نکردی
چرا؟ هنوز راجع به دوست دیشبیت نگرانی؟
چی؟- ..خب-
دوستت اعتراف کرد که دوستش داره؟
دوستش داره؟ نه. عمرا
من از کنار دانشگات میگذرم. بیام اونجا سر بزنم؟
بله، خانم دام- قربان من الان پیامتونو خوندم-
از جلو دانشگام رد شدین؟
آره. رد شدم
چه بد
چی؟
کرایه اتوبوسم حیف شد.نتونستم پس اندازش کنم
خب اونجا منتظر میمونی؟
خیلی دور نشدم برای همین میتونم سریع بیام اونجا
تو دانشگاه میبینمت
منکه خیلی سیرم
خب دیگه من دارم میرم- منتظرمون میموندی. آخراش بودیم-
نه باید یکیو ببینم. تا فردا
اون کیه که برای دیدنش اینقدر عجله داره؟
صبر کن. فکر نمیکنی که داره با سونوو میره بیرون؟
بابا از سونوو سونبه بکش بیرون
نکنه تو اونی هستی که بهش حس داره؟
خب فکر میکنم درست باشه
TOEIC اگه تموم شدی بریم دیگه. باید برم کلاس
میگم دوست داری برسونمت؟ امروز ماشین دارم
دوباره ماشین داداشتو آوردی؟ هنوز ندادیش به اسقاطیا؟
چرا باید برمش؟ خوب کار میکنه که
اون دیگه ماشین بردارم نیست. مال خودمه
بهم دادتش
نخیرم. بهت ندادتش. انداختتش به تو
هر چیم باشه. منکه مشکلی ندارم
مطمئنی که فقط حسودی نمیکنی؟
چون من الان صاحب یه ماشینم؟
خیلی دوست دارم یه لگد حسابی نثارت کنم
اینو نگاش کن. خیلی داره حسودی میکنه
برسونتم هتل سیلا
بهت گفته بودم که توی یکی از سوئیتای اونجا زندگی میکنم؟
نیازی نبود بگی. پیاده شو
چرا؟ بخاطر من اینجا نیومدی؟
میدونی که نیومدم
باورم نمیشه شین وو یئوی معرکه اومده باشه دنبال اون
دام الان خیلی فوقالعادهتر به چشم میاد
ولی چقدر ناامید کنندست
من از ته قلبم بهت راهنمایی کردم
ما هیچوقت پایان خوشی نداشتیم وقتی که بهم علاقه پیدا میکردیم
بهت گفتم که نذار اون احساساتِ زیبا زندگیِ کاریتو نابود کنه
تصمیم گرفتی که پنهونش کنی؟
چیزی نیست که لازم باشه پنهونش کنم
از اولشم هیچ احساسی بهش نداشتم
مطمئنی فرقی نداره؟
با همهی آدمای رومخی که دیدی فرقی نداره؟
معلومه
برای همینه که نمیخوام خبردار بشم
اگر بخوام بدون دلیل خودمو ازش دور کنم
عجیبتر میشه
تو با این بهونههای مفصلت بیشتر مشکوکیا
چرند نگو و پیاده شو
خب چرا؟ فقط بهش بگو که غربیهایم
بگو یه جا دیگه همدیگرو دیدیم
یا وقتی داشتیم تو کلاب می رقصیدیم با هم آشنا شدیم
شوخی نکن - شوخی نمی کنم -
منو نزدیک هتل پیاده کن
از چیزی که فکر می کردم بزرگتره
تا حالا سوار همچین ماشینی نشده بودم
من رو میرسونی دیگه ؟
دیگه رابطمون در حدی هست که بتونی من رو تا خونه برسونی
رابطمون ؟
آره راست می گی ما با هم تو یه گروهیم
پس می تونم تا خونه برسونمت
... سوار شو هی سون
... نه ، من
این وو یئو عوضی چه طور جرات کرده از قدرتش روی من اسفاده کنه ؟
چیشد یهو تصمیم گرفتی بیای دنبالم ؟
خب سر راهم بود
و
حس می کنم از دیروز داری از من دوری می کنی
...فکرکردم تصمیم گرفتیم که
مثل قبل باشیم
خب
راستش بخاطر یه موضوع شخصی این روزا سردرگم شدم
No comments yet. Be the first to leave one.