Jormungand

Jormungand (ヨルムンガンド)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Jormungand S2 1-12
A Commentary by DreadLord
فصل دوم قسمت های 1 تا 12

Tags

other
Published on: 2020-02-14
Downloads: 57
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

... باوجود اینکه قادر به بلعیدن پنج قاره

، و توانا به خشک کردن آب سه اقیانوس هستم

، لیکن در مقابل آسمان ناتوانم

. چراکه نه بال دارم، نه پا و نه دست

. من ماری به وسعت جهانم

. من یورمونگاند هستم

من در زندگیم با اسلحه های زیادی رو به رو شدم

. که باعث میشن حس کنم این دنیا از باروت و سرب ساخته شده

، چیزی که دست منه سال ها برای هدف کشتن ارتقا پیدا کرده

. من از اسلحه بیشتر از هرچیز دیگه متنفرم

. من با یه اسلحه فروش سفر میکنم

. برای همینه که مجبورم با این تغییر و تحول دنیا کنار بیام

... اینجا رو ببین ، موکو

! مغازه ی آقای چن به یه سوپر مارکت معمولی تبدیل شده

.درسته ، دکتر میامی

. هم خوبه و هم ارزون

... راستی

. مثله اینکه آقای چن خیلی وقته باهات تماس نگرفته

... کارن

تو کارنی ، مگه نه؟

تو ستوان کارن لو ، منشی آقای چن هستی ، مگه نه؟

... دکتر آمادا مینامی

. من دیگه ستوان نیستم

از کجا فهمیدی سربازم ؟

کارن ، یعنی جایی واسه رفتن نداری؟

چرا به من ملحق نمیشی ؟

.میتونی در شرکت مارچن منشی من باشی

! البته یکی دارم ، ولی خوشحال میشم یکی دیگه هم داشته باشم

. توی الکساندریا بودی ، آره ؟ خوشحال که برگشتی

میخوای درمورد حقوقت صحبت کنیم ؟

! هوا سرده، مگه نه ؟ با این لباس کم سرما میخوری ها

زخمی هم که هستی ! حالت خوبه ؟

.نه ، ظاهرا" که نیستی . بیا پیش ما تا مداوات کنم

. اون موکوئناس

. از آشنایی باهات خوشبخته ، مطمئنم

. اوه ، اولین باره همو میبینین ؟ موکو صداش بزن

. به مارین هم سلام کنی ها

باشن CIA میدونی ، اخیرا" آدمای زیادی منو تعقیب میکنن . شاید از .

یا ممکنه جاسوس کمپانی ها باشن؟

کارن ، چرا رنگ چشمات آبیه ؟

تو دو رگه هستی ؟

خیلی وقته حموم نرفتی ، نه ؟

. اگه خواستی میتونی در محل کارت حموم بری

!حتما خیلی قوی هستی ، نه ؟ من ازت انتظارات بالایی دارم

! اوه راستی ، من این اسباب بازی فوق العاده رو اختراع کردم

! مطمئنم مثله چی فروش میره

... اه

. انگار ازش خوشش اومده

! شائوجینگ

! شائوجینگ

! شائوجینگ

! والمت ؟ والمت

... من ... من

! من از این دنیا متنفرم

... که اینطور

.و کمپانی داژینگهای همچین اتفاقی افتاده HCLI نمیدونستم که بین

، و والمت انتقامش رو گرفته

. و اگه مجبور میشدی به وطنت برگردی ، خیلی بد میشد

.پس تو تنهای تنها توی این آفریقای وحشی هستی

... اوه آره

... در رابطه هستی و در مورد این قضایا میدونی HCLIتو با

.یجورایی

"! آفریقا سرزمین فرصت هاست"

"! کمپانی داژینگهای قدرت خوفناکی داره"

"! رییس من خیلی خفنه ، اونقدری که حاضرم به خاطرش بمیرم"

و بعدش تمام امید و آرزوهای دیوانه وار تو درهم شکست ، به همین راحتی . دیگه از این دنیا بریدی ؟

.نه ، اینطور نیست

. ههه، میدونستم

. فرار کردن که شیکمت رو سیر نمیکنه

احساس میکنی دنیا بهت نیازی نداره ؟

. ولی دنیا به زودی عوض میشه

!بنابراین نیازی به نگرانی نیست ، کارن

! بزن

! شوریکن

! روبات خرسی نینجایی منو ببین ،اسمش نوته

! مطمئنم خیلی فروش میره

.به هرحال ، به تیم خوش اومدی

! نـــــه

! این جاسوس کمپانیه ! بگیرینش

ــهCIA! اونم مامور

! صبر کن

! حسابش رو برس

. از آشنایی باهاتون خوشبختم

! چی چی میگوی

. دکتر مینامی با یه کمپانی دیگه قرار ملاقات دارن

کجا هستن ؟

... اممم ... ماهیگیری

هان ؟ ماهیگیری؟

! معذرت میخوام ! واقعا از صمیم قلب معذرت میخوام

. تو نباید عذرخواهی کنی ، مارین

! کارن ، بیا بریم سفر

!مقصد هم .... جزایر سولومونه

، میگم، مینامی

. یادم نمیاد خارجی هارو دعوت کرده باشم

. مثله کارن لو

! ای بابا ، بیخیال

! اینقدر سخت نگیر

! کارن منشی منه

. بهش گفتم که دردسر درست نکنه

. تازه به سختی خودت رو سر وقت رسوندی

.اه ، دکتر میامی

. بس کنین دیگه شما دو تا

.معذرت میخوام ، کوکو

. معذرت میخوام ، دکتر میامی

جونم ؟

. یه دقیقه مونده

راستی ، این آخریه ؟

. بازم پدرت نتونست بیاد. خیلی بد شد

مگه این یه رویداد خاص و مهم نیست ؟

... هان ؟ اه

. اون علاقه ای به نحوه انجامش نداره

. تا وقتی که سیستم پول درمیاره ، اون راضیه

.سیستم پشتیبانی هدایت ماهواره

، که با کمک جی پی اس آمریکایی ها

میتونی مسیرهای حرکت رو مشاهده کنی

. حتی به عنوان یه شرکت خصوصی

. جی پی اس 24 ماهواره در 6 محور دایره ای داره

! که میتونیم 5 برابر تعدادشون پشتیبانی کنیم

. برای کنترل حمل و نقل های سراسری کافیه

! حتی میتونیم جلوی ارتباطات از جمله ارتش رو بگیریم

. هیچکدوم از اینها برای من مهم نیست ، مینامی

. منم همینطور، کوکو

. بخش احتراق ، فعال شد

6. 5. 4

. تمام موتورها فعال هستند

3. 2. 1

! پرتاب

اوه ؟

پرتاب موفقیت آمیز بود ؟ یا شکست خورد ؟

.هل نده ، میلد

! واااای

! دنبال کردن دکتر میامی اونم وسط ناکجاآباد ارزشش رو داشت

منظورت از "ناکجاآباد" چیه ؟

! داری رسماً به اهالی اینجا توهین میکنی

کی زنگ زده ؟

چیه ؟

... اه ، کاپیتان بلک

چه کمکی از دستم برمیاد ؟

، مترسک

تو در سولومون هستی ، آره ؟

، اگه ماموریتت تعقیب کوکو و دکتر آماداس ، ادامه بده

هنوز در جریانه Undershaft . فقط یادت نره که عملیات

.حواست باشه مزاحمشون نشی

! چی ؟ شرمنده ، صدا بد میاد اصلا نمیفهمم چی میگین

. ههه ، پسره ی کله شق

تا حالا چند تا موشک پرتاب کردی، شاهزاده ؟

! گوش کنین

! 126مین و آخرین موشک به طور موفقیت آمیز پرتاب شد

! ما موفق شدیم

. پسر ، عجب صحنه فوق العاده ای بود

مگه نه ، یوناه ؟

. نمیتونستم صداشون رو موقع پرتاب موشک بشنوم

دکتر میامی و کوکو درمورد چی حرف میزدن ؟

، شاید از همون حرفایی باشه که مو به تنم سیخ میکنه

. ولی در اون لحظه ، قیافشون واقعا خطرناک به نظر میومد

بعدش کجا میرین ؟

، چند روزی استراحت میکنیم

. بعدش مثله همیشه به کسب و کارمون میرسیم

. ولی به این زودی ها جای دوری نمیریم

! پس کوکو بیا باهم یه مشروبی بزنیم تو رگ

. باشه مشکلی نیست ، فعلا که برناممون خالیه

! ایــــول

! اما حواستون باشه یوناه نخوره

. هی ، یوناه ! نباید تنهایی غیبت بزنه ها

... کوکو

، مهم نیست دنیا چطوری تغییر کنه

تو همراه و در کنار من هستی ، مگه نه یوناه ؟

. الان بهترین شانسمون برای نفوذ کردن بهشونه

! برو ، رناتو

. رو شروع می کنیم Undershaft عملیات

. می سپریمش به خودت ، رناتو سوچی

. انتظار دارم همونطوری که یه افسر سابق برساگلیر عمل می کنه ، نقشت رو ایفا بکنی

. محافظ های کوکو حکمتیار شش تا هستن

. درسته ، حالا با تو شش نفر هستند

. یکی از افرادم به جنگ بزرگی بر فراز آسمون رفته

. انتظار دارم که نه فقط جاش رو پر کنی ، بلکه ازش خیلی هم بهتر باشی

. خوشتیپ تر از عکست هستی

. یه اسمی برات انتخاب کردم

! R ، از ملاقاتت خوشبختم

! همه ی تلاشم رو می کنم تا تو رو از صدمه دیدن محافظت کنم ، شاهزاده

... من درباره ی سوابقشون تحقیق کردم

. ولی ، کوکو حکمتیار از اون روز به بعد رفتارش رو به کل عوض کرد

. اون موقع شد این شاهزاده ای که الان هست ، با یه لبخند همیشگی روی صورتش

. که یعنی اینکه من هیچوقت ، حتی برای یه بار هم چهره ی واقعیش رو ندیدم

هنوز هم به اندازه ی دو نفر سفارش میدی ، آره ؟

. تموم روز رو سر پا بودم ، واسه همین الان خیلی گرسنمه

. تو هم به اندازه دو نفر داری مشروب میزنی

. بهتره کاری نکنی که قبل از اینکه بهم بگی چرا من رو کشوندی اینجا ، از حال بری

... اون سه تا آدمکشی که دربارشون اون روز بهت گزارش دادم

. توسط شرکت فرستاده شدن

. " شاهزاده گفتش که " اونا رو اون بازجو هایی فرستادن که درست مثل طرفدار ها دو آتیشم می مونن

. ها ، اصل انگشتش رو گذاشته روی ما

. همچین حرف هایی ، واسه یه سازمانی مثل ما می تونه خیلی کشنده باشه

. اصلا خوب نیست

... شک می کردن R اگه اونا به تو به عنوان

. دیگه نمی تونستی به عنوان مامورم عمل کنی ، و اینجوری تمام نقشم از هم می پاشید

. خلاص شدن از شر کوکو حکمتیار نبود ، Undershaft از اولش هم ، هدف عملیات

. فرستادن چندتا آدمکش اصلا با عقل جور در نمیاد

. واسه یه لحظه هم فکر نکردم که ممکنه این کار تو بوده باشه ، سو

پس ، یه خودی بوده ؟

Jormungand subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Jormungand

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left