The first 200 lines.
همیشه انقدر خودخواهی؟
ما منتظرتیم درست نیست که اینجا تنهایی درس بخونی
بلند میشی دیگه، نه؟
...راستی، مون دونگ اون
گفتی که میخوای معماری بخونی، مگه نه؟
اگه سوالی داشتی از خودم بپرس
من درباره ی ساخت و ساز بیشتر از تو میدونم
بهش میگن "معماری" احمق
منم همینو گفتم دیوونه
!تو گفتی "ساخت و ساز" احمق عوضی
توی کله پوک دیگه نمیخواد بهم یاد بدی
پاهایی که مشتاق آسیب رسوندن به ...دیگران بودن
و همه ی پاهایی که کنار اون راه می رفتن
...لب هایی که به بدبختیِ دیگران میخندیدن
و همه ی لب هایی که با اون میخندیدن
...اون چشم های درخشان
و همه ی چشم هایی که با محبت بهش خیره میشدن
...دستت که دیگران رو مسخره میکرد و میشکست
و همه ی دست هایی که اونو نگه داشته بودن
...و
روحِت که توی تک تک اون لحظه ها شاد میشد
یون جین، من تا جایی که میخوام پیش میرم
...هیچ بخششی در کار نیست، برای همینم
هیچ افتخاری هم وجود نداره
!دیوونه ی عوضی
ولم کن- بازم مثل یه دختر دبیرستانی رفتار میکنی-
!ولم کن
الان دیگه به همه ی آرزوهات رسیدی؟
...انگار شغل خیلی خوب داری
وقتی که جوون و خوشگل بودی با یه مردِ لیسانسه و واجد شرایط ازدواج کردی
زندگیِ شادی داری؟
مطمئنم موفق شدی، مگه نه یون جین؟
!اوه، ای وای
مواظب باش- اینا رو کِی آماده کردی؟-
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک یون جین عزیز
تولدت مبارک
چی میخوای؟
حتما خبر ازدواجم رو توی اینترنت خوندی
دنبال چی هستی لعنتی؟- !هی-
!آروم باش، قرار نیست اینجا که بُکشیش
بیرون پر از دانش آموزه
هی، تو مثل بزرگترا رفتار کن
این یون جین، هنوزم بچه ایه که نمیتونه خشمشو کنترل کنه
شما بچه ها... اصلا عوض نشدین
!دوستیِتون هم همینطور حسودیم شد
خب، ولی تو یه کم عوض شدیا
...توی دبیرستان سیاه سفید بودی
!حالا رنگ و وارنگ تر شدی
اینطوری فکر میکنی؟
دیگه باید برم
برنامهت رو حتما میبینم، یون جین
اشکالی نداره که نظرِ آنلاین بذارم، نه؟
به هر حال از دیدنِ همهتون خوشحال شدم
...ولی، جه جون
...تو که نمیدونی
!رنگ و وارنگ "چیه"
مراسم اعطای جوایز فارغ التحصیلانِ" "افنخار آفرین دبیرستان سونگهان 2022
اینم از ساک
سرکار نیومدی و کل روزم تماس هام رو جواب ندادی
این روزا واقعا گیج شدم
بیشتر از تو دارم رانندگی میکنم
اونوقت توی لعنتی پس برای چی حقوق میگیری؟
معذرت میخوام
بعد از نوشیدن از حال رفتم
کار دیگه ای هست که برات انجام بدم؟
برو ببین مون دونگ اون داره چیکار میکنه
مون دونگ اون
آه، همون دختره دبیرستان رو میگی؟
آره، همونی که جلو دهنش رو میگرفتی
چقدر طول میکشه؟
...میگما مگه
با دونگ اون خوابیدی؟
ازت بچه داره؟
مواد زدی؟
دیوونه شدی؟
میخوای یه احمق لعنتی باشی؟
اوه، قراره سه تایی بریم توی وان؟
نخیر
اون برای من کیف دستی نمیخره
وای، منظره ی شب خیلی قشنگه
اوپا، باید اینجا باهات زندگی کنم؟
گفتی اسمت چی بود؟
ها نا
ها نای عزیزم
خنگی چیزی که نیستی، هستی؟
ها نا، من مثل اوناییم که مواد زدم؟
حتی نمیتونی اسم واقعیت رو بگی ولی آرزوی بزرگی داری
این خیلی ناراحتم میکنه
...ولی، یه چیزی ها نا
موهات قرمزه، نه؟
قرمزه دیگه
مگه نمیبینی؟
ها نا
میدونی دوتا عوضی ای که بیشتر از همه ازشون متنفرم کیا هستن؟
آن شرلی و شنل قرمزی چاچا
...حالا چون تو هم موهات قرمزه
باید با زندگیت کاری کنم که تنهایی و ناراحتی قوی ترت کنه؟
هان؟
فقط اگه برای آقای یون اتاق 701 مشاوره خواستین، باهام تماس بگیرین
ببخشید میتونم ازتون یه سوال بپرسم؟
میتونی از من بپرسی، اون باید بره
خودم حواسم به همه چی هست تو برو
چون بهت اعتماد دارم، میرم بهم زنگ بزنیا
بعدا میبینمتون
سوالت چیه؟
دکتر یو، پسر مدیره؟
واقعا؟ پسر مدیره؟
فکر کردم دخترشه
میدونی که صورتی خیلی بهش میاد
پس راسته
تازه دیروز فهمیدم
...اونوقت
...پس پدر دکتر یو
مدیر سابقیه که قبلا فوت کردش، نه؟
میخوای تا اینجاهاش رو بدونی؟
خب یه سر به اینترنت بزن
واقعا توسط بیماری که نجاتش داده بود، به قتل رسید؟
امروز سالگرد فوت پدرشه
به خاطر همینم زودتر رفت
سالگرد فوتش رو هم حفظ کردی؟
مادر یو جونگ دختر عموی مادریِ منه
!آها
چی؟
آخه کدوم دکتری سیگار میکِشه؟
!خونه پُر از جراح های قلبه
قبل از اینکه بیای اینجا غذا خوردی، نه؟
میتونی بنوشی؟
عموهات همین الانشم مست شدن
نوشتیش؟- الان میخوام بنویسمش-
بیا
مال پدرت بود
حالا دیگه مال توئه
بیا بریم پدرت منتظره
با ما همراه باش، پدری که" "زندگیِ خود را وقف یادگیری کردی
فکر کردم دیروز یه روح دیدم- شرط میبندم که از عمد خودشو نشون داد-
میدونست که داره چیکار میکنه
هیچکس خبر نداره که چیکار میکنه؟
میونگ اوه، ته و توش رو دربیار
کی و چقدر بابتش بهم پول میده؟
اول چیزی که ازت میخوام رو انجام بده
...رنگش یه کم
هی
اون یکی رو بهم نشون بده
راستی پارک یون جین حالت خوبه؟
اگه شایعه ی عجیبی توی سایت های خبری پخش بشه، چی؟
اگه توی راه خونه، بهت تخم مرغ پرت کنن؟
!مون دونگ اونِ عوضی
صورت ناراحت
!هرزه لعنتی
"یکی یه دونه ام"
عزیزم، از ناهارت لذت بُردی؟
دیگه دارم میام خونه
...آره، ولی روی دمپایی هام شیر ریختم
خیس شدن برای همینم پابرهنه ام
پابرهنه ای؟
!اینجوری که بَده
به معلمت گفتی؟
از امروز دیگه آقای یانگ، معلممون نیست
منظورت چیه؟
یه معلم جدید قراره برامون بیاد
قراره یه کمِ دیگه بیاد
واقعا؟
...ولی اونا بهم چیزی نگفتن
!فردا میام مدرسه ات
!ببینیش خوشحال میشی، چون اون دوستته
هان؟ اون کیه؟
معلم جدیدمون
خانم مون دونگ اون
میشه یه بار دیگه اسمشو بگی؟
از ملاقات باهات خوشبختم
...لطفا هر چیزی که به مدرسه مربوط میشه
رو باهاشون در میون بذارین
آقای مدیر- بله-
لطفا از این به بعد خوب حواست به خانم مون باشه و هواشو داشته باش
البته قربان
...حالا که دیگه آقای یانگ از مدرسه رفته
!من، مون دونگ اون، معلم جدیدتونم
از الان به بعد دیگه این 3 مورد ...توی کلاسمون جایی ندارن
...شغل والدین، پول والدین
!و ارتباطات اونا
لطفا این 3 قانون رو رعایت کنین
چون لباس بهتری میپوشین ...چون سوار ماشین بهتری میشین
چون توی خونه ی بهتری زندگی میکنین همکلاسیتون رو هیچوقت اذیت نکنین
اگه خواستین همکلاسیتون رو اذیت کنین ...اونوقت منم
مادرتون که براتون لباس خریده ...پدرتون که شما رو با ماشین میرسونه
و پدربزرگ و مادربزرگتون که هزینه ی ...خونه تون رو دادن
!همهشون رو وادار میکنم که تقاضای بخشش کنن
امیدوارم از الان با همدیگه خوش بگذرونیم
!چشم- !چشم-
خب بیاین مسواکمون رو بزنیم
لطفا مسواکتو بده
موندم با مدیر مدرسه چه ارتباطی داره
خودشم اومد معرفیش کرد
شاید از اقوامش بشه
...آقای کانگ وقتی مثل بیگناه ها رفتار میکنی
حس میکنی آدم خوبی هستی؟
احساس غرور میکنی، نه؟
ببخشید
No comments yet. Be the first to leave one.