Firefly Lane - Second Season

Firefly Lane - Second Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Firefly Lane S02 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
Firefly Lane S02 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
Firefly Lane S02 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-SMURF
Firefly Lane S02 WEBRip x264-ION10
Firefly Lane S02 WEBRip x265-ION265
Firefly Lane S02 1080p WEBRip x265-RARBG
Firefly Lane S02 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Firefly Lane S02 720p NF WEB-DL DDPA5 1 H 264-CMRG
Firefly Lane S02 1080p NF WEB-DL DDPA5 1 H 264-CMRG
A Commentary by Ariyaw
🔸 تمامی قسمت‌ها بصورت یکجا | 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼 🔸

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
Published on: 2023-05-25
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

تولی عزیز، ای کاش امروز می تونستی منو ببینی.

من واقعا موفق شدم آخرش لنز جدیدمو بزارم،

و سایه چشم آبی آسمانی و لباس آبی قدیمی تو رو پوشیدم،

که قسم می خورم خوش شانسی میاره ،چون توی آزمون فرانسویم بالاترین نمره رو گرفتم، bien sur(البته) .

و بعدش, و ناگهان، کریسی جی بعد از مدرسه شروع کرد به صحبت کردن با من،

و بعدش کریسی دبلیو گفت ما باید بعضی وقتا با هم وقت بگذرونیم (خوش گذرانی کنیم)،

و بعدش فرانکلین فاکسی کلاً با من لاس میزد،

یا به هر حال داشت با من صحبت می کرد، که بیشتر شبیه لاس زدن بود .

همه دلتنگ تو هستن.

نامه دیگه ای از تولی؟

خفه شو ، شان

کیت عزیز، نمی تونم باور کنم که پنج ماهه تو رو ندیدم.

اینجا همه چیز خیلی آرومه.

گرن این هفته برای میلیونمین بار ماکارونی رو سورپرایز کرد،

اما من مشکلی ندارم. خوبه که آشپزی میکنه.

اون شروع کرد به آموزش گلدوزی به من ،

و لاف نمیزنم، اما فکر می کنم ممکنه استعداد ذاتی داشته باشم.

نخند. جدی میگم.

میدونی که من توی هنر خوبم.

و به یه پارتی آخر این هفته دعوت شدم، ولی تصمیم گرفتم نرم.

همه توی مدرسه ی من فکر می کنن که من سعی می کنم مرموز باشم،

ولی من فقط می خوام روی حرفه ی روزنامه نگاری خودم تمرکز کنم.

تولی عزیز، همانطور که گفتی، من روی آینه بوسیدنم را تمرین کردم..

احساس می کنم یکم مضحک هست.

قسم می خورم، اگر تا تابستان کسی منو نبوسه، میمیرم.

یا شاید منو ببوسن و من اونقدر بد باشم (توی بوسه) که از خجالت بمیرم.

در هر صورت، لطفا "سمت تاریک ماه" را در مراسم خاکسپاری من پخش کنین.

کیت عزیز، اون روز یه جیزی پیدا کردم.

دقیق نمی دونم، اما فکر می کنم عکس پدرمه.

حتی شبیه منه .

من اونو به کلاود نشان میدم و مجبورش می‌کنم به من بگه. .

خیلی دلم برات تنگ شده.

بازهم اینجا قایم شدی، هان؟

من قایم نشدم. دارم میزبانی می کنم.

بیا، الان مراسم بعد از تدفین باباست

مردم می خوان تسلیت بگن.اونا نمی تونن بدون تو تسلیت بگن.

این قرار بود بدون دمش بیاد.

- می‌تونیم درباره اتفاقی که افتاده صحبت کنیم. - چه اتفاقی افتاده؟

بیرون کلیسا داشتی با تولی دعوا می کردی.

خیلی شدید به نظر می رسید.

اگر زمانی بود که ...

- الان نه - ... بتونیم در مورد اتفاقی که ...

- نمی خوام در مورد تالی هارت حرف بزنم. - ... بین تو و تولی افتاده صحبت کنیم.

باشه.

یک پیرمرد عجیب و غریب که تا حالا ندیدمش مدام گونه هامو نیشگون می گیره

- عمو ویک. - عمو ویک.

می تونم یه جرعه بنوشم؟

کیت، اینجایی

- عمه (/خاله) هانی سلام. - اوه

خیلی متاسفم برای پدرت(تسلیت میگم)

اوه، مرد فوق العاده ای بود

ممنون .ممنون که اومدی.

- و شان، شنیدم که الان همجنس گرا هستی. - ممم

راستش، من همیشه همجنسگرا بودم. فقط یادم رفت به همسرم بگم

من قبلا تولی هارت را بیرون کلیسا دیدم.

- از نزدیک خیلی قشنگه - اره

یکی به این اشاره کرد که شما دو تا با هم درگیر شدین.

چه اتفاقی افتاد؟

عمه هانی، دوست دارم نمای استخر رو بهت نشان بدم

- مکان مورد علاقه بابا بود. - اوه

اون چطوراز عهده این مکان بر میاد؟

متاسفم که مردم مدام در مورد تولی می پرسن.

آره، من فقط تعجب کردم عمه هانی همه جزئیات تلخ (/سیر تا پیاز ماجرا)رو نمی دونه

- حدس می زنم اون روزنامه ها رو نمی خونه. - مدتی از این قضیه می گذره.

و با اینحال، با اینکه اون اینجا نیست، هنوز هم به نوعی همه چیز در مورد تالی هست.

اون مثل هدیه ای است که مدام می گیرنش.

نمی دونم.

یادت هست وقتی خبر بابا رو در عراق فهمیدیم؟

اون توی اون روز(حالش) خوب بود

جعفری.

باشه. خدا رو شکر.

فقط بگیر...

در واقع، شاید فقط یکی بیشتر. باشه.

- ببخشید. - اوه لعنتی!

خیلی متاسفم. من فقط...

تو تالی هارت هستی، مگه نه؟

آره. و من واقعاً طرفدارام رو دوست دارم.

بهترین دوستم در حال تجربه کردن یه موقعیت سخته،اون به بستنی نیاز داشت. داستانش مفصله

من فقط یه ذره روز دارم

آه البته. همه ما اونا رو داریم، درسته؟

- متشکرم. - البته.

- باشه. - گوش کن.

می دونم که احتمالاً زمان خوبی نیس،

ولی باید بهت بگم،

که بهت خدمات داده شده

امکانش هست که بتونم باهات عکس بگیرم؟

تو اولین سلبریتی هستی که من خدمت کردم. واقعا هیجان انگیزه

جایز نیس

فهمیدم.

عیسی مسیح

سید، تو وکیل منی برای همین بهت زنگ زدم

این یه کابوسه

اون لعنتی نمیتونه از من شکایت کنه

اره،می دونم که قراردادم رو شکستم.

چون اون یه زن ستیز لعنتیه

من همچنین پولی(/ پول ریخت و پاش) ندارم

من ثروتمند هستم، اما ثروتمند اپرا نیستم.

دیشب فهمیدم که

شوهر بهترین دوستم در عراق در انفجار بمب دست ساز دست داشته.

اون داره اخم میکنه دارم دیوونه میشم

میدونی چیه؟ من الان نمیتونم این موضوع رو ادامه بدم.

من باید برم.

- پاسپورتم رو پیدا نمی کنم. - چه خبره؟

دارن اونو با هواپیما به آلمان می برن. نیاز به جراحی داره.

روی مغزش ورم داره، استخوان هاش شکسته. نمیدونم کدومشون

چیزی تو مایه های کمای تحمیلی. دارم میرم فرودگاه

من برای پنج پرواز مختلف در حالت آماده باش هستم.

لعنتی

- پیداش کردم، پیداش کردم. - اوه خدای من. مرسی، مارا.

این آجیله!

نه، خوبه شان با مارا میمونه

- پدر و مادرم تو راه هستن. - وقتی سوار هواپیما شدید به ما اطلاع بدین

نه، احمقانه اس منتظر پرواز باشیم

من یک هواپیما اجاره می کنم.

حدود 100000 دلار است.

یادت رفته با کی حرف میزنی؟ برای من مثل پول تو جیبیه

بیا، من تو رو پیش جانی می برم.

- دیشب فوق العاده بودی. - امروز صبح فوق العاده بودی.

فکر می کنی برای یکی دیگه وقت داریم؟

نه، اما من فکر می کنم ما باید به هر حال اینکارو بکنیم.

اوه خدای من. شما دوتا مثل خرگوش هستین

یه داستان داریم که گزارش بدیم(تعریف کنیم).

بیا بریم،بیا بریم، بیا بریم.

دارم میام.

نه، این بار تو نه.

درختان ما را نجات دهید! رشد پیر را نجات دهید!

درختان ما را نجات دهید! درختان ما را نجات دهید!

تعداد معترضان بیشتر از چیزیه که فکر می کردم.

آره و دیر اومدیم حالا جای خوبی گیرمون نمیاد

اشکال نداره. یه جای خوب میگیریم

خوب، من جای خوبی داشتم، ولی KDUG اونو دزدید، چون همشون به موقع اینجا بودن.

بعلاوه ، قهوه ات سرد شد

سلام بچه ها من غذا دارم

- اوه، کیت، خامه و شکر. - متشکرم.

- تولی، سیاه. - ممنون.

جانی، من راستش یک قمقمه پر از کاپوچینو برات درست کردم که .،

هنوز داغ است، فکر کردم ممکنه اونو دوست داشته باشی

اوه، ممنون، لوتی.

باشه بیا. بیا یه جایی برای خودمون پیدا کنیم

خیلی خوب.

از استرالیایی ها چه خبر، هان؟

قاره خدایان کام جویی متحرک.

خب بچه ها امشب می خواین برین اون فیلم مدونا را ببینین؟

- شاید. - نمی دونم.

باشه باحاله خیلی خب، باشه، فقط به من خبر بده

- ما اینکارو نمی کنیم، مگه نه؟ - ابدا.

قراره اون فیلم رو با هم ببینیم، تنهایی.

ولی تو باید به کارآموز ما بگی که جانی دوست پسرته

تا اون(دختره) از درآوردن لباسش با چشمانش دست بکشه.(/تا با چشماش قورتش نده)

اوه لطفا. لوتی بی آزاره

ممم

منو یاد خودم میندازه ، یک جورایی تلخ و شیرینه.

اون دختره شیرین نیس

بعلاوه ، اون دوست پسر من نیس

منظورم اینه که ما هنوز در مورد این که چه نسبتی با هم داریم صحبت نکردیم،

به همین دلیله که ما سکوت می کنیم.

آره، مگه اینکه در اتاق دیگه ای باشم و بخوام بخوابم.

وقتی کارمون تمام شد، می خوای یواشکی برای ناهار بریم بیرون

فقط من و تو؟

- میتونیم به اونجایی بریم که صدف داشت - اوه، امروز نمی تونم.

به جانی قول دادم ناهار بخرم.

ما این شرط بندی رو انجام دادیم، چه کسی اولین کسیه که فرد دیگه رو مجبور میکنه تا...

اومم...

باشه ، امشب. بیا یکم وقت هم اتاقی داشته باشیم

فضولی نکن

- یا اینکه فقط می تونیم دختران طلایی روببینیم - اوه اوم...

- من... - بزار حدس بزنم.

تو برنامه هایی با یک خدای کام جویی استرالیایی، که دوست پسرت نیس داری.

در کل باید بیای!

حتی نمی تونم اعتراض لعنتیو ببینم.

- دسته ای از کارکنان جلوی دید رو می گیرن. - آخ

هرگز مردی رو برای انجام کار زنانه نفرست. یه جایی واسه خودمون پیدا میکنم

برای یک عکس خوب خیلی دیر است، نه؟

دنی اینجا چیکار میکنی؟

این چیزیه که بهش میگن اخبار . احتمالا در موردش شنیدی؟

چرا KDUG یک مرد ورزشی رو فرستاد تا کار یک خبرنگار واقعی رو انجام بده؟

دیشب برای پری آبی آرزو کردم

و یک پسر واقعی را از خواب بیدار کردم(پسر واقعی گیرم اومد).

از اون گذشته ، منو ترفیع دادن.

اوه این خیلی بده.

من از تفسیر پر شور تو در مورد اینکه کدام تیم توپ رو بهتر پرتاب کرده، لذت می برم.

هنوز به خاطر اتفاقی که در اون شب در تاکوما افتاد از من عصبانیه

- اونشب هیچ اتفاقی نیفتاد. - برای همین از دست من عصبانی هستی.

- بداخلاقی - کاریش نمیتونم بکنم

خب ما توی یه بارمشروب فروشی بودیم.

تمام شب معاشقه کردیم.

- با من معاشقه می کردی. - ببین، دهنمو سرویس کردی. باشه؟

من با تالی هارت یک گیلاس مشروب خوردم

و من... بجاش با دختری که لباس قرمز پوشیده بود به خونه رفتم..

من... من فقط...

من برای ... برای ما آماده نبودم.

دیگه "ما" وجود نداره،دنی.

تو هیچ وقت با من یک گیلاس مشروب نخوردی

خوب، یک ساعت عشق بازی کردیم.

اون... این یک بوسه کوچولو بود بیخیالش شو.

بهرحال تو واقعاً زیبایی.

من کت شلوار را دوست دارم

هی میتونی عجله کنی و یه جایی رو انتخاب کنی،لطفا؟

ما باید این کارو انجام بدیم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left