The first 200 lines.
مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
! مدـرکــ هدـاـفــتـسـا رـاکـ و ـبـسـکـ یاـربـ ـهـهـلـ ا یـاهـنـوـجــعـمـ زا
مغازهی میر
آلفا کائورو ناگاسه
میلفا کائورو ناگاسه
خواهر بزرگتر
خواهر کوچیکتر
مرد پر زرق و برق
خودخواه و مغرور
مرد پر زرق و برق
خودخواه و مغرور
اگه پیر بشی زشت می شی
ازشون متنفره
سرزمین مقدس روئدا، معبد بزرگ
شرکت ابیلی
امپراتوری نظامی آلیگوت
پادشاهی بالمور، قصر
.آه، خیلی آرومه
بعد از اون بررسی عمومی
هم خاندان سلطنتی و هم اهل معبد .دست از سرم برداشتن
.سلام کائورو. امروزم مثل همیشه سرحالی
.اینم به حساب من
همهی مردم شهر و کارگاه
.مثل قبل باهام رفتار می کنن
.بفرما. تازه پخت شده
!ممنون
کائورو همون کائوروئه
.یه دختر معمولی که اتفاقا برای الهه سود داره
یا...شایدم دوست بودن با سلستین و داشتن ابر قدرت .به معنی عادی بودن نباشه
بهرحال، حالا که همه چیز آروم شد
.دوست دارم به افراد بیشتری با معجونام کمک کنم
.کارایی که فقط من و بچه ها می تونیم بونیم زیاده
.واقعا دوست داشتم یه متحد با نفوذ در کنارم می بود
!اوه، الههی من
!آخه این چه مانگاییه؟
منم، شوالیه فرانست
فرانست؟
!توی جنگل با هم آشنا شدیم
.شما بهم اشک های الهه رو دادید
..اوه! اون زن شوالیه...وایسا ببینم
!چی؟
.پس داستان اینه
.من به لطف اشک های الهی که بهم دادید الان این شکلیم
!واقعا نمی دونم جطور ازتون تشکر کنم
...تا اینجاشو فهمیدم چرا همه چیز اینطوری شد
.ولی واقعا باورم نمی شه اینقدر تغییر کرده باشی
حقا که کار یه موجود مرموز نزدیک به خدا درسته
ها؟
.اوه، فقط با خودم بودم
...آها
اینا به کنار، به نظر معصوم میاد، چشماش تیزن
.و از همه مهم تر، اون به یه کنت خدمت می کنه
.این می تونه خیلی خوب باشه
بانو فرانست، یه درخواستی ازت داشتم
امکانش هست من مخفیانه با کنتی که بهش خدمت می کنی ارتباط داشته باشم؟
بله! الساعه، اگه الهه همچین چیزی می خواد
عالی شد
...فقط
من کنت رو ترک کردم و الان به عنوان محافظ .یه جا کار می کنم
یه جا؟
این همون یه جاس؟
.برادر شاه، رولاند
درست بعد از اینکه من گفتم جلوی خاندان سلطنتی ...و معبد سر خم نمی کنم
.این ممکنه بد دردسری باشه
دلیل اومدم به اینجا
.مجبور کردنت به کاری نیست
ولی اگه کسی که من و فران بهش خیلی مدیونیم درخواستی داشته باشه
.خوشحال می شم تا خواستشو برآورده کنم
.همین
با توجه به مواضع ما، باید سرج رو از این موضوع مطلع کنیم
.ولی به هیچ کس دیگهای نمی گم. لطفا بهم اعتماد کن
.شاهزاده رولاند از اون آدمایی نیستن که دروغ بگن
صحیح...خب، داشتن برادر شاه توی تیمم .ممکنه همون چیزی باشه که می خوام
انگار می خواد جلوی هرکسیو که ممکنه باعث دردسر بشه پیش پیش بگیره
.مثلا نجیب زاده ها...یا نجیب زاده ها...یا نجیب زاده ها
.بسیار خب
...کنت آدان
...آبیلی
...شاهزاده رولاند
...فرانست
.و خودم
.اینها اعضای سازمان مخفی ما هستند
.از حالا هیچ کس منو الهه یا فرشته صدا نزنه
.فقط به اسمم صدام کنید
...خیلی خب
!وقت توطئهاس
...وای
.اینجارو باش
از شما بعید بود تمیزکاری
..به لطف کائورو، این حداقل کاریه که از دستمون
...دقیقا. کائورو وقتی عصبانیه ترسناک می شه
.راستش جوراباییو که یه هفته پوشیده بودم تازه شستم
!لباس زیر های این سه روزه که پوشیده بودم
هر روز عوضشون کن
کسی اینجاست؟
..بله، خوش اوم
...خب وقتی گفته توطئه
.منظورم فروش معجون های شفابخش بود
همون معجونایی که به ما دادی؟
و همونی که بیماری دخترم رو درمان کرد؟
.بله
.ولی قبلش، یه درخواستی دارم
همونطور که احتمالا از فرانست شنیدید
.این یه حقیقته که من دوست الهه سلستینم
ولی درحال حاضر، من دارم از زندگیم .به عنوان یه انسان لذت می برم
...پس...اون داستانی که می گفتی یه الهه از سرزمین دیگه هستی
.بله، می خوام اینم یه راز بمونه
لطفا فقط بگید من یه آدم معمولیم که .یکم قدرت شفابخشی دارم
.حله
.بسیار خب
.باشه
من قصد ندارم از گروه خاصی حمایت کنم
بنابراین می خوام تا می تونم به بقیه موهبت الهی اعطا کنم
...پس ازتون کمک می خوام
.اونم با فروش معجون های شفابخش
تاثیرش به شدت ضعیف تر و محدودتر نسبت به اون اشک های الهیه
.اما در عوضش، خیلی ارزونه
میخوام مردم عادیای که مریضن
،شکارچیا و سربازایی که زخمیئن .بتونن بدون نگرانی ازش اشتفاده کنن
در ضمن، اگه توی پنج روز استفاده نشه .اثرش از بین می ره
این از ذخیره سازیش و استفاده ازش .در زمان جنگ جلوگیری می کنه
...پس چندتا محدودیت روش گذاشتم
!نه، هنوزم خارقالعادهاس
حتی اگه مردم نتونن مستقیما از اشک الهی برخوردار بشن
این به خیلی هاشون یه فرصت می ده تا .ذرهای ازشو تجربه کنن
و کاملا هم کار درستی بود که فکر استفاده در جنگ هم .براش کردید
امپراتوری آلیگوت، یه دولت نظامیه .و درست بر فراز کوههای غرب ما قرار دارد
اگه توی پنج روز اثرش از بین می ره
پس هیچ وقت تو این مدت به اونجا نمی رسه
می تونید برای فروشتون روی شرکت ابیلی .حساب باز کنید
.ممنونم
.الهه--منظورم کائوروئه، کمک کردن به تو باعث افتخار ماست
!درسته، واقعا خوشحالیم که توی تیمت هستیم، کائورو
می گم، چرا یه اسم برای این تیم نذاریم؟
نور الهه چطوره؟
...ها؟ واقعا می گم لازم نیست روی همهی کارای من اسم بذارید
!خوشمون اومد
.به نظر منم خوبه
!فوقالعادهاس
.اکثریت به نور الهه رای دادن
.منو آدم حساب نکردن
.و یه سازمان مخفی همیشه یه رمز عبور داره
!ها؟
.مثلا من می گم "مو" بعد تو بگو "ضع
.یا سه تا هورا برای الهه
!فکر خوبیه
!لطفا نکنید
الههی آویخته چشم چطوره؟
.فکر کنم منظورت سینه صافه
شما دوتا چیزی گفتید؟
.جلسهی توطئه سرگرم کننده بود
.و چشمان الهه رو به یه سازمان کمکی تبدیل کردیم
.خیلی زود، باید بتونم برای اون بچه ها جبران کنم
!همه چیز عالیه
!کائورو
اوه، آسیل. چی شده؟
!یکی دنبالته
بازم یه نماینده از معبد؟
.فقط برو و ردش کن
راستش، می گه تو از کشورش اومدی
!و برای دیدنت اصرار داره
...کشور اون؟ نکنه
!بالاخره، بالاخره، کائورو رو میبینم
باورت می شه این همه مدت توی پادشاهی بالمور بود؟
.و ظاهرا با خاندان سلطنتی و معبد در افتاده و برنده شده
.این باید موندنش توی بالمور رو براش دشوارتر کنه
من هر طور شده کائورو رو .به پادشاهی برانکوت برمی گردونم
فرناند، سعی کن از همون اول زیاد براش .رئیس بازی در نیاری
با یه عذرخواهی شروع کن، و گفت و گوت رو .دوستانه جلو ببر
.می دونم
!کائورو
کائورو، زخمت خوب شد؟
هوم؟
...اوه، شما باید
!با خواهر کوچیکم آشنا باشید
ها؟
ها؟
.اسم من آلفا کائورو ناگاسهاس
.درمورد شما از خواهرم زیاد شنیدم، میلفا کائورو ناگاسه
!چی؟
اوه، اون درمورد من بهتون چیزی نگفت؟
ما به محض خروج از کشور برای خلاص شدن از دست .اونایی که دنبالمون بودن از هم جدا شدیم
حال اون خوبه؟
...آم..من، چیزه
!نمی تونم بهش بگم که زخمی شد و بعدش در رفت
...وایسا، نگو که
...یکی از شما...شاید تو
مرد زندگی خواهرم هستید؟
!چرا یکی از اون دوتا؟
.خب چون اونا تایپشن
...یه مرد باهوش و معصوم
.یا یه مرد قابل اتکا که به نظر باهاش بودن خوش می گذره
.و انگار هردوتون هم توی پیری خوشگل بمونید
...باهوش و معصوم
...قابل اتکا و خوش گذرون
!پس من چی؟
...اوه
مرد پر زرق و برق
خودخواه و مغرور
No comments yet. Be the first to leave one.