The Snow Queen

The Snow Queen (눈의 여왕)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

The Snow Queen E10 فارس-new اصلاح شده تایپی
A Commentary by kiyavash62

Tags

other
Published on: 2016-05-09
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بورا

هان دوک گو ... شنيدم استعفا دادي ؟

راستشو بهم بگو . براي چي استعفا دادي ؟

به خاطر گون ووئه؟

اگه دليلش اينه ديگه نيازي به اين کار نيست

ما بهم زديم

چرا ؟

لازم نيست بدوني ،اما چيزي که سعي دارم بگم اينه که لازم نيست استعفا بدي

من ديگه استعفا دادم ،پس ديگه اينجا دنبالم نيا

هر وقت که مياي اينجا احساس سنگيني مي کنم

من ديگه رانندت نيستم

هي ،هان دوک گو ،حرفت تموم شد؟

ديگه مي توني بري

هي !همونجا وايسا

! وايسا ،هان دوک گو

چيه ؟چيز ديگه اي مي خواي بگي ؟

من دوست دارم ... من ... دوست دارم ،هان دوک گو

شوخي نکن

اين حقيقت داره

.... کاي من

... کاي من

... تو هستي

شما دو تا دارين چي کار مي کنين؟

! بورا ،تو

! بورا

دوک گو

بورا ،صبر کن

.. چيزي که گفتي

دنبالت نيومدم که اون چيزا رو بگم

... اما

به هر حال ،اين حقيقت داره که من دوستت دارم

داداش ،بورا چش شده ؟

اون عاشقت شده ،نه ؟

خوبه

حالا اون بورا هم تو رو دوست داره همه کاري که بايد انجام بدي اينه که باهاش قرار بزاري

بايد خوشحال باشي . تبريک مي گم

چي شده ؟

متاسفم ،بزار بعدا دربارش صحبت کنيم

چرا من يه همچين چيزايي گفتم ؟

آه ! چيکار بايد بکنم ؟

من دوست دارم

اون خواهر جونگ گيونه

فايده باز کردن زخم هاي گذشته چيه ؟

اميدوارم ديگه هرگز اون شخص رو نبينم

بهتره هر دو در يه همچين موقعيت چيزي ندونن اين براي همه بهتره

حتي به طور اتفاقي هم اميدوارم باهاش برخورد نکنم

من دوست دارم من دوست دارم ،هان دوک گو

! دوک گو

کيمباب خوشمزه ايه !هي ،هنوز شام نخوردي ،نه؟

!زود باش ،يه کم از اين کيمباب بخور

من غذا نمي خورم

امروز مصاحبه داري؟

يه مغازه کوچولو توي خيابونه پولش چندان خوب نيست

اما،هرچي باشه ،همينکه کار پيدا کرده باشم ،خوبه

مامانم نمي دونه که من بيکارم

بايد بجنبم و قبل از اينکه بفهمه کار پيدا کنم

نگران نباش ،همه چيز خوب مي شه

هي ،تو هم خوب مي شي

زياد فکر نکن

مگه نگفته که دوستت داره ؟ پس حداقل دنبال دختري نيستي که دوستت نداره

اون گفت دوستت داره ،پس براي چي حالت گرفته است ؟

آخرين بار نگران بودم که يک طرفه باشه براي همين وقتي بهت گفتم بايد احساسات رو نگه داري زود قضاوت کردم

سرنوشت خوب بوراست که با آدم بزرگي مثل تو بره بيرون

ميتونم به خدا قسم بخورم که اينطوره . مي تونم قسم بخورم

گونگ شيک

من خوب نيستم

من حتي آدم بزرگي که تو فکر مي کني نيستم

همينطور ... بورا منو دوست نداره

اون با دکتر گون وو اوقات سختي رو گذرونده

براي همين موقتا اينطور خيال کرده

اون واقعا منو دوست نداره

من اينطور فکر مي کنم

دوک گو

در مصاحبه ات موفق باشي

اگه کار رو گرفتي مهمونم مي کني ،نه ؟

! هي ،اين کيمباب رو بخور

واه ،بورا !اين واقعا خوبه بيا و يه نگاه بنداز

داري چيکار مي کني ؟ !بيا اينجا يه نگاه بکن

! هي

تو چت شده ؟

تو خيلي عجيب شدي ،ديروز هم اينطوري بودي

تازگي ها چت شده ؟

دوک نام

ديروز ،من به هان دوک گو اعتراف کردم که دوستش دارم

چي ؟

هان دوک گو؟

هان دوک گو کيه ؟

راننده هان؟

مدت کوتاهيه که با گون وو بهم زدم

نمي دونم چطور تونستم يه همچين چيزايي رو بگم

تو با دکتر بهم زدي ؟

تو چت شده ؟

هان دوک گو

چرا اينجا منتظر شدي و نيومدي تو ؟

اينجا راحت تر مي شه صحبت کرد

کوتاهش مي کنم

من درباره چيزايي که ديروز گفتي فکر کردم

بورا ،توگفتي منو دوست داري چون با من مثل يه برادر احساس راحتي مي کني ،درسته ؟

اما...

احساس راحتي و داشتن احساس فرق داره

تو داري اونها رو با هم قاطي مي کني

يادت هست چي گفتي ؟

تو فقط مي توني کلمه دوست داشتن رو به کسي بگي که واقعا دوستش داري

به نظر اشتباه کردي

اينقدر بي پروا از کلمه دوست داشتن است استفاده نکن

تو منو دوست نداري

همين چند وقت پيش عاشق دکتر گون وو نبودي ؟

فراموش کردي ؟

چيزي که ديروز گفتي ،وانمود مي کنم هرگز نشنيدم

اين چيزي نبود که راحت بتونم بهت بگم

مطمئنا راحت نميشه يه همچين چيزي رو گفت

من ديگه با تو راحت نيستم

من اصلا وقتي اطرافتم احساس راحتي نمي کنم

حالا وقتي تو رو مي بينم .. قلبم مي لرزه

تو باعث مي شي راحت نباشم

من دوستت دارم

من ... واقعا دوستت دارم

چيزايي رو که مي گي باور ندارم

يه بار ديگه مي گم

ديگه نيا سالن تمرين دنبالم

من نمي خوام باعث سوء تفاهم کسي بشم

ديگه مي رم

تي وونگ

تي وونگ

ديروز چي شده بود؟ چرا يه دفعه پريدي بيرون ؟

تي وونگ ،چي شده ؟اتفاقي افتاده ؟

مامان

اون گفت .. دوستم داره

هان؟

بورا ...بورا گفت منو دوست داره

بايد چيکار کنم ؟

دونگ پيل هم همينطور

تو خيلي بي تابي

دفعه قبل که بوکسور شماره يک مسابقه داشتي

قطعا مي برديش اما يه مبارزه خسته کننده کردي

مبارزه رواني هم در بوکس خيلي مهمه

مي فهمي ؟

به هر حال ،من بردمش ،نه ؟من بردم ،اين به اندازه کافي خوب نيست؟

هي بچه ،خوب اينه که با مُشتهات بوکس بازي کني

بايد وقتي بوکس بازي مي کني فکر کني

تو بايد به فکر يه لباس مناسب براي من باشي ،باشه ؟

چطور يه رقيب مي تونه با حوله حموم قرضي راه بره ؟

مگه من بوکسور اتاق سونا هستم ؟

آه !يه ذره هم شبيه نيست

دارين چي تمرين مي کنين ؟

اوه !اينجايي

اوه ،مربي

شنيدم رفته بودي مصاحبه ؟

چطور بود؟

...اوه ... اون ... اون

ها !دوباره رد شده هي ،رد شدي ،نه ؟

چرا هميشه رد مي شي ؟

کي گفته که من کارو نگرفتم ؟ هيونگ ،شما زياده روي مي کني

باشه ،اينقدر دلسرد نباش

فقط روزمه تو ببر يه جاي ديگه

پيدا کردن کار برات خوبه تو اينو مي دوني نه ؟

بله ،مي دونم ،مربي

هي ،متاسفم

بيا اول غذا بخوريم ،بيا بريم ناهار بگيريم

هي .. هي ،سونگ ري کجاست ؟

اون توئه

واقعا ؟

مي خواي چيکار کني ؟

تي وونگ ،بهم بگو چي فکر مي کني

من فکر مي کنم اين غير ممکنه

مي دونم اگه قبولش کنم براي هر دومون خيلي خيلي سخت مي شه

.. اما

بازم دلم مي خواد قبولش کنم

مي دونم نبايد اينطوري باشم

اما من خيلي دوستش دارم

... من واقعا عاشقشم

پس باهاش قرار بزار

اگه خيلي دوستش داري ،رابطه تو باهاش شروع کن چه کار ديگه اي مي توني بکني ؟

.. مامان

اما ،قبل از اينکه رابطه ات رو شروع کني همه چيزو بهش بگو

بهش بگو کي هستي ،چه رابطه اي بين تو و جونگ گو بوده همه چيزو صادقانه بهش بگو

اگه باز هم بگه دوستت داره اونوقت باهاش قرار بزار

هر احساسي که درونت داري ، تي وونگ من راهنماييت مي کنم

ميتوني رابطه ات رو باهاش شروع کني حتي اگه با بقيه راحت نباشي

نه ،تو فقط بايد فکر کني که اين راه چاره است

اما .. فکر مي کني چقدر مي توني پنهانش کني ؟

بهش همه چيزو بگو . اگه بعد از اون باز هم دوستت داره

شروع يه رابطه با اون خيلي هم دير نيست

هر چند .. مي توني اينکار بکني ؟

نگفتي نمي توني ببيني که رنج مي کشه ؟

نگفتي مي خواي دوباره صدمه نبينه ؟

مي توني اينکارو بکني ؟

سونگ ري

اوه ،داداش ،برگشتي ؟

چرا نرفتي خونه ؟منتظر من بودي ؟

بله ،منتظرت بودم

بايد باهات صحبت کنم ،داداش

مشروب خوردي ؟

آره ،داداش چونگ شيک مهمونم کرد ،براي همين يه ذره خوردم

يه ذره کوچولو

سونگ ري ،اتفاقي که ديروز افتاد

معذرت مي خوام .. به خاطر حرفاي ديروزم

يه کم بچه گانه رفتار کردم ،نه ؟

مي فهمم

داداش

More Farsi Persian subtitles for The Snow Queen

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left