The first 200 lines.
به اعلی حضرت ادای احترام می کنیم
بلند شین
به اعلی حضرت ادای احترام می کنم
به خواست پروردگار و فرمان امپراطور
به خاطر اعمال درخشان جانگ هان
ایشان را به عنوان مارکیز منصوب می کنیم و ده هزار تیل پاداشش می دهیم
به خاطر اینکه جانگ هان بزرگترین دشمنمون ، شیانگ لیانگ رو کشته ، در آرامشم
همچنین ، مراسم ازدواج رو هم جشن می گیریم
فرمان تمام شد
اعلی حضرت
من به خاطر عزم جانگ هان برای جنگیدن در میدان نبرد
ایشون رو به ازدواج شاهزاده خانوم در آوردم ولی براشون مراسمی نگرفتم
امروز هم به عنوان شاهدشون در اینجا حضور دارم ، تبریک می گم
ممنون ، اعلی حضرت
ممنون ، اعلی حضرت
عالیه ، ضیافت رو برگزار می کنیم
حالت خوب نیست؟
نه ، نه ، خوبم ، صدراعظم
منتظر کسی هستی؟
نه ، وزیر اعظم ، منتظر کسی نیستم
زود باش ، حرکت کن ، زود باش
وزیران ، امپراطور بیمارن و برای همین نمی تونن نوشیدنی بخورن
برای همین ، به اقامتگاهشون برمیگردن که استراحت کنن
از طرف عالیجناب
به سلامتی ژنرال جانگ هان ، می نوشم
لطفا
ژنرال جانگ هان
به سلامتیتون می نوشم
ممنون ، صدراعظم - پیر خرفت-
همونجا وایسین، وایسین
چونگ شین میخواست منو بکشه
کسی دیگه هم هست؟ کسی دیگه هست که بخواد منو بکشه؟
چونگ شین مرده ، حقش بود بمیره
هر کسی تو این قضیه درگیر باشه
براساس قوانین چین ، همه خانواده ش اعدام میشن
و از این به بعد
هر کسی ، حقیقت ماجرا رو برام افشا کنه
صد تیل طلا پاداش می گیره
کسی هست که حرف بزنه؟
صدراعظم
این مراسم عروسی ، هدیه بزرگیه ، خیلی خوشحالم
دیگه هیچ پشیمونی ندارم
نه تنها حالم بهتره
حتی ذهنم هم آروم شده
به نظرم باید به یک نفر شک داشته باشین
با جزئیات بهم بگین
شاهزاده خانوم
حرکت نکن ، دستگیرش کنین
چطور جرئت می کنین
شاهزاده خانوم چن شی
همه چی رو می دونستم ، شاید گیج بشین
و امروز ، اگه جرئت کنین منو بکشین
هر دوتون رو میکشم
صدراعظم
این قضایا ربطی به ژنرال جانگ هان نداره
به خاطر امنیت ایالتمون ، باهاش کاری نداشته باشین
به این سادگیا نیست
ژنرال
شاهزاده خانوم
شاهزاده خانوم
شاهزاده خانوم
ژنرال
من دیگه نمی تونم کنارت بمونم
در بولانگشا نجاتم دادی
امیدوارم با این کار بتونم جبرانش کرده باشم
شاهزاده خانوم
شاهزاده خانوم
شاهزاده خانوم
به خاطر بزدلیم شرمنده م
شاهزاده خانوم ، تقصیر منه
شاهزاده خانوم
باختی
جائو گائو ، چی باعث میشه که هر دفعه ببری؟
چرا همیشه من می بازم؟
جائو چنگ ، بهم گوش بده
تاس بازی یه سری مهارت ها داره
می تونی خودت هم رو تاس یه چیزایی رو عوض کنی
ولی چونگ شین
این مهارت ها رو بلد نبود
چهار سال تمام ، همه قصر تحت کنترل من بود
کسی جرئت نمی کرد از من سرپیچی کنه
ولی چرا امپراطور نمیشدم؟
چونگ شین به عنوان یک خواجه
میخواست امپراطور بشه و برای همین دست به کار شد
جرئت کرد که امپراطور فعلی رو از بین ببره و خودش رو جاش بنشونه
شاید این کار جواب میداد ، ولی این دفعه نشد
فکر نکنم مرد دیگه ای رو به استعداد اون ، بتونم پیدا کنم
هی ، گائو ، جانگ هان هم تو شورش دست داشته
سربازاش بیرون شیان یانگ اردو زده بودن
ولی سربازامون پراکنده شون کردن
اون فریب بقیه رو خورده
اگه به خاطر چنشی نبود
همچین کاری نمی کرد
این مردای احمق
چه فکری تو سرشون بود که میخواستن چونگ شین رو امپراطور کنن؟
پس باید با جانگ هان ، چی کار کنیم؟
خودمم دارم بهش فکر می کنم
اگه آزادش کنم ، شاید دیگه نتونم
وزرا رو کنترل کنم
اگه بکشمش
فکر می کنم دشمنمون ، بیشتر از ما خوشحال میشه
یالا ، دوباره بازی می کنیم
دوباره؟ سر چی شرط ببندیم؟
سر زندگی جانگ هان
باشه ، فعلا زنده میمونه ، به اردوگاه برگردونش
صبر کن
در مورد برد و باختش تصمیم نگرفتیم
برد و باختش با منه
همه چیز تحت کنترل منه ، نه؟
یادبود شاهزاده خانوم چن شی
قبل از دفن کردنت
باید به میدان نبرد برم
من یه وفادار احمقم ، می دونی که از جنگیدن نمی ترسم
چیزی که بیشتر ازش میترسم ، خیانت به ایالته
مرگ تو ، به روی دوش منه
از خودم متنفرم
خیلی کند ذهنم
از خودم متنفرم
نتونستم تو رو در دنیای آخرت همراهی کنم
شاهزاده خانوم ، لطفا منو ببخش که نمی تونم باهات باشم
تا آخرین نفسم تو میدان جنگ مبارزه می کنم و در میدان نبرد میمیرم
...زیاد طول نمی کشه
زیاد طول نمی کشه که ، پیشت بیام
و در آخر
من ایمان دارم که
تو زندگی بعد مرگ ، باهم می مونیم
امپراطور فرمان دادن که جانگ هان باید همین امروز عازم شن
هر چقدر می تونین ، دشمن رو نابود کنین
ژنرال ، نقشه تون چیه؟
به میدان نبرد میریم
و بعدش؟
می جنیگم و پیروز میشیم
شیانگ
این خط دفاعی چینه
اینجا هم جاده سنگفرش شدشونه
بله ، جاده سنگفرش شده تنها راه خروجشونه
پس اینکارو می کنیم
این جاده براشون اهمیت زیادی داره
پس اول به جاده حمله می کنیم
اگه بتونیم جاده رو بگیریم
بعدش می تونیم یینگ بو و ژنرال پو رو بفرستیم
می تونن بیست هزار خط شکن با خودشون اون طرف رودخانه ببرن
و به مردای سو جیائو در شمال رودخانه زرد حمله کنن
سو جیائو مرد تواناییه ، یک مدتی زیر دست ژنرال منگ تیان بوده
یینگ بو می تونه از پسشون بربیاد؟
سو جیائو تواناعه ولی یینگ بو هم مصمم ، چی فکر می کنی؟
پس باید به چن یو در شمال جولو خبر بدیم که
سربازاش رو به طرف جنوب حرکت بده که حواس ژنرال وانگ لی رو پرت کنه
چن یو؟ به نظرم که باید همون کاری که قبلا بهش گفتیم انجام بده
جنگیدنش زیاد خوب نیست
نقشه رو بیار
کی اینکارو کرده؟ کی اینکارو کرده؟
داره بدتر میشه
در موردش تحقیق کنم؟
برای چی؟- دیر کردم-
باعث شرمندگیه
نگران نباش- همه تون برین-
چی کار کردی؟
نمی دونم
همچین استراتژی احمقانه ای ندیدم ، برای چی باید از رودخانه رد بشه؟
صاف وایسا ، ربطی به تو نداره
فکر می کنی که داریم استعدادت رو نادیده می گیریم؟
فکر می کنی باید تا ابد اینجا وایسم؟
وظیفته
الان باید کشیک وایسی
امپراطور ، الان دو روزه که اینجایین
لطفا مراقب باشین
اگه جنگ رو شکست بخوریم ، سرزمینمون رو از دست میدیم
مگه چی برام مونده که مراقب باشم؟
خبری از دیده بان هامون نرسیده؟
نیرو های شیانگ یو تا الان باید از رودخانه رد شده باشن
دیده بان هامون گزارش دادن که
چهل هزار سرباز شیانگ یو طبق انتظارمون از رودخانه عبور کردن
چهل هزار؟
فقط همین تعداد سرباز داره؟
براساس گزارشات
شیانگ یو سربازاش رو به سه گروه تقسیم کرده
ارتش پیشتاز به فرماندهی یینگ بو ، که زره هاشون رو رها کردن که سریع تر حرکت کنن
شیانگ یو هم با سی هزار نفر داره به سمتمون میاد
و گروه سوم هم پشت سرشونه
جانگ آر ، نظرت در مورد استراتژی شون چیه؟
بگو چی فکر می کنی؟
استراتژیش احمقانه ست
به نظر میاد ، ارتش چین براشون تله گذاشته
و شیانگ یو و مرداش دارن خودشون با پای خودشون به طرفش میرن
در مورد سربازای منطقه های خراج گذار چی؟ اونا چی کار می کنن؟
مثل قبل ، نشستن و دارن تماشا می کنن
اعلی حضرت ، به این اسب نگاه کنین
بله ، بله ، زیباست
نازش کن ، زیبا نیست؟
گفتم که ، زیباست ، مراقب باش ، مراقب باش
اعلی حضرت ، سوار شین
اسب خیلی خوبیه
گزارش
چیشده؟
گزارش ، حرکتی از سربازای چین دیده نشده
اونا هر روز آرایششون رو عوض می کنن
جائو شیه کجاست؟
فکر کنم کاسه صبرش داره لبریز میشه
چی کار کنیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.