The first 200 lines.
...باعث سعادت ماست
که از فرزند موفق روم ميزباني کنيم
توليد جنگ افزارها مي تونه بعنوان يه حرکت فتنه جويانه تلقي بشه
معتقدم که احتمالاً يک جاسوس در دربار من وجود داره
،اگه ما چيزي داشتيم که براي تو مفيد بود حرف "اُمگا" رو مينويسيم
به پاپتون بگين که نه فلورانس و نه داوينچي هيچکدوم همکاري نمي کنن
هر قفلي که اين باهاش مطابقت داره، شرط ميبندم
که اين کليد فقط ميتونه نيمي از ساختار اون قفل رو باز کنه
اين کليد بدون نيمه ي ديگه ش، بلا استفاده ست
چيزي درمورد کتاب برگ ها شنيدي؟
يه افسانه ست در همون حد اسب تک شاخ واقعيت داره
شما و سالوياتي بايد بزرگترين ارتشي که در توانتون هست رو ايجاد کنين
برو سر کارِت استاد فلورانس روي تو حساب ميکنه
شــــيــــاطـــين داويــــنـــچـــي قسمت سوم از فصل اول
ميتونيم شروع کنيم؟
اين بازي جذابه
،به طرز فريبنده اي ساده ست مگه نه؟
براتون غذا آوردم
بگو ببينم چيه
پان پِپاتو"، پنير و شراب"
خودت "پان پپاتو" رو درست کردي؟
بله بخاطر اينکه شما دوست دارين
وقتي يک نفر آماده ست
ديگر سختي اي در کار نيست
زبان "آماريک" بود؟ - بله -
من زماني رو در حبشه گذروندم
شنيدم که اونو با احترام خيلي زيادي نگه ميداريد
اون به سختي کار ميکنه و هم خدا و هم زبان ما رو به راحتي پذيرفته
،تو بهش ياد دادي مگه نه؟
بله. همونطور که تو اين بازي رو با صبر و پايداري به من ياد دادي
حالا، ميشه بازي کنيم؟
نکته همينه
من هنوز به تخته ي بازي دست نزدم
ولي قبلاً بازي رو شروع کردم
اولين قانون اينه که گوشه ها رو بگيري
اين استراتژي خيلي واضحه
دفاع کردن از گوشه ها راحت تره
اين فوق العاده ست کيفيت بالايي داره، کنگره هاي زيبايي داره
ولي يه چيزيش کمه
ميدونم! يه يراق دوزي مجلّل چيزيه که نياز داره
ولي با اينکه بايد حواسمون به ناسازگاري هاي محلي متمرکز باشه
مهمه که مناظر دورتر رو هم در ذهنمون داشته باشيم
در اين بازي ميشه پيروز شد اگر
چيزهايي که با هم ضديت دارند رو همزمان دنبال کني
و اين اتفاق غيرمنتظره ست
،لوکريشيا، عزيزم بيا نظرت رو درباره لباس بگو
ميشه در نظر گرفت که يه سنگ : در يکي از اين سه حالت ساکن ميشه
،زنده، مُرده و يا معلق
لوکريشيا، عزيزم، ميشه بياي بيرون؟
يک سنگ معلق طبيعتاً نشون دهنده ي اون بازيکني هست
که بزرگترين نتايج بالقوه اي رو به همراه داره
داري ميري بيرون؟ - بله -
بعد از حکومت نظامي؟ - چيزيم نميشه -
کار عاقلانه ايه؟ - "ميرم پيش "جينورا -
يه مقدار گياه هاي دارويي از مونتِ بيناکي" خريدم که تاول هاش رو خوب کنه"
ولي ممکنه منم به کمکت نياز داشته باشم
من مطمئنم که "انزو" ميتونه تمام نيازهاي تو رو برطرف کنه
شب خوش
رقيبي که بتونه جريان بازي رو کنترل کنه
در حالي که با حالت تدافعي بازي ميکنه
معمولاً قوي ترين رقيبه
برو حرکت کن
!زود باش صاف وايسا
برو حرکت کن
برو سمت چپ
بانو دوناتي - فرمانده دراگونتي -
براي بانويي در مقام شما اين وقت شب واسه قدم زدن خيلي دير نيست؟
طبق قوانين، ميتونم شما رو بخاطر شکستن قانون حکومت نظامي دستگير کنم
درسته. ولي هر دومون ميدونيم که ،اين شما خواهيد بود، نه من
که مجازات ميشه
عصر خوبي داشته باشيد، بانو
"عصر بخير، "گالبرتو - عصر بخير بانو -
امروز خيلي دوست داشتني شدين
مثل هميشه - ممنون -
قلبت داره تند ميزنه - توقع نداشتم اينجا باشي -
نتونستم بيشتر از اين توي کاخ منتظرت بمونم
لورنزو
بذار من شروع کنم
يکي از سخت ترين استراتژي هايي که ...بايد بهش تسلط داشته باشي اسمش هست
"ناديده از دريا عبور کردن"
!داوينچي
اين باعث ميشه بتوني نقطه ضعفِ موقعيت رقيبت رو شناسايي کني
و وقتي که حواسش نيست ازش استفاده کني
داوينچي! لورنزو فکر ميکنه !که تو الان تو آهنگري هستي
!داوينچي
چيه؟
چرا وقتي خورشيد طلوع کرد اونجا نبودي؟
اونا اسلحه ها رو هنگام طلوع آفتاب قالب گيري ميکنن
لازم نيست من فلز مذاب رو خودم بريزم، بکي
اين سلاح ها براي امنيت فلورانس حياتي هستن
و تو خودت رو بعنوان يه مهندس جنگي به مقامات لورنزو فروختي
اين بوي تعفن مال چيه؟ - يه آزمايشه -
دارم کارايي سلاح هامو ارزيابي ميکنم
!داوينچي
!داوينچي
آه، بالاخره اومدين، استاد
فکر ميکنم پيشرفت توليد داره به آرومي پيش ميره؟
،با توجه به اين وضعيت کار کردن به همون آرومي که انتظار ميرفت پيش ميره
بله، ولي اسلحه هاي من. همون 10 تايي که قول داده بودي آماده ميشن، درسته؟
رد کردن پيشنهاد منصوب کردنِ اسقف اعظم روم براي پيزا
فقط نياز ما به قويت تر کردن خط دفاعي رو ضروري تر ميکنه
من کاملاً در جريان فشارهايي که روي اعلي حضرت هست، هستم
اون آدم خبيث کور اونجا داره چيکار ميکنه؟
صداهاشون با هم هماهنگ نيستن - !دست نگه دارين -
گوش هاي بسيار تيز دوست نابيناي ما يه ناخالصي توي اين لوله ها تشخيص دادن
اين احمقانه ست
،روش هاي تو چيش عوض شده؟
هيچي. همونطور که دستور داده شده بود، از بهترين سنگ فلز استفاده کردم
خب، گرما چي؟ - همون مقداري که بهمون گفتين -
البته يه لحظه گوگردمون تموم شده بود
چرا با من مشورت نشد؟ - اتفاقي بود -
الان دقيقاً مشکل چيه؟
،اگه از آلياژ نامرغوب استفاده کرده باشن
که در اين مورد بخاطر ،کم بودن گوگرده
اونوقت صدايي که اسلحه ها توليد ميکنن نصف اون صداييه که بايد توليد کنن
خب صداشون چه اهميتي داره؟
ما ديگه به اين نمايش لعنتيِ تو ادامه نميديم
اونا قراره دشمن رو از بين ببرن
قراره ريز ريزشون کنه
لطفاً منو ول کن - وگرنه چي؟ -
حالا داري با يه قاشق تهديدم ميکني؟
!جوليانو
،همونطور که داشتم ميگفتم
صداي لوله ي اسلحه به اندازه ي خصوصيات کليِ سلاح مهمه
دوباره شروع کنين
!ايندفعه ديگه گوگردتون تموم نشه
نميشه
تو با من مثل احمقا رفتار ميکني
ولي من توانايي رهبري کردن رو دارم
مردم منو دوست دارن - اونا قيافه ت رو دوست دارن -
ولي اون دماغ خوش فُرمي که رو صورتته نميتونه جلوي حمله ي روم رو بگيره
فقط اسلحه هاي داوينچي ميتونه
بيا، نيکو
اين پول هاي مديچي فقط وزنم رو داره زيادتر ميکنه
،من بايد پرواز کنم از اين دنيا آزاد بشم
تمام پرنده هات چند؟
بيشتر از اون چيزي که آخرين بار بهم دادي
دو فلورين؟
چيکار ميخواي بکني، مرد پرنده اي؟
کمکم ميکني، نيکو؟
ببخشيد
!حالا
هيچقوت از ديدنش خسته نميشم
چرا اين يکي پرواز نکرد؟
آقاي داوينچي
وقتي که به ندرت همديگه رو ميبينيم کِي قراره کشيدن تصويرِ منو تموم کنين؟
استاد، من ميرم واسه رنگدانه هاي شما چندتا تخم مرغ ديگه بخرم
داري ميري پيش لورنزو يا داري از پيشش مياي؟
تو وضعيت منو ميدوني، لئوناردو
پرواز کن برو
،اين برات يه فرصته
در قفس بازه
فکر ميکني توجه کردن به علم و دانشت
تو رو در مقابل احساساتت ايمن ميکنه؟
ميدوني که نميتوني ازشون فرار کني
،خودت ميدوني ازشون فرار نميکنم
فقط به رقابت علاقه دارم
مثل تو
اون پرنده آدمو کنجکاو ميکنه
پولش رو داده
شما ببريدش وگرنه ميخورمش
خب، نقشه محکم تر ميشه
تو از يه معامله ي محلي بيرون اومدي و در جديدي به جلو باز کردي
فکر کردم وقتشه تو بازي يه بي نظمي کوچيک اتفاق بيفته
چي شده؟
...درونمه
...شيطان....شيطان...
،از درون به شکمم چنگ ميندازه... !و منو نفرين ميکنه
اوه، خداي بزرگ
امکان نداره
بهش دست نزن نميدونيم به چي مبتلا شده
بايد کمکش کنم. اون خواهر "دولورِس" ـه از وقتي تو صومعه بودم ميشناختمش
چي شده؟ - روحش پاک و بيگناهه. دولورس؟ -
،هي تو. برو چندتا مأمور پيدا کن اونا رو بيار اينجا
منم، ونسا
برادرِ تو لورنزو، داره يه "سدوم" ديگه درست ميکنه
،اينجا رو پر از پليدي ميکنه
گناهان رو وارد خيابون هاي فلورانس ميکنه
!خداوند از شما متنفره
چه اتفاقي براي اين زن افتاده؟ - شيطان، آقا -
شيطان پنج تا از خواهران ما در صومعه ي سنت آنتوني رو تسخير کرده
،مديچي ها، زناکاران کافران
شهر ما را به فساد ميکشند
!چشمانم بسوزند تا شما را نبينم
به يه زن اجازه ميدي خنجرت رو به راحتي برداره
!بايد با همون خنجر بکشمت
ببريدش
با احتياط و احترام
...بقيه ي شما بريد خونه هاتون
براي آرامش روحش دعا کنين
!زود باشيد، بريد
به خاطر خدا، از اين جسدها چي ميخواي؟
لئوناردو، اونا دارن فاسد ميشن
و بوي تعفنش داره تا توي کارگاه من مياد
اندريا، خواش ميکنم، واقعاً نميتوني ببيني من اينجا دارم دنبال يه چيزي ميگردم؟
،حالا بيا اينو ببين ببين
آفريقا... و اروپا. درسته؟
آره - ببين چطوري با اين جور در ميان -
،اروپا و آفريقا ...اينجا و اينجان
و با نقشه ي اون يهودي همخوني داره...
No comments yet. Be the first to leave one.