The first 200 lines.
تمرین با رین سان، که اینطور؟
راستی اون چه جور آدمیـه؟
اون هایاتو و پرونتیئا سان رو اتخاب کرده، تا .بهشون نحوهی جنگیدن رو نشون بده
#2 جنوب سیاه
اونم یکی دیگه از بازماندههای جنگ 800 سال پیش .بین خدایان ایداتن و شیاطینـه
.تنها موجود زندهای که از وقایع جنگ با شیاطین در قدیم باخبره
.در حال حاضر اون تنها ایداتن قدرتمنده
اگه قرار باشه فنون جنگ رو یاد بگیریم، اون .بهترین انتخاب ما توی این مورده
تازه، توی این موقعیت، جدا شدن از اون .یا هایاتو برامون خیلی خطرناکه
...طبق حرفای هایاتو اون دانشمند یه روبات بود
...حدس میزنم کسی که داشته اونو کنترل میکرده
.تمام داده و اطلاعات مربوط به مبارزاتمون رو هم جمعآوری کرده...
...فرض کن این آدم یه شیطان خیلی قدرتمندتر از قبلی رو آزاد کنه
.و بخواد بهمون حمله کنه...
.اونوقت کارمون تمومه
....اگه زیر نظر هایاتو و رین سان تمرین کنیم
.احتمالاً دیگه خطری تهدیدمون نمیکنه...
چرا احتمالاً؟
خب راستش، این نقشهای که دارم احتمال کشته شدن به دست ...رین سان رو نمیتونه نادیده بگیره
.راستش رو بگم، زیاد از این وضع راضی نیستم
...قبلا کنار هایاتو تمرین میکردم
«اون موقع بود، که پیش خودم فکر کردم، «آخه چه مشکلی داره؟
...و اعتراف کردنش خیلی شرمآوره...
.و به خاطر سختگیری زیاد بعد سه ماه از تمرین کنار کشیدم...
«برای چی ایسلی اینقدر توی حرفاش اغراق میکنه؟»
.از اون موقع دیگه رین سان رو ندیدم
...وقت مردنت رسیده، عجوزهی
.درست مثل قدیما هنوز اعصاب درست و حسابی نداره
ایداتن خدایان میشناسن فقط صلح
ایداتن خدایان میشناسن فقط صلح
ترجمانِ : نیما پناهی و وحید
دنیای انیمه با افتخار تقدیم میکند
Empire eyes & ECHELON
چی... این دیگه چی بود!؟ شما به این میگین تمرین؟ !بیشتر شبیه ضرب و شتم بود تا تمرین
...چیزه، خب راستش، از نظر تئوری این بهترین روش آموزش ایداتنهاست، ولی
.ولی مشکل اینجاست که رین سان متوجه این موضوع نیست
.اون هر کاری دوست داشته باشه انجام میده
!و این خیلی منو میترسونه
میگما ایسلی، به نظرت بهتر نیست برای تمرین پیش پرونتیئا سان بریم؟
!ناپدید شد
.خب، خب... مشتاق دیدار ایسلی
فکر کنم، پنجاه سالی میشه، نه؟ و حالا آفتاب از کدوم ور در اومده به دیدنم اومدی؟
این عطش به خون وحشتناک دیگه چیه؟
.گوه توش. از اون چیزی که فکرش رو میکردم عصبانیتره
.جواب اشتباه مساوی با مرگه
.توی این وضعیت هر بهانهای بیارم جواب نمیده
...توی این وضعیت
!فقط یه راه حل دارم
!رین سان
...هیچ بهانهای ندارم که چرا از زیر بار تمرینات فرار میکردم
...و خوب میدونم بعد گذشت این همه سال با این درخواستم دارم گستاخانه رفتار میکنم...
!ولی خواهش میکنم بهم یاد بدی چطوری مبارزه کنم...
.ایسلی روش مستقیم رو در پیش میگیره
روش مستقیم
.اون مستقیم، و بدون تظاهر، هدف واقعیش رو پشت نقاب چهرهش پنهان میکنه
روش مستقیم
.و درخواستی که توی دلش هست رو به زبان میاره
هدف واقعی
نقاب
.و کاملاً جواب میگیره
...از نظر رین، که همیشه برای مبارزه با شیاطین احساس وظیفه میکنه
...ایداتنی که توی دنیای انسانها از آموزش خودش شانه خالی میکنه...
مثل فردی میمونه که خودش رو توی اتاق حبس کرده... .و بازیهای پورن انجام میده
...اما لب گشودن این بار ایسلی
...مثل بچهای میمونه که از اشتباهش درس گرفته و اظهار ندامت میکنه
!به خاطر تمام زحمتهایی که بهتون دادم متاسفم
!از امروز، قول میدم آدم بشم و به کارم بچسبم
.و میزان تاثیر گذاری این حرف روی رین بیشباهت از درجهی مادری نمیمونه
!که اینطور، که اینطور! پس بالاخره به وظایفت پی بردی
!آه، پدر بزرگ! تا این اندازه توی زندگیم اینقدر خوشحال نبودم
خیلیخب، ایسلی، این دختر دیگه کیه؟
...آه، درسته، ایداتن جدید هست
.پائولا هستم. از آشنایی باهاتون خیلی خوشوقتم
متوجه شدم؟ تو اون رو بیدار کردی؟
یا کار هایاتو بوده؟
.ها، نه، راستش پرونتیئا سان منو بیدار کرد
بــــیــــدار کـــــردن
.در واقع ایداتنها موجوداتی طبیعی هستن-
.حتی اگه نابود هم بشن، طبیعت پس از چند قرن ایداتن جدیدی رو متولد میکنه
...اما با مداخلهی یک ایداتن دیگه در این روند
.در یک چشم به هم زدن میشه به این فرایند سرعت بخشید...
...و ایداتنهایی که با این روش بیدار میشن
.ایداتن مقابل رو به عنوان استاد خود قبول میکنن...
...به همین دلیل رین، که تقریباً تمام وقتش رو
،جایی میگذرونه که شیاطین مهر و موم شدن...
...اما بعضی وقتا برای پیدا کردن ایداتن جدید و ملحق کردنش به گروه...
.به همراه هایاتو راهی سفر دور و درازی میشن...
اوه، پرونتیئا، که اینطور؟
.خیلی وقته این اسم به گوشم نخورده بود
.برای من 200 سال طول کشید تا موفق شدم به شخصی که الان هست تبدیلش کنم
از بین تمام شاگردهایی که داشتم، به جرئت میتونم بگم که .اون تنها کسیـه که میتونه روی دو پای خودش بایسته
خب، بگو ببینم توئم برای تمرین اینجا اومدی؟
.تا به امروز افسوس کاری که کردم رو میخورم
.خب، راستش داشتم بهش فکر میکردم
چرا اون موقع بهش جواب «رد» ندادم و کنار نکشیدم؟
.خیلیخب
.بیا ببینم چی تو چنته داری
چی؟ به همین زودی شروع شد؟
...خب، از اونجایی که تازه واردم، فکر نکنم سخت بگیره
.دعا میکنم روحت قرین رحمت قرار بگیره
.چی شد؟ چقدر ضعیفه
اصلاً معلومه پرونتیئا چی بهش یاد داده؟
...احتمالاً مبارزهی رودررو جزئی از موارد آموزشش نبوده
.خیلیخب، ایسلی نوبت توئه که بیای جلو
.چ-چشم ...مشتاق تمیرن با شما هستم
پائولا، هنوز زندهای؟
که اینطور، نمیتونی حرف بزنی؟ .شرط میبندم ریههات کلی آسیب دیده
!اصلا باورم نمیشه اون عجوزهی لعنتی اینجوری شل و پرم کرده
.صورتم هنوز کلی درد میکنه
.اوه، سلام ایسلی، پائولا چی شما رو کشونده اینجا؟
بالاخره تصمیم گرفتین آموزش رو شروع کنین؟
!هوی، هوی، پائولا دیگه ریغ رحمت رو کاملاً بالا کشیده
.به نظرم تا سه رو دیگه نمیتونه از جاش تکون بخوره
هنوز که هنوزه چیزی به اسم آسون گرفتن سرت نمیشه؟
.خب، جای نگرانی نیست
.بالاخره بعد از چندبار نفله شدن، بالاخره بهش عادت میکنی
.خب، هایاتو، برمیگردیم سر تمرین
چی، به همین زودی؟
.ایسلی، توئم تا دو ساعت دیگه برمیگردی سر تمرین
...قبلاً به خاطر این روش آموزش دادنش نبوده که بیخیال تمرین شدم
...فقط نمیتونستم به خودم بقبولونم که این برنامهی روزمره...
.باعث پیشرفت و قدرتمندیـمون میشه...
برای چی ما ایداتنها موقع «بیداری» میتونیم اسمـِمون رو به خاطر بیاریم؟
.چی بگم والا. ولی خب، سوال خوبی پرسیدی
راستی، اصلاً این روند «بیداری» چهجوری کار میکنه؟
اصلاً چهجوری مادر طبیعت ما رو دوباره پرورش میده؟
.به عنوان یه موجود زنده، این غیرممکنه که از «نیستی» دوباره متولد بشیم
ما خداییم، این خودش میتونه جواب سوالات رو بده، مگه نه؟
...پس، برای چی ما خدایان ظاهری مثل انسانها داریم
...و چرا حتی لباس انسانها رو میپوشیم...
اینا به کنار، چرا اصلاً به زبون انسانها حرف میزنیم؟
.نمیدونم
.انگار صحبت کردن باهاش فقط وقتم رو هدر میده
ارتش امپراتوری زوبل خط مقدم
.سبک جنگیدنـمون به هیچ وجه دفاعی نیست
.ما با افکار مسالمت آمیز بدجور برخورد میکنیم
.رک و پوسکنده میگم، این یه تهاجمه
!حالا، اون چیزی رو که میخواین رو بهم بگید
!میخوایم قتل و عام کنیم
!میخوایم سرقت کنیم
!میخوایم غارت کنیم
میخواین کی رو بکشین؟
!دشمن
چی رو میخواین بدزدین؟
!طلا و نفره
و چی رو میخواین غارت کنید؟
!بهترین دختری که چشمـِمون بهش بخوره
!دخترای باکره
!لولیها-
!زن خانهدار اونم جلوی همسرش-
!دختر زیر سن قانونی
!یه مرد چاقالوی پشمالو
!رفیق، دیگه داری زیادهروی میکنی! باورم نمیشه-
.بهتون افتخار میکنم، اجازهی این کارها رو بهتون میدم
!این سرزمین و تمام منابعش متعلق به زوبل خواهد بود
.هر چیز دیگهای که پیدا کردین برای خودتون
!حرومزادهها، هرچی که میلـِتون کشید میتونین انجام بدین
!حمله
.قربان، یه خبر دارم
.تمام فرماندههای نظامی باید هرچی سریعتر به پایگاه برگردن
.از طرف «دکتر اوبامی» وضعیت اورژانسی اعلام شده
درست شنیدم... گفتی از طرف دکتر اوبامی؟
.بله، قربان باید چی کار کنیم؟
...درخواست برگشت، اونم توی همچین موقعیت حساسی
.مشکلی نداره، خودم تنهایی به پایگاه برمیگردم
.آخه هرچی نباشه نتیجهی این مبارزه از قبل مشخص شده
.به هر حال، اگه جای تو بودم چند قدم میرفتم عقب
.یه موشک داره این سمت میاد
چی شد... ژنرال!؟
!ژنرال
!برخورد مستقیم تایید میشه
موفق شدیم «ژنرال پیسکالات» رو نابود کنیم؟
!دوباره پرتاب کنید ...هرچی سریعتر به هدف شلیک
.احمقها
.یه جت برام جور کنین .هدایت ارتش رو به تو میسپارم
.هرچی که میخواین رو غارت کنین
!چشم! امر امر شماست
.خیلیخب، برای امروز دیگه کافیـه
...فهمیدم
.بچهها، زودباشین باید بریم هنوز نمیتونین از سرجاتون تکون بخورین؟
...ما مردیم
مــــــــردیـــــــــم
...نه... ما میمیریم، ما میمیریم
!پائولا، چشمات مثل ماهی از حدقه زده بیرون
ایسلی، اصلاً همچین تمرینهایی برامون فایدهای هم داره؟
مطمئنی این چیزا شکنجه نیست؟
.جای تعجب داره، اون قدیما خودمم اینجوری فکر میکردم
.ولی حتماً منطقی پشت این کاراست، برای همین نگران نباش
چه منطق کوفتی پشت این تمریناته؟
.معلومه دیگه، با این تمرینات روزانه قویتر میشین
.راستش رو بخوای، به این طرز مثبت اندیشیـت حسودیم میشه، هایاتو
معمولا برای قویتر شدن نباید از تمرینات سبکتر شروع کرد؟
.ولی با این اوصاف، برای ایداتنها تمرین راحت نتیجهای نداره
...اجازه بدین بدنم به حالت عادی برگده، بعد همه چی رو براتون توضیح میدم
.نمیخواد زحمت بکشی، توضیحاتت بیشتر منو گیج میکنه
.هیچ اشکالی نداره. خودم به حرفات گوش میدم
حالا حتماً باید با لحن ترحمانگیز اینو بهم میگفتی؟
توضیحات کوتاه با سرعت پخش زیاد
...ما ایداتنها در یک سطح سلولی با سایر موجودات
توضیحات کوتاه با سرعت پخش زیاد
No comments yet. Be the first to leave one.