Constellation

Constellation

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Constellation S01E02 XviD-AFG
A Commentary by KiarashNg

Tags

XviD
web
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
x265
x264
1080
HD
HEVC
webrip
BRip
2CH
Published on: 2024-02-21
Downloads: 60
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫کانال زیرنویس‌های فیلمکیو: ‫SubKio@

‫آلیس جونم، باهام صحبت کن.

‫باید بیدار بمونی.

‫نباید بخوابی آلیس!

‫چطوری رفتی اونجا؟

‫آلیس؟ عزیزم؟

‫عزیز دلم.

‫تو شبحی؟

‫هوم.

‫مامان زود برمی‌گرده، خب؟

‫خیلی‌خب.

‫همه‌چی درست می‌شه.

‫مامان مراقبته.

‫عشقم.

‫دوباره بوی خودت رو می‌دی.

‫مگه باید بوی کی رو بدم؟

‫وای، احتمالا پوستت کمی بسوزه؛

‫ولی این‌جوری گرم می‌شی.

‫- مامان... ‫- هوم؟

‫دلم برات تنگ شده بود.

‫دل من هم برات تنگ شده بود.

‫وای نه. آب داغمون تموم شده.

‫می‌رم باز هم بجوشونم.

‫نرو.

‫مامان. سردمه.

‫مامان؟

‫آلیس؟

‫آلیس؟

‫- کجایی؟ کجا... ‫- همین‌جام.

‫چی شده؟

‫- کجاست؟ ‫- هوم؟

‫کی کجاست؟

‫از ایستگاه به مرکز. صدام رو دارین؟

‫صدام رو دارین؟

‫دیـ... دیر شد.

‫چند ساعت دیر شد.

‫گمون کنم اکسیژن خونم پایین اومده باشه.

‫بیهوش شدم و... اِم...

‫اِم...

‫دستگاه اکسیژن ‫تا ۶ ساعت و ۴۵ دقیقه دیگه کار می‌کنه.

‫«صورت فلکی»

‫ ‫

‫سلام سرگرد لیسنکو.

‫سلام فرمانده کالدرا.

‫حالم با دیدنتون خیلی بهتر شد.

‫همیشه همین رو می‌گی،

‫ولی اصلا نمی‌فهمم ‫راست می‌گی یا نه.

‫تجهیزاتی آوردم ‫که باید سریعا در راستای...

‫جست‌وجو و نجات سویوز ۱ ‫استفاده بشن.

‫معلوم نیست جست‌وجو و نجات ‫سویوز ۱ رخ بده یا نه.

‫چطور مگه؟

‫اصلا علائم حیاتی نداره.

‫بریم.

‫خیلی‌خب. درستش می‌کنم.

‫درست می‌شه.

‫آروم و با دقت درستش می‌کنم.

‫آروم با دقت...

‫ایول.

‫دارم همین‌جوری پیغام می‌فرستم ‫و نمی‌دونم صدام رو دارین یا نه.

‫از ایستگاه پیغام می‌فرستم.

‫باتری دوم رو به سویوز منتقل کردم.

‫عوض کردن یه باتری ‫تقریبا ۵۵ طول کشید.

‫چهار باتری برام مونده.

‫روند جدا شدن از ایستگاه ‫هم ۹۰ دقیقه طول می‌کشه.

‫خاک بر سرم.

‫الو؟

‫کسی صدام رو داره؟

‫از ایستگاه پیغام می‌فرستم.

‫از تاریکی می‌ترسم.

‫باز هم موشک هست، مگه نه؟

‫یعنی... کلی میلیاردر روانی داریم. ‫استارکازم هست. مگه نه؟

‫حتی اگه استارکازم کلی خرج کنه، امـ...

‫امکان نداره یه روزه ‫پرتابش کنن.

‫اون هم یه روز فرصت نداره. ‫چند ساعت بیشتر فرصت نداره.

‫حتما... حتما می‌شه ‫یه‌جوری برگرده.

‫باید امکانش باشه.

‫نتونستن مختصات خروج از مدار رو ‫به موقع براش بفرستن.

‫نمی‌دونم... ‫مختصات خروج از مدار چیه فردریک؟

‫یعنی حتی اگه کپسولش رو تعمیر کنه،

‫باید شخصا محاسبات ‫ورودش به جو رو انجام بده.

‫کار خیلی خطرناکیه.

‫ولی واسه همین شرایط آموزش دیده.

‫یعنی خودت... ‫چهار سال بهش آموزش دادی.

‫مگه نه؟

‫وای، امان از دستت، ‫حق نداری گریه کنی.

‫حق نداری الکی گریه کنی کثافت.

‫- وندی! ‫- اومدم!

‫- خداحافظ آلیس. ‫- فعلا.

‫آلیس...

‫بازیت تموم شد؟

‫اِم، من باید تا بقیه نرفتن ‫باهاشون صحبت کنم.

‫مرده؟

‫نه.

‫ولی زیاد فرصت نداره.

‫تا از مرگش مطمئن نشیم، ‫یعنی زنده است، مگه نه؟

‫آره.

‫خیلی دوستت دارم بچه جون.

‫سلام عزیز دلم. ‫سلام ماگنوس.

‫با خودم گفتم حالا که نمی‌تونم ‫باهاتون صحبت کنم، صدام رو ضبط کنم.

‫خیلی‌خب، باید کلی چیز رو تعمیر کنم ‫که بتونم بیام خونه.

‫دلم می‌خواد صدای یکی رو بشنوم...

‫حتی اگه صدای خودم باشه.

‫ایول.

‫سومی رو تعمیر کردم.

‫باید عجله کنم.

‫... رو تعمیر کردم. ‫باید عجله کنم.

‫... رو تعمیر کردم.

‫باید... ‫عجله کنم.

‫نباید نفس بکشی.

‫نفس نکش جو.

‫تو دستینی بمون.

‫پاول؟

‫استارکازم داره چه غلطی می‌کنه؟

‫با آلیانا در تماسیم، ‫دارن تلاششون رو می‌کنن،

‫ولی تا موفق بشن، ‫از دنیا رفته هنری.

‫یعنی باید بیش از ۳۰۰ میلیون دلار ‫خرج برگردوندن دو جسد...

‫و یه مشت تجهیزات آزمایشگاهی کنن.

‫یه مشت تجهیزات آزمایشگاهی میکیلا؟

‫تحقیقات به شدت ارزشمندیه.

‫صرفا واسه درک بهتر ‫نظریه دنیا مفید نیست،

‫بلکه واقعا هزار کاربرد ‫مفید داره...

‫و احتمالا تغییراتی اساسی ‫در حیات این سیاره ایجاد کنه.

‫علم که به مردم غلبه نمی‌کنه هنری.

‫باشه.

‫خیلی‌خب.

‫از مرکز به ایستگاه.

‫خیلی‌خب.

‫سلام. صداتون رو واضح دارم.

‫احیانا نمی‌تونم امروز ‫با خانواده‌ام گپ بزنم؟

‫از مرکز به ایستگاه.

‫این پیغام ضبط شده است.

‫باند اسمون خراب شده ‫و صداتون رو نداریم.

‫- کل باندها رو واسه ارتباط باز کنین. ‫- ای خدا.

‫می‌خوایم مختصات خروج از مدارتون رو ‫بارگذاری کنیم.

‫آزمایشگاه پیش‌رانش راکت خواسته...

‫داده مرکزی آزمایشگاه ‫اتم سرد رو دریافت کنین.

‫برق سویوز ۱ رو وصل کنین.

‫در اسرع وقت از ایستگاه جدا بشین.

‫الان ساعت ۹:۳۸ مورخ ۱۰/۱۵ـه ‫و تقریبا دو ساعت...

‫و سی دقیقا اکسیژن دارین.

‫بجنب.

‫از مرکز به ایستگاه. ‫این پیغام ضبط شده است.

‫- خطوط یک و چهار بازه؟ ‫- معلومه که بازه.

‫هیچ‌کدوم از ماهواره‌های ما نزدیکش نیستن.

‫ماهواره‌هامون رو نزدیک ‫ایستگاه بین‌المللی فضایی مشتقر نمی‌کنیم.

‫بین خودمون باشه، نیروی هوایی آمریکا ‫ماهواره‌های متحرک داره.

‫ازشون خواستم ارتفاعشون رو افزایش بدن.

‫خودمون می‌دونیم هنری،

‫ولی دستمون با نزدیک‌تر کردنشون ‫به خودش نمی‌رسه.

‫اگه خسارات وارده خیلی سنگین باشه، ‫احتمالا صدای کسی رو دریافت نکنه.

‫فرمانده کادرا،

‫از رصدخونه نیروی دریایی ‫اسکاگراک باهاتون تماس گرفتن.

‫سای خدا.

‫اسکاگراک؟

‫اون‌جوری نگاهم نکن.

‫من آزمایشگاه اتم سرد رو از دست نمی‌دم. ‫خودش رو از دست نمی‌دم.

‫قرار نیست از دست برن.

‫از مرکز به ایستگاه. ‫این پیغام ضبط شده است.

‫باند اسمون خراب شده ‫و صداتون رو نداریم.

‫از خواهرت خبری شده؟

‫گمون کنم خودت بدونی ‫از دنیا رفته.

‫از برادر تو خبری نشده؟

‫چندین ساله نشده.

‫خدا رو شکر.

‫... همچنان منتظریم ببینیم...

‫- چی به سر فضانوردی که همچنان... ‫-

‫- در ایستگاه فضایی بین‌المللی مونده... ‫-

‫و واقعا تنهاترین آدم دنیا ‫محسوب می‌شه، اومده.

‫باد کالدرا، فضانورد بازنشسته، همراه ماست.

‫فرمانده، وقتی ساختار ایستگاه فضایی ‫این‌جوری آسیب می‌بینه، چی می‌شه؟

‫به «فشارزدایی» منجر می‌شه.

‫اتاقک‌های مختلف ایستگاه فضایی ‫فشارزدایی می‌شن.

‫خطرناک‌ترین اتفاق ممکن از همین قراره.

‫بهمون بگین الان داره ‫چی به سر فضانوردی...

‫که اون بالا مونده میاد.

‫خب، طبق پروتکل پیش می‌ره.

‫ما دفترچه‌های راهنمایی ‫با گزینه‌های مختلف داریم...

‫و تقریبا هر سناریویی رو ‫بهشون آموزش می‌دیم.

‫یعنی حتی اگه شرایطی غیرعادی پیش بیاد، ‫طبق دستورالعمل خاصی پیش می‌رن.

‫ولی خودتون بروز مشکل رو ‫اون بالا تجربه کردین.

‫درسته.

‫حتما یادآور خاطرات خودتونه.

‫نه، من نمی‌خوام...

‫وقتم رو صرف تعیرف خاطرات نمی‌کنم.

‫ولی خودتون حس برگردوندن...

‫اجساد به خونه رو تجربه کردین.

‫این که سوال نیست. ‫جمله‌تون خبریه.

‫می‌شه خیلی مختصر بگین...

‫به نظرتون الان چه حالی داره؟

‫آها، واسه چی باید بگم؟

‫ضمنا، خودتون بگین «مختصر» یعنی چی؟

‫من که بابت بهره‌گیری ‫از قوه تخیلم حقوق نمی‌گیرم.

‫در خدمت هنری کالدرا بودیم، ‫خیلی ممنون.

‫اسمم باده! امان از دستتون، ‫باد کالدرا هستم!

‫ریدم توش.

‫از ایستگاه به مرکز، جواب بدین.

‫خیلی‌خب.

‫خب، برق سویوز ۱ رو ‫کامل وصل کردم.

‫- از مرکز به ایستگاه. ‫- از ایستگاه صحبت می‌کنم. بفرمایین.

More Farsi Persian subtitles for Constellation

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left