The Boat

The Boat (El barco)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

El Barco S03E09 La energía que mueve el mundo 720p BluRay FLAC2 0 x264-SbR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 9 El.Barco زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-22
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً

چیزی در مورد پروژه اسکندریه شنیدی؟

اون یه پروژه بقا و نجاته

چرا ما؟ ما افراد منتخبیم

تقریباً همه‌مون. - این کشتی فقط برای منتخب‌هاست

و متأسفانه تو جزوشون نیستی! داری ضعیف می‌شی، گامبوا

تو دیگه کی هستی؟ - مافوق تو

اینا مختصات خشکیه

تا مطمئن بشم برمی‌گردی اینجا

برای مردم من، دخترت همینجا تو ساختمون می‌مونه

تغییر برنامه. آینوا با استرلا می‌ره خشکی

و من اینجا می‌مونم تا برگرده دنبالمون

اون یه بوسه برای پرت کردن حواس بود

و هیچ احساسی پشتش نبود. حرفم همینه

تو از سُل خوشت میاد. درسته؟

داری عاشق می‌شی، پیتی

این خرس تدی مورد علاقه والریائه، اولین کادوش

با من ازدواج می‌کنی؟ - بله، می‌خوام باهات ازدواج کنم

بله. - زنده‌باد زوج‌های تازه!

خدمه، ما داریم مسیرمون رو به سمت خشکی تنظیم می‌کنیم

چرا هیچ‌وقت بهم نگفتی خواهرمی؟

چون فکر کردی ممکنه در خطر باشم

روبرتو!

می‌تونی به نوه‌م بگی من نمی‌میرم؟

طبق تشخیص من، حداقل ۵۰ یا ۶۰ سال دیگه وقت داری زندگی کنی

می‌خوام شیفت‌های نگهبانی عرشه رو مشخص کنی

ریکاردو، عقلت رو از دست دادی؟

داری با شیطان معامله می‌کنی! چرا باید این کارو بکنی؟

برای کسایی که نمی‌دونن، من و استلا با هم رابطه داشتیم

بعد از همه‌ی اینا، انگشتام رو شکست

تو ترس زندگی می‌کردم، نصف شب بیدار می‌شدم فکر می‌کردم الان می‌کشه منو

بعدش ازم خواست یه بمب بسازم

تو به من مدیونی

اگه رد می‌کردم، منو می‌کشت

اسم من روبرتو شنایدره

من اولیس هستم. گارمندیا

قبلاً همدیگه رو دیدیم؟ - نه

این مزخرفات چیه؟ جولیان دِ لا کوادرا

تو بخشی از پروژه‌ای به نام "پروژه اسکندریه" هستی

داری دروغ میگی. کاپیتان از آدم دروغگو خوشش نمیاد

سُل رو دیدی؟

شب شده و اون از الان داره از تو قایم میشه

آروم باش، من به کسی نمی‌گم

وقتی روزی پنج ساعت توی اتاق اعتراف بگذرونی،

انواع و اقسام حرف‌ها رو می‌شنوی

مردم در مورد ترس‌هاشون بهت میگن... سُل!

...و آرزوهاشون. سُل!

سُل!

سوال هم می‌پرسن

صدای منو می‌شنوی؟

سوالاتی در مورد اینکه بعد از مرگ چی پیش میاد

من نمی‌دونم بعد از مرگ چی میشه

بچه‌ها

کفش سُل

دوست دارم فکر کنم یه دنیای بهتر منتظر ماست،

خدایی که خیر رو از شر می‌شناسه

خدایی که سیب‌زمینی سرخ‌کرده با سس مایونز می‌خوره و به آهنگ‌های باب دیلن گوش می‌ده

خدایی که اجازه نمیده یه دختر ۲۱ ساله

طعمه دریا بشه

خدایی که قاتل‌ها رو به حساب می‌کشه

باز کن

و مطمئن می‌شه

با رحمت بی‌نهایت خودش

که شرارت به راحتی استراحت نکنه

سُل!

سُل! کجایی؟

دفترچه ثبت کشتی روز ۱۳۱

سُل تورس، مفقود شده

کاپیتان، اتفاقی افتاده؟ - بیا، پیتی

ببین

ما مدت زیادی دنبال سُل گشتیم، و اون پیدا نمیشه

باید کم‌کم این فکر رو بکنیم که افتاده تو آب

فردا دوباره مسیرمون رو به سمت خشکی تنظیم می‌کنیم

مسیر به سمت خشکی؟

تو چه جور کاپیتانی هستی؟

هر روز با این مزخرفات که ما همه یک خانواده‌ایم،

و حالا سُل رو ول می‌کنی وسط اقیانوس؟

پیتی... بذاریم بمیره؟

پیتی، من خیلی خوب می‌فهمم چه حسی داری، واقعاً

ولی ما مدت زیادیه که با مسیر مشخصی داریم حرکت می‌کنیم

حتی اگه ۱۸۰ درجه هم بچرخیم، باور کن، پیتی،

خیلی متأسفم، ولی هرگز پیداش نمی‌کنیم

می‌دونی چرا دنبالش نمی‌گردیم؟

چون حالا که خشکی جلومونه دیگه اهمیت نمیدی کی رو جا می‌ذاریم

قضیه اینه، درسته؟ پیتی

بهم بگو، دلیلش همینه، کاپیتان؟

پیتی، آروم باش. پیتی، آروم باش. راحت باش، پسر. خونسرد باش

ببخشید. می‌دونم که می‌شه گفت الان توی یه مراسم عزاداری هستیم،

ولی من خبر دارم

خبرهای خوب

و خبرهای بد

این چیه؟ دیره. برو بخواب

برو

زود باش

اون چینیه رو ببین داره با چراغ‌قوه بازی می‌کنه!

هی، چیکار می‌کنی؟

نمی‌دونم تو کُره ساعت چنده،

ولی تو ژِرونا و این کشتی، ساعت ۱۲ شب

همه شامشون رو خوردن، رفتن دستشویی و خوابیدن. زود باش!

عزیزم، خیلی دیره.

باید بری بخوابی. بیا بریم.

بهت می‌گم چی داری می‌شنوی.

صدای کوبش موج‌هاست. اغلب موج‌های زیادی به کشتی می‌کوبن.

خوبیش اینه که یکی قایق نجات رو برده.

و، هر کی این کارو کرده بلد نبوده گره رو باز کنه...

و طناب رو پاره کرده.

حالا، خبر بد.

این آدم داره بدون هیچ منبعی دریانوردی می‌کنه.

اگه رادار ما نمی‌تونه پیداش کنه...

یعنی بدون دستگاه ردیابی رفته.

همین‌جوری سرگردون مونده. این هیچ معنی‌ای نداره.

چرا باید قایق برداره...

و بپره تو آب؟ تو یه قایق بدون سکان؟

نصف شب، به رحم و کرم جریان‌های اقیانوس؟ این خودکشیه.

نه. محاله. من دیروز تمام روز رو باهاش بودم، کاپیتان.

عالی بود، لعنتی، حالش خوب بود! وای! ما قرار داشتیم! - شاید دچار حمله اضطرابی شده. چه اضطرابی؟ یعنی چی؟

شاید می‌خواست برگرده ساختمون. بالاخره اونجا خشکیه.

گوش کن، پیتی.

من تمام شب شیفت‌ها رو جابه‌جا می‌کنم.

و یکی رو می‌ذارم جلوی رادار.

اینطوری نمی‌تونیم کسی رو پیدا کنیم. و خودت می‌دونی.

من تسلیم نمی‌شم.

هرگز.

این یه روی خوب هم داره، کاپیتان.

آدم‌های کمتر، منابع بیشتر برای بقیه.

گامبوا، برو بیرون!

این مسئله بقاست.

بزن بیرون!

حالت خوبه؟ آره.

والری همیشه کشو رو باز می‌ذاره.

چقدر سکوت...

اولش دوستش داشتم، اما حالا اعتراف می‌کنم که یه جورایی دلم برای سر و صدا تنگ شده.

مثل مادرید تو ساعت شلوغی.

انرژی‌ای که دنیا رو به حرکت درمی‌آره.

صدای ماشین‌ها.

آژیرها.

سگ‌ها و آدم‌هایی که جلوی کافه‌ها سیگار می‌کشن.

نمی‌دونم.

حس خونه بهم می‌داد.

می‌دونی من دلم برای چی تنگ شده؟

نه. برای هیچی.

این تموم چیزیه که من می‌خوام.

برای والری قصه بگم.

بوس شب بخیر بهش بدم.

کنارت بخوابم.

بهت بگم دوستت دارم.

برای من این کافیه.

این چیزیه که حس خونه بهم می‌ده.

بابا، اون چیه؟

یه بی‌حواسه...

که یادش رفته آهنگ رو قطع کنه.

بهشون می‌گم خاموش کنن و تمام.

والری، نخند. همیشه بهت می‌گم کشو رو ببند، حالا داری می‌خندی.

برو بخواب.

مشکلی نیست. بابا می‌ره و بهشون می‌گه ما خوابیدیم.

باشه؟ الان برمی‌گردم.

آب می‌خوای؟

باشه. اوکی.

من جلوتر.

تو اینجا.

اگه کسی اومد...

باشه؟ ببین...

خوابش برد.

می‌بینم جشن گرفتین، درسته؟ همینطوره، کاپیتان.

یک ماهه که با همیم و داریم جشن می‌گیریم.

استلیتا داره بهم مرنگه رقصیدن یاد می‌ده.

خب، کلاس رقص رو بندازین فردا صبح بعد از صبحونه.

پس اگه زحمتی نیست، آهنگ رو قطع کنید.

روز سختی بوده.

بخاطر از دست دادن هم‌تیمی‌تون.

بله، کاپیتان.

البته، کاپیتان، ولی...

زندگی ادامه داره، مگه نه؟

ادامه داره، اما نه با جشن و پارتی ساعت ۳:۳۰ صبح!

من یه دختر شیش ساله دارم که داره سعی می‌کنه با صدای مرنگه بخوابه، مرد!

بسیار خب.

مشکلی نیست. انجام شد.

شب بخیر، کاپیتان.

شب بخیر. تموم شد.

بهشون گفتم آهنگ رو قطع کنن.

متوجه ساعت نشدن.

خب عزیزم، بخواب.

دیره، یالا.

بابا، صداتو نشنیدن.

آهنگ دوباره روشن شد.

ولی حتی بلندتر.

عزیزم، نگران نباش. اونا متوجه منظورم نشدن.

بعضی وقتا بابا بد توضیح می‌ده، اما دوباره تکرار می‌کنم و تمام.

می‌خوای من برم؟

نه، خودم حلش می‌کنم. این بار خیلی واضح توضیح می‌دم.

و براشون خیلی واضح می‌شه که مرنگه رو کجای دلشون بذارن.

پیتی.

اگه می‌خوای خودتو بکشی، راه‌های خیلی آسون‌تری هست...

نه با استفاده از قایق نجات وسط شب.

دخترا، برگردین کابینتون.

این به شما ربطی نداره.

من نمی‌تونم بی‌کار بشینم در حالی که سول داره دور می‌شه.

من امشب باهاش قرار داشتم.

و پیتی قرارشو از دست نمی‌ده. پیتی!

خواهش می‌کنم.

The Boat subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left