The first 200 lines.
!مامان
میدونستم
...ما فقط
!مامان
تقديم ميکند KT Team تيم ترجمه
آره، من اومدم
...تو
.از دست اون عصبانی نشو، از دست من عصبانی شو
آقای سو بودی دیگه؟
به حرفاش گوش نده
بله، مادرزن جان
مادرزن جان؟
از کی تا حالا اون مادرزنته؟
مامان به جز من دختر دیگه ای هم داری؟
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
...راستش
اولش ما فقط وانمود میکردیم داریم با هم قرار میذاریم
،بعدش تصمیم گرفتیم دیگه به این چیزا وانمود نکنیم
...و خبر به هم زدنمون رو پخش کردیم، ولی بعدش
تصمیم گرفتیم واقعنی قرار بذاریم
چی میگی تو؟
چرا انقدر رابطتون پیچیدس؟
ساده بخوایم بگیم
من عاشق سه گیم
حالا میفهمم چی میگی
...دخترم خیلی دختر خوبیه
.ولی راحت خجالت زده میشه
،از این به بعد وقتی خجالت میکشه و مثل الان چرت و پرت میگه
.تو باید توضیح بدی منظورش چیه
مامان
نا امیدتون نمیکنم
هر وقت سوالی داشتین میتونین از من بپرسین
.سوالی ندارم، فقط میخواستم یه کم بنوشم
!مامان
Saye_roshan , 3T , Rey : مترجمین
به سلامتی - درسته -
نظرت درباره مامانم چیه؟
...بلند میخنده ولی لحنش آرومه
و تن صداش پایینه
شخصیت خوب و انگشتای زیبایی داره
...دقیقا
مثل تو راه میره
...ببخشید که
یهویی تو این شرایط قرار گرفتی
راستی یه خصوصیت مشترک هم با من داره
ما جفتمون خیلی تو رو دوست داریم
شب به خیر
هان سه گی
کارمونو تموم نکرده بودیم
وای خدا
دختربازه؟
بوسش کردی؟
نه
بوسش نکردم
پس اون موقع داشتین چی کار میکردین؟
...اون
...خب
اتفاقی پام پیچ خورد و افتادم
اگه بعد این همه وقت حتی بوسش هم نکردی پس چی کار کردی؟
خاک تو سرتون واقعا
کدوم مامانیو دیدی همچین حرفی بزنی؟
خودت چی؟ اولین بوست با بابا کی بوده؟
من قبل از اینکه قرار گذاشتنو شروع کنیم بوسیدمش
چقدر کله خراب بودی
تو و بابا چطور با هم آشنا شدین؟
از طریق یه دوست
چرا باهاش قرار گذاشتی؟
عشق در نگاه اول بود؟
!عشق در نگاه اول چیه بابا
،من زیاد راغب نیودم باهاش قرار بذارم
ولی بابات با پشتکار زیاد راضیم کرد
قرار گذاشتن باهاش چطور بود؟
...شیرینی و
هیجان ملایمی داشت
پس چرا میخواستی باهاش ازدواج کنی؟
از اینکه همه چی در کنارش ملایم بود خوشم میومد
...وقتی یه چیزی خیلی داغه، یا میجوشه
یا کم کم سرد میشه و به دمای عادی میرسه
...فکر میکردم ما قراره اون دمای ملایم رو حفظ کنیم
.و تا آخر عمرمون همونطوری زندگی کنیم
ولی نتونستین
خیلی سخته
سه گی - بله؟ -
تو میتونی این کارو بکنی
من نتونستم ولی تو میتونی
مامان نباید بری خونت؟
گفتی باید گلاتو آب بدی
الان گلام مهم نیستن
همشون میتونن بمیرن
بین چیزایی که بزرگشون کردم تو از همه برام مهمتری
آخ جون مجبور نیستیم پولشو بدیم - ممنون -
خیلی جالبه که شما دخترا همیشه خدا میدونین من کی قراره حقوق بگیرم
فیلم برداری نداری؟
حالا که داری با یکی قرار میذاری بیخیال کارت شدی؟
دوست پسر پولدار داشتن حال میده؟
یکی یکی بپرس لطفا - باشه -
مامانش مچشو با دوست پسرش گرفته
رابطشون مثل شوخی میمونه - هی -
انگار گیر افتادن عادتت شده
چرا خبرشو عمومی نمیکنی تموم شه بره؟
ببین کی به کی میگه
دوست دختر پولدار داشتن حال میده؟
هی، اون دوست دخترم نیست
.شما دوتا حتی بلد نیستین درست قرار بذارین، فقط بلدین حرف بزنین
سلام عشقم
خوب خوابیدی؟
آره معلومه که میتونم ببینمت
این روزا کلی وقت دارم - تو صدای زنگ گوشیشو شنیدی؟ -
سه گی فعلا تو استراحته - من که نشنیدم -
داره وانمود میکنه یکی بهش زنگ زده؟
آره بهت زنگ میزنم، باشه
واقعا که، گوشیم رو ویبرس
هی، صدای ویبره رفتن گوشیشو شنیدی؟
...من باید فقط نقشای فرعی رو قبول کنم
تا وو می وقت برای قرار گذاشتن داشته باشه
به عنوان زن دلم میخواد ازت بخوام این کارو بکنی
ولی به عنوان منیجرت باید بگم نه
هرچند این همه وقت خالی داشتن خیلی خوبه
میتونم مثل الان پیش شماها باشم
خب، من باید برگردم سرکار
آقای سو، شما بدون اینکه به من بگید ازدواج کردید؟
چطور؟ نکنه درباره ازدواجم مقاله ای چیزی پخش شده؟
نه، مقاله که پخش نشده
ولی مادر خانومتون اومدن اینجا
مادر خانومتون، داره دنبال شما میگرده، دامادش
،نمیدونستم چی دوست داری و چی دوست نداری
به خاطر همین تو غذاها هم گوشت قرمز ریختم، هم ماهی هم مرغ
خیلی زیاد شده؟
من باید مهمونتون کنم
نه، دلم میخواست این کارو بکنم
نوش جان
ممنون
خوشمزس
،هر وقت وقتشو داشتم اینطوری واست غذا درست میکنم
...پس
.لطفا مواظب سه گی باش
بعد نهار وقتتون خالیه؟
همش خیلی خوشمزس
فکر کنم این دفعه نوبت منه که مهمونتون کنم
باورم نمیشه اینم بخشی از کارمه
جو هوان - بله -
بهت اضافه حقوق میدم
فقط لبخند بزن باشه؟
مامان - وای ترسوندیم -
رفتی دفترش دیدنش؟
آره
چیه؟ نمیتونم برم دیدنش؟
باشه، بیا بگیم میتونی بری دیدنش
نمیگم اشکال نداره ها ولی بیا بگیم میتونی بری
ولی اینا دیگه چین؟
اینا چی؟ چیه؟
من براش نهار درست کردم، اونم برای تشکر اینا رو برام خرید
داری دیوونم میکنی
صداتو بیار پایین دختر
چطور میتونم صدامو بیارم پایین؟
چرا نمیتونم از دامادم هدیه بگیرم؟
کی میتونم این کارو بکنم؟ - چرا اینطوری صداش میکنی؟ -
کی گفته اون دامادته؟
از وقتی با من آشنا شده خیلی چیزا رو از دست داده
چرا باید مشکلاتشو بیشتر کنی؟
چی داری میگی؟
چی از دست داده؟ دختری مثل تو رو دیگه از کجا میتونه پیدا کنه؟
باید خدا رو شکر کنه که تو باهاشی، تو عالی ای
خیلی چیزا هست که نمیدونی مامان
تو هیچی نمیدونی
نمیدونم مامانم چشه
چی شده؟ - چرا اومده دفترت خب؟ -
من که خوشحال شدم، غذاشم خوشمزه بود
مطمئنم خیلیا دیدنش
متاسفم که تو همچین جو بدی قرار گرفتی
جو خیلی هم خوب بود، غذاشم خوشمزه بود
فکر کنم واقعا از غذایی که برات آورده خوشت اومده
،همش خوشمزه بود
.و هدیه خریدن برای مادر کسی که دوسش دارم هم حس خیلی خوبی بهم داد
خدایا
الان احساس بهتری داری؟
نه - نه؟ -
باید خیلی کارا بکنی تا احساس بهتری پیدا کنم
پس بیا فردا همدیگه رو ببینیم
انقدر یهویی؟
بیا از صبح تا شب پیش هم باشیم
حب، خیلی چیزا دارم که بهت بگم
بیا فردا رو در رو حرف بزنیم
فهمیدی یا نه؟ فهمیدی دیگه؟ پس بای
انگار بعضیا داشتن بهونه میتراشیدن
مامانم همش برام غذاهای خوشمزه درست میکنه به خاطر همین وزنم داره زیاد میشه
باید غذاهایی بخورم که کالری کمی دارن
میدونی، نودل برنج خیلی کالری کمی داره
الان داری پز میدی؟ - آره -
راستش یه کم داشتم پز میدادم
باید هم پزشو بدی
تو خیلی با مامانم خوب رفتار کردی
ممنون
بابت هدیه ها هم ممنون
...اگه اشتباهی کرده - نه نکرده -
معلومه که اشتباه نمیکنه
اون مادر توئه
وای مامانم همیشه از این کارا میکنه
،حتی وقتی که تو 15سالگیمم با اولین دوست پسرم دوست شدم
...یواشکی رفت دیدنش و - چرا یهویی داری درباره دوست پسر سابقت حرف میرنی؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.