The first 179 lines.
.برای اولین بار تونستم تنهایی یه مسئلهی فیزیک رو حل کنم
!خوبه
انقدر ذوق دارم که فکر میکنم شاید بتونم یه کار" ".دیگهای که توش خوب نیستم رو هم انجام بدم
.اون فکر احمقانه به این وضعت ختم شد
خدمت تمیزکاری خانهی پیشخدمت؟
اون چیه؟
ـهX قسمت دوم: گاهی اوقات غرور یک بزرگتر کاملا در خلاف جهت شرایط
همونطور که از اسمش پیداست یه پیشخدمت .رو به خونهی مشتری میفرستیم تا کارای خونه رو انجام بده
.یه جور سرمایهگذاری جدیده
راستش، تعداد درخواستها از چیزی که انتظار داشتیم .بیشتر بود، برای همین نیرو کم آوردیم
یویگا کون، تو توی تمیزکاری استادی، نه؟
.واقعا ممنون میشیم به آشومی کمک کنی
.تو آخرین امید مایی .البته بهت دستمزدم میدیم
!هی، من که گفتم خودم میتونم برم
.باشه. شما همیشه بهم لطف داشتین
!یویگا کونو عشقه
!عشقه
!وقتی دارم حرف میزنم توجه کنین
!یویگا کون، هوای آشومی رو داشته باش
!گوش بدین
.شرمنده، کوهای. بچهها مجبورت کردن بیای
.نه بابا. تازه گفتن بهم دستمزدم میدن
.راستش برای این فرصت ممنونشونم
...آها. یادم نبود خانوادهت فقیر
.از نظر اقتصادی ضعیفه
.لازم نیست زیباسازیش کنی
.خب، بههرحال، تو فقط کمکی باش
.بذار من به کارها برسم
!خیلی خفنی، آشومی سنپای
!بهت گفتم اینجوری صدام نکن
!راستی، محکم من رو بچسب
.وگرنه خطرناک میشه
.باشه! شرمنده
.نرمه
.اولین جای لیست اینجاست
...ها؟ اینجا
!چی؟ این که مافویو سنسی خودمونه
.اینجام نوشته اسم مشتری کیریسوئه
کومینامی سان، تو اینجا چیکار میکنی؟
!معلومه، اومدم خدمات خانهداری رو انجام بدم
!خب بذار بیام تو تا شروع کنم
میگم، سنسی؟ اگه نذاری بیام داخل .نمیتونم کارمو انجام بدم
.کومینامی سان
این چیه؟
.پول. دستمزدت .حالا بدون هیچ حرفی برو
!بهم توهین نکن
،غرورم به عنوان یه حرفهای وسطه !پس نمیتونم کار نکرده پولی بگیرم
!خواهشاً برو! برو دیگه
!تا وقتی نذاری کار کنم جایی نمیرم
!بذار بیام تو
چیکار کنم؟
!نیم ساعت
!فقط نیم ساعت بهم وقت بده
!کوهـــــــای
چه جوری بازم اینجا کردی بازار شام؟
!واقعاً باید بذاری بیاد اینجا رو مرتب کنه
شأن معلمیت؟
...خب، در این صورت
نیم ساعت بعد
.شرمنده معطل شدی
.خب، در اختیار شماست
!دیگه کاری نمونده
مسخره میکنی؟ داری مسخرهم میکنی، سنسی؟
!مـ معذرت
!از بدو تولد وسواسی بودم
چی میگه این؟
...امم... سنپای
.کوهای
.بـ... بله
!بریم مکان بعدی
تاکموتو
مامان، حالت چطوره؟
.اوروکا
.آشپزی و تمیزکاری امروز با من، تو فقط استراحت کن
ممنون. ولی همین الانش هم بخاطر تیم شنا .خستهای، تازه باید درسم بخونی
.لازم نیست نگران کارهای خونه باشی
.درخواست خدمات خانهداری کردم
...خدمات خانهداری
.نمیدونستم همچین چیزی هم هست
راستش خیلی خستهم، اگه یکی دیگه انجامشون .بده دستشو میبوسم
!سلام
!ناریوکی و کومینامی سنپای
این چیه پوشیدی؟
خونهی تاکموتو توی لیستمون بود؟
.چه اتفاق خفنی
.امم! درخواست برای نظافت و... آشپزی بود
!خب! بریم یه خودی نشون بدم
!با اجازه
این چیه؟
کومینامی سنپای به کنار ولی ناریوکی هم داره میاد تو خونهی من؟
.شرمنده مزاحم شدیم
چیکار کنم؟
چیکار کنم؟
چیکار کنم؟ چیکار کنم؟
.خوشمزه است
آره. درست کردن همچین سوپی .کار هرکسی نیست
.واقعاً؟ از شنیدنش خوشحالم
وایسا، اگه تو بهمون غذا بدی فایدهش چیه؟
!اون کار منه
شرمنده! شوکه شدم و !ناخودآگاه همهی کارها رو انجام دادم
!بعدی! بعدی حتماً جواب میده، سنپای
!بریم
این دیگه چه لیستیه؟
.دیگه تعجب نمیکنم
،اِه! من برای خدمات خانهداری تماس گرفتم ولی پیشخدمتشون تویی، کومینامی سنپای؟
.خب، نگرانش نباش، فوروهاشی
برای یه کاری کمک لازم داشتی، درسته؟
.فقط بذار کارمون رو بکنیم
.که اینطور
.راستش، آشپزخونه یکم بهم ریخته
،دیگه از حد توان من خارجه ...تازه گشنه هم هستم
چرا فوروهاشی که زنانگیش در حداکثره" ...و باید بتونه هر غذایی رو بپزه
"درخواست کمک کرده؟
!همهش رو میشه از رو صورت ناریوکی کون خوند
!خیلی بده
،بعد مدتها دوباره سعی کردم آشپزی کنم
!ولی نمیدونم چرا به این مصیبت ختم شد
،به عنوان یه دختر ...اینکه بذارم یه پسر همچین چیزی رو ببینه
!قطعاً ممنوعه
.ممنون که این همه راه رو اومدین
بازم همین الگو؟
چرا؟ گشنته، مگه نه؟
!سیر سیرم
!دروغگو
!منم به عنوان یه پیشخدمت غرور خودم رو دارم
،اگه دارم مزد میگیرم !نمیتونم وقتی مشتریم هنوز گرسنه است برم خونه
.کومینامی سنپای
...پس اینجوریه
متوجه شدی؟
!یه لحظه بهم وقت بده
.لطفا منو ببخشین
اگه وقتی مشتریت گرسنه است نمیتونی بری خونه .پس چارهی دیگهای ندارم
ای بابا، امروز چرا همچینه؟
.خب، فوروهاشی هم دلایل خودش رو داره
.فکر کنم
.سفارشتون رو آوردم .سه ست نودل سرد با آبگوشت
چی؟
!اینا چهشونه خدایی؟
.لعنتی، این نودلها خیلی خوبن
.این دومین ناهار امروزه
.اضافه هم آوردم
!ببخشید! ببخشید! چارهی دیگهای نداشتم
.کاملاً بیفایده بود
.حس نمیکنم هیچ کاری کرده باشم
.ناراحت نباش. همچین روزایی هم پیش میاد
.خب، من این طرفی میرم
!چه پیشخدمت خفنی
کی باهاش عروسی میکنی؟
کی قراره عروسی کنیم، عسیسم؟
!بس کن! باورشون میشه
...آخـــــیش
.میگم سنپای، لازم نبود دیگه اینقدر پیش بری
مشکلی نیست، آخه اگه کاری نکنم .پولش از گلوم پایین نمیره
بذار کارم رو بکنم .تو هم به کار خودت برس
...باشه، اگه خودت اینجور میگی
!بیا، نوبت توئه
...نه نه، این دیگه خیلی زیاده
!یالا دیگه، بیشتر از این بهم استرس نده
حال میده، کوهای؟
.آ... آره
.اگه اذیت شدی بهم بگو
.بـ... باشه
معمولاً این کار به عنوان گزینۀ سرویس .خیلی گرون در میاد
...شرمنده دیگه
ولی میدونی، بدم نمیاد این مورد رو .هر روز رایگان برات انجام بدم
!از دست تو! عمراً دیگه گول حرفات رو بخورم
چه خبرته؟ .از اون واکنش های بامزه نشونم بده، کوهای
...چه کسل کننده
روز بعد
...ولی خودمونیم، ها
اصلاً نمیدونستم کومینامی سنپای .به عنوان یه خدمتکار کار میکنه
ناریوکی، تو میدونستی؟
...مــــم... خب... راستش
...خیـــــــــــره
!این رو حفظ کنید
،برای به حفظ کردن چیزی !باید اون رو با دانش قبلی ـتون پیوند بزنید
هر آدمی هم که باشه، اطلاعاتش حافظۀ کوتاه مدتش رو !بعد از مدتی فراموش میکنه
برای اینکه مطالعاتتون حروم نشه !باید توی حافظۀ بلند مدتـتون قرارش بدید
.برای اینکار به کمی ابتکار نیاز دارید
No comments yet. Be the first to leave one.