The first 200 lines.
آمريکاي شمالي سرزميني از بي نهايت هاست
زمينهايي سخت
طوفانهايي سهمگين
نزاع حيوانات بر سر زندگي
فيلمبرداري آنها توسط
نخبه ترين تيم هاي فيلم برداري انجام شده
اينها خطرهايي هستند که ما آماده انجام آنها هستيم
فيلم برداري از اين سرزمين وحشي
ديدني ترين کار در دنياست
.. آمريکاي شمالي .. .. آشکارسازي ..
روز اول : فيلم برداري در کوههاي پايونير آيداهو
توليد کننده جاستين اندرسون
از اينجا تا مونتانا در پي بزهاي کوهي بود
او مي خواست از سخت ترين
شرايطي که آنها مواجه مي شوند، فيلم برداري کند
چهارهزار فوت مسير عمودي
در مقابل بادهاي مداوم قله ها
ما واقعا مي خواستيم اونها در محيط طبيعي درستي باشند
که اين فقط در قله امکان پذير بود
رسيدن به آنجا به معني بدترين مقاومت ها بود
که ماه ژانويه در کوههاي راکي براي ما ميسر کرده بود
آنها کاملا بي پناه مي شدند
با هيچ توقفي از جانب طبيعت يا ارتفاعات
ما به سخت ترين مکانها رفتيم
ما در سرما و هواي بد صعود مي کرديم
که بتونيم به بزها نزديک بشيم
براي پيدا کردن حيوانات و اينکه همه در امنيت باشند
آنها راهنماي خبره نپي نيمن را پيدا کردند
خب، نقشه
اينه که از بالاي اون درختها بالا بريم
اون حيوونها بالاي نوک اون خط هستند
خيلي خب، بچه ها آماده ايد؟
آنها ارتفاع قله ها را فهميده بودند
درحاليکه صد پوند وسيله به همراه داشتند
برنامه با کندي دردناکي پيش مي رفت
بزرگترين خطرها پيش بيني شده
يک بهمن عظيم بدون هيچ خبري هر لحظه امکان سقوط دارد
جان آنها به دست راهنماهاي خبره کوهستان است
کساني که برف را مي شناسند
يکي از ما خودش رو اول به خطر مي انداخت
که خطر سقوط بهمن رو
ارزيابي کنه
اونجا در سراشيبي کوهستان
و زيباترين بهمن ها
که ما اينجا به دنبالش بوديم اتفاق ميوفتاد
من اميدوارم که اونها يه راهي پيدا کنند
اونها يکمي در مورد عوارض زمين نگران هستند
شما فکر مي کنيد ما تو يه جور شيب ناقص هستيم؟
نهايتا آره
آنها بايد حرکت مي کردند
اما آنها به سمت بهمني پيش مي رفتند که در حال سقوط بود
ما از اون طرف مي ريم
مي دوني، اين يه شيبه
که آدمها رو مي کشه. درست اونجا
من توصيه مي کنم از اينجا برگرديم
پس، اين خبر خوبي براي فيلم نيست
براي اينکه بزها اون بالا هستند
و ما راه امني براي رفتن نداريم
من خيلي خيلي احساس بيهودگي مي کنم
اونها مجبورند که برگردند
و نور روز آنقدر ماندگار نيست که مسير ديگري را امتحان کنند
خيلي نزديک بودند، اما کوهستان آنها را وادار به برگشت کرد
من بايد بگم، فکر مي کنم تو اين 15 سال
فيلم سازي از حيات وحش، من هيچ وقت به اين اندازه
براي تعقيب يه حيوان سختي نکشيدم
روز بعد، آنها دوباره شروع به تلاش مي کنند
هدايتي درست از مرکز بهمن
آنها را مجبور مي کند که يک مسير سخت تر را دنبال کنند
اينجا تعدادي تخته سنگ پايين ما هست در مسير اون درختها
اگه سر بخوريد، مشکلات زيادي سر راهتون هست
ما داريم يه ريسک مي کنيم - آره -
شما مي خوايد براي اين بازي تلاش کنيد؟
اين زمان، آنچه به مبارزه مي طلبد تنها برف نيست
هوا است
سخت ترين چيزي که ما با آن سرو کار داريم باد است
اين طوفان عاقل ترين انسانها را
نيز ديوانه مي کند
اما اين دقيقا صحنه مهيج است
که آنها برايش اميدوار بودند
يک فشار نهايي
و آنها بالاخره فيلمهايشان رو مي گيرند
بزهاي کوهي دقيقا در جايگاه خوبي هستند
موقعيتي که رسيدن انسانها را به آنها خيلي محدود مي کند
خيلي خيلي کم
يک باد سهمگين شروع به وزيدن مي کند و برف را از کوه بلند مي کند
و بعد .. ديگه هيچي نمي شه ديد
حتي ديدمون رو براي بزها محو مي کنه
جايي که اون زندگي مي کنه بايد خيلي براي زندگي بجنگي
مثل يک پاداش نهايي، طوفان آرام شد
به اعضاي گروه چند دقيقه اي فرصت مي ده که از منظره لذت ببرند
از بالاي کوههاي راکي
گروه مستندساز آمريکاي شمالي
در قسمتهايي از کارشون مبارزه کردند
و اين نبرد تن به تن بود
با چند تا از خطرناک ترين حيوانات دنيا
براي ساخت مستند آمريکاي شمالي تيم مجبور به غواصي بود
در جايي که اقامتگاه مرگبارترين غارتگران بود
نزديک جزيره هاي آلوشن آلاسکا
فيلم بردار شين مور و فيلم ساز جو استيون
بين يک گروه از وال هاي قاتل و شام آنها بودند
آنها فقط يک کلمه داشتند
آن قاتل مي جنگد و بچه وال خاکستري را مي کشد
ما دنبال يک لاشه وال خاکستري اون زير هستيم
قاتل ها اينجا هستند، سه يا چهار گروه
اونها شنا مي کنند و غذا مي خورند
ما بايد يکي از اونها رو از روي صدا پيدا کنيم
اين يه غواصي زيباست
حدود .. کمي نزديک به 60 فوت
خب، اگه ما بتونيم يه لاشه پيدا کنيم.. کليد رو زديم
قاتل ها هيچ مشکلي ندارند ... آنها اکولوکيشن دارند
و ما مسير اونها رو تو تاريکي حس مي کنيم
شين و جو به دنبال بچه مرده هستند
قبل از اينکه قاتل ها آن راببلعند
اين
اينجا گروه زيادي از قاتل ها دور هم جمع شدند
درست برم اونجا، آره اونجا
استفاده از دستگاه کاشف صوت در قايق
آنها صداي يک ضربه را مي شنوند
اين ضربه خوبي به نظر مياد
خب، من فکر مي کنم .. اين تو رو صدا مي کنه
ما اونجا ميريم؟
براي اينکه راستش من خيلي وسوسه شدم
فکر مي کنم اين آرومه
اگه ما کنترل رو بفرستيم زير
شين آماده هست که براي فيلم برداري غواصي کند
اما وظيفه جو حفظ امنيت است
برمي گرديم و امشب لنگر مي ندازيم
و بعد فردا برمي گرديم
تو مي دوني که من مي خوام چي کار کنم
من مي خوام قلاب بندازم و
تمام شب صداي قاتل ها رو گوش بدم
و درمورد کوسه ها خواب ببينم
حالا دير شده
و اين آبها به خائنين قايقها معروف هستند
شين بايد تا روز بعدي صبر کند
که شانس خود را امتحان کند
از شانس بد ... قاتل ها حرکت مي کنند
اما لاشه پر بود از ماهي و بقيه جانداران دريايي
مرگ وال کوچک مايه تاسف بود
اما چرخش اکوسيستم بايد وجود داشته باشد
غواصي در آبهاي سخت آمريکاي شمالي
هميشه خطرناک است
يک گروه قابل انتظار از ماهيان کوچکي که بزرگترين زخمها را ايجاد مي کنند
در آبهاي آرام 10 فوت عمقي
بهاري زيبا در فلوريداي شمالي
يک بهشت از حيات وحش است
اما هميشه در جاي زيبا، يک هيولا وجود دارد
فيلم بردار ريچارد ولوکومب اينجا آمده
او به دنبال تمساح هاي بزرگ مي گردد و يکي را پيدا مي کند
من فکر مي کنم اين بزرگترين تمساحي هست که تا به حال ديدم
احتمالا اونقدر بزرگ هست که بتونه يه پا رو بکنه
و اون نمي خواست از داخل قايق فيلم برداري کند
صحنه اي که براي يک قاتل ده فوتي داخل آب گرفته مي شود
کاري که ما الان مي خوايم بکنيم خطرناکه
بدون شک
کارشناس تمساح مارک امري به عنوان راهنما و محافظ اينجاست
تمساح ها خيلي منطقه اي هستند ، خب تو اين فصل سال
اونها تو محيط هايي که هستند نشانه گذاري مي کنند
اگر شما بريد داخل، مي تونيد وحشت واقعي رو ببينيد
ريچارد تصميم مي گيرد که خيلي آهسته شروع کند و از داخل قايق فيلم بگيرد
حتي اين کار هم ترسناک است
دست من الان براش مثل استيک مي مونه
وقتي ما تمساح ها رو مي بينيم
کاري که مي تونيم بکنيم اينه که خيلي تکون نخوريم
اين تمساح ها مي تونند راحت از آب خارج بشن
و تو يه چشم به هم زدن دست رو قطع کنند
من واقعا، جدا اميدوارم که اين کار رو نکنه
اين تمساح نر بزرگ آشفته است
او نشانه هاي مبارزه عليه يک متجاوز در محدوده اش را دارد
اين خيلي خطرناک است
آنها به مسير ادامه مي دهند
و دنبال موضوع هاي آرام تر مي گردند
ريچارد مشتاق هست که پا به آب بگذارد
اما او نمي خواد که يک پاي خود را از دست بدهد
اعتماد کردن به تجربيات مارک بهترين ايده است
من فکر مي کنم هر کسي که با تمساح ها کار مي کنه
با تمساح ها وارد خطر ميشه
اونها زرنگ و باهوش هستند
اونها به اون احمقي که انسانها فکر مي کنند نيستند
آنها سريع هستند و من با اونها مشکلات جدي داشتم
من به خاطر گاز تمساح کارم به بيمارستان کشيد
مثل بيشتر آدمهايي که با اونها کار مي کنند
و پس احتمال هر اتفاقي رو مي دي؟
من فکر مي کنم احتمالا اين خطرها تو اين سفر هست
چي؟
اين دقيقا چيزي نبود که ريچارد مي خواست بشنود
اينجا يه تمساح هست که وسط رودخونه بيرون اومده
آره. به نظر خوب مياد
اون احتمالا هشت يا نه فوت طول داره
و داوطلب ديگر
او رفت پايين؟
من گمش کردم
احتمالا مجبوريم صبر کنيم
تا وقتي که حداقل ما بتونيم ببينيم کجا پايين رفته
هيچ کس هنوز نمي تونه تو بره
تا زماني که ما بفهميم کجاست
اولين فکري که مي کني رو انجام بده
پس، تمساح ها قايم شدند
ما نمي دونيم اون کجاست
اون ده فوت هست و به لطف مارک
No comments yet. Be the first to leave one.