The first 200 lines.
نیم قرن از زمانی که بشریت شروع به انتقال .جمعیت مازاد در حال رشد خود به فضا کرد، میگذرد
،مستعمرات عظیم الجثه که به دور زمین میچرخند ،به خانه دوم بشر تبدیل شده اند
.جایی که مردم در آن متولد، رشد و می میرند
سال 0079 عصر جهانی
دورترین گروه مستعمراتی از زمین، ساید3 ،خود را به عنوان پادشاهی زئون معرفی کرده
و علیه استقلال دولت .فدراسیون زمین جنگی را به راه میاندازن
هر دو گروه زئون و فدراسیون فقط .توی ماه اول جنگ نیمی از جمعیت خود را از دست میدهند
از آن زمان بشریت در سایه ترس از .عمل کرد خود به زندگی ادامه میدهد
پرواز کن! گاندام
!پرواز کن! گاندام
!واحد سه، غذاتون آماده س
!آه درسته! آمورو هنوز چیزی نخورده
!آمورو! بیا غذا بخوریم
!آمورو! بیا غذا بخوریم
آمورو؟
!آمورو
موضوع چیه؟
.چیزی نیست
تب داری؟
!نه
بخاطر خستگی نمیخوای غذا بخوری؟
.از وقتی که ساید 7 رو ترک کردیم خوابم نمیبره
.سعی میکنم بخوابم، ولی نمیشه
دوست داری از سیلا سان بخوام تا بیاد یه نگاهی بهت بندازه؟
.هر چی نباشه اون دانشجوی پزشکی ـه
!تنهام بذار
!دست بردار
!اصلاً خودت نیستی
مبارزه با موبیل سوییت هم .کار من نیست
تمام بزرگسال ها بخاطر این جنگ کشته شده اند؟
سرنوشت جنگ به مبارزه .پیرمردها و بچه های مثل ما بستگی داره
این وضعیت هم برای زئون و هم برای فدراسیون یکیه، مگه نه؟
!بس کن
.فدراسیون از ما فقط به عنوان طعمه استفاده میکنه
طعمه؟
.فدراسیون در حال تولید سلاح های پیشرفته تر ـه
،اونا با استفاده از ما برای سرگرم کردن دشمن .میخوان سلاح هاشون رو تکمیل کنن
.ما طعمه هستیم
.تو زیادی داری روش فکر میکنی
.یکم باید استراحت کنی
.غذات رو میذارم همین جا
هنوز نتونستیم باهاشون تماس بگیریم؟
.انگار سیگنال وصل شد
از طرف ستاد مرکزی ـه؟
!عالیه
.اینجا وایت بیس ـه
.اینجا ستاد نیروهای دفاعی ـه
.مدار رمزگشایی: آلفا گاین
.آلفا گاین، دریافت شد
وایت بیس خطوط دشمن رو بشکن .و به سمت دریا برو
.این چیزی که گفتن
اونا به کمکمون نمیان؟
هی. هنوز نمیتونیم با ستاد کل حرف بزنیم؟
.غیرممکن ـه
حتی ارسال پیام های رمزگذاری شده در عمق .خاک زئون خیلی خطرناک ـه
اون ژنرال ها چه غلطی دارن میکنن؟
.اونا هیچ اطلاعی از وضعیت میدان جنگ ندارن
...تامورا سان، غذای افراد سالخورده
،شاید نتونم ثابتش کنم .ولی اینجوریام نیست که حقیقت نداره
!همش دروغه
فکر کردی موقع پخت و پز وقت بیشتری برای غذا خوردن دارم؟
.حتی با این وضعیت، حسابی به خودت میرسی
!حرومزاده فسقلی
.بسیار خب، پس رک ازت میپرسم
برای چی غذای آمورو و ریو بیشتر از مال ماست؟
!برایت سان مستقیماً بهم دستور داده
!بهم گفته باهاشون مثل خلبان های رسمی رفتار کنم
!ممنون از بابت غذا
!همگی ما داریم با دشمن میجنگیم
میزان کالری مصرفی هر سرباز .با میزان فعالیتش سنجیده میشه
.لطفاً باهاش بحث نکن، کای سان
.در عوض مستقیماً باید با برایت یا کاپیتان رید صحبت کنی
.باورم نمیشه
!آمورو
.من یه چیز خوبی برات دارم
!بیا
!تمام تلاشت رو بکن
!کیکا
!به کسی نگی
.باشه
.حسابی کمبود سلاح و مهمات داریم
.اینجوری دیگه توان مقابله با یک جنگ بزرگ رو نداریم
!میدونم
به همین خاطر سعی میکنم .یه راه حل براش پیدا کنم
اگه قضیه سر زنده مونده .همه چی به راحتی حل میشه
مگه شوخی ـه؟
.بهتره قید وایت بیس رو بزنیم
!ستوان رید
.بخاطر رفتار قبلم معذرت میخوام
.اشکالی نداره
.یکم از غذای منو بخور
مطمئنی؟
.ممنونم
!آمورو
!اگه غذا نخوری، انرژی برات نمیمونه
!پس کاری نکن که بیرون غذا بخورم
.آمورو
پس برا چی این همه مبارزه رو به جون خریدیم؟
.اونقدرام بیهوده نبود
بعد از هر مبارزه، اعتماد به نفس .همگیمون زیاد میشد
برایت، تعمیرات موقت داخل .سفینه تموم شده
هایاتو و سیلا کجان؟
.دارن به مسلسل ها رسیدگی میکنن
.باید دیدبان ها رو بیرون بفرستیم
!آمورو
!تو باید راهی ماموریت دیدبانی بشی
!لطفاً به عرشه بیا
!منتظر چی هستی؟ !عجله کن
!آمورو! زودباش
به نظرم هدر دادن وقت .برای گشت زنی اصلاً عاقلانه نیست
چی گفتی؟
هر فرصتی که به دست میاری .منو به مبارزه میفرستی
!حالم دیگه بهم میخوره
... آمورو
.آمورو حسابی خسته س
.ما بیش از حد روش حساب باز کردیم
.من و هایاتو برای گشت زنی میریم
!به کامپیوتر اجازه بده کنترل رو دست بگیره
!بله، دارم سعیم رو میکنم
بسیار خب، حالا رایانه رو جوری تنظیم .تا از هواپیمای من پیروی کنه
!اطاعت
!ایناهاش
.گارما، لزومی به اومدن تو نیست
.بهت گفتم که باید خودم رو به خواهرم ثابت کنم
،کسی مثل تو که خانواده نداره .هرگز این چیزا رو درک نمیکنه
!تمام پرسنل، آماده راه اندازی بشید
موضوع چیه؟
!جنگنده دشمن
چی؟
!گارما، راه اندازی رو کنسل کن !برگرد
.خودم تنهایی به حساب همشون میرسم
!برگرد، گارما
ریو سان، چرا حمله نمیکنی؟
!ما مدتهاست که به دنبال گاوو هستیم
برای حمله به گاوو به شش تا .کوار فایتر دیگه نیاز داریم
.این ویدیو مربوط به 30 ثانیه قبله
.این فقط یه گشت معمولی ـه
متوسل شدن دشمن به این روش .نشان دهنده ی اینکه سفینشون به مشکل برخورده
مشکل؟
.این اولین بار که دشمن دیدبان هاش رو میفرسته
.انگار مشکلشون خیلی حاد ـه
به خاطر چی اونا برای زیر نظر داشتن ما گشتی هاشون رو فرستادن؟
.که اینطور
به جای تصفیه حساب با این فسقلی ها .اجازه میدیم ما رو به طرف مادرشون راهنمایی کنن
!بسیار خب، گشتی دشمن رو دنبال کنید
!بسیار خب
کوار فایترها رو به گان کانون .و گان تانک تبدیل کنید
.یک روز دیگه توی این تابوت سیار
!دارم میرم به عرشه
.ریو سان، روت حساب میکنم
،من زیاد بهش عادت ندارم .پس باید بهم کمک کنی
!باشه
فراو بوو فکر میکردم حداقل .تو یکی منو درک میکنی
.اصلاً درکت نمیکنم
!حتی کای سان داره گان کانون رو هدایت میکنه
.همه تصمیم گرفتن که مبارزه کنن
.بالاخره حال اونا هم از این همه مبارزه بهم میخوره
.من فرق میکنم
چند بار دیگه باید اون چیز لعنتی رو هدایت کنم؟
فراو بوو کاری داشتی؟
.فایده نداره
.اون نمیخواد مبارزه کنه
چی؟
!برایت
!آمورو، گوش کن
!بلافاصله راه بیفت
تو تضمین میکنی که بعد اتمام جنگ بتونم یکم بخوابم؟
تضمین؟
.آمورو
.دیگه از پس این کار بر نمیام
،اگه تا حالا مبارزه نکرده بودی .من الان مرده بودم
.میدونم ... منم همینجورم
!اما دیگه تحمل این همه ترس رو ندارم
.به سلامت فرود اومدیم
کای، آماده ای؟
!خیلی خب
خدای من، این تمام نیروی که داریم؟
خب، برایت سان؟
.گاندام به زودی راه میفته
به قدرت توپخانه اعتماد داشت باش، فهمیدی؟
.به روی چشم
.تو خوب بلدی سر آدم شیره بمالی، سیلا سان
!آمورو
برای چی به وظیفه ات رسیدگی نمیکنی؟
برایت سان، تو دقیقاً به خاطر چی میجنگی؟
!الان وقت مکالمات فلسفی نیست
!حالا بلند شو
!لطفاً، منو تنها بذار
،اگه اینقدر بخاطر گاندام جون میدی چرا نمیری هدایتش کنی؟
چی؟
.اگه میتونستم این کارو میکردم
!ناگفته نمونه
.من تجربه انجامش رو از قبل نداشتم ولی از پسش بر اومدم
... منو زدی
!برایت سان
کتک زدنت چه اشکالی داره؟
شاید متنفر شدنت از یکی حالت بهتر بشه؟
منو اینقدر آدم پستی میدونی؟
!یه آرایش جدید سمت چپ رویت میشه
!ریو، مراقب باش
No comments yet. Be the first to leave one.