El silencio de la ciudad blanca
The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
نوزادان
بچه هاي 5 ساله
بچه هاي ده ساله
بچه هاي ده ساله
نوجوانان 15 ساله
ديدم داشتيد فرار مي کرديد
اسمت؟
اسماعيل
تو؟
بلانکا
خوشحالم، بلانکا
!کارآگاه
"اسليپر کيلر" برگشته؟
اين يک قتل دوتايي بوده؟
تو روي اين پرونده اي، کارآگاه آيالا؟
بي خيال، ما نهايتا با هم دوستيم
يک اطلاعايه مطبوعاتي مي گيري مثل تمام آدم هاي ديگه
!کارآگاه اين يک قتل دوتايي بود؟
خوشحال ميشن که سرکار برگردي يوتيا
به خونه خوش اومدي
استي، "اسليپر کيلر" برگشته
بخاطر همين به هوشت نياز داريم
اون بيست ساله که رودست نخورده
من سوابق، عکس ها، گزارش ها همه چيز رو مي خوام
من همه چيزو ايميل کردم
سعي کن يک گوشي قرن بيست و يکمي بخري
چراغ ها رو خاموش کن
که شکار تو تمام ميشه و شکار من شروع ميشه
کارلينا؟
چي مي بيني؟
احتمالا اونها رو نمي شناخته
مهم نيست اونها کي اند اين چيزيه که اونها نشون مي دن
چي نشون ميدن؟
بچه پولدارها
گازوئيل
قيچي
!لعنت
اون زنبور مي کنه توي دهنشون
اون دهانشون رو بسته
و توي گاز انداختتشون
اين بو، عصبانيشون مي کنه
چيزي که اينجا مي بيني
علامت هاي داخلي نيش خوردگيه
...اون به گردنشون
ليکوئيد فلوترزپام، روهيپنول، تزريق کرده
اون از مواد مخدر براي به تله انداختنشون استفاده کرده
بعد صبر کرده تا کاملا هوشيار بشن
تا زنبورها رو داخل حلقشون بچپونه
مرگ خيلي دردناکي بوده
انکو
انکو
برام مهم نيست، پنجشنبه، جمعه !همين الان مي خوامش
الان نمي تونم حرف بزنم
ما هيچ اثر انگشتي پيدا نمي کنيم
اون خيلي دقيقه
گفتم که بدوني
!اون پرونده رو برام بيار
اخبار، تمام رسانه هاي اجتماعي رو ترکونده
بچه ها هنوز از مهموني ديشب برنگشتند
و "هاف ويتوريا" گزارش مفقود شدن اونها رو داده
!پيداش کن
ازت مي خوام معاون جديد رئيس پليس رو ببيني
اون مسئول اين پرونده است
وقتي تو نبودي، اوضاع يک ذره اينجا تغيير کرده
معاون- رئيس-
اليا دياز دي سالواترا با کاراگاه يوناي لوپز دي آيالا ملاقات کن
معاون
از ديدنت خوشحالم
ما يک مرد بي گناه رو 20 سال توي زندان نگه داشتيم؟
يا اون بيرون يک شريک داره
اين قتا، کپي قتل هاي قبليه
گمارش قرباني ها دقيقا همونه
اون ها پنج سال بزرگترند هردکدوم با جنايت هاي جديد
حالا، بعد از 20 سال ...اين الگوي عددي
تکرار ميشه
اونجاست، توي گرارش ها
تاسيو ارتيز زارته پرفروش ترين ها رو توي زندان نوشت
...اون حضور آنلاين هم داره
با بيش از پانصدهزار دنبال کننده
قاتلي با يک کلوپ طرفداران
چيز خنده دار اينه که اون دسترسي به اينترنت نداره
اين عملا يک فرقه است
بعضي هاشون تتو گل دارند
سمبل خورشيد ارواح شيطاني رو دور مي کنه
تاريخ، دوباره تکرار ميشه اگر جراتشو داري، جلوشو بگير #KRAKEN.
قربانيان چي؟
حتما
ارنا فرناندز دي بتو دختر عينک ساز سرشناس
و الهاندرو پيروز دي آرلوسيا پسر يک خانواده صنعتي
هردو بيست ساله
خانواده هاشون ميگن اونها همديگه رو نميشناختن
تک، تک، انتخاب شدند
کلاس بالاتر نام هاي خانودگي شناخته شده ..در ايو
ميترسم اون دوباره توي اين ماجرا باشه
بايد به شهر هشدار بديم- نه-
کاملا بايد از آگاه کردن مردم اجتناب کنيم واضحه؟
پس صبر مي کنيم تا دوتا قرباني ديگه داشته باشيم؟
چندتا قاتل مي شناسي که دوران استراحتشون اين قدر طولاني باشه؟
اون احتمالا يک مقلده
عاليه، باي بريم سرکارمون، استي؟- بله-
!کاراگاه
منو به ياد مياري؟
ماريو سنتوس
مدير روزنامه مصاحبه اي با تاسيو برام تدارک ديده
ماريو، صدات درنياد که ما اينجا بوديم
الته، روي من حساب کنيد
موفق باشيد، اون به زور با من حرف زد
من يک ملاقات رسمي نمي خوام، کراکن
اين کارآگاه 100 درصد، قابل اعتماده
من از سکس سه نفره خوشم نمياد
تا وقتي که اون نره، حرف نميزنم
يهش چي گفتي؟- که تو يک زن گريز لعنتي اي-
از کجا مي دونستي منو کاراکن صدا مي کنن؟
اومدم تا يک معامله مردونه بهت پيشنهاد بدم
تا چند هفته ديگه، من مرخصي مي گيرم
اگر بهت کمک کنم که قاتلو پيدا کني مردم دوباره منو مي پذيرند
فکر نکن بي گناهي
نمي بيني؟ روي صورتم نوشته شده
درباره اون تتو بهم بگو
فکر کردي يبکي از گل هام به قتل ها ادامه ميده؟
.. .اين کاملا پيچ خورده است
من نگفتم اونها از دستورات تو پيروي مي کنن
همه نويسنده ها فکر مي کنن يک ذره شبيه خدا هستند
بعضي از رواني ها هم همين طور
چيزي از تاثير ورتر شنيدي؟
وقتي گوته در مورد رنج هاي ورتر جوان نوشت
بعضي از خوانندگانش تصميم به خودکشي به همون روش گرفتند
مثل شخصيت توي اون رمان
افسانه و واقعيت، باهم برادرند از همديگه تغذيه مي کنن
توي همشون، قاتل هاي افتضاحي وجود دارند
معمولا از ديد قاتل منظورمو مي فهمي؟
اگر مي تونستم مردمو متقاعد کنم که بخاطر من قتل انجام بدن
اين قدر منتظر نمي موندم
چه اتفاقي قراره بيفته؟
تو مي دوني
حاليم کن
قتل کليساي قديمي قرن دوازدهم رو نشون مي داد
توي اين نقطه صحنه ها، علامت هاي
تاريخ ما بودند شروع قرون وسطي
خانه آندا
محله قديمي يهوديان
خيابان هاي صنفي شايد خونه کورد باشه
مي خواي يک معامله اي بکنيم؟ توضيح بده از کجا مي دوني من کاراکنم
فکر کردي من کندذهنم؟
يک ذره، اگر 20 يال زنداني بودي و بي گناهي
اين طور فکر نمي کني؟
خوب؟
خيلي غريزي بود
مرکز، تماس گرفت
دوست پسر قرباني پدر قرباني رو به قتل متهم مي کنه
و اون مرد هنوز گزارش گم شدن اون اون دختر رو گزارش نداده
بيا بريم ببينيم
سلام؟
چرا اومدي توي خونه من؟
ارتزانتزا
مي خوايم چندتا سوال درباره دخترتون بپرسيم
کلکسيون چشمان مهره دارانم
متاسفم
مي توني بهمون بگي اتاقش کجا بود؟
اين بود؟
الان ديگه نيازي بهش نداره
قاتلان ايلاوا
...من
کلکسيونم رو ميارم اينجا
بچه داري؟
نه
هيچي ندارم
اهميتي به دستگيري قاتل نميدي؟
راستش الان... من فقط
...يک اتاق دارم
که دوست دارم دکوراسيونشو عوض کنم
متاسفم، بايد با ما به مرکز بيايد
خوزه رامي فرناندز دي بتو
ديروز کجا بودي July 24th, 2019?
اين حقيقت داره که دخترت مي خواست بره با همسر سابقت زندگي کنه؟
اون نيست
اما اون از شر تمام آثار به جا مونده دخترش چند ساعت بعد از مرگش، خلاص شده
کي اين کارو کرده؟
اين ممکنه عدم پذيرش باشه اولين مرحله غم و اندوه
من گزارش روان شناسيتو ديدم
جاي نگراني نيست
اميدوارم نباشه، کارآگاه
فرار با پشت قوز کرده، خيلي حرفه اي نيست
آخر هفته خوبي داشته باشي
من اين کيک ها رو آوردم
اما بايد نتايج آزمايشات رو نشونم بدي
اوه
حداقل بايد چندتاشونو امتحان کنم، مگه نه؟
چندتا رو آره
نمي دونم چرا تو رو نيش نميزنن
حالا مي توني خرابش کني
کارسازه؟
بس کن
بهش دست نزن
قاتل حرف مي زنه
امروز توي خبرهاي ويژه تلروک
درباره جنايت هاي اسليپر حرف مي زنيم
دو جنايت سريالي که لاوا رو به هرج و مرج کشيده
No comments yet. Be the first to leave one.