The first 200 lines.
پروژه صدمین سالگرد سیچو ماتسوموتو
بیست و یکم اکتبر 1943
مراسم وداع با دانشجویان اعزامی به جنگ
وقتی راهپیمایی میکردیم فکرمان به سختی به میدان جنگ میرفت
فقط به این فکر می کردیم که کدام یک از افراد
طبقۀ بالا که ناامیدانه در جبهه می جنگیدند
این اعزام رو ترتیب داده بودن
بله از شنا لذت می بردم
این اولین بار بود
که کنیچی در مورد خودش صحبت می کرد
از شنیدن صدای تشویق زیر آب لذت می بردم
تشویق دور دوستام ذهنم رو آروم می کرد
آگوست 1957
توی دانشگاه برادرم به تیم ملی رسید
با پدر و مادر مرحومم رفتیم پیشش
صحبت از برگزاری آزمون المپیک بود
تا اینکه با شلیک مسلسل مجروح شد
شونه راستش بود؟
اون جا شانس آوردم
از رفقای اون روزام فقط دو نفرمون زنده موندیم
کنیچی برای تبلیغات تویو کار می کرد
این دومین سالی بود که در شهر کانازاوا مستقر شد
باید ده روز در ماه رو توی توکیو می گذروند
تیکو کاملاً به زبان انگلیسی مسلطه
تکیه گاه بخش بین المللی بازرگانی یامانوچی هستش
نمی شه گفت تکیه گاه
پایان نامت شارلوت برونته بود؟ یادمه در موردش بحث کردیم
جین ایر رو دوست دارم
صد بار خوندیش
مادر وقتی بهم دادش گفت خوندنش ضروریه
جدیداً فهمیدم خودش هیچ وقت نخوندتش
تیکو من رو ضایع نکن
مادر نگران فاصله سنی 10 ساله بود
ولی رفتارش بهم آرامش داد
چه غروب زیبایی
البته که هست
اولین بار گینزا رو با مرحوم پدرم دیدم
رفتیم سینما و بعد بستنی خوردیم
خوشمزه بود
به نظر میومد کنیچی نمی خواد در مورد خودش صحبت کنه
شاید برای همین جذبش شدم
این روزا لامپ های نئونی خیلی بیشتر شدن
کمی نزدیک تر
شاید دست راستتون رو بلند کنبد بهتر باشه
خوب و آروم خوبه
بریم
یک هفته بعد
اول دسامبر 1957
آقای هونادا همکار جوونی که قرار بود در شبعه کانازاوا جایگزین کنیچی بشه
یکم بیشتر صبوری کنین کانازاوا رو به من بسپرید
بعد از ازدواج تازهتون لذت ببرین و چند تا بچه درست کنین
ببخشید تند پیش رفتم
شمال ژاپن
قرار بود آخرین سفرش باشه
تا کار ها رو به جانشینش بسپره
مراقب باش
البته
هشتم برگشتم فقط یه هفته هست
اون نگاه گذرا به شوهرم کنیچی اوهارا
اخرین نگاهم بود
گمشده
پایان دوران جنگ زدگی
سهام در بالاترین سطح تاریخ
بیانیه مشترک ژاپن و اتحاد جماهیر شوروی
مشارکت رسمی ژاپن در سازمان ملل
تصمیم در مورد قانون مبارزه با فحشا گرفته شد
مذاکرات بین المللی برای ممنوعیت سلاح های هسته ای
عصر بخیر
حال مورد درخواست ترین آهنگ هفته را می گذاریم
کنیچی برمی گردد
کنیچی اون شب بر نگشت
کنیچی اوهارا
بله درسته
گفت هشتم بر می گرده
تلگرافم نداره
از شعبه کانازاوا خبری نیست؟
متوجهم
این طوری اون روز گذشت
تیکو عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه
چند چیز رو زودتر می فرستم
وقتی برگشتم حلش می کنم لطفاً ولش کن
ببخشید اگر مزاحمه
طبق برنامه می رسم خونه
ممنون بابت غذا
تکالیفتون رو انجام بدین برای فردا حاضر شین
باشه
ولی عجیبه
کنیچی واقعاً گفت که هشتم برمی گرده؟
آره حتی دیشب رئیسش اومد پیشم
تایید کرد کانازاوا رو هفتم ترک کرده
واقعاً؟
رئیسشم براش عجیب بود
چه احمقی که نو عروسش رو نگران می کنه
طوری نمی شه پیداش می شه، مشکلی نیست
درسته حتماً توی راه مشغول چیزی شده
از بچگی همین بود
همین طور خود جوش سرگردان بود
یه بار وقتی از مدرسه برنگشت همه دیوونه شده بودن
تمام جزئیات گذشتش برام تازه بود
فقط ناراحتیم رو بیشتر کرد
ببخشید
کنیچی نمی دونست سر و صدا برای چیه
ببخشید
بالاخره دارم می رم کانازاوا
ممنون که سوار قطار ما شدید الان بلیط هاتون رو چک خواهم کرد
جای زیباییه ولی کانازاوا از
همین الان شروع کرده به سرد شدن
به زودی ابر های تیره موجب بارش برف می شن
کانازاوای برفی به نظرم خیلی رمانتیکه منم با خودت ببر
آها
یه وقت دیگه
خیلی جوونی
اون جوری بهم نگاه نکن
احساس می کردم مقایسه می شم
لبات خیلی نرمن مثل مارشمالو
صبح بخیر زمان فعلی 30 دقیقه بامداد
ایستگاه بعدی توماری هست درب خروج در طرف چپ می باشد
کانازاوا
سلام
من آئوکی هستم، از شعبه کانازاوا
من همسر اوهارا هستم
اتفاقی افتاده؟
خب موضوع اینه که
امروز صبح کنار ساحل
جسدی پیدا کردن
مردی حدوداً 30 ساله با کت و شلوار قهوه ای
این صخره های ساحلی شبه جزیره نوتو رو تشکیل می دن
کاملاً صخره های سخت
متاسفانه جای عالی ای برای خودکشی شناخته شده
همه رو از سر راه بردارین
در خدمتم
بیا تو
به صخره ها کوبیده شده
واقعاً در حالتی که مناسب دیدن همه باشه نیست
بفرمایید
خب؟
شوهرته؟
خوبه
یه روز دیگه هم خودکشی کننده ای داشتیم
به سختی تونستیم زنش رو ازش جدا کنیم
واقعاً الکی اذیت شدین
به هر حال ممنون که اومدید
هنوزم اوهارا ما رو حیرون کرده
شرکت نمی دونه چی کار کنه
آقا
ببخشید
می خواهم محل زندگی شوهرم رو ببینم
فکر کنم جایی به نام تسوباتا باشه
جالبه که اشاره کردی
در حقیقت
به نظر میاد اون جا رو 18 ماه پیش ترک کرد
پس کجا زندگی می کرده؟
صاحبخونه نمی دونست کجا رفته
هیچ کس توی دفترم نمی دونست
دیدی؟ مشکوکه مگه نه؟
رعد و برق در زمستان؟
برف میاد
برف؟
بله
وقتی رعد می زنه روز بعد برف میاد
هیچی از شوهرم نمیدونستم
کنیچی اوهارا برای من غریبه بود
احساس ناراحتی و ترس
قلب لرزان من رو پر کرد
کنیچی
سلام؟
کدوم گوریه؟
برای کار اومدم کیوتو
به محض این که کارم تموم شد میام اون جا
ببرش تو اتاق من
زود
بله حتما
برفم میاد؟
نه، اینجا هوای خوبی داریم
چطوره بریم رئیس شرکت موراتا رو ببینیم؟
مواظب باش هوندا
اون کیه؟
مالک شرکت آجر نسوز موراتا آقای گیساکو موراتا
مشتری اصلی شوهرتون
از نظر حرفه ای و شخصی صمیمی بودند اغلب با هم ناهار می خوردن
هوندا باهاش نرو
این خیلی مهمه
این یه موضوع شخصی باقی می مونه
جرئت نمی کنیم موراتا رو با چیز های حاشیه ای درگیر کنیم
می فهمم
مراقب باش
یادت باشه چی گفتم
متاسفم
نگران پیامد های منفی برای شرکته
آجر نسوز یک صنعت بزرگ محلیه
حالت خوبه؟
آره
شرکت موراتا یکی از بزرگترین شرکت هاست
نیروی فروشمون در تلاش بود بهش نفوذ کنه
به دلایلی، آقای موراتا
و همسرش از شوهرت خوششون اومد
همسرش هم؟
آره اسمش ساچیکوئه
آقای موراتا 3 سال پیش دوباره با او ازدواج کرد
کانازاوا از حملات هوایی جون سالم به در برد
No comments yet. Be the first to leave one.